همکلاسی بخش مشاوره گروهی

مشکل یکی از همکلاسی ها ی عزیز ما


من ......... دانشجوی ترم 5 یکی از رشته های دانشگاه پیام نور قم هستم.
آدم بنظر خودم نرمالی هستم.کمی خجالتی و تیپ متوسط و اجتماعی
تا ترم قبل رابطه کمی با خانمای هم کلاسیم داشتم یعنی در حد یه سلام علیک.

اما از این ترم به دلیل قبول مسئولیت تو انجمن رابطم با خانما بیشتر شده .

تا اینجا که مشکلی نیس ام مشکل من اینه که مثلا در جمعی که چند تا از

 خانمای آشنا هستن اصلا روم نمیشه برم جلو و سلام و علیک کنم یا درباره

انجمن و .. باهاشون صحبت کنم چون فکر می کنم اگه خانما ببینن که من

دارم با مثلا 5 6 خانم صحبت می کنن فکر های ناجوری دربارم می کنن و

می گن این پسره رو نگاه کن با همه رابطه داره واقعا بخاطر این افکار

عذاب وجدان گرفتم و نمی دونم چیکار کنم.


امیدوارم تونسته باشم مطلب رو درست جا انداخته باشم

کی؟ چی؟

 

1. امام علی علیه السلام:

زبان مانند درنده ای است که اگر رهایش کنی تو را می گزد.

2. جیم ران

بین کسی که بی سواد است و آن که مطالعه نمی کند، تفاوت چندانی نیست.

3. برایان تریسی

شما آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید.

4. نیوتن

کسی که فکر نمی کند، به ندرت دم فرو می بندد.

5. جیمز الن:

اندیشه های نیک میوه های نیک و اندیشه های پلید، میوه های پلید به بار می آورند.

6. هنری فورد:

خطا فرصتی است برای این که هوشمندانه تر عمل کنیم.

7. برنارد شاو:

یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زودرس نیست.

مشکل فرزانه

سلام من تازه و جدید به جمع شما وارد شدم از کارهاتون خوشم اومد همه چیز خوبه اما عالی نیست باید بیشتر روش کار بشه
من مشکلم یه عشقه یه عشقه یه طرفه یه پسره خوشکل و با حالو دوست دارم اونم خیلی منو دوست داره اما بزرگترین عیب دوستی ما اینه که سرانجام نداره اون دوست داره تا آخر عمر منو داشته باشه اما از طریق رفاقت دلم می خواد کمکم کنید تا ببینم با این عشق مغرور و مسئولیت ناپذیرم چه کنم زود زود جوابمو بدید اگر هم خواستید بعدا سوال داشتید بپرسید تا جواب بدم بای

* * *

آن چه خواندید کامنتی است از فرزانه عزیز در بخش مشاوره گروهی

و اولین درخواست من از ایشون

کاش اطلاعات جامع تری می دادید

مثلا از خودتانُ دل مشغولی هایتان روابط گذشته اتان (این اولین تجربه ی عشقی

 شماست) و روابط تان با خانواده دیدگاهتان نسبت به زندگی و ...

با تکمیل اطلاعات ما را در بخش مشاوره یاری دهیدُ می توانید اطلاعات را به صورت

 کامنت خصوصی برایمان بگذارید و من در ادامه ی همین پست آن ها را درج کنم

با تشکر

سپیده

 

تفکر و زبان- نیمسال اول 85-86

 

1. کدام یک از گزینه های زیر در توضیح زبان درست تر است؟

الف. زبان از نمادهای کلامی تشکیل شده است.

ب.زبان از نمادهای کلامی و غیرکلامی تشکیل شده است.

ج.تنها کارکرد زبان، ایجاد ارتباط با دیگران است.

د.ترکیب نمادها به راه های مختلف را اصطلاحاً قانونمند بودن زبان گویند

 

2. در کدامیک از موضوع های زیر معمولا بین صاحب نظران زبان اختلاف نظر وجود دارد؟

الف. نمادی بودن زبان

ب. کارکرد ارتباطی زبان

ج.  ارتباط بین تفکر و زبان

د. زاینده بودن زبان

 

3. در کدامیک از دیدگاه های زیر عقیده بر این است که تفکر چیزی جز صحبت پنهان فرد با خودش نیست؟

الف. دیدگاه تولیدات زبانی زیربنای تفکر را تشکیل می دهد.

ب.دیدگاه زبان زیربنای اصلی تفکر است

ج.دیدگاه سیستم زبانی هر شخص نحوه نگرش او را شکل می دهد

د.دیدگاه سیستم زبانی هر فرد تعیین کننده فرهنگ اوست.

 

4. از جمله «کسی که برای برنج صد واژه دارد نسبت به کسی که برای برنج یک واژه دارد از شناخت بیشتری نسبت به برنج برخوردار است» چه استنباطی می توان کرد؟

الف. تفکر زبان را شکل می دهد.

ب.نوع تفکر مفاهیم بیشتری را ایجاد می کند.

ج.بین زبان و تفکر رابطه ای وجود ندارد.

د. زبان زیر بنای تفکر است.

 

5. کدامیک از گزینه های زیر بیانگر نظر برونر است؟

الف. تصاویر ذهنی افراد از اشیا به کمک زبان صورت می گیرد.

ب. تولید گفتار مقدم بر سازمان دهی ذهنی است.

ج.ارتباط بین زبان و تفکر مبتنی بر اصل طبیعی بودن است.

د. مفاهیم ذهنی و تفکر علت زبان است.

 

6. همه کودکان دنیا در سن خاصی از دستورهای غلط زبان استفاده می کنند مثلا در زبان فارسی معمولا بچه های چهارساله برای فعل پختن می گویند من پزیدم از این ویژگی زبان آموزی چه نتیجه ای می توان گرفت؟

الف. زبان آموزی از طریق تقلید و تفکر بدست می آید.

ب. تولید گفتار ذاتی بوده و تحت تاثیر مکانیسم واحدی است.

ج. زبان با تفکر هیچ ارتباطی ندارد.

د. زبان های مختلف از اصول مختلفی تبعیت می کنند.

 

7. نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه آسیب دیدگی مغز نشان می دهد که:

الف. یک نیمکره بر نیمکره دیگر تسلط دارد.

ب. مغز دارای مراکز مختلف کنترل گفتار است.

ج. مناطق مختلف مغز قابل تفکیک نیست.

د. هر قسمت از مغز وظیفه تخصصی خود را انجام می دهد.

 

8. کدامیک از کارکردهای زیر از وظایف نیمکره راست مغز است؟

الف. توجه به جزئیات موضوع ها

ب. توجه به اشکال

ج. توجه به شباهت های ادراکی

د. تجزیه و تحلیل اصوات

 

9. تحقیقات نشان می دهد که بخش عمده نخستین واژگان کودکان از کدام نوع است؟

الف. اسامی اشیا

ب. صفات و ضمایر

ج. افعال

د. حروف ربط

 

10. کدامیک از گزینه های زیر درست است؟

الف. بیش گستری کودکان بیشتر در فهم واژگان وجود دارد.

ب. کم گستری به معنای گسترش یک واژه برای مصادیق مختلف است.

ج. تجرید به معنای استفاده از واژگان متعدد برای یک چیز است.

د. بیش گستری به هنگام تولید گفتار وجود دارد.

 

11. کودکان در ابتدا یک جمله را چگونه بیان می کنند؟

الف. کاملا بی معنی بیان می کنند.

ب. جمله را با یک کلمه بیان می کنند.

ج. جمله را با چند کلمه و بدون فعل بکار می گیرند.

د. جمله را با یک کلمه و یک ضمیر بکار می برند.

 

12. منظور از خودمدارانه بودن زبان کودکان از نظر پیاژه چیست؟

الف. توجه کودک به خودش

ب. عدم پاسخ گویی مثبت کودک به دیگران

ج. ناتوانی کودک از برقراری ارتباط با دیگران

د. ناتوانی کودک از درک گفتار دیگران

 

13. این سوال که «کودکان چگونه یاد می گیرند تا زبان را در زمینه های اجتماعی مختلف بکار ببرند؟» به کدامیک از ابعاد زبان اشاره دارد؟

الف. نحو

ب.معناشناسی

ج.آواشناسی

د.کاربرد شناسی

 

14. کدامیک از دانشمندان زیر به بررسی تحول شکل گیری شیءدائم پرداخته است؟

الف. پیاژه

ب. اشپیتز

ج. آزگود

د.اسمیت

 

15. آخرین مرحله اکتساب زبان کدامیک از بخش های یک جمله است؟

الف. حروف اضافه

ب. فاعل

ج.افعال

د. ضمایر

 

16. از آزمایش هایی که در زمینه فلج شدن عضلات تکلمی به هنگام استفاده از داروهای خاص صورت گرفته می توان نتیجه گرفت که:

الف. حرکت اندام های تولید گفتار برای اندیشه ضروری است.

ب. حرکت اندام های گفتاری برای فکر کردن ضروری نیست.

ج. غیر از تکلم، سیستم های زبانی دیگری برای تفکر وجود دارد.

د. هیچ برنامه داتی برای زبان آموزی وجود ندارد.

 

17. کودکی در تعریف ماشین می گوید: ماشین وسیله ای است که چهارچرخ دارد» وقتی وی یک کامیون را با تعداد چرخ های بیشتری دید تعریق خودش از ماشین را تغییر می دهد. به فرآیند تغییر دانش قبلی، از دیدگاه پیاژه، اصطلاحا چه می گویند:

الف. روان بنه

ب. درونسازی

ج. برونسازی

د. قالب های ذهنی

 

18. بر اساس کدامیک از مولفه های زیر به این موضوع پی می بریم که نتایج حاصل از تصمیم گیری های بعدی نتایج موفقی خواهد بود یا خیر؟

الف. خلاق بودن

ب. گویا بودن

ج. در دسترس بودن

د. محکم نگهداشتن

 

19. در کدامیک از مراحل تفکر خلاق، فرد به راه حل مساله دست می یابد؟

الف. مرحله آمادگی

ب. مرحله نهفتگی

ج. مرحله اشراق

د. مرحله وارسی

 

20. به ویژگی های مشترک مصادیق مختلف چه می گویند:

الف. مفهوم

ب.صفت مفهوم

ج. ارزش صفت مفهوم

د. مفهوم مرکب

 

21. به مفهومی که همه صفات آن ضرورتا در موردی خاص متمرکز باشند چه می گویند؟

الف. غیرترکیبی

ب.ترکیبی

ج.رابطه ای

د.مفاهیم ذهنی

 

22. با توجه به تعریفی که از ورزش به عمل می آید بازی شطرنج برای مفهوم ورزش چگونه مفهومی است؟

الف. عینی

ب.انتزاعی

ج.رابطه ای

د. احتمالاتی

 

23. کدامیک از دانشمندان زیر اعتقاد دارند که فعالیت های ذهنی برآیند شکل های مختلف فعالیت انعکاسی است؟

الف. ثورندایک

ب. واتسون

ج. گاثری

د. سچنوف

 

24. کدامیک از گزینه های زیر در توضیح روش تجزیه به واحدها درست است؟

الف. توجه به همه خواص یک کل

ب. تجزیه کل به اجزای مختلف

ج. توجه به ساختار ظاهری هر واژه

د. توجه به بعد کاربرد شناسی هر واژه

 

25. کدامیک از گزینه های زیر در توضیح آفازیا درست نیست؟

الف. اختلال در درک پیام ها

ب. فقدان توانایی در سخن گفتن

ج. اختلال در بخش پس سری

د. صدمه در نیمکره برتر

 

26. مهم ترین مشکل افراد مبتلا به آفازیای ورنیکه در چه چیزی است؟

الف. جدا جدا کردن کلمات

ب. صحبت های بی ربط

ج. یکنواختی در تکلم

د. فقدان استفاده از افعال

 

27. مخالفان آموزش زبان دوم، به چه دلیل با دو زبانه بودن کودکان مخالفت می کنند؟

الف. به دلیل وجود ایجاد ناسازگاری عاطفی در کودک

ب. به دلیل عدم استفاده از روش های درست آموزشی

ج. به دلیل یک زبانه بودن کتاب های درسی

د. به دلیل عدم رشد زبان دوم به خوبی زبان اول

 

28. مهم ترین ویژگی آناتومیک مراکز تکلمی این است که:

الف. با آسیب به مرکز تکلم در دوره کودکی، این مرکز از نیمکره چپ به راست منتقل می شود.

ب.در تمام دوره های سنی انتقال مرکز تکلم از یک نیمکره به نیمکره دیگر امکانپذیر است.

ج. پژوهش های جدید نشان می دهد که مرکز بروکا علاوه بر تکلم کارکردهای دیگری نیز دارد.

د. مرکز تکلم خلفی در نیمکره راست قرار دارد و برخلاف مرکز قدامی، منطقه ای وسیع است.

 

29. بطور کلی کدامیک از عملکردهای زیر به عملکرد نیمکره راست اختصاص دارد؟

الف. انجام فعالیت های پیچیده

ب. تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی

ج. درک رابطه بین اجسام و افراد

د. یادگیری از طریق شنوایی

 

30. از نظر انسانگرایان کدام مورد درست است؟

الف. خلاقیت در برخی از افراد وجود دارد.

ب. خلاقیت ممکن است در بعضی از افراد شکوفا نشود.

ج. تعارض بین فرد و جامعه باعث رشد خلاقیت می شود.

د. خلاقیت به واسطه همرنگی و ارزیابی سخت گیرانه ایجاد می شود.

 

ادامه نوشته

کی؟ چی؟

 

1. امام علی علیه السلام:

از گناه دوری کنید زیرا همه بلاها و تنگی روزی به خاطر گناه است.

2. شکسپیر:

ما از جنس رویاهایمان هستیم.

3. ناپلئون هیل:

ثروت اگر صادقانه به دست نیاید می تواند آرامش ذهن را مخدوش کند.

4. گوستاو گاس:

انسان از بدترین دشمنش هم می تواند چیز یاد بگیرد.

5. شاتو بریان:

یک اراده ی قوی بر همه چیز غالب می آید حتی بر زمان.

6. جکسون براون:

هیچ گاه زمام اعصاب، خلق و خو و همچنین کلید اتومبیلت را رها نکن.

7. مارلون براندو:

هر چه شما را نمی کشد شما را قوی تر می کند.

Agoraphobia

تعریف :

کلمه ی Agoraphobia ترجمه شده از زبان یونانی و به معنی ترس از بازار است ((Fear of the marketplace

. Agoraphobia باعث ترس شدید و پریشانی در مکان هایی می شود که خروج از آنها به نظر دشوار برسد . این ترس باعث می شود افراد از موقعیت هایی مانند تنها از خانه بیرون رفتن ، مسافرت کردن با اتومبیل ، اتوبوس و هواپیما ، حضور در مکانهای شلوغ ، رفتن روی پل و استفاده از آسانسور ، اجتناب کنند .

موقعیتهای فوق شخص را تحت استرس  شدید قرار می دهدکه ممکن است باعث بروز Panic Attackشود . این وضعیت شاید مستلزم کننده ی این یاشد که شخص دیگری همراه بیمار در این موقعیت ها باشد تا شاید به بیمار کمک کند .

Agoraphobia معمولابا دیگر اختلالات مانند Panic Disorder و Phobia همراه است .که اگر با Panic Attack همراه باشد معمولا در دهه ی دوم زندگی شروع می شود . خانمها بیشتر از آقایان به این مشکل دچار می شوند . تقریبا 1.8 میلیون آمریکایی بالای 18 سال از Agoraphobia رنج می برند .

در اختلال های وحشت زدگی ، Panic Attack تکرار می شود و باعث تشدید شدن ترس بیمار از حملات مجدد می شود . این ترس در اکثر مواقع همراه بیمار است و زندگی فرد را مختل می کند حتی وقتی این حملات در جریان نیستند .

Agoraphobia روی یک سوم مردمی که دچار Anxiety Disorder هستند تاثیر می گذارد . مردم با Agoraphobia خود را به مکانهای امن محدود می کنند . که شاید فقط شامل خانه باشد . هر حرکتی خارج از این محدوده ی امن ، باعث پریشانی و مضطرب شدن فرد می شود . اما حتی زمانی که آنها خود را در موقعیت های امن نگه می دارند نمی توانند باعث متوقف شدن Panic Attack بشوند و این حملات حداقل برای چند دفعه در ماه تکرار می شوند .

Agoraphobia می تواند اشخاص را کاملا ناتوان سازد ، بعضی ها توانایی کار کردن را از دست می دهند و شاید به شدت محتاج دیگر اعضای خانواده شوند . این افراد شاید خود را برای سالها در خانه حبس کنند . و این باعث بروز اختلالهای اجتماعی نیز می شود .

ادامه نوشته

چگونه در انسان انگیزش بوجود می آید

محققین سعی می کنند از نیاز های بشری همانند یک قطب نمای جستجوگر برای آگاهی از راههای برانگیختن انگیزه بشری استفاده کنند.

دکتر آبراهام ماسلو  Abraham Maslow  روانشناس آمریکائی در این زمینه تنها کسی است که  معروف ترین هرم نیاز های بشری را ارائه داده است . تحقیقات نشان می دهند که برای سلامتی بیولوژی انسان باید در ابتدا  هر سه نیاز اولیه انسان تامین شود .

1-    نیاز به ایمنی

2-    نیاز به ارتباط انسانی

3-    نیاز به تاثیر گذاری

اینطور که تحقیقات عصبی تائید می کنند انسان می تواند نیاز های خودش را سه بعدی سازمان دهی کند و کافی است که ازاین هدایت کننده  بعنوان راهنما استفاده کند . از آنجا که به سختی می توان احساسات را در جملات خلاصه کرد سعی می کنیم آنها را تیتر وار بیاوریم .

 

ادامه نوشته

کودکان طلاق

پدرت خیلی آدم بدی است .!

 مامانت اصلاً  مادر خوبی نیست ! 

در بسیاری از خانوادها که جدائی پیش می آید یکی از والدین فرزندان را علیه طرف دیگر تحت تاثیر قرار می دهد .

این تاثیر منفی تقریباً حالت شتشوی مغزی را پیدا می کند ، به حدی که خود کودک دیگر مایل نیست  پدر یا مادر ش را ببیند .

روانشناسان از عواقب روانی بعدی این رفتارها روی کودکان هشدار می دهند. در واقع غریبه شدن با یکی از والدین اثرات نا خوشایندی روی شخصیت روانی کودکان دارد .

ادامه نوشته

ما با قضاوتی که انجام می دهیم در واقع خود را معرفی می کنیم

وظیفه تعهدی است که اجتماع بر گردن افراد می گذارد

«ویکتور هوگو»

مطالب این پست مربوط است به سخنان ناگفته ی سردبیر سابق انجمن روان شناسی (آقای عظیمی). و ما وبلاگی ها تصمیم داریم به مدت یک هفته این وبلاگ را بروز نکنیم تا همه با دقت این پست را خوانده و اظهارنظرهای منصفانه ی خودشان را ضمیمه ی این پست کنند.

با سپاس فراوان

مسئول وبلاگ انجمن

با عرض سلام خدمت تمامي دوستان كه با حضور گرمشون صفايي به اين وب دادند اميدوارم با موفقيت امتحان ها رو پشت سر گذاشته باشيد.

. انتقادات و صحبتاتون رو راجع به انجمن و انتخابات رو خوندم حالا براي اينكه مقداري از سوء تفاهم ها كم بشه ميخوام چند تا نكته در مورد نحوه برگذاري انتخابات و حال و هواي انجمن و فرهنگي دانشگاه به طور دوستانه دوستانه خدمتتون عرض كنم.

اول در مورد انتخابات :

بنده هم از نحوه برگذاري انتخابات نه تنها راضي نيستم بلكه چنين نحوه برگذاري را قبول ندارم و البته اين بدان منظور نيست كه با انتخاب افراد فعلي مشكلي دارم يا قبولشان ندارم چرا كه همه كانديدا صلاحيت داشتند فقط به خاطر محدوديت در تعداد افراد شوراي دبيران اين وسط يكي دو نفر نمي تونن در پستي رسما خدمت كنن (ولي مي تونن فعال ترين عضو هم باشن)

و اما زمان نامناسب انتخابات :

به دلايلي انجمن هيچ راهي براي به تعويق انداختن انتخابات به روزهاي ترم جديد نداشت ، بنده به مسئولين فرهنگي عرض كردم كه اين زمان نه روز مناسبي است نه بچه ها كلاسي دارند، و از طرفي ايام امتحانات نزديك است و دانشگاه خلوت و از آنجايي كه دانشگاه تمايلي براي وجود انجمني ندارد (گفته يكي از مسئولين فرهنگي!!!) تنها اين جواب را شنيدم : يا برگذاري انتخابات يا كنسل شدن انجمن !!! و بماند تا دوروز مانده به انتخابات هنوز صلاحيت كانديداها تاييد نشده بود و اين از وظايف خود فرهنگي بود كه از يك هفته قبل انجام دهد تا حد اقل تبليغي مختصر انجام شود و خود مجبور به انجام آنها شدم و تاييد ها را از حراست و آموزش گرفتم خلاصه همه چيز دست به دست هم داده شد تا انجمن يه جوري كله پا بشه ولي با 57 راي دوستان تعجب فرهنگي برانگيخته شد .

تا اينجا اميدوارم كه ديگه بي خيال بحث كردن در مورد اين انتخابات بي اصول شده باشيد .

حالا بريم سراغ آقاي ابرقويي :

 بعضي از دوستان اين آقا رو نمي شناسن بعضي ها غريبه خطابش مي كنن بعضي ها به خاطر ترم اول يا دومش باهاش مشكل دارن كه البته از شما بعيده با شمارش ترم ها توانايي هاي يك شخص رو بسنجيد با شناختي كه از سابقه كاري ايشون دارم ( در زمينه مديريت)، ايشون اگر ترم دوم روانشناسي هستند در عوض ترم آخر مسئوليت پذيري وروابط اجتمایی و همين طور اخلاق و تواضع هستند که اینا تمام چیزیه که لازمه و چه بسيار خانمها و آقايون كه از ايشون ترمها بالاتر و به مراتب از لحاظ توانايي مسئوليت پذيري و روابط اجتماعي پايين تر هستند.

 و شما دوست عزيز كه اين آقا رو با حرفهايي كه زده نامگذاري مي كني !!!

بگو چرا به خون اين هلاكي

اينكه نه مدعي داره نه شاكي

نه مال اين نه مال اونو برده

فقط رتبه اولو آقا اورده

آدم خوبيه هواشو داشتم

تو انجمن يه راي براش گذاشتم

 

تازه كي گفته ايشون دبيره؟!!

اولا هنوز دبير انتخاب نشده. ثانيا دليل نميشه هركي رتبه اولو بياره دبير بشه. ثالثا ايشون به خاطر شرايط كاري كه دارن و از آنجايي كه هشتاد درصد كارهاي دبيري در ساعات اداري انجام ميشه اصلا نمي تونن اين سمت رو عهده دار بشن

پس از كجا ميگيد اين حرفو

در بيارين كله زير برفو

عيبي نداره...................

بعضي شما شركت نكرده باختين

نشستين و دبير جعلي ساختين

راستي قراربود از حال و هواي انجمن و فرهنگي دانشگاه بگم.

اول فكر مي كردم انجمن يعني:

يه جو بسيار متحد و هماهنگ بين تمام اعضاء

يه اتاق با يه فايل و كامپيوتر

يه بورد توي سالن و كنارش صندوق پيشنهادات

و  راه هاي پر پيچ و خم اداري ولي هموار

ولي وقتي كه وارد ميدون شدم:

-         تا ترم سومي كه دبير بودم انجمن بورد نداشت بارها به فرهنگي و همين طور در جلساتي كه با رئيس داشتيم درخواستشو دادم ولي مي گفتند كمبود بورد داريم و انجمن زياد فعلا نمي تونيم تقسيم كنيم تا تعدادشون اضافه نشن آخه همه انجمن ها توقع دارن ، گفتم خودم يكي ميسازم فقط جاشو بهم بدين ................. ولي جاشم ندادن !!!

-         يه صندوق نظرات و پيشنهادات اجازه ندادن تا همين الان انجمن داشته باشه. علت نامشخص. شايد نگران اينن نامه هاي سياسي توش بره يا از همه بدتر و وحشتناك تر و هول انگيز تر نامه هاي دوست دختر بازي شايدم دوست پسر بازي!!!!

همين ميشه كه يه سري از انتقادات رو باید از گوشه هاي وب پيدا كرد ويا سر زبون بعضي از بچه ها اونم بعد از يك كلاغ چل كلاغ شدنش شنيد

تازه وقتي بنده برگه اي رو درون بورد نصب مي كنم كه لطف كنيد انتقادات و پيشنهاداتتون رو بهم برسونين اندک دوستانی لطف مي كنن ميان خود متن برگه رو نقد مي كنن نه انجمن رو!!! و اين البته از كرامات نقادان است .

-         اتاق انجمن رو كه اين ترم لطف كردن يه سيستم توش گذاشتن كه اولش فايل هم نداشت براي استفاده ازش قانونش اينه. هر انجمني كه فعاليت گروهيش بيشتر باشه بيشتر هم مي تونه ازش استفاده كنه و با ساعت هاي مورد نظر خودش، كه بعضا پيش مياد ساعت هاي انتخابي مورد استفاده بعضي از انجمن ها نيست حالا به خاطر ساعت كلاس های بچه ها يا چيز هاي ديگر..... و تشكر مي كنم از دوستان كه راهكار براي گرفتن اتاق و ملاقات از فرهنگي رو ارائه دادن !!!

-         تعدادي از برنامه هاي ارائه شده به شوراي فرهنگي براي بار سوم بدون هيچ دليلي و هيچ شخص پاسخگو رد شدند

-         كارگاه مهارت هاي مطالعه

-         كارگاه روش تحقيق

-         اردو هاي خارج از شهري

-         و ....

-         دبير انجمن و اعضاي مسئول مجاز نمي باشند شماره تلفن خود را در روي بورد انجمن نصب كنند علت گفته شده احتمال سوء استفاده و مزاحمت از طرف افراد بيكار!!!....... همينه كه كشورمون از بعضي لحاظ ها عقب مي افته چون بعضي از افكارهاش هنوز سوء نيت نسبت به وسائل ارتباطي دارن و تو شماره تلفن موندن... نمي دونم چرا براي خانمي  كه خودش شمارشو ميخواد بذاره كاسه داغ تر ازآش ميشن.

-         دبير انجمن اگر تماسهاي تلفني مربوط به امور انجمن را بخواهد از داخل فرهنگي انجام دهد براي هر تماس بايد اجازه بگيرد و براي هر برگ كپي (كه سهميه بنديش بماند) كه البته براي شرمنده نشدن از خدمات بي منت ترجيح داديم كه اكثر تماسها و كپي ها از هزينه شخصي انجام شود.

-         براي برگذاري جلسات كنفرانس كه به تاييد شوراي فرهنگي رسيده هر هفته هم مجددا بايد به سمع و بصر مسئولين فرهنگي براي دادن مجوز دوم و گرفتن كلاس برسد و هر هفته سرو كله زدن با مسئولين فرهنگي و‌آموزش.... در خصوص برنامه تاييد شده!!!

-         چهار سميناري كه در اين چند ترم اخير برگذار شد بدون پيش پرداخت دانشگاه و با هزينه شخصي انجام شد و هزينه آنها در ترم بعد آن هم بعد از گذشتن از صرف هزينه هايي كه در قالب فاكتور نمي گنجد پرداخت میشن .

-         عدم امتياز براي بچه هاي انجمني : البته بعد ازپيگيري هاي فراوان لفظي و دادن دو درخواست كتبي به شوراي فرهنگی ، كه حداقل تفاوت يا تشويقي براي اعضاء قرار بگيرد تا هم ترغيبي براي شركت در فعاليت هاي انجمن بشود (فعاليت هايي كه شايد براي بعضي ها جز زحمت تجريه خاصي به همراه ندارد) و هم خسته نباشيدي باشد براي اعضاء ولي دريغ از حتي يك بن كتاب !!!

-         هنوز وحدت كامل بين گروه هاي انجمن بنده نديده ام هرچند كه در داخل گروه ها روابط خوبي دارند ولي كجاست آن يكپارچگي بين تمام اعضاء كه بارها گفتم بايد باشه. انجمن هم نه هزينه اي به كسي ميده كه در قبالش بخواد چيزي رو به اون صورت اجبار كنه نه امتياز خاصي ميده كه منجربه تشويق بشه  و فكر نمي كنم انجمني كه بر پايه ي همكاري دوستانه و حس خود جوش برپا ميشه نيازي به اجبار و تشويق خاصي داشته باشه ولي متاسفانه به علت قهر هاي بچه گانه عده بسيار بسيار قليلي و حجب وحياي افراطي بعضي از دختر خانم ها و آقا پسر ها مانع از اين وحدت شده .

-         عده ي بسيار كمي از دوستان بعد از عهده دار شدن مسئوليت در انجمن در وسط هاي كار آن را به دلايل معقول و غير معقول آن مسئوليت را راها كرده و دبير ماند و برنامه هاي نميه تمام و به عبارتي اتلاف انرژي و زمان .

-         اين ميون جناب سيگموند كه لطفشون مدام شامل حال ما ميشه خدمتشون عرض كنم اين ترم فقط يك سمينار اونم با كمك هلال نبوده مثل اينكه يادشون رفته سميناري به نام مولانا هم برگذار شده نكنه ميخوان بگن سمينار حتما بايد تو سالن باشه نه تو كلاس تا اسمش بشه سمينار. مي دونيد براي برگذاري سمينار مولانا بنده خواهش هايي كردم از فرهنگي كه براي سه سمنيار قبلي اصلا نكردم و تعهد دادم كه مسائل سياسي از مولانا مطرح نشه و به خاطر عشقي كه به برگذاري اين سمينار داشتم هيچ هزينه اي از دانشگاه نگرفتم و ندادند و هزينه تبليغات و حق الزحمه استاد رو شخصا پرداخت كردم .

-         اما بازديد ها : بعد از سومين بار كه درخواست بازديد از مراكز بهزيستي و توانبخشي داخل قم هر دو هفته يك بار، اونم بدون هزينه از طرف شوراي فرهنگي رد شد!!! جواب دادن شما مي تونين ترمی يك بازديد داشته باشيد و هزينه اش را هم مي دهيم. يعني اگر فقط سيصد دانشجوي روانشناسي كه مايل به شركت در بازديد باشند بخوان فقط از يك مركز داخل استان ديدن كنن به علت محدوديت در پذيرش بازديد كنندگان حدود 15 ترم طول مي كشد!!!!  خوشبختانه اين برنامه بازديد هر دو هفته يك بار با ضرب و لطف به تصويب رسيد ولي متاسفانه ترم تمام شد !! (تصويب نزديك به ايام امتحانات) و بدتر از همه همين برنامه تصويب شده دوباره بايد براي شوراي فرهنگي در ترم جديد ارسال شود و منتظر جواب تاييدش باشيم نمي دونم هر لقمه براي چي بايد دور سر گردانيده شود و آيا چند بار؟!!!

-         بعضي ها سراغ درخت انجمن رو مي گيرن البته خودم هم درختي در بيرون نديدم بعد از برگذاري:

·        سمينار سوء مصرف مواد (ترم دوم دبيري)

·        سمينار مهارت هاي مطالعه (ترم سوم دبيري)

·        سمينار مهارت هاي بهتر زيستن (ترم چهارم دبيري)

·        سمينار راه هاي اميدواري با مولانا (ترم چهارم دبيري)

·        و البته ترم اول صرف گردآوري اعضاء و تنظيم اساسنامه انجمن شد.

·        چند بازديد ازمراكز استان.

·        كارگاه تحليل نقاشي استاد درياني .

·        كارگاه تست هاي روانشناسي استاد احساني .

·        كارگاه مهارت هاي زندگي استاد صحت .

·        برگذاري جلسات هفتگي كنفرانس .

·        يكي دوتا نشريه چاپ و در دست چاپ

·        برپايي همين وبلاگ

آره منم درختي در بيرون نديدم ولي تو اين مدت دبيري درختي با شاخ و برگ هاي فراوان از تجربه درونم و همینطور درون اعضای فعال ريشه كرد..........

-         برخورد مسئولين در پايان مسئوليتم:

از مسئولين فرهنگي انتظار اينو داشتم كه از بنده بپرسن آقا عظيمي شما تو اين مدت براي انجمن چه كاري انجام داديد و چه كاري رو ميخواستيد انجام بديد و نشد. و يا چه كار نكرديد كه بايد انجام بشه و به چه شكل. ولي فقط با يك خسته نباشيد همه چيز به پايان رسيد ، اینه پیگیری های کارشناسانه  در مورد زیر مجموعه هاشون ؟؟!!

-         و بسياري درد دلهايي كه به علت سوء برداشت هاي احتمالي مسئولين و دوستان بنده از ذكر آنها خودداري مي كنم حالا خودتون قضاوت كنيد ماها كه اولويت اولمون تو دانشگاه تحصيله و هيچ حقوقي براي فعاليت هامون نمي گيريم با اين همه تحويل گرفتن ها!!! و راه ناهموار كردن ها چقدر انگيزه فعاليت غير از اينها برامون باقي مي مونه؟  

و دوستاني كه بيرون گود نشستن و ميگن لنگش كن اگه ذره اي از  غبار اين گود بر حلقشون مي نشست مطمئنا تجديد نظري در انتقاداتشون مي كردن .

-         به هر حال تا اونجايي كه توانستم از انجام وظايفي كه بر دوشم بود دريغ نكردم و از تمامي دوستاني كه بنده را در به انجام رسيدن فعاليت ها ياري كردند كمال تشكر را دارم

-          به اميد موفقيت روز افزون شما و انجمن

           خدا نگهدار..............

اولین قسمت بخش مشاوره

بحثی که می خوام مطرح کنم مربوط به یک پسربچه ی شش ساله است به نام

علی.م که تک فرزند خانواده است. و

این پسربچه علاقه ای به مدرسه رفتن نداره و این بی علاقگی به حدی شدید که امسال از فرستادنش به پیش دبستانی صرف نظر کردن تا حالا راه های زیادی رو برای علاقه مند کردنش به مدرسه به کار بردیم

مثل:

نشون دادن لحظات شاد مدرسه ، بردن به مدرسه ی نزدیک خونه و نشون دادن دیوارهای زیبا و نقاشی شده اش.

ترسیم آینده ی روشن کسانی که درس می خونند شغلایی که دوست دارند بهش برسند اما فایده ای نداشته حتی تو این مورد از همبازی های مورد علاقه اش هم کمک گرفتیم و گفتیم که دوستاش چقدر دوست دارند که به مدرسه بروند ولی...

خرید دفتر و کتاب با موضوع و تصویر کارتون های مورد علاقه اش

خرید دفتر نقاشی، مدادرنگی، و ...

یا گاهی مواقع خواستم که شرطی کنمش نقاشی به شرط یک اسباب بازی محبوبش

شاید یکی دو بار این روش جواب داده ولی مدت هاست که اون ترجیح می ده از اسباب بازی مورد علاقه اش صرفنظر کنه تا این که بخواد نقاشی بکشه مداد دست بگیره یا ...

از اون جا که علی با من رابطه ی خیلی خوبی داره تصمیم گرفتم که خودم کم کم شروع کنم به یاد دادن اعداد و ... تا اندازه ای که وقتی مدرسه می ره لااقل زیاد دچار مشکل نشه اما با این که به من ثابت شده استعداد یادگیری داره خیلی سعی می کنه با اظهار ناتوانی از زیر بار مسولیت یادگرفتن شونه خالی کنه ... سرسختی عجیبی داره سعی می کنه بهش ساعت ها بد بگذره تا این که فقط ده دقیقه وقتش رو صرف یادگیری کنه.

تصمیم گرفتم فعلا تا یه مدتی بهش کتاب داستان یا وسایلی که تداعی گر مدرسه اند هدیه ندم ولی نمی دونم دقیقا چه روشی جواب می ده

مسائلی که شاید تو طرح مشاوره تون کمک کنه :

به مادرش وابستگی زیادی داره، و حتی با اقوام درجه یک جایی نمی ره. رویاهای عجیبی داره مثلا از حمله ی گرگ ها می ترسه. و توی بازی هاش بیشتر تو جنگل و نقش شیر یا پلنگی که چنگ و پنجه ی قوی ای داره، (از کارتون هایی که تو دوره ی بچگی (3 -5) می دید فکر کنم تاثیر گرفته) به مرد عنکبوتی علاقه ی زیادی داره، و اما یه مسئله ی مهم دیگه نمی دونم اسمش چی می تونه باشه اما من ازش به عنوان کنجکاوی جنسی یاد می کنم (مطلبی که مادرش خیلی وقت ها از اون شکایت داره (همون چیزی که ما اگه تو یه آدم بزرگ سال ببینم احتمالا بهش لقب هرزگی بدیم و البته احتمالی که من دادم دیدن صحنه ای (فیلم) بوده که روش تاثیر گذاشته (مادرش احتمال می ده که شاید در اثر بی احتیاطی خودش، علی تصویری رو که نباید دیده باشه! و من نمی دونم که آیا ممکنه که ذهن کودک درگیر چنین مساله ای باشه و نگذاره که اون به مدرسه دل ببنده؟)

.......... خوب حالا نوبت شما مشاورا و دوستای خوب روان شناسه راه حل تون؟؟

عزیزم جشن میلادت مبااااااااااااااارک

اگه روزی روزگاری گذرتون به کیوسک روزنامه فروشی افتاد و اتفاقی مجله ی تخصصی ادبیاتی یا شایدم روان شناسی ای برداشتید و دیدید که صفحه ی مربوط به سخن سردبیر خالیه یا اصلا حذف شده می تونید رئیس وبلاگ دانشگاه تون رو به خاطر بیارید!

فقط:

1.      خوشحالم که این وبلاگ تا امروز تونسته به فعالیتش ادامه بده!

2.      قراره بخش نمونه سوالات که وجودش به نظر من خیلی ضروریه از اول دی ماه امسال آغاز به کار کنه و من و دوستانم تا جایی که بتونیم و فرصت اجازه بده سوالات تستی مربوط به ترم های گذشته رو به همراه جواب در وبلاگ قرار می دیم تا شاید کمک حال دوستان شب امتحانی باشه! (برای پر بار شدن این بخش به کمک شما دوستان نیازمندیم به سه طریق: قرار دادن سوالات به صورت پیغام خصوصی یا ارسال به آدرس ایمیل نویسندگان که در پی نوشت این پست خواهد آمد؛ یا رساندن سوالات به هر طریق به یکی از این چهار نویسنده.)

3.      امیدواریم بعد از برگزاری انتخابات انجمن کسی موفق به تبخیر کردن وبلاگتون و وبلاگمون نشه!

4.      از شروع ترم جدید دوستانی که مایل به همکاری با طرح خلاصه کردن کتاب های کتابخانه اند از مسئولان کتاب خانه موقع گرفتن کتاب برگه های مربوط به خلاصه رو به تعداد نیازشون دریافت کنند.

5.      جلسه ی نقد و بررسی عملکرد وبلاگ در هفته های آغازین ترم جدید با حضور هر چهار نویسنده تشکیل می شود. امیدوارم دوستان نقدهاشون رو فراموش نکنند و البته تعریف هاشون از مسئول وبلاگ!

6.      بخش مشاوره در 30 هر ماه بروز می شود و پاسخ های شما دوستان به مشکلات مطرح شده در 15 هر ماه به پست مربوط (مشاوره) ضمیمه می گردد. از دوستانی که پیشنهادات کاربردی بیشتری ارائه دهند به عنوان مشاور ثابت در وبلاگ استفاده خواهیم کرد!

7.      پی نوشت: Sepide4745_66@yahoo.com

Ehsan.yavari@ymail.com

howra.1989@gmail.com

آدلر

آلفرد آدلر به عنوان نخستین پیشگام گروه روان‌شناسی اجتماعی در روان‌کاوی مطرح است. آدلر در هفتم فوریه سال 1870 در حومه شهر وین(اتریش) در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمد. در کودکی از بیماری حسادت، نسبت به برادر بزرگتر و طرد شدن از سوی مادر رنج می‌برد. او خود را شخصی زشت و کوچک‌اندام می‌دانست و همین تجارب اوایل کودکی‌اش در شکل‌گیری مفاهیم اصلی نظریه‌اش از جمله عقده‌ حقارت تاثیر بسزایی داشت. آدلر نسبت به پدرش بیش از مادرش احساس نزدیکی می‌کرد، به همین دلیل بعدها با مفهوم عقده ادیپ(عشق ورزیدن کودک پسر نسبت به مادر و ترس از پدر به عنوان رقیب عشقی خود) که توسط فروید مطرح شد، مخالفت کرد. آدلر در ابتدا دانش‌آموز ضعیفی بود، تا حدی که معلمی به پدرش گفت: این پسر برای هیچ شغلی جز شاگرد کفاشی مناسب نیست، اما آدلر با جدیت تمام تلاش نمود تا نزد همسالانش محبوب شود و با پشتکار و فداکاری خود را از پایین‌ترین سطح کلاس بالا بکشد. او توانست هم از نظر اجتماعی و هم از نظر تحصیلی بر عقب‌ماندگی‌ها و حقارت‌هایش غلبه کند و بتدریج به احساس عزت‌ نفس و پذیرش از سوی دیگران دست یابد، احساسی که در خانواده‌اش نمی‌یافت. او در نظریه‌اش تاکید کرد که انسان باید بر نقاط ضعفش غلبه کند، و زندگی خودش نمونه‌ای مناسب برای این مطلب می‌باشد.    
 آدلر در چهار سالگی به علت بیماری ذات‌الریه تا آستانه مرگ پیش رفت اما از آن جان سالم به دربرد و از همان زمان تصمیم گرفت پزشک شود. در سال 1895 درجه پزشکی خود را از از دانشگاه وین دریافت کرد و پس از آن تخصص خود را در چشم پزشکی گرفت. آدلر در اوایل کار به عنوان چشم‌پزشک و پزشک‌ داخلی طبابت کرد اما بعد به روان‌پزشکی روی آورد. او در سال 1902 در جلسات هفتگی فروید به عنوان یکی از چهار عضو مجاز شرکت می‌کرد ولی با وجود نزدیکی به فروید با او رابطه شخصی خوبی نداشت. فروید هم یک بار گفته بود که آدلر حوصله او را سر می‌برد. چند سال بعد آدلر نظریه‌ای درباره شخصیت تدوین کرد که با نظریه فروید تفاوت‌های بسیاری داشت و در آن از تأکید فروید بر امیال جنسی انتقاد کرد
در سال 1910 فروید ریاست انجمن روان‌کاوی وین را به نام آدلر کرد تا اختلافاتشان را از بین ببرد اما موثر واقع نشد و در سال 1911 آدلر به طور کامل از فروید جدا شد. او بعدها فروید را "کلاهبردار" توصیف کرد و روان‌کاوی او را "کثیف" خواند، در مقابل فروید هم آدلر را "نابهنجار" و "دیوانه شهرت" می‌دانست. آدلر در جنگ‌ جهانی‌ اول به عنوان پزشک در ارتش اتریش خدمت کرد و پس از آن کلینیک‌های راهنمایی کودکان را در مدارس وین سازمان‌دهی کرد. در سال‌های 1920 نظام روان‌شناسی او که خودش آن را روان‌شناسی‌فردی نامیده بود، طرفداران بسیاری پیدا کرد. در سال 1935 به درجه استادی روان‌شناسی‌ بالینی در دانشکده پزشکی "لانک‌ آیلند نیویورک" منصوب شد. آدلر نویسنده‌ای پرکار و سخن‌رانی خستگی‌ناپذیر بود و در تمام عمرش حدود یکصد کتاب و مقاله به چاپ رساند. کتاب "اصول تجربی و نظری روان‌شناسی فردی" بهترین معرف نظریه‌اش در زمینه شخصیت است. آدلر بعد از عمری پربار، در سال 1937 در حالی که برای سخنرانی به ابردین واقع در اسکاتلند مسافرت کرده بود، در اثر حمله قلبی درگذشت. فروید در پاسخ به نامه دوستی که از خبر مرگ آدلر متأثر شده بود نوشت: دنیا در برابر مخالفتش با روان‌کاوی پاداش خوبی به او داد.
ادامه نوشته

اتیسم

اتیسم چيست؟

علت بوجود آمدن اتیسم چيست؟

مشخصات زبانی اتیسم چيستند؟

مشخصات ويژه ي اتیسم چيستند؟

 

ادامه نوشته

خبر فوری

از این به بعد عنوان کنفرانسها چند روز قبل در برد با عنوان سخنران درج می شود

خبر فوری

علاقه مندان به شرکت در جلسات مولوی خوانی هر چه سریعتر نام خود را برای دبیر انجمن روان شناسی آقای عظیمی و این شماره ارسال نمایند:۰۹۱۲۷۵۴۳۷۳۴

آدلر





از روانشناسان بنام اتریشی بود. آدلر معمولاً به عنوان نخستین پیشگام گروه روانشناسی اجتماعی در روانکاوی تلقی می‌شود، زیرا در 1911 از فروید جدا شد. او نظریه‌ای را تدوین کرد که «علایق اجتماعی» در آن نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند و او تنها روانشناسی است که یک گروه چهار نفری تشکیل داد که به نام او نامیده می‌شود.

زندگی آدلر


آدلر در یک خانواده ثروتمند که در حومه وین، اتریش، زندگی می‌کردند به دنیا آمد. کودکی او با بیماری، حسادت برادر بزرگتر و طرد شدن از سوی مادرش مشخص شده بود. او خود را شخصی زشت و کوچک اندام تلقی می‌کرد. آدلر نسبت به پدرش بیش از مادرش احساس نزدیکی می‌کرد و شاید مانند یونگ، بعدها به این دلیل با مفهوم عقده ادیپ مخالفت کرد که در تجارب دوره کودکی‌اش انعکاسی نداشت. آدلر در کودکی با جدیت تمام کار می‌کرد تا نزد همسالانش محبوبیت به دست آورد و به تدریج که بزرگتر شد، به احساس عزت نفس و پذیرش از سوی دیگران دست یافت که در میان افراد خانواده‌اش سراغ نداشت.
آدلر در ابتدا دانش‌آموز ضعیفی بود، به اندازه‌ای ضعیف که معلمی به پدرش گفت که این پسر برای هیچ شغلی جز شاگرد کفاشی مناسب نیست. اما آدلر با پشتکار و فداکاری خود را از پایین‌ترین سطح کلاس بالا کشید. هم از نظر اجتماعی و هم از نظر تحصیلی سخت تلاش کرد تا بر عقب‌ماندگی‌ها و حقارت‌هایش غلبه کند و بدین‌ترتیب برای نظریه آینده‌اش دایر بر اینکه شخص باید نقاط ضعفش را جبران کند نمونه‌ای شد. توصیف احساس‌های حقارت، که بعدها بخش اصلی نظام او را تشکیل داد، بازتاب مستقیم تجارب اولیه خود اوست، دینی که آدلر آزادانه به آن اعتراف کرد.
آدلر در چهار سالگی، هنگامی که از دست و پنجه نرم کردن با ذات‌الریه‌ای که او را تا دم مرگ برده بود بهبودی حاصل کرد، تصمیم گرفت پزشک شود. درجه دکتری پزشکی خود را در 1895 از دانشگاه وین دریافت کرد. پس از گرفتن تخصص چشم‌پزشکی و سپس اشتغال در پزشکی عمومی، به روانپزشکی روی آورد. در 1902 شرکت در نشست‌های بحث گروهی هفتگی فروید را به عنوان یکی از چهار عضو مجاز آغاز کرد. گرچه از نزدیک با فروید کار می‌کرد، رابطه شخصی با یکدیگر نداشتند. یکبار فروید گفته بود که آدلر حوصله‌اش را سر می‌برد.
آدلر در چند سال بعد نظریه‌ای درباره شخصیت تدوین کرد که از بسیاری جهات با نظریه فروید تفاوت داشت و تأکید فروید بر عوامل جنسی را آشکارا مورد انتقاد قرار داد. در 1910 فروید ریاست انجمن روانکاوی وین را به نام او کرده بود تا اختلافات فزاینده بین آن دو از میان برداشته شود، اما در 1911، انشعاب اجتناب‌ناپذیر کامل شد. این انشعاب تلخ بود. بعدها آدلر فروید را کلاهبردار توصیف کرد و روانکاوی او را «کثیف» خواند (روزن، 1975، ص. 210). فروید از آدلر به عنوان «نابهنجار» و «دیوانه شهرت» یاد می‌کرد (گی، 1988، ص. 223).
آدلر در جنگ جهانی اول به عنوان پزشک در ارتش خدمت کرد و پس از آن کلینیک‌های راهنمای کودکان را در مدارس وین سازماندهی کرد. در سال‌های دهه 1920 نظام روانشناسی اجتماعی وی که خود آن را روانشناسی فردی می‌نامید پیروان زیادی پیدا کرد. در 1926 آدلر نخستین بازدید از چندین بازدید خود از آمریکا را انجام داد و هشت سال بعد به استادی روانشناسی بالینی در دانشکده پزشکی لانگ‌آیلند نیویورک منصوب شد. وی درحالی که برای ایراد سخنرانی پر حرارت در سفر بود، در آبردین، اسکاتلند درگذشت.

فروید در پاسخ به نامه دوستی که مرگ آدلر به شدت متأثرش کرده بود نوشت، «من معنای دلسوزی شما برای آدلر را نمی‌فهمم. برای یک پسر یهودی که از حومه وین خارج می‌شود مرگ در آبردین به خودی خود یک موقعیت بی‌سابقه و دلیلی است بر اینکه تا چه اندازه پیش رفته است. دنیا در برابر مخالفتش با روانکاوی پاداش خوبی به او داد»
ادامه نوشته

سلامت روان، ضرورتي كه از كودكي بايد به ‌آن توجه كرد

 
برگرفته از سایت http://www.jamejamonline.ir
در 25 سال گذشته مشكلات رواني - اجتماعي به عنوان يكي از رايج‌ترين و مزمن‌ترين شرايط دوران كودكي و نوجواني قلمداد شده‌اند. مطالعات همه‌گيرشناسي نشان داده‌اند كه 12 تا 25 درصد بچه‌هاي مدرسه‌اي و در حدود 13 درصد بچه‌هاي پيش‌دبستاني حداقل از يك نوع اختلال رفتاري و يا هيجاني رنج مي‌برند و البته اين مشكلات در گروه‌هاي در معرض خطر نظير خانواده‌هاي با درآمد پايين يا تك‌والدي بيشتر است. يك راه ممكن براي حل اين چالش، گنجاندن آزمون‌هاي روان‌سنجي به عنوان قسمتي از ويزيت دوره‌اي كودكان است تا توسط والدين و يا خود كودكان تكميل شود و اين امر باعث تسهيل در تشخيص و درمان مشكلات رواني اجتماعي مي‌شود.

از آنجايي كه 3 مشكل رواني اجتماعي يعني مشكل در توجه و تمركز، مشكلات دروني‌سازي همچون اضطراب و افسردگي و مشكلات بيروني‌‌سازي همچون اختلال سلوك در اولين سال‌هاي تولد شكل مي‌گيرد و از شايع‌ترين مشكلات دوران كودكي محسوب مي‌شوند،  سعي كرديم تا با توضيح علائم و دلايل بروز اين مشكلات و ارائه پرسشنامه‌اي شما والدين را در تشخيص زودهنگام مشكلات رفتاري كودكان ياري كنيم.

ادامه نوشته

همایش

آنا فروید

 

در طول تاریخ فرزندان افراد موفق همواره با چالشی دوگانه روبرو بودند. هم توقعات از آنان در مقایسه با والدینشان شکل می‌گرفته و هم موفقیت‌های آنان را به حساب حمایت‌های والدینشان می‌گذاشته‌اند و این مشکل به حدی جدی بوده که همواره مانع مهمی در راه پیشرفت فرزندان نوابغ ایجاد کرده است. تا آنجا که مایکل کو در این باره می‌گوید: فرزند یک نابغه بودن به مراتب از نابغه بودن دشوارتر است.

این شماره را به زندگی‌نامه آنا فرویداختصاص داده‌ایم، که با وجودی که فرزند یکی از بزرگ‌ترین نوابغ تاریخ روانشناسی بود، خود به یکی از صاحب‌نظران مسلم روانشناسی تبدیل شد و مطالعات او به ویژه در زمینه روانکاوی کودکان و واکنش‌های دفاعی ذهن آدمی هنوز نیز از معتبرترین نظریات در این زمینه به حساب می‌آید.

آنا فروید(1) آخرین فرزند زیگموند و مارتا فروید در سوم دسامبر 1895 به دنیا آمد. اگر چه حتی در خانواده روشنفکری مانند خانواده فروید نیز دختر بودن مزیتی محسوب نمی‌شد چنان که فروید در نامه‌ای به یکی از دوستانش تولد آنا را به جای این که با اشتیاق خبر دهد به صورت رویدادی که ناگزیر آن را پذیرفته‌ است اطلاع می‌دهد و می‌نویسد: «اگر نوزاد پسر بود با تلگرام به تو خبر می‌دادم اما او یک دختر کوچک است پس خبر با نامه و دیرتر به تو خواهد رسید.»

آنا فروید توانست رابطه عاطفی قوی‌ای با پدرش برقرار کند اما قادر به برقراری رابطه عاطفی عمیقی با مادر و دیگر اعضای خانواده نبود. او از کودکی تمایل زیادی به شرکت در بازی‌های کودکانه نشان نمی‌داد و بیشتر اوقاتش را با پدر خود می‌گذراند. در 6 سالگی وارد دبستان شد اما در دبستان دانش‌آموز ناآرامی بود و خود او عقیده دارد چیز زیادی از تحصیلات دبستان نیاموخته است. اما از آنجا که به کار پدرش علاقه‌مند بود از همان سنین بدون مزاحمت در گوشه‌ای از جلسات انجمن روانکاوی وین می‌نشست و همه آن چه را که گفته می‌شد جذب می‌کرد. او در همان زمان کودکی زبان‌های عبری، آلمانی انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی را در حلقه دوستان پدرش آموخت.

وی در سال 1912 در سن 17 سالگی از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. در آن زمان از بیماری‌های افسردگی و بی‌اشتهایی عصبی نیز رنج می‌برد که پدرش تلاش زیادی برای درمان وی انجام داد. پس از بهبودی در سال 1914 در امتحان پذیرش معلم قبول شد و به عنوان معلم در مدارس ابتدایی مشغول به کار شد و از آن زمان پایه تفکرات مربوط به روانکاوی کودکان در ذهن او پی‌ریزی شد. وی در این زمان با برقراری ارتباط نزدیک با دانش‌آموزان و والدین آنان سعی در درک عمیق و واقعی از دنیای کودکان داشت. در سال 1920 در یک مهد کودک مخصوص کودکان یهودی یتیم و بی‌خانمان به صورت داوطلبانه شروع به کار نمود و در آن زمان با آشنایی بیشتر با واقعیت‌های زندگی و عواقب جنگ جهانی اول نظرات خود را در رابطه با واکنش‌های دفاعی روان آدمی پایه‌گذاری کرد. او پس از آشنایی با خانم بورلینگ هام(2) (روانکاوی که فرزندش از اختلال روانی رنج می‌برد) بیش از پیش متوجه تفاوت‌های موجود در روانکاوی کودکان و بزرگسالان شد و ارتباط با این روانکاو تا پایان عمر آنا فروید باقی ماند.

آنا فروید در سال 1925 در امتحان انستیتو روانکاوی وین پذیرفته شد و به انتشار یک نشریه روانکاوی پرداخت و سپس به عنوان دبیر انستیتو روانکاوی وین انتخاب شد و در سال 1927 اولین کتاب خود را به نام «مقدمه‌ای بر روش روانکاوی کودکان» منتشر کرد، که مجموعه‌ای از سخنرانی‌های وی در انستیتو روانکاوی وین بود.

پس از آن مدرسه‌ای را برای کودکان بنیان نهاد که در آنجا با کمک اریک اریکسون روش‌های جدید آموزش را مورد بررسی قرار داد. هر آن چه که او تعداد بیشتری کودک را مورد مطالعه قرار می‌داد، به تفاوت‌های ذهن بالغین و کودکان بیشتر آشنا می‌گشت. به ویژه مشخص کرد که علائم بیماری‌های روانی در کودکان با بزرگسالان متفاوت بوده و غالباً حالت گذرا و متنوع دارد. او در سال 1929 کتاب «روانکاوی برای معلمین و والدین» را که نتیجه تحقیقاتش در این مدرسه بود را منتشر کرد.

پس از اشغال اتریش توسط آلمان نازی و رواج یهودآزاری در اتریش، در اثر فشار محافل علمی در سال 1939 اشغالگران به آنا و پدرش اجازه خروج از اتریش را دادند. وی به لندن آمد و در آنجا شیرخوارگاه‌هایی را تأسیس کرد که علاوه بر مراقبت از کودکان جنگ‌ زده، به درمان اختلالات روانی کودکان نیز می‌پرداخت.

مجموعه سه جلدی «کودکان و جنگ» حاصل مطالعات او در این سالهاست. از دیگر کتب وی کتاب «سلامتی و بیماری در دوران کودکی» است که در سال 1965 منتشر شد.

او برای یک عمر خدمت به علم دکترای افتخاری از دانشگاه‌های Clark (آمریکا – 1950)، Sheffield  (انگلیس-1967) ، دانشگاه شیکاگو (امریکا -1964) ، دانشگاه Yale (آمریکا -1968) و دانشگاه کلمبیا (آمریکا -1978) دریافت کرد. 

آنا فروید که زندگی خود را وقف پیشبرد روانشناسی کودکان و کاهش اثرات مخرب جنگ بر ذهن کودکان کرد، در سن 86 سالگی در اکتبر 1982 درگذشت.

[1] - Anna Freud.

ادامه نوشته

جدیدترین تست روان شناسی در امریکا

جدیدترین تست روانشناسی در آمریکا
اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی كه

 باعث می شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا كنید به تست

زیربا كمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی

دركشورآمریكا است.

1- فرض كنید شما مشخصه صورت كسی هستید,كدام قسمت ازصورت او هستید؟

الف : چین وچروك
ب : لكه
ج : خال زیبایی
د : كك ومك
ت :لبخند


2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟

الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن

3- كدام یك ازآلات موسیقی را دوست دارید؟

الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف


4- كدام یك ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟

الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : كمدی وكارتون


5- كدام یك ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟

الف : هیچ كدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای كمدی
د : چرخ وفلك ووسایلی كه سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر


6- آیا شما به اشتباهات خوتان می خندید؟

الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه


7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عكس العملی نشان می دهید؟

الف : عصبانی می شوید
ب: ناراحت می شوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی می كنید
ت :چندین برابرتلافی می كنید


8- اولین چیزی كه صبح موقع بیدارشدن به فكرتان خطورمی كند چیست؟

الف : كارویا تحصیل
ب: مشكلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی كه درپیش دارید
ت : كاری كه تا شب انجام خواهید داد


9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟

الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا كامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی كن وبه دیگران هم اجازه زندگی كردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد


10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟

الف : اصلا
ب: تعداد كمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات


11- شما لبخند می زنید؟

الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد كه برخی فكرمی كنند دیوانه هستم


12- نظردیگران راجع به شما اغلب كدام مورد است؟

الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران


13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می دهید؟

الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداكثرتا جایی كه امكان دارد


14- شما اعتقاد دارید كه برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا
صرف خودتان كنید؟

الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی كه امكان دارد به خودتان می رسید



15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می رود؟

الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می كنم
ب : همیشه برنامه ریزی می كنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امكان اجازه می دهم كه خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می كنم

حال امتیازات كنارگزینه هایی را كه انتخاب كرده اید جمع كنید.
گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز,
گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را
مطابق با متن های زیرمقایسه كنید.
ادامه نوشته

کلاس شیوه های تغییر و اصلاح رفتار

کلاس شیوه های تغییر و اصلاح رفتار استادکهریزی

این هفته ۵/۸/۱۳۸۸ برگزار نمی شود.

فراخوان عمومی

از کلیه دانشجویان کتابخوان دعوت به عمل می آید...

 در راستای هر چه کاربردی کردن لیست کتابهای مندرج در وبلاگ در یک اقدام

 بی سابقه انجمن روانشناسی در نظر دارد با کمک دانشجویان اقدام به

 خلاصه برداری از کتاب های موجود در لیست نماید...

دانشجویان علاقه مند برای کسب اطلاعات بیشتر به بُرد انجمن روان شناسی

در مرکز شماره ۳ مراجعه نمایند.

آلبرت انیشتین:

جامعه بزرگ ترین و بی غرض ترین داور و معلم برای قضاوت درباره افراد است.

وین دایر:

 زندگی تعادلی میان بخشیدن و گرفتن محبت است.

امرسون:

زینت منزل، دوستانی هستند که به آن جا رفت و آمد دارند.

تالمود:

اگر فردی در حق دیگران شفقت کند خدا نیز در حق وی شفقت خواهد کرد.

والت دیزنی:

همه رویاهای ما می توانند محقق شوند، اگر ما شجاعت دنبال کردن آن ها را داشته باشیم.

آندره ژید:

بشر را خدا کامل آفریده است، اگر نقصی هست در بینش خود ماست.

هلن کلر:

شیفتگان پرواز را میل به خزیدن نیست.

کی؟ چی؟

ناپلئون هیل:

برای دستیابی به موفقیت یک ویژگی وجود دارد که فرد باید آن را داشته باشد

 و آن مشخص بودن هدف است.

استفن کاوِی:

قبل از این که شروع به بالا رفتن از نردبان کنید،

ابتدا اطمینان حاصل نمایید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید.

آلن لاکِین:

برنامه ریزی آوردن آینده به زمان حال است

 تا بتوانید همین حالا کاری برای آن انجام دهید.

آلکس مک کِنزی:

کار بی برنامه دلیل هر شکستی است.

گوته:

 ما همیشه وقت کافی داریم، به شرط آن که هم بخواهیم

و هم درست از آن استفاده کنیم.

دین بریگز:

 کارتان را انجام دهید، اما نه فقط در حد وظیفه، بلکه اندکی بیشتر

و از روی سخاوت. همین مقدار اندک به اندازه باقی آن ارزش دارد.

الکساندر گراهام بل:

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز نمایید.

پرتوهای خورشید تا زمانی که متمرکز نشوند نمی سوزانند.

پی. نوشت سه پست پیشین

لیست کتاب های کتابخانه ی دانشگاه چند ماهی بود که در اختیار من قرار گرفته بود برای ثبت در وبلاگ

اما از اول هم در مورد انجام دادن/ندادن این کار مرددّ بودم اما به اصرار دوستان و برای گریز از خوردن

برچسب تنبلی تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم برای همین هم فهرست کتاب ها بر اساس حروف

الفبا مرتب شده که لااقل این کار را معقول تر جلوه دهد!

با سپاس

دهقانی

مسئول بخش وبلاگ انجمن روان شناسی دانشگاه پیام نور قم

لیست ز-ی

لیست

ادامه نوشته

لیست ر

لیست

ادامه نوشته

لیست الف-د

لیست
ادامه نوشته

کی؟ چی؟

سی. ای. فلین:

فراموش نکنید انسان هدف دارد و

بزرگی او به هدفی است که در سر دارد.

لئوبوسکالیا:

زندگی هدیه خداوند به شماست و

شیوه زندگی شما، هدیه شما به خداوند.

پل کوکن:

برای این که ببینم، چشمانم را می بندم.

هنری دیوید تورو:

هر تغییری معجزه ای است که باید به آن اندیشید.

بنجامین دیزرائیلی:

هیچ آموزشی چون ناملایمات موثر نیست.

توماس ادیسون:

من ناامید نمی شوم، زیرا هر قدم نادرست که کنار زده می شود،

گامی دیگر به جانب جلو است.

دیپاک چوپرا:

یک زندگی متعادل و پاک، بزرگ ترین موهبت برای شما

و برای کره زمین است.

کی؟ چی؟

حضرت علی می فرماید:

1. با مردم آن چنان معاشرت کنید که چون از دنیا رفتید بر شما بگریند،

و اگر زنده ماندید به شما میل نمایند.

 2. وقتی بر دشمن غلبه کردی، گذشت از او را شکرانه ی پیروزی بر وی قرار ده.

 3. ضعیف ترین مردم کسی است که از یافتن دوستان ناتوان است،

و ناتوان تر از او کسی است که دوستان به دست آورده را از دست بدهد.

 4. زمانی که مقدمات نعمت ها به شما رسید،

نهایت آن را با کمی شکر از خود مرانید.

 5. امور رام مقدّرات است، تا بدان جا که گاهی مرگ آدمی به تدبیر خود اوست.

 6. از لغزش جوانمردان بگذرید، چه این که کسی از آن ها نیست که بلغزد

جز آن که خدایش دست گیرد و بلندش سازد.

 7. ترس قرین یأس، و کم رویی همراه با محرومیت است.

 *التماس دعا*