هیپنوتیزم از منظر علم
از آن زمان که مسمر (franz mesmer) آهنربایش را علت تغییر حال بیماران می دانست تا امروز، نظریه های فراوانی در توجیه هیپنوتیزم مطرح شده است؛ اما هیچ نظریه ای به طور کامل نتوانسته است مکانیسم هیپنوتیزم را تعریف کند. اگر بخواهیم فاکتورهای دخیل در شکل گیری و اثربخشی هیپنوتیزم را نام ببریم، باید به 3 فاکتور اصلی اشاره کنیم:
فاکتور اول تمرکز است. فاکتور دوم جدا شدن ذهن از محیط اطراف است. در واقع تمرکز لازمه به وجود آمدن فاکتور دوم و جداشدن از محیط پیرامون است. در اثر این شرایط میزان تاثیرپذیری فرد بالا می رود. فاکتور سوم تلقین است. تلقین با شعار معروف امیل کوئه (هر روز بهتر از روز قبل بهتر هستم) شناخته می شود و رکن اصلی هیپنوتیزم به حساب می آید.
به هر حال با این که هنوز مکانیسم های مختلفی برای هیپنوتیزم مطرح می شود، اما در هر صورت می توان گفت هیپنوتیزم حقیقت دارد و علت آن هم این است که با ویژگی های مغز ما سازگاری دارد، همین! هیپنوتیزم ماهیت متافیزیک و فرامادی ندارد. هیپنوتیزم جادوگری نیست، هیپنوتیزم قابل اندازه گیری و تکرار پذیر و روشی علمی است.
عده ای از دانشمندان اعتقاد دارند در حین هیپنوتیزم قسمت هایی از مغز از کار می ایستد و تمرکز زیادی بر یک موضوع به وجود می آید. حتی عده ای (مثل دکتر هایدن هین) معتقدند سلول های کورتکس مغز به طور موقت از کار می افتد. این حالت باعث می شود فاکتور تلقین بر مغز بیشتر اثر بگذارد. در واقع می توان گفت پذیرش مغز بالاتر می رود و قدرت تلقین پذیری مغز چند برابر می شود.
باید توجه داشت با این که هیپنوتیزم به معنای به خواب رفتن است و در هیپنوتیزم هم بیمار دچار حالت کاهش سطح هوشیاری می شود، اما صدای هیپنوتیزم کننده را بخوبی می شنود و خواب نیست.
بر اساس نظر هیلگارد (روان شنناس و هیپنوتیزور) هنگام هیپنوتیزم تغییرات زیر در عملکرد مغز انسان رخ می دهد:
برنامه ریزی متوقف می شود حالت پذیرنده (passive) پیدا می کند. دیگر تمایلی به تعیین عملکرد و برنامه ریزی ندارد و صبر می کند تا دستورات هیپنوتیزم کننده را اجرا کند
توجه گزینشی تر از معمول می شود. به عنوان مثال اگر به فرد هیپنوتیزم شده دستور داده شود فقط یک صدای خاص را بشنود، توجه او صرفا به همان صدا معطوف می شود. تخیلات غنی به آسانی برانگیخته می شود. بیمار می تواند در حالت هیپنوتیزم تجربه های لذت بخشی را خارج از زمان و مکانی که در آن قرار دارد، تجربه کند. واقعیت آزمایی کاهش می یابد و تحریف واقعیت پذیرفته می شود. در این وضعیت بیمار به راحتی توهم پیدا می کند؛ مثلا ممکن است چیزی را که وجود ندارد ببیند یا با کسی که آن جا نیست صحبت کند. تلقین پذیری افزایش می یابد. در حین هیپنوتیزم (posthypnotic amnesia) رخ می دهد. معمولا کسی که هیپنوتیزم می شود، با دستور هیپنوتیزم کننده، وقایع حین هیپنوتیزم را فراموش می کند.....
ادامه دارد.