مصاحبه با خدا

 در خواب دیدم که با خدا مصاحبه می کردم.

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد....
اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.
اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت.....

سپس من سؤال کردم:
به عنوان پرودگار، دوست دارید که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد:
اینکه یاد بگیرند، نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
اینکه یاد بگیرند، که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.
یاد بگیرند، که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.
اینکه یاد بگیرند، کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
اینکه یاد بگیرند، دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
اینکه یاد بگیرند، کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

باافتادگی خطاب به خدا گفتم:
از وقتی که به من دادید سپاسگذارم.
و افزودم: چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت...


«فقط اینکه بدانند من اینجا هستم»

 

همکلاسی بخش مشاوره گروهی

مشکل یکی از همکلاسی ها ی عزیز ما


من ......... دانشجوی ترم 5 یکی از رشته های دانشگاه پیام نور قم هستم.
آدم بنظر خودم نرمالی هستم.کمی خجالتی و تیپ متوسط و اجتماعی
تا ترم قبل رابطه کمی با خانمای هم کلاسیم داشتم یعنی در حد یه سلام علیک.

اما از این ترم به دلیل قبول مسئولیت تو انجمن رابطم با خانما بیشتر شده .

تا اینجا که مشکلی نیس ام مشکل من اینه که مثلا در جمعی که چند تا از

 خانمای آشنا هستن اصلا روم نمیشه برم جلو و سلام و علیک کنم یا درباره

انجمن و .. باهاشون صحبت کنم چون فکر می کنم اگه خانما ببینن که من

دارم با مثلا 5 6 خانم صحبت می کنن فکر های ناجوری دربارم می کنن و

می گن این پسره رو نگاه کن با همه رابطه داره واقعا بخاطر این افکار

عذاب وجدان گرفتم و نمی دونم چیکار کنم.


امیدوارم تونسته باشم مطلب رو درست جا انداخته باشم

مثــل مــداد بــاش !

 

پسرک از پدر بزرگش پرسید :
-پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

 

 

فراموش كن تا به خاطر آوري

نتایج مطالعات اخیر در آکادمی ملی علوم آمریکا نشان داده است که‌ ‌فراموش کردن اطلاعات قدیمی روش خوبی برای به خاطر آوردن اطلاعات جدید است‌. به گفته محققان ذخیره کردن شمار زیادی از خاطرات در بلند مدت در ذهن فیلتر‌ ‌کردن و جداسازی اطلاعات جدید و پردازش خاطرات کوتاه مدت را دشوار می‌کند‌. ‌
تیم تحقیقاتی از مرکز پزشکی دانشگاه کلمبیا در این‌ ‌زمینه اعلام کرد: ما در دنیایی که در آن هستیم، دائما از سوی اطلاعات جدید بمباران‌‌ ‌می‌شویم بنابراین همواره در حال فیلتر کردن هستیم و اگر این‌کار را انجام ندهیم،‌ ‌انبوهی از اطلاعات بر ما غلبه خواهد کرد‌. ‌تحقیقات جدید نشان داده است افرادی که حافظه آنها‌ ‌بهتر کار می‌کند احتمالا تعداد نورون‌های جدید کمتری در هیپوکامپ مغزشان رشد پیدا‌ ‌می‌کند‌. ‌ارد بزرگ فیلسوف و متفکر برجسته می گوید : گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.  تحقیقات آکادمی علوم آمریکا هم چنین گزینه ایی را پیشنهاد می دهد چرا که با فراموشی خاطرات گذشته و بخصوص بخش های تیره و غم انگیز آن ، می توان میدان یادگیری و حفظ اطلاعات جدید را فراهم آورد بدین شکل روحیه و طراوت انسان دوباره بدست می آید.
لازم به ذکر است که هیپوکامپ ناحیه‌ای از مغز است که در شکل‌گیری‌ ‌حافظه نقش دارد‌. ‌
در افرادی که حافظه بهتری دارند،‌ ‌این پدیده به آنها کمک می‌کند که اطلاعات کهنه و بلااستفاده را زودتر فراموش کرده و‌ ‌بتوانند اطلاعات جدید را سریعتر به خاطر بسپارند‌. ‌این در حالی است که محققان پیش از این تصور‌ ‌می‌کردند رشد نورون‌های جدید در هیپوکامپ می‌تواند برای حافظه سودمند باشد.

 

روشهای برخورد با نق زدن



آشغالا رو بردی بیرون؟ کی صندلی رو اینجا گذاشته؟ بـه چی داری فکر می کنی؟ گوشت با منه؟ " همه ما با ایـن سوهان روح آشنایی داریم -- بعد از یک روز خسته کننـده به خانه برمیگردید و هنوز زمین نشسته شروع می شود.
همیشه اینجـوری نـبـوده. درسـتـه؟ هـمـسر شـمـا عـادت داشت وقتی ساندویج از دستتان می افتاد بخـندد و زمین را تمیز کند و فکر میکرد وقتی با کفشهای خود در اتاق راه مـی رویـد چقدر جالب است. خوب البته که این طـور بـود،حداقل همسرتان می خواست شما آنگونه برداشت کنیداما همان طـور که همه ما میدانیم، جنس مؤنث اگر نابـغه نباشد، زیرک و باهوش است و همسرشما ازاین موضوع آگـاهـی داشـته کـه برای بدام انداختن و پایبند نمودن شما مجبـور اسـت امـیـال خـود را سرکوب نموده و از ابراز عقیده در مورد ناپختگی ها و خطاهایتان صرفه نـظـر کنـد. اکنون که دم به تله داده اید، ممکن است دچار دردسر شوید.
بگذارید موضوع را بشکافیم؛اغلب زنها همیشه در حال نق زدن، و اغلب مردها همیشه در حال فریب دادن هستند. خیـلی راحـت بـگویـیـم، ایـن طبـیـعت بـشر است. همچنین می توانید خاطر جمع باشید که آنچه که همسر شما در موردش به نـق زدن می پردازد خطای خود اوست. بسیار خوب، بسیار خوب، فقط در 99 درصد از موارد تقصیر او است. احتمالا وی تصور نموده دارای مـقداری اضافه وزن شده و برای کاهش وزن به دلیلی نیاز دارد، اما مـطمئـن باشـید که شما آن نفری نیستید که باید قربانی خبر " چاق شدن" او گردید.
بنابراین از آنجایی که ما می دانیم زن ها بـدون هیـچ دلـیل مشخصی شروع به نق زدن می کنند، مـمکن است بخـواهیم علت واقـعی این عــمل آنها و چگونگی برخورد با آن را بیاموزیم.
چرا او نق میزند
بـهمین زودی احساس گناه نکنید چـون احتـمال اینکه نق زدنهای او ارتباط بسیار کمی با شما داشته باشد زیاد است.اما انصافا، اگـر او 10 بار از شما "خواهش" کرد که سطل آشغال را بیرون بگذارید و سپس "گـفت" که آن کار را انجام دهید پیش از این که خودش آن را خالی کند ولی شما اهمیت ندادید، آنگاه در ایجاد مشکل مقصر خواهید بود.
طبیعت زنانه
اغـب زنـان نق می زنند چون این عمل جزء طبیعتـشان است. آنهـا در مـحـیـطـی رشــد یافته اند که در اطراف خود بسیاری از زنـان را در حـال نـق زدن دیده اند و به آنها آموخته شده است که بهترین راه رفتار با مردها همین است. این موضوع در مورد زنـانـی کـه در حال بالغ شدن می باشند بیشتر صدق میکند، چراکه اکثر آنها بر اثر شستشوی مغـزی تـوسط عواملی همانند برنامه های تلویزیونی که اغلب کوتاهی ها و کاستیهای مـردان را متذکر میشوند، مستعد نق زدن میگردند.
بزرگنمایی مسائل
گاهی اوقات زنها بخاطر یک موضوع ظـاهرا بی اهمیـت نق میزنند فقط به دلیل اینکه آنرا بزرگ نموده و پر اهمیت جلوه دهند. همسرتان می دانـد کـه ایـن نـق زدنـها باعث آزرده خاطر شدن شما می گردد و از این عصبانیت برای فرونشاندن آنچیزی کــه در اصل باعث آزردگیش شده است، استفاده میکند.
غیر منطقی بودن
پذیرشش اندکی مـشکل اسـت ولـی بـاید قبول کنید که اکثر زنها کمی در افکار و اعمال خود غیر منطقی می بـاشـنـد. بـنـابرایـن بـه یــاد داشته باشید که وقتی نق زدن شروع می شـود مـمـکن است بر اساس تفـکرات و بـرداشـتـهای غیـر منطقی بوده باشد. زیاد موضوع را جدی نگیرید.
انواع اشخاص نق زن
بیگناه: چنین شخصی منظور واقعیش نق زدن نیست. همسرتان می خواهد برای آگاه نـمودن شــما از برخی از مسائل آنها را به گـونه ای مـطـرح کـنـد کـه عـصـبانی نشوید و مجادله ای صورت نگیرد. احتمالا نیت و قصدش خیر است، و فـقط کمی برای رسیدن به این هدف باید تلاش کند.
حراف: چنین فردی بنظر میرسد هیچگاه توقف نکند. اما نق زدنهای او بندرت تبدیل بــه مجادله و نزاع میگردد چرا که شما احتملا یاد گرفته اید که چگونه با او کنار بیایید.
معما گو: وای، نق زنی که بدون نق زدن نق میزند ( ایـن جـمـله را 5 بار سریع و پشت سر هم تکرار کنید ). او چیزهایی شبیه به این می گـوید: " دوسـت داری سعی کنی و حـدس بزنی چرا بشقابهای سبز توی کابینت نیستند؟". شما نمیدانید او در مـورد چـی صحبت میکند، و او می داند.
سه پیچ: اگر درحالیکه جیغ میزند مغزتان را منفجر نکند،با خوش اقبالی روبرو شده اید. هنگامیکه نق زدن شروع می شود، گـویی کنار گوش شـما شـیپور نــواخته شده، اتاق تاریک تر شده و شما می دانید که چه اتـفاقی قرار است بیفتند در حالی که جایی برای فرار و گریختن پیدا نمی کنید. تحقیقات عملی صورت گرفته در آزمایشگاه های مردمان یـک مـدرک قـطـعی را مـشخص نـمود که چنین افرادی همدستان واقعی و وفادار شیطان هستند!!!
چگونه می توانید مشکل را حل کنید؟
اگر تصمیم گذران ادامه زندگی با همسر خود را دارید، بایدبدانید که چگونه نق زدن ها را پیشبینی، حل و پیشگیری نمایید. در این بخش با این مسائل آشنا خواهید شد:
آن را پیش بینی کنید
1- اگر بـدون اینکه تماس بگیرید دارید دیر به خانه برمی گردید، خود را آماده نق شنیدن کنید. برایش گل آورده و بگویید که برای پیدا کردن یک مغازه باز جـهت خریـدن گـل مـجـبـور شدید کلی رانندگی کنید.
2- اغلب زنها در هنگام عصبانیت از خود علائمی ساطع میکنند. اگر او بطور غیر معمول ساکت است، شما را تحویل نمیگـیرد و یا کـلا متـفاوت از روزهــای دیگر بنظر می رسد، وقت آن است که به سراغ باد بزن بروید.
3- به او گوش دهید. چه بخواهید باور کنید چه نخواهید، اغلب زنها آنچه که به خاطرش دچار آزرده خاطری شده اند را معمولا یک یا دو بار به ما گوش زد میکنند؛ ما حرف آنــها را نمی شنویم فقط بدلیل آنکه آنها بصورت رمز گونه بخصوصی صحبت می کـنـند کـه فقط برای زن هـای دیـگر قـابـل فـهم است. اما اگـر واقـعا درست گوش دهید، ممکن است به اندازه ای که بتوانید خود را از دست نق زدنهای جان کاه نجات دهید، متوجه حرفهایــش بشوید.
مشکل را حل کنید
1- روش خـارج از محدوده. هــمگی ما این متد را بطور ناخود آگاه انجام می دهیم، فقط باید تا آنجایی مهارت کسب کنید و به اندازه ای استعداد داشـتـه بـاشـید که هنگام اجرا هـمسرتان متوجه نشود که دارید از این روش استفاده میکنید. روش کار ایـن اسـت کـه سر خود را بعلامت موافقت تکان دهید، در حالی که حتی متوجه یک کلمه از حرفهای او نمی شوید لبخند زده و با او موافقت کنید. از یک گـوش بـشـنوید و از گـوش دیـگر بـیرون دهید. فقط آماده جواب دادن به سؤال " گوشت با منه؟" باشید اما اگر پرسید "بگو چی گفتم؟"، خدا به شما رحم کند.
2- روش "حق با تو است". ایـن متــد تـاثیر شگفت آوری دارد. وقتی شروع کرد، سـریـعا قضیه را فیصله میدهید. "میدونم عزیزم باید هفته پـیش چمن اضافه باغچه رو می زدم، بعضی وقتها حتی نمی دونم چرا یادم میره این کار ساده رو هم انجــام بدم." احتمالا او از شنیدن این جملات متحیر شده و شما جان سالم بدر خواهید برد.
از آن پیشگیری کنید
1- عملی غیر منتظره انجام داده و هرگونه عامـل بـالقوه نق زا را خنثی کنید، خود را به انواع و اقسام سلاح های ضد نق مجهز نمایید.
2- قبل از اینکه نق زدن شروع شود سعی کنید بفهمید او از چه چیزی عصبانی است و مشکل را حل نمایید. اگر پیش گیری کنید همسرشما بهانه ای برای نق زدن پیدا نـکرده و میتوانید وقتتان را برای مسائل مهمتری همانند بازی Medal Of Honer صرف نمایید!
3- به رابطه تان پایان دهید.اگر نق زدنها بمرحله ای رسید که دیگر تحمل آنرا نداشتید و با وجود تلاشهای بسیاری تغییری حاصل نـشد، مــمکن است زمان آن رسیده باشد که به رابطه خود پایان دهید. البته این آخرین راه حل است.
جمع بندی کلی
همانگونه که قبلا اشاره شد، همسر شما بی دلیل شروع به نق زدن میـکند؛ این یکی از مسـائلی است که در روابـط طولانی مدت باید بهایش را پرداخت کنید. پس این کاملا به شما بستگی دارد که تا چه اندازه بتوانید مشکل را حل کنید.
بیاد داشته باشید اگر واقعا میخواهید همسرتان را برای خـود نگهدارید، باید او را بـهمراه همه عیوب و کاستی هایش بپذیرید، اما اگر نق زدن ها و مشاجرات کامـلا جـای اوقـات خـوش را گـــرفته و دیگر از دست شما کاری بر نمی آمد، باید فکری اساسی بنماییـد... بنابراین می توانید جستجوی جدیدی را برای یافتن یک زن جدید که بر سر شما نق بزند آغاز کنید!
به نقل ازسایت مردمان

روان شناسی رنگ ها


رنگ‌ها و شماره‌‌های مربوط به آنها
خاکستری.......................۰
آبی ..............................۱
سبز .............................۲
قرمز ............................۳
زرد ..............................۴
بنفش ...........................۵
قهوه‌ای .........................۶
سیاه .............................۷

ویژگی‌های رنگ‌ها
 
خاکستری(۰)
کاملاً عاری از هر محرک و یا گرایش روانی، خنثی بدون تیرگی و روشنی است، نه ذهنی است، نه عینی، نه درونی و نه بیرونی، نه اضطراب آفرین است و نه آرام بخش. این رنگ فقط یک مرز است و در دو سوی آن دیدگاههای متفاوت وجود دارد. (لوشر،۱۳۷۲)
ستاره ی رنگ
 
برخی از ویژگی‌های عمده‌ی شخصی که این رنگ را در اولویت رنگهای انتخابی خود قرار می‌دهد:
گوشه‌گیری، عدم فعالیت و بی تفاوتی. خودداری از مشارکت در کارها، چنین شخصی هر چیز را در پوشش اراده‌ی خود قرار می‌دهد یعنی مشارکت را رد می‌کند. (لوشر،۱۳۷۲)
 
آبی(۱)
این رنگ نشان دهنده‌ی آرامش کامل است. و این تأثیر را بر روی اعصاب انسان نیز منتقل می‌کند. از نظر روانشناسی به معنای خشنودی از وضعیت آرامش و رضایت از آنست. شلینگ [۵] سمبلیسم آبی سیر را در اثرش به نام فلسفه هنر بکار می‌برد، آنجا که می‌گوید:«سکوت شرط لازم زیبایی بوده و همچون آرامش دریای متلاطم است.» این رنگ نمادی شبیه به آب آرام، خلق و خوی آرام، طبیعت زنانه و روشنی و درخشش یک کتاب خطی است.(لوشر،۱۳۷۲)
آبی رنگ آسمان و دریاست و مانند سبز آرام بخش است. آبی قدرتمند است و از این جهت پی از قرمز قرار می‌گیرد. آبی روشن، جوان و پرانرژی است و به همین دلیل برای تجسم ورزش مناسب است، اما آبی سیر و آبی سلطنتی نشانه وقار و تمول است. آبی همچنین رنگ نظافت و پاکیزگی است.(شی‌جی‌وا،۱۳۷۷)
آبی: سمبل الهام، ایثار، صلح و آرامش است. آبی رنگ پریده نشانه‌ی ایثار نسبت به آرمانی اصیل، آبی روشن نشانه‌ی وفاداری و صداقت است. این رنگ را می‌توان به عنوان حفاظ به کار برد. با پوشیدن رنگ آبی خود را در برابر هر نوع اثرات خارجی و انرژی‌های منفی حفاظت کرده و فقط به آن دسته انرژی‌ها اجازه‌ی ورود می‌دهید که خود انتخاب کرده‌اید. این رنگ برای درمان تنش، ترس، تپش قلب و بی‌خوابی به کار میرود. رنگ آبی باعث کاهش التهاب می‌گردد. در صورت کاربرد رنگ آبی با رنگ مکملش نارنجی، نشاطی آرام‌بخش در فرد ایجاد می‌گردد.(ویلز،۱۳۷۵)
آبی رنگی است درونگرا که خداوند آنرا برای تسکین و آرامش ناراحتیها و رنجها و خستگی‌ها و نابسامانی ها زندگی روزمره، بر فراز کره‌ی خاکی آفریده است. چشم را به خود متوجه می‌کند و موجب تقویت آن می‌گردد و چنین است که آسمان آبی بر فراز زمین چشم آبی بین را تقویت کرده و در اندیشه‌ی او رسوخ می‌کند.(آیت‌الهی،۱۳۸۴)
 
برخی از ویژگی‌های عمده‌ی شخصی که رنگ آبی را در اولویت رنگهای انتخابی خود قرار می‌دهد:
نیاز به آرامش کامل و خشنودی خاطر و علاقه زیاد به دوستان و نزدیکان. نیاز به آرامش روحی و عاطفی، صلح وصفا، هماهنگی و خشنودی و یا یک نیاز روحی به استراحت، تسکین و فرصتی برای تجدید قوا.(لوشر،۱۳۷۲)
در رنگ درمانی بیماران در «بیمارستانهای روانی غرب» بیماران تبذیر کننده‌ی نیروی انسانی خویش را تحت تأثیر مداوم «آبی» قرار می‌دهند. از آبی نیلی و تیره به سوی آبی روشن و آسمانی و برعکس، بیماران بسیار آرام، خودگرا، گوشه‌گیر و بی‌حال را با تأثیر مداوم زرد فعال میکنند. وان‌گوگ که هنرمندی با مایه‌های بیماری روانی بود، هیجانهای درونی خود را با تبذیر نیروها و به کاربردن رنگهای زرد شدید ابراز می‌کرد و در برابر «زردی» مزارع به افق رسیده‌ی گندم بود که تبذیر نیروهایش به منتها درجه‌ی خود رسیده و با خالی کردن گلوله‌ای در مغز خود به فرجامش رساند.(آیت‌الهی،۱۳۸۴)
 
ادامه نوشته

اثر کلام

 مردی در پیاده رو، روی پل رودخانه شرقی در نیویورک با ذهنی بسیار مغشوش قدم می زد. در واقع بیش ازاین ها آشفته بود و خیال خودکشی داشت، در نظر داشت از حفاظ پل بالا برود و خود را در آب بیاندارد .زندگی به نظرش خالی و پوچ و بی معنا می رسید .احساس می کرد که نویسندگی که ده ها سال زندگیش را وقف آن کرده بود پوچ است و ارزشی ندارد. در زندگی اش واقعا چه کرده بود؟

 همان طور که ایستاده بود و به تاریکی و چرخش آب خیره شده بود و می کوشید شهامتش را جمع کند و کار را به پایان برساند صدایی هیجان زده فکرش گسیخت.

 زنی جوان گفت: ببخشید متاسفم که مزاحم خلوتتان شدم شما کریستوفرد انتونی نویسنده نیستید؟

 مرد با بی تفاوتی به تصدیق سر تکان داد.

 امیدوارم که اشکالی نداشته باشد که حضورتان آمدم فقط می خواستم بگویم کتاب های شما چه تحولی در زندگی من پدید اورده است! کمکم کردند تا به مدارج بالایی برسم، فقط می خواستم از شما تشکر کنم. 

 آنتونی گفت: نه عزیز من این من هستم که باید از شما تشکر کنم، و چرخید و پشت به رود کرد و به سوی خانه اش راه افتاد. 

 ...کار نیک کردن خرج چندانی ندارد .نیکوکاری لزوما عملی پر آب و تاب و قهرمانانه نباید باشد. اثر یک کلام ساده خوب و یک تعریف می تواند راه درازی را بپیماید، درازتر از آن چه که ما می دانیم. گاه حتی می تواند ناجی یک زندگی باشد.

شیوه درست بیان کردن خشم

 

همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد.همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند.
خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغیر است: خشم می تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد.
عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران، اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند.
فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما را برانگیزند.

بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم. ارد بزرگ در جمله ایی اینچنین می گوید  آتش خشم را با آب سکوت خاموش کن .
ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر، این روش منطقی‌ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید.
جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید.سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید.

روان شناسی روز تولد

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :
فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :
9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29
شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید


تفسیر اعداد:

1- خالق و مبتکر:

''یک'' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال ''یک'' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که ''بهترین'' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

2- پیام آور صلح :

''دو'' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.

3- قلب تپنده زندگی :
'' سه '' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

4- محافظه کار :

''چهار'' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

5- ناهماهنگ با جماعت :

''پنج'' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

6- رمانتیک و احساساتی :

'' شش'' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.''شش'' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

7- عاقل و خردمند :

''هفت'' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

8- آدم کله گنده :

''هشت '' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.

9- اجرا کننده و بازیگر :

''نه '' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ ** برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند

کی؟ چی؟

 

1. امام علی علیه السلام:

زبان مانند درنده ای است که اگر رهایش کنی تو را می گزد.

2. جیم ران

بین کسی که بی سواد است و آن که مطالعه نمی کند، تفاوت چندانی نیست.

3. برایان تریسی

شما آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید.

4. نیوتن

کسی که فکر نمی کند، به ندرت دم فرو می بندد.

5. جیمز الن:

اندیشه های نیک میوه های نیک و اندیشه های پلید، میوه های پلید به بار می آورند.

6. هنری فورد:

خطا فرصتی است برای این که هوشمندانه تر عمل کنیم.

7. برنارد شاو:

یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زودرس نیست.

نتیجه وقت نشناس بودن!

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفون قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگارهمین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.

بقیه داستان رو خودتون حدس بزنید...

مشکل فرزانه

سلام من تازه و جدید به جمع شما وارد شدم از کارهاتون خوشم اومد همه چیز خوبه اما عالی نیست باید بیشتر روش کار بشه
من مشکلم یه عشقه یه عشقه یه طرفه یه پسره خوشکل و با حالو دوست دارم اونم خیلی منو دوست داره اما بزرگترین عیب دوستی ما اینه که سرانجام نداره اون دوست داره تا آخر عمر منو داشته باشه اما از طریق رفاقت دلم می خواد کمکم کنید تا ببینم با این عشق مغرور و مسئولیت ناپذیرم چه کنم زود زود جوابمو بدید اگر هم خواستید بعدا سوال داشتید بپرسید تا جواب بدم بای

* * *

آن چه خواندید کامنتی است از فرزانه عزیز در بخش مشاوره گروهی

و اولین درخواست من از ایشون

کاش اطلاعات جامع تری می دادید

مثلا از خودتانُ دل مشغولی هایتان روابط گذشته اتان (این اولین تجربه ی عشقی

 شماست) و روابط تان با خانواده دیدگاهتان نسبت به زندگی و ...

با تکمیل اطلاعات ما را در بخش مشاوره یاری دهیدُ می توانید اطلاعات را به صورت

 کامنت خصوصی برایمان بگذارید و من در ادامه ی همین پست آن ها را درج کنم

با تشکر

سپیده

 

پرورش اعتماد به نفس

مهم ترین عاملی که به اعتماد به نفس شما آسیب وارد می نماید : احساس گناه می باشد .

خداوند شما را می بخشد ، شما چرا خود را نمیبخشید ! سال ها پیش اشتباهی را مرتکب شده اید ولی بار سنگین آن را هنوز به دوش می کشید . از این لحظه ، این بار سنگین را به زمین بیندازید و خودتان را سبک کنید.

1- احساس گناه را از خود دور کنید :

بنابراین اگر احساس گناه را از خود دور کنید ، اعتماد به نفس شما زیاد می شود و زمانی که اعتماد به نفس شما زیاد شد، به راحتی می توانید از گناه فاصله بگیرید.

2- اقتدار و قاطعیت داشته باشید :

از امروز تمام کارهای خود را با قاطعیت انجام دهید .بعد از این که به درستی تصمیم خود مطمئن شدید، قاطعانه پیش بروید . حرف زدن و راه رفتن شما باید همراه با اقتدار باشد . اگر کلام شما با تردید همراه باشد ، تردید خود را به مخاطب القا کرده و در نهایت ، موئثر نخواهید بود .

3-از یادآوری شکست های قبلی خود پرهیز نمائید :

هرگز به شکستهای قبلی خود فکر نکنید . فقط از آن پیام و درس و بعد آن را فراموش کنید. اگر خاطره شکست در یک سخنرانی را برای خود یاد آوری کنید ، شکست های گذشته ، اعتماد به نفس شما را تضعیف می کند.

4-عبارتهای تاکیدی مثبت را برای خود تکرار کنید :

قبل از خواب می توانید عبارتهای زیر را در ذهن خود تکرار کنید و با همین جمله ها به خواب بروید . به زودی تاثیر معجزه آسای تکرار این جمله ها را خواهید دید :((اعتماد به نفس من روز به روز بیشتر و بیشتر می شود)) یا ((من اشرف مخلوقات هستم و اعتماد به نفس من عالی است ))

5- عاشق خود ، کار خود و خدای خود باشید :

خودتان را در هر شرایطی که هستید بپذیرید . به فرض ؛ اگر قد شما کوتاه است ، خودتان را بپذیرید هر گونه که باشید ، روح خداوند در شما جاری است و توجه به همین نکته ، اعتماد به نفس شما را زیاد می کند . اگر عاشق خدای خود باشید و خود را وابسته به یک نیروی برتر بدانید ، به طور حتم همیشه اعتماد به نفس دارید . به کار خود علاقه مند باشید و اگر به هر علتی از شغل خود احساس نارضایتی می کنید ، سعی نمائید دیدگاه خود را نسبت به آن عوض کنید.

6- تبسم را فراموش نکنید :

سعی کنید در هر شرایطی تبسم بر لب داشته باشید . تبسم ، نشانه بارز اعتماد به نفس و سلامت روان است . گفته شده پیامبر اسلام (ص) در تمام مدت زندگی خود متبسم بوده اند . تبسم ، نماد خوشرویی است . و خوشرویی از نشانه های مومن است .

7- مبهم حرف نزنید :

اگر به اصطلاح (من من) کنید ، به دیگران اعلام کرده اید که من اعتماد به نفس لازم را ندارم . بلند ، روان و رسا صحبت کنید . علاوه بر این ، صراحت بیان داشته باشید و به روشنی و وضوخ اعلام کنید که چه می خواهید یا منظورتان چیست . حاشیه نروید و به اصل مطلب بپردازید . این اقدام ها اعتماد به نفس را تقویت می کنند .

8-مطالعه خود را زیاد کنید :

کسی که زیاد مطالعه می کند و اطلاعات زیادی به دست می آورد ، خودش را یک سر و گردن از دیگران بالاتر می بیند و این همان اعتماد به نفس است .

9- آراستگی ظاهر خود را زیاد کنید :

اگر شما ظاهر آراسته و مرتبی داشته باشید ، اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت .

10- آرامش خود را حفظ کنید :

مضطرب و عجول بودن ، از اعتماد به نفس شما خواهد کاست . اگر آرامش خودتان را از دست بدهید ممکن است شمال و جنوب را هم گم کنید .

11- به موفقیتهای خود نگاهی بیندازید :

از موفقیتهایی که تا کنون داشته اید ، برای خود لیست تهیه کنید و همراه خود داشته باشید .

12- نه گفتن را یاد بگیرید :

بسیاری از افراد ، قدرت نه گفتن را ندارند و این همواره برای آنان مشکل هایی ایجاد نموده است

مدیریت زندگی

سه کلمه جادویی:

این سه کلمه جادویی را در روز چندين بار به کار گیرید:

"لطفاً" . "متشکرم" و "ببخشید"





دو کلمه شوم:


در زندگی خانوادگی ، شوم ترین کلمات این دو هستند:

"مال من" و "مال تو"




قسم:

هر چه بیشتر قسم بخوریم تا حرفمان را ثابت کنیم ، باور دیگران را نسبت به خود کاهش داده ایم.




در خانه:


وقتی به خاطر رفتار متین تان در خارج از خانه مورد احترام قرار می گیرید، این رفتار را در خانه هم حفظ کنید.





معامله نسیه:


اگر مغازه یا فروشگاهی به شما اعتبار داده تا نسیه معامله کنید، به این فکر کنید که ممکن است گذران آخر برج برای او هم، همان اندازه سخت باشد که برای شما دشوار است.



اختلاف خانوادگی:

پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز کنید و پس از آن، کمی روی هم بگذارید.



انگشت اشاره:

انگشت اشاره در حقیقت برای این آفریده نشده که با آن افراد را نشان دهید . اگرچه نامش اشاره باشد.



برای جلب توجه گفته اند:

انسان برای آن که حرف زدن بیاموزد، به دو سال وقت نیاز دارد ولی برای آموختن سکوت، پنجاه سال مهلت لازم است.


صدای تان را بلند نکنید:

برای آن که در محلی توجه همراهانتان را جلب کنید، صدای تان را بلند نکنید. اگر حرف های شما جالب باشد، دیگران خود به گفته های شما توجه پیدا می کنند.



نگاه گویا:

وقتی با شما حرف می زنند و یا شما با دیگری صحبت می کنید، اگر نباید به چشمانش نگاه کنید ، دست کم به دهانش چشم بدوز.

تفکر و زبان- نیمسال اول 85-86

 

1. کدام یک از گزینه های زیر در توضیح زبان درست تر است؟

الف. زبان از نمادهای کلامی تشکیل شده است.

ب.زبان از نمادهای کلامی و غیرکلامی تشکیل شده است.

ج.تنها کارکرد زبان، ایجاد ارتباط با دیگران است.

د.ترکیب نمادها به راه های مختلف را اصطلاحاً قانونمند بودن زبان گویند

 

2. در کدامیک از موضوع های زیر معمولا بین صاحب نظران زبان اختلاف نظر وجود دارد؟

الف. نمادی بودن زبان

ب. کارکرد ارتباطی زبان

ج.  ارتباط بین تفکر و زبان

د. زاینده بودن زبان

 

3. در کدامیک از دیدگاه های زیر عقیده بر این است که تفکر چیزی جز صحبت پنهان فرد با خودش نیست؟

الف. دیدگاه تولیدات زبانی زیربنای تفکر را تشکیل می دهد.

ب.دیدگاه زبان زیربنای اصلی تفکر است

ج.دیدگاه سیستم زبانی هر شخص نحوه نگرش او را شکل می دهد

د.دیدگاه سیستم زبانی هر فرد تعیین کننده فرهنگ اوست.

 

4. از جمله «کسی که برای برنج صد واژه دارد نسبت به کسی که برای برنج یک واژه دارد از شناخت بیشتری نسبت به برنج برخوردار است» چه استنباطی می توان کرد؟

الف. تفکر زبان را شکل می دهد.

ب.نوع تفکر مفاهیم بیشتری را ایجاد می کند.

ج.بین زبان و تفکر رابطه ای وجود ندارد.

د. زبان زیر بنای تفکر است.

 

5. کدامیک از گزینه های زیر بیانگر نظر برونر است؟

الف. تصاویر ذهنی افراد از اشیا به کمک زبان صورت می گیرد.

ب. تولید گفتار مقدم بر سازمان دهی ذهنی است.

ج.ارتباط بین زبان و تفکر مبتنی بر اصل طبیعی بودن است.

د. مفاهیم ذهنی و تفکر علت زبان است.

 

6. همه کودکان دنیا در سن خاصی از دستورهای غلط زبان استفاده می کنند مثلا در زبان فارسی معمولا بچه های چهارساله برای فعل پختن می گویند من پزیدم از این ویژگی زبان آموزی چه نتیجه ای می توان گرفت؟

الف. زبان آموزی از طریق تقلید و تفکر بدست می آید.

ب. تولید گفتار ذاتی بوده و تحت تاثیر مکانیسم واحدی است.

ج. زبان با تفکر هیچ ارتباطی ندارد.

د. زبان های مختلف از اصول مختلفی تبعیت می کنند.

 

7. نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه آسیب دیدگی مغز نشان می دهد که:

الف. یک نیمکره بر نیمکره دیگر تسلط دارد.

ب. مغز دارای مراکز مختلف کنترل گفتار است.

ج. مناطق مختلف مغز قابل تفکیک نیست.

د. هر قسمت از مغز وظیفه تخصصی خود را انجام می دهد.

 

8. کدامیک از کارکردهای زیر از وظایف نیمکره راست مغز است؟

الف. توجه به جزئیات موضوع ها

ب. توجه به اشکال

ج. توجه به شباهت های ادراکی

د. تجزیه و تحلیل اصوات

 

9. تحقیقات نشان می دهد که بخش عمده نخستین واژگان کودکان از کدام نوع است؟

الف. اسامی اشیا

ب. صفات و ضمایر

ج. افعال

د. حروف ربط

 

10. کدامیک از گزینه های زیر درست است؟

الف. بیش گستری کودکان بیشتر در فهم واژگان وجود دارد.

ب. کم گستری به معنای گسترش یک واژه برای مصادیق مختلف است.

ج. تجرید به معنای استفاده از واژگان متعدد برای یک چیز است.

د. بیش گستری به هنگام تولید گفتار وجود دارد.

 

11. کودکان در ابتدا یک جمله را چگونه بیان می کنند؟

الف. کاملا بی معنی بیان می کنند.

ب. جمله را با یک کلمه بیان می کنند.

ج. جمله را با چند کلمه و بدون فعل بکار می گیرند.

د. جمله را با یک کلمه و یک ضمیر بکار می برند.

 

12. منظور از خودمدارانه بودن زبان کودکان از نظر پیاژه چیست؟

الف. توجه کودک به خودش

ب. عدم پاسخ گویی مثبت کودک به دیگران

ج. ناتوانی کودک از برقراری ارتباط با دیگران

د. ناتوانی کودک از درک گفتار دیگران

 

13. این سوال که «کودکان چگونه یاد می گیرند تا زبان را در زمینه های اجتماعی مختلف بکار ببرند؟» به کدامیک از ابعاد زبان اشاره دارد؟

الف. نحو

ب.معناشناسی

ج.آواشناسی

د.کاربرد شناسی

 

14. کدامیک از دانشمندان زیر به بررسی تحول شکل گیری شیءدائم پرداخته است؟

الف. پیاژه

ب. اشپیتز

ج. آزگود

د.اسمیت

 

15. آخرین مرحله اکتساب زبان کدامیک از بخش های یک جمله است؟

الف. حروف اضافه

ب. فاعل

ج.افعال

د. ضمایر

 

16. از آزمایش هایی که در زمینه فلج شدن عضلات تکلمی به هنگام استفاده از داروهای خاص صورت گرفته می توان نتیجه گرفت که:

الف. حرکت اندام های تولید گفتار برای اندیشه ضروری است.

ب. حرکت اندام های گفتاری برای فکر کردن ضروری نیست.

ج. غیر از تکلم، سیستم های زبانی دیگری برای تفکر وجود دارد.

د. هیچ برنامه داتی برای زبان آموزی وجود ندارد.

 

17. کودکی در تعریف ماشین می گوید: ماشین وسیله ای است که چهارچرخ دارد» وقتی وی یک کامیون را با تعداد چرخ های بیشتری دید تعریق خودش از ماشین را تغییر می دهد. به فرآیند تغییر دانش قبلی، از دیدگاه پیاژه، اصطلاحا چه می گویند:

الف. روان بنه

ب. درونسازی

ج. برونسازی

د. قالب های ذهنی

 

18. بر اساس کدامیک از مولفه های زیر به این موضوع پی می بریم که نتایج حاصل از تصمیم گیری های بعدی نتایج موفقی خواهد بود یا خیر؟

الف. خلاق بودن

ب. گویا بودن

ج. در دسترس بودن

د. محکم نگهداشتن

 

19. در کدامیک از مراحل تفکر خلاق، فرد به راه حل مساله دست می یابد؟

الف. مرحله آمادگی

ب. مرحله نهفتگی

ج. مرحله اشراق

د. مرحله وارسی

 

20. به ویژگی های مشترک مصادیق مختلف چه می گویند:

الف. مفهوم

ب.صفت مفهوم

ج. ارزش صفت مفهوم

د. مفهوم مرکب

 

21. به مفهومی که همه صفات آن ضرورتا در موردی خاص متمرکز باشند چه می گویند؟

الف. غیرترکیبی

ب.ترکیبی

ج.رابطه ای

د.مفاهیم ذهنی

 

22. با توجه به تعریفی که از ورزش به عمل می آید بازی شطرنج برای مفهوم ورزش چگونه مفهومی است؟

الف. عینی

ب.انتزاعی

ج.رابطه ای

د. احتمالاتی

 

23. کدامیک از دانشمندان زیر اعتقاد دارند که فعالیت های ذهنی برآیند شکل های مختلف فعالیت انعکاسی است؟

الف. ثورندایک

ب. واتسون

ج. گاثری

د. سچنوف

 

24. کدامیک از گزینه های زیر در توضیح روش تجزیه به واحدها درست است؟

الف. توجه به همه خواص یک کل

ب. تجزیه کل به اجزای مختلف

ج. توجه به ساختار ظاهری هر واژه

د. توجه به بعد کاربرد شناسی هر واژه

 

25. کدامیک از گزینه های زیر در توضیح آفازیا درست نیست؟

الف. اختلال در درک پیام ها

ب. فقدان توانایی در سخن گفتن

ج. اختلال در بخش پس سری

د. صدمه در نیمکره برتر

 

26. مهم ترین مشکل افراد مبتلا به آفازیای ورنیکه در چه چیزی است؟

الف. جدا جدا کردن کلمات

ب. صحبت های بی ربط

ج. یکنواختی در تکلم

د. فقدان استفاده از افعال

 

27. مخالفان آموزش زبان دوم، به چه دلیل با دو زبانه بودن کودکان مخالفت می کنند؟

الف. به دلیل وجود ایجاد ناسازگاری عاطفی در کودک

ب. به دلیل عدم استفاده از روش های درست آموزشی

ج. به دلیل یک زبانه بودن کتاب های درسی

د. به دلیل عدم رشد زبان دوم به خوبی زبان اول

 

28. مهم ترین ویژگی آناتومیک مراکز تکلمی این است که:

الف. با آسیب به مرکز تکلم در دوره کودکی، این مرکز از نیمکره چپ به راست منتقل می شود.

ب.در تمام دوره های سنی انتقال مرکز تکلم از یک نیمکره به نیمکره دیگر امکانپذیر است.

ج. پژوهش های جدید نشان می دهد که مرکز بروکا علاوه بر تکلم کارکردهای دیگری نیز دارد.

د. مرکز تکلم خلفی در نیمکره راست قرار دارد و برخلاف مرکز قدامی، منطقه ای وسیع است.

 

29. بطور کلی کدامیک از عملکردهای زیر به عملکرد نیمکره راست اختصاص دارد؟

الف. انجام فعالیت های پیچیده

ب. تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی

ج. درک رابطه بین اجسام و افراد

د. یادگیری از طریق شنوایی

 

30. از نظر انسانگرایان کدام مورد درست است؟

الف. خلاقیت در برخی از افراد وجود دارد.

ب. خلاقیت ممکن است در بعضی از افراد شکوفا نشود.

ج. تعارض بین فرد و جامعه باعث رشد خلاقیت می شود.

د. خلاقیت به واسطه همرنگی و ارزیابی سخت گیرانه ایجاد می شود.

 

ادامه نوشته

کی؟ چی؟

 

1. امام علی علیه السلام:

از گناه دوری کنید زیرا همه بلاها و تنگی روزی به خاطر گناه است.

2. شکسپیر:

ما از جنس رویاهایمان هستیم.

3. ناپلئون هیل:

ثروت اگر صادقانه به دست نیاید می تواند آرامش ذهن را مخدوش کند.

4. گوستاو گاس:

انسان از بدترین دشمنش هم می تواند چیز یاد بگیرد.

5. شاتو بریان:

یک اراده ی قوی بر همه چیز غالب می آید حتی بر زمان.

6. جکسون براون:

هیچ گاه زمام اعصاب، خلق و خو و همچنین کلید اتومبیلت را رها نکن.

7. مارلون براندو:

هر چه شما را نمی کشد شما را قوی تر می کند.

اشك هاي خدا!


روزي عارفي از خداوند پرسيد:چرا انسان مي ميرد؟چرا او را آفريدي؟؟و اصلا چرا در زمين قرارش دادي؟؟چرا نزد خودت نماند؟؟؟

و خداوند گفت:

من انسان را آفريدم و عاشق او شدم!! او را در زمين قرار دادم تا ببينم چه كسي معناي عشق را مي داند؟و ببينم چه كسي در امتحان عشق به من پيروز است؟ او دراين خواب كوتاه قوطه ور است! و من تحمل دوري معشوقم را ندارم!
و او بايد به سوي عاشق خود بازگردد!

و ناگهان اشك هاي خدا جاري شد! عارف پرسيد خداوندا چه شده است؟

خدا با اشك پاسخ داد:من معشوقه ام را دوست دارم و هرچه كه او بخواهد برايش مهيا مي كنم!!آنهايي كه بيشتر دوست دارم بيشتر امتحان ميكنم......و مشكلات آن ها را به مو مي رسانم ولي پاره نمي كنم! براي آنكه آنان هميشه بنده ي من باشند!!
و اشك ميريزم به خاطر كساني كه از من روي گردان مي شوند!!

و نام اشك هاي من باران است!

هنگامي كه اشك ميريزم دلشكسته، از يكي از بندگانم دور ميشوم!چون او به شيطان پيوسته است!


ساليان سال است كه باران مي بارد و ساليان سال است كه خدا مي گريد!!
و هر بار كه باران مي بارد او دلش از يكي از بندگانش ميشكند!و خدا عجب دل شكسته اي است!

چگونه با كودكان درباره مسائل مشكل صحبت كنيم ؟

 


منظور از مسائل مشکل رویدادها و شرایطی هستند که پذیرش و سازگاری با آن ها برای اکثریت مردم کار چندان ساده ای نیست.

در رویارویی با موضوعاتی مانند مرگ طلاق مهاجرت جا به جایی منزل و غیره که درک وفهم آنها برای کودکان دشوار است به خاطر سپردن و رعایت نکات زیر می تواند کمک کننده باشد :


سن میزان پختگی و سطح رشدی کودک را در نظر بگیرید کودکان در سنین مختلف توان متفاوتی برای پردازش اطلاعت بیان کلامی و انتزاعی و سطوح مختلفی از تحمل ناکامی و مهار تکا نه ها دارند


واکنش والدین به حوادث زندگی تاثیر بسیاری بر چگونگی رفتارهای کودک دارد. کودکان واکنش پدر و مادر را در برابر روی دادهای آسیب زا مشاهده و درک می کنند.

در واقع چگونگی پاسخ کودکان به این حوادث به واسطه پاسخ های والدین تعیین می شود


تا جایی که امکان دارد باید هر دو والد در این گونه بحث ها شرکت داشته باشند این بحث ها باید در موقعیت هایی صورت پذیرد که امکان قطع شدن آنها کمتر وجود داشته باشد(مثلا ماشین جای مناسبی است که نوجوانان می توانند هنگام رانندگی پدر یا مادر خود به راحتی با آنها صحبت کند).


وقتی کودکان از حادثه ای آزار می بینند یا متاثر می شوند ممکن است در مورد آن صحبت کنند یا رفتارشان دستخوش تغییر شود.


ارتباط خوب میان والدین و فرزندان باید در سنین پایین ( سال های پیش دبستانی ) آغاز شود طی زمان پروش یابد و غنای بیشتری پیدا کند هنگام بروز یک پدیده بحرانی و دشوار ارتباط به سرعت قابل ایجاد نیست.


در ادامه به برخی بایدها و نباید هایی که والدین بهتر است برای صحبت با کودکان از آنها پیروی کنند می پردازیم.

 

بايدها:


به حس درونی خود به عنوان پدر یا مادر اطمینان کنید.


قبل از صحبت با کودکان پیام هاو افکار خود را سازمان دهی کنید.


پیام های ساده و مشخص بدهید .


صادق باشید.


به دقت به صحبت های کودک گوش کنید و سوالات او را پاسخ دهید(زمان زیادی را به این امر اختصاص دهید)


آماده باشید سعی کنید پاسخ ها و سوالات کودک را پیش بینی کنید


واکنش های کودکان را مشاهده کنید اگر کودک گیج آشفته و مقاوم است آرام باشید
بدانید که کودک ممکن است احساسات و هیجانات مخلوطی داشته باشد(مثلا از پدر بزرگ خشمگین باشد که چرا مرده است)


راه های ارتباطی را باز نگه دارید کودک غالبا نیاز دارد در مورد آینده صحبت کند او زمان کافی می خواهد تا بتواند اطلاعات را به شیوه خود پردازش کند

 نبايدها:


وقتی کودک آشفته است با او در مورد مسائل پیچیده صحبت نکنید.


وقتی کودک ناراحت است یا روز واقعا بدی داشته مسائل دشوار را به میان نکشید.


نصیحت یا موعظه نکنید مراقب آهنگ کلام خود باشید.


از کودک سوالات خیلی مستقیم نپرسید به او اجازه بدهید سوالات خود را بپرسد.


به کودک اطمینان کاذب ندهید به او دروغ نگویید.


دیگران را مقصر قلم داد نکنید(مثلا در جریان جدایی با طلاق والد دیگر را محکوم نکنید).


اگر کودک خیلی لجباز یا عصبانی شده است بحث را ادامه ندهید.

با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند.

 

راه به سـوی خوشبختی، راهی است که همه می توانند
از آن عـبور کنند، کوچك و بزرگ، پیر و جوان. اما رسیدن به
آن، مستلزم داشتن خصوصیاتی ویژه است. در  این مقاله
قـصد داریـم شـما را بـرای رسیـدن به خوشبختی رهنمون
کنیم.

تعـجب نـکنـید اگـر دیدید کسی از اینکه صفت "خوب" به او
اطـلاق شـود، نــاراحت شود. این ناراحتی از مفهوم "خوب
بـودن" نشـات نــمی گیرد، بلکه ممکن است آن فرد معنای
واقعی آن را نداند.

عـقـاید و نـظرات مختلف و گاه متناقضی در رابطه با مفهوم
"رفـتـار خوب و پسندیـده" وجــود دارد کـه انـسان را گـیـج و
سـردرگم مـی کند. انسانـها از هـمان دوران کـودکی با این
مفهوم دچار مشکل بوده اند. بچه ها نمی دانند که نمره انضباطشان در مدرسه به خاطر کدام رفتار یا عمل زشت یا ناپسندشان پایین آمده است. اعتقاد کلی بر این است که بچه ها باید جلوی چشم بزرگترها باشند اما صدایی از آن در نیاید. با این عقیده، از "خوب بودن"،  مفهوم غیر فعال بودن و ساکن بودن تلقی می شود.

اما، برای واضح شدن این مفهوم مبهم و گنگ، راه هایی وجود دارد.

در همه ی زمانها و مکانها، انسانها برای خود ارزش ها و اعتقادات خاصی داشته اند که به آنها احترام می گذاشتند. این ارزش ها، فضیلت نامیده می شد که به انسانهای خردمند، انسانهای پاک و مقدس، قدیسان و خدایان اطلاق می شد. این همان چیزی بود که اختلاف بین انسانهای وحشی و بی فرهنگ با انسانهای تربیت شده و تحصیلکرده، و اختلاف بین جامعه ی منظم و جامعه ی پر هرج و مرج را مشخص میکرد.

البته نیازی به انجام تحقیقات بسیار نیست که بفهمیم مفهوم واژه ی "خوب" چیست. می توان در رابطه با این موضوع از خرد خویش نيز کمک بگیریم.

هر انسانی می تواند به این مفهوم دست یابد.

اگر هر کس فکر کند که دوست دارد دیگران با او چگونه برخورد کنند، فضیلت انسانی را کشف خواهد نمود. فقط کافی است ببینید که می خواهید رفتار دیگران با شما چگونه باشد.

احتمالاً قبل از هر چیز دوست خواهید داشت که رفتار دیگران با شما منصفانه باشد. دوست ندارید مردم در مورد شما دروغ بگویند یا بیرحمانه محکومتان کنند. درست است؟

دوست دارید دوستان و همراهانتان به شما وفادار باشند. دوست ندارید به شما خیانت کنند.

دوست دارید مردم در ارتباطات و معاملاتشان با شما منصف باشند.

دوست دارید با شما صادق باشند و گولتان نزنند و فریبتان ندهند.

دوست دارید با شما مهربانانه و به دور از هرگونه خشونت رفتار کنند.

دوست دارید حقوق و احساسات شما را نیز در نظر گیرند و آنها را زیر پا ننهند.

در زمان ناراحتی، دوست دارید با دلسوزی و شفقت با شما رفتار کنند.

دوست دارید در مواقع خشم، به جای عصبانیت و داد و فریاد، در برخورد با شما خشمشان را کنترل کنند.

اگر عیب و نقصی دارید، یا اشتباهی از شما سر می زند، دوست دارید دیگران به جای انتقاد، با مدارا و شکیبایی با شما رفتار کنند.

به جای انتقاد یا تنبیه شما، دوست دارید بخشندگی کنند. درست است؟

دوست دارید مردم با شما مهربان و خیراندیشانه برخورد کنند، نه بدجنسانه و از سر بدخواهی.

دوست دارید دیگران به شما و تواناییهایتان اعتماد داشته باشند و به شما شک نکنند.

دوست دارید به شما احترام بگذارند نه اینکه خوارتان کنند و به شما توهین کنند.

دوست دارید مؤدبانه و باوقار با شما رفتار کنند.

دوست دارید همه مردم تحسین و تمجیدتان کنند.

وقتی کاری برای کسی انجام می دهید، دوست دارید از شما قدردانی کند.

دوست دارید دوستانه و با صمیمیت با شما برخورد کنند.

دوست دارید بعضی از آنها عاشقتان شوند.

و بیش از همه، دوست دارید آنها به این کارها فقط تظاهر نکنند، دوست دارید این کارها را از ته دل و از روی انسانیت انجام دهند.

اگر کمی فکر کنید، می بینید کسی که اطرافیانش با او اینچنین برخورد مي کنند، زندگی بسیار خوشایند و مطبوع خواهد داشت. و مطمئناً چنین شخصی به هیچ وجه روح عناد و کینه را در برابر کسانی که با او اینگونه رفتار می کنند، در خود پرورش نخواهد داد.

پدیده ی جالبی در روابط انسانی هست به این صورت که وقتی یک نفر سر دیگری داد می زند، فرد دوم انگیزه ای برای برگرداندن این فریاد دارد. یعنی فرد همانطور که با دیگران رفتار می کند، مورد برخورد قرار می گیرد. اگر با دیگران با خشونت و بدجنسی رفتار کند، با او همانطور رفتار می شود و اگر با دیگران با مهربانی و دوستی برخورد کند، با او همانطور برخورد می شود.

در دنیای خیالی فیلم و داستان، ما افراد تبه کار و شرور مؤدبی می بینیم که زیر دستانشان با آنها با احترام رفتار می کنند، و از طرف دیگر قهرمانانی می بینیم که بسیار خشن و بی نزاکت هستند. چنین چیزی در دنیای واقعی صحت ندارد. تبه کاران واقعی معمولاً افرادی خشن هستند که زیردستانشان حتی از خود آنها نیز خشن ترند. نمونه ای از آن ناپلئون و هیتلر هستند که از طرف نزدیکترین افرادشان مورد خیانت قرار گرفتند. قهرمانان واقعی نیز افرادی هستند که با دوستان و نزدیکانشان در کمال محبت و نزاکت صحبت می کنند.

وقتی شانس ملاقات و صحبت کردن با افراد تراز بالای حرفه ی خود را داشته باشید، خواهید دید که آنها نجیب ترین و نازنین ترین انسانهایی هستند که در طول عمرتان دیده اید. به خاطر همین رویه و اخلاق نیکوست که به این درجه رسیده اند: چون سعی می کنند با دیگران خوب و صحیح برخورد کنند. اطرافیانشان نیز به همینگونه به آنها پاسخ می دهند و خطاهای کوچکشان را با بزرگواری می بخشند.

از این نکات به این نتیجه می رسیم که افراد به طریقی می توانند به فضیلت انسانی دست یابند، که تشخیص دهند که دوست دارند چطور با آنها رفتار شود. از این طریق است که ابهام در مفهوم واژه ی "خوب بودن" نیز از میان می رود. حال می فهمیم که خوب بودن به معنای ساکت و غیر فعال در گوشه ای کز کردن نیست، بلکه می تواند نشانه ی فعالیت بسیار شدید باشد.

حال با خود فکر کنید اگر کسی سعی کند تا با اطرافیانش با انصاف، وفاداری، مردانگی، صداقت، مهربانی، دلسوزی، شکیبایی، بخشندگی، خیرخواهی، اعتماد، ادب و احترام، تحسین، رفاقت، عشق، و درستی رفتار کند، چه اتفاقی می افتد؟

ممکن است کار سختی باشد، اما به این فکر کنید که چندین انسان دیگر نیز به شما همینطور پاسخ خواهند داد.

به این روش، در صورت بروز هرگونه اشتباه و خطا، دیگران او را راحت تر خواهند بخشید و خطاهایش را نادیده می انگارند. و انسان زندگی خوشایندتر و زیباتر خواهد داشت.

انسان می تواند بر رفتار اطرافیانش نیز تاثیر بگذارد. با اتخاذ یکی از این فضیلت های اخلاقی در روز، و اعمال آن بر اطرافیانتان، یک قدم به خوشبختی نزدیک تر شوید. با این اقدام شما، کم کم همه ی اطرافیانتان نیز همینگونه خواهند شد. و علاوه بر منفعت های شخصی، با این اقدامتان می توانید دریچه ای به سوی روابط انسانی باز کنید.

معجزه روبان آبی

 

آموزگارى تصميم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شيوه جالبى قدردانى کند. او دانش‌آموزان را يکى‌يکى به جلوى کلاس مي‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو مي‌کرد. آن گاه به سينه هر يک از آنان روبانى آبى رنگ مي‌زد که روى آن با حروف طلايى نوشته شده بود: "من آدم تاثيرگذارى هستم"

سپس آموزگار تصميم گرفت که پروژه‌اى براى کلاس تعريف کند تا ببيند اين کار از لحاظ پذيرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت. آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که دربيرون از مدرسه همين مراسم قدردانى را گسترش داده و نتايج کار را دنبال کنند و ببينند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از يک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمايند.

 

ادامه نوشته

Agoraphobia

تعریف :

کلمه ی Agoraphobia ترجمه شده از زبان یونانی و به معنی ترس از بازار است ((Fear of the marketplace

. Agoraphobia باعث ترس شدید و پریشانی در مکان هایی می شود که خروج از آنها به نظر دشوار برسد . این ترس باعث می شود افراد از موقعیت هایی مانند تنها از خانه بیرون رفتن ، مسافرت کردن با اتومبیل ، اتوبوس و هواپیما ، حضور در مکانهای شلوغ ، رفتن روی پل و استفاده از آسانسور ، اجتناب کنند .

موقعیتهای فوق شخص را تحت استرس  شدید قرار می دهدکه ممکن است باعث بروز Panic Attackشود . این وضعیت شاید مستلزم کننده ی این یاشد که شخص دیگری همراه بیمار در این موقعیت ها باشد تا شاید به بیمار کمک کند .

Agoraphobia معمولابا دیگر اختلالات مانند Panic Disorder و Phobia همراه است .که اگر با Panic Attack همراه باشد معمولا در دهه ی دوم زندگی شروع می شود . خانمها بیشتر از آقایان به این مشکل دچار می شوند . تقریبا 1.8 میلیون آمریکایی بالای 18 سال از Agoraphobia رنج می برند .

در اختلال های وحشت زدگی ، Panic Attack تکرار می شود و باعث تشدید شدن ترس بیمار از حملات مجدد می شود . این ترس در اکثر مواقع همراه بیمار است و زندگی فرد را مختل می کند حتی وقتی این حملات در جریان نیستند .

Agoraphobia روی یک سوم مردمی که دچار Anxiety Disorder هستند تاثیر می گذارد . مردم با Agoraphobia خود را به مکانهای امن محدود می کنند . که شاید فقط شامل خانه باشد . هر حرکتی خارج از این محدوده ی امن ، باعث پریشانی و مضطرب شدن فرد می شود . اما حتی زمانی که آنها خود را در موقعیت های امن نگه می دارند نمی توانند باعث متوقف شدن Panic Attack بشوند و این حملات حداقل برای چند دفعه در ماه تکرار می شوند .

Agoraphobia می تواند اشخاص را کاملا ناتوان سازد ، بعضی ها توانایی کار کردن را از دست می دهند و شاید به شدت محتاج دیگر اعضای خانواده شوند . این افراد شاید خود را برای سالها در خانه حبس کنند . و این باعث بروز اختلالهای اجتماعی نیز می شود .

ادامه نوشته