خودبيماري انگاري يا هيپوکندريا

 
واژه هيپوکندريا که متشکل از دو بخش هيپو به معناي پائين و کندروس به معناي غضروف دنده ها مي باشد ، ابتدا توسط يونانيان مطرح شد . آنها بر اين باور بودند که يک سري نشانه هاي بيماري درست از زيردنده ها منشاء مي گيرد . همچنين مي پنداشتند علائم روحي که غالباً با درد و ناراحتي همراهند نتيجه وجود بيماري هستند . از آن زمان براي هر بيماري ناشناخته يا غيرقابل تشخيص واژه فوق را بکار مي برند .

 

درعلم روانپزشکي به شخصي که از سلامت بدني برخوردار است و در عين حال خود را بيمار مي انگارد هيپوکندرياک يا همان خودبيمار انگار گويند .

تشخيص اين حالت زماني صورت مي گيرد که شخص طي حداقل شش ماه عليرغم اطمينان خاطر از لحاظ پزشکي ، خود را متقاعد نموده که بيمار است و يا مي ترسد که بيمار باشد .


 

آيا هيپوکندريا بيماري محسوب مي شود ؟

 

هيپوکندريا يعني نگراني مفرط درباره سلامتي ، مانند هر تشخيص باليني ديگر جدي است . اين حالت بايد تشخيص مثبت داده شود ، بدين معنا که تنها رفع ظن بيماري جسمي کافي نيست بلکه وجود يک اضطراب اغراق آميز هم بايد در فرد تشخيص داده شود .

 

شيوع آن در زنان و مردان يکسان است و در ميان همه گروههاي سني و طبقات اجتماعي ممکن است ظاهر شود .

 
هيپوکندريازيس غالباً نوعي پاسخ به حالتهاي استرس و يا بيماريهاي روحي مانند اضطراب و افسردگي است . هيپوکندريازيس در شرايط مختلف و بصورتهاي کوتاه مدت و بلند مدت مشاهده مي شود . بلندمدت بدين معنا که ، برخي افراد از زمان کودکي به آن مبتلا بودنده اند . اين افراد از سنين کودکي دچار اضطراب بوده و براي آنها نگراني از ابتلا به بيماري به عادتي تبديل شده که مايه استرس است . آنها بيماري را دستاويزي براي رهائي از کارهائي که باعث نگراني شان مي شود ، قرار مي دهند و زمان و هزينه زيادي  را براي ديدن متخصصين پزشکي صرف مي کنند .

در مورد نوع کوتاه مدت ،‌براي مثال شخصي که يکي از نزديکان خود را در اثر ابتلاء به تومور مغزي از دست داده ، در صورت دچار شدن به سردردهاي مزمن ممکن است اينگونه بينديشد که او هم به اين بيماري مبتلاست .
 

علائم بارز:
 

علائم فيزيکي هميشه موجودند اما ممکن است عادي باشند ( مانند سردرد ، درد شکم ، سرگيجه ، بي اشتهائي و ..

. ) که به غلط ، خطرناکتر از آنچه هستند تفسير مي شوند .


 

درمان :

 
هر چند که احتمال طولاني شدن دوره درمان وجود دارد و تمايل به داشتن نگراني مفرط از سلامتي ممکن است کاملاً از بين نرود . بهرحال ، بيمار مبتلا به هيپوکندريا مي تواند دريابد که دچار اضطراب است و يک بيماري جسمي ندارد و بتدريج از اضطراب خود بکاهد . اين اولين قدم است .

 
انواع موقتي هيپوکندريا معمولاً با مشاوره و گاه با مصرف داروهاي ضداضطراب قابل درمان است . اما در نوع بلندمدت ، پزشکان از روند درمان آنها رضايت ندارند ، چرا که دائماً فهرستي از علائم را متذکر مي شوند که آزمايشات ، عدم وجود بيماري مربوط به آنها را تأييد مي کنند و اين اشخاص به هيچ وجه به مردم اطمينان کامل از سلامتي خود را نمي دهند .

عیدتون مبارک !!!

                                

                     یا فاطمه زهرا (روز زن مبارک)

برعالم سرمازده گرما دادن                                              خورشيدترين تو را به دنيا دادن

با سجده و سجاده چهل روز گذشت                                  تا عاقبت آن سيب خدا را دادند

مفهوم حقيقي حياتي بانو                                              باتوبه زمين معني ومعنا دادند  

تااينكه به سوي آسمان ها بپريم                                      با نام شما به بالمان پا دادند

با معجزه كنيز چشمان شما                                            هي مرده گرفتند و مسيحا دادند

اي قبله لب هاي محمد زهرا                                          سرسبزي طوباي محمد زهرا

توفاطمه هستي وكسي كوثرنيست                                 ازرتبه قدسي تو بالاتر نيست

تاروز ابد اگربماند دنيا                                                     غيرازتوكسي هم نفس حيدرنيست

اي شان نزول همه آيين ها                                            بي معرفت مهرتوپيغمبر نيست

هر روز بيايد دم در بابايت                                                يعني احدي از گل من بهترنيست

اين واژه به عينيست ببوسد دستت                                  اين مهر پدر به ناز يك دخترنيست

يعني كه تويي باني خلقت زهرا                                      يعني كه تويي راه سعادت زهرا      

                   یا فاطمه زهرا (روز زن مبارک) 

چرا وابسته میشویم؟

 

آیا تا به حال خود را بیش از حد به چیزی، شخصی یا جایی وابسته دیدهاید؟

اینکه به شخص یا چیزی آنقدر وابسته باشیم که ترک کردن آن برایمان امکانپذیر نباشد یا حتی فکر کردن به کنار گذاشتنش در ما ایجاد وحشت و هراس به وجود آورد؟ اما به راستی چیست که ما را اسیر میکند؟ چرا باید به رغم تمام شایستگیها و ارزشمندیهایی که در وجود خودمان است به شخص یا چیز دیگری رو بیاوریم و بدون او احساس حقارت، کمبود و نومیدی کنیم؟ چرا وقتی میخواهیم از یک رابطه سرشار از وابستگی بیرون بیاییم با دشواریهای فراوانی روبهرو میشویم؟ 


اگر دقیقتر نگاه کنیم میبینیم در یک رابطه سرشار از وابستگی آنچه بیش از هرچیز نمود دارد این است که معمولا ما طوری به طرف مقابل وابسته میشویم که یک شخص معتاد به موادمخدر، اما آیا هرگونه رابطهای را میتوان نوعی اعتیاد نامید؟ چرا اسمش را عشق، دوست داشتن زیاد یا احساس تعهد نگذاریم؟!

اغلب اوقات در یک رابطه اعتیادی، عشق و تعهد فراوانی وجود دارد. اما برای آنکه عشق و تعهدی وجود داشته باشد باید کسی بتواند دیگری را «آزادانه» انتخاب کند ولی یکی از نشانههای اعتیاد در این است که اغلب میلی اضطرارآمیز در کار است که آزادی و حق انتخاب رامحدود میکند؛ یعنی قدرت انتخاب و تصمیمگیری را از شخص سلب میکند حال آنکه در یک ارتباط سالم ناشی از عشق، ما حق انتخاب داریم و با استفاده از قدرت تفکر و تعقل خود میتوانیم تصمیم درست بگیریم.

اما در یک رابطه غلط توام با وابستگی بیش از حد، وقتی خود شخص میداند ادامه ارتباط به نفع او نیست، بازهم ادامه میدهد زیرا احساس میکند باید این شخص را حفظ کند و به او وابسته باقی بماند حتی اگر این رابطه برایش مخرب باشد.

بنابراین اولین نشانه وجود یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی خصوصیت اضطرار گونه آن است. نشانه بعدی وحشتی است که در شخص وجود دارد مبادا اینکه طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد. افراد معتاد اگر ندانند موادمخدر خود را چگونه تهیه کنند وحشتزده میشوند یا سیگاریها وقتی در جایی قرار میگیرند که آنجا کشیدن سیگار ممنوع است، ناراحت میشوند. همچنین افرادی هم که در یک رابطه غلط اعتیادگونه قرار میگیرند از فکر اینکه این رابطه قطع شود احساس وحشت میکنند. نشانه بعدی یک رابطه اشتباه این است که بعد از قطع ارتباط احساسی از پیروزی و آزادی به شخص دست میدهد.

در واقع خواه کسی به مادهای مخدر معتاد باشد یا به یک شخص، اساس تمام این واکنشها شباهت فراوانی به یکدیگر دارند و آن این است که همه این افراد احساس کامل نبودن و پوچی میکنند و اغلب ناامید و اندوهگیناند.

● نوع ارتباط

به احتمال زیاد در هر رابطه عاطفی عضوی از اعتیاد وجود دارد و این به خودی خود چیز بدی نیست. برعکس میتواند رابطه را مستحکمتر هم بکند، زیرا هیچکس آنقدر کامل و قوی نیست که نیازی به ارتباط با شخص دیگری نداشته باشد. اما یکی از نشانههای رابطه خوب این است که ما را با بهترین شرایط خود در تماس نگهمیدارد. آنچه سبب میشود رابطهای شکلی اعتیادگونه به خود بگیرد این است که احتیاج به طرف مقابل تبدیل به یک نیروی کنترل کننده میشود و اجبار و اضطراری به وجود میآورد که شما را از چندین آزادی اصلی و ضروری محروم میکند؛ آزادی در بهترین حد قرار گرفتن در رابطه، آزادی دوست داشتن دیگران از طریق انتخاب و تعهد و پایبندی توام با علاقه و توجه و نه اینکه تحت تاثیر وابستگی خود در شرایط فشار و اضطرار قراربگیرید و همچنین آزادی انتخاب در اینباره که آیا شخص میخواهد در این رابطه باقی بماند یا نه.

اگر در یک رابطه عاطفی شاد و لذتبخش هستید برای تشخیص اینکه آیا در ارتباطی اعتیادگونه قرار دارید یا نه، به این موارد توجه کنید:

- باوجود اینکه قضاوت خودتان و دیگران به شما میگوید که باقی ماندن در این رابطه به صلاح شما نیست و نمیتوانید انتظار بهبود آن را داشته باشید، هیچ اقدام موثری برای پایان دادن به آن صورت نمیدهید.

- خود را توجیه میکنید که باید در این رابطه باقی بمانید؛ اما نمیتوانید دلیل محکمی برای آن بیاورید.

- وقتی به فکر قطع این رابطه میافتید احساس وحشت و اضطراب میکنید و در نتیجه بیشتر به ارتباط خود میچسبید.

- وقتی برای پایان دادن به این ارتباط اقدامی میکنید با نشانههای حادتری روبهرو میشوید و چه بسا با مشکلات گوارشی و جسمی و ذهنی مواجه شوید.

- هنگامی که رابطه قطع میشود شخص احساس تنهایی و تهی بودن میکند.

اگر اغلب این نشانهها در شما وجود داشته باشد، میتوانید مطمئن شوید در رابطهای قرار دارید که در آن وابستگی شما آنقدر زیاد است که میتوان نام آن را اعتیاد گذاشت و درست همانطور که شخص معتاد به ماده مصرفی خود معتاد است شما هم در دامی قرار گرفتهاید که رهایی از آن چندان آسان به نظر نمیآید. این قدم نخست در درک اساس شناخت نوع ارتباط شماست. بدین ترتیب باید تصمیم بگیرید آیا میخواهید رابطه خود را بهبود ببخشید یا تمایل دارید آن را به همان شکلی که هست باقی بگذارید!

● توجیه کردن

شاید برای اینکه بخواهید به یک رابطه غلط ادامه دهید دائم خود را فریب دهید و کارهایتان را توجیه کنید. وقتی کسی در یک ارتباط غلط قرار میگیرد برای اینکه نخواهد آن را ترک کند سعی میکند جنبههای مثبت رابطه را بزرگ جلوه دهد و از کنار جنبههای منفی آن به آسانی بگذرد و این کار باعث میشود که نتوانیم جلوی اشتباهاتمان را بگیریم و همیشه به رفتار غلط خود ادامه دهیم. اگر بخواهیم توجیهات اشتباه خود را ترک کنیم باید افکار غلط خود را مبنی بر اینکه طرف مقابلمان تنها کسی است که میتوانیم او را دوست بداریم، کنار بگذاریم. حالا شما با شناخت بیشتر خود و اطرافتان دید بازتری پیدا کردهاید و میتوانید خوشبختی خود را رقم بزنید؛ در حالی که یک رابطه عاطفی درست هم میتواند بخش مهمی از این خوشبختی باشد. اینکه فکر کنید تنها دلبستگی به یک شخص میتواند شما را خوشبخت کند یک توهم است که گرفتار آن شدهاید.

هنگامی که به شخصی بیش از حد وابسته میشویم واکنشهای جسمانی و فیزیکی قدرتمندی خواهیم داشت که روی قضاوت و تصمیمگیری ما تاثیر زیادی دارد. معمولا ما تحت تاثیر احساسات و عواطف نمیتوانیم به خوبی تصمیم بگیریم. در واقع وابستگی میتواند روی احساسات و عواطف و رفتار ما تاثیر بگذارد البته ما نمیتوانیم به طور قاطع بگوییم که کدام تصمیم بهترین است؛ رفتن یا ماندن در یک رابطه. تصمیمگیری صحیح به تمرکز، مطالعه و بررسی نیاز دارد. در این هنگام باید از خود سوال کنیم آیا منافعی که من از این رابطه میگیرم بر زیانهای آن میچربد یا آیا نیازهای کودکانهام مانع از تصمیمگیری صحیح من نمیشود؟

● رهایی

بسیاری از ما باوجود اینکه میدانیم در رابطهای قرار گرفتهایم که ادامه آن به نفعمان نیست باز هم نمیتوانیم از آن رهایی یابیم. اما اقدامات زیر میتواند سبب شود رابطهای را که دوست ندارید ولی به آن عادت کردهاید، ترک کنید:

- رهانیدن خود از احساس وابستگی شدید که مانع از آن میشود که رابطهای را ترک کنید.

- پایان دادن به فرایندهای ذهنی مخرب و علیه خود که شما را از حرکت و پیشرفت باز میدارد.

- حفظ ارزشمند بودن خود بدون وابستگی به شخص دیگر. هر روشی که بتواند به شما کمک کند تا به اهداف خود برای رهایی از رابطهای مخرب برسید مهم و ارزشمند است. بسیاری از افراد یا خودشان روشی را انتخاب میکنند یا از روشهای پیشنهادی دیگران سود میبرند که در هر صورت فرقی ندارد شما بتوانید از چه راهی به رهایی برسید. برای آزاد شدن از قید و بند وابستگی میتوانید به علت بروز این موضوع و ارتباط آن با دوران کودکی خود بپردازید. شاید به این نتیجه برسید که در دوران کودکی از تنها ماندن در خانه میترسیدید. بنابراین اکنون نیز میترسید برای همیشه تنها بمانید و اینکه کسی شما را دوست نداشته باشد.

میتوانید با بررسی دقیق دوران کودکی به علت واقعی وابستگی شدید خود پی ببرید. هنگامی که شما احساس وابستگی شدید به شخص دیگری میکنید اعتماد به نفس و شخصیت خود را تضعیف میکنید و زیر سوال میبرید؛ بنابراین بکوشید علاوه بر بالا بردن تواناییهایتان، خود را فردی لایق و با ارزش بدانید و برای خود احترام و ارزش بیشتری قائل شوید. پس از آنکه احساس ناتوانی و محرومیت در شما از بین رفت باید به مسئله بازگشت دوباره به زندگی سرشار از آرامش و به دور از وابستگی باز گردید. در این هنگام اطرافیان و دوستانتان میتوانند از شما حمایت کنند؛ بدین ترتیب که وقتی مایوس و ناامید هستید به شما کمک کنند تا دوباره به زندگی و تواناییهای خود امیدوار شوید و به علاوه هر زمان دوباره به یاد گذشته و محرومیتهای موجود در آن افتادید به شما کمک کنند تا بتوانید زندگی خود را از نو سازماندهی کنید.

● آیا میتوانم؟!

آیا هنوز این سوال در ذهن شما باقیمانده که واقعا می‌توانم تنهایی را تحمل کنم و آیا می‌توانم با تنها ماندن احساس خوبی داشته باشم و...؟ البته فراموش نکنیم که این کار ابتدا به نظر آسان نمی‌رسد و طبیعی است که احساس ترس و وحشت داشته باشید ولی اگر بتوانید به خوبی و با صبر و حوصله این مرحله را پشت سر بگذارید می‌توانید احساس سرشار از اعتماد به نفس داشته باشید و دوباره به خودتان افتخار کنید. فراموش نکنید اگر از ارتباط عاطفی خود رنج‌ می‌برید، این خود شمایید که باید با انتخاب روشی صحیح، خود را نجات دهید.

psychologies magazine

نظریه تلقین و دانستنی های جالب آن

 

23

  • با ایجاد تمرکز فکری می‌توان تلقین پذیری را زیاد کرد. در حالت خواب هیپنوتیزم قدرت تلقین پذیری زیاد است.

  • حرف به تنهایی ایجاد بیماری می‌کند. کسانی که با ساختمان مغز و اعصاب آشنا هستند، برای حرف تلقین ارزش فوق العاده قایل هستند و می‌گویند حرف و تلقین روی غدد داخلی بدن اثر می‌گذارد و موجب بهبود یا بیماری شخص می‌گردد.

  • ترس ، اندوه ، اضطراب و بسیاری از عواطف و احساسات منفی دیگر ، بوسیله تلقین اعم از خیالی یا حقیقی ، وارد مغز می‌شود و از طریق دستگاه اعصاب بر غده صنوبری فشار می‌آورد و غده صنوبری ماده‌ای به نام اس. تی. اچ اضافی ترشح می‌کند که این ماده از طریق خون وارد سایر غدد و اعضای بدن می‌شود و در نتیجه بیماریهای متنوعی را سبب می‌شود.

  • عواطف مثبت نظیر امید ، نشاط ، عشق ، محبت از طریق حواس و اعصاب وارد مغز می‌شوند و غده صنوبری ماده‌ای به نام آ. سی. اچ ترشح می‌کند که هورمون اس. سی. اچ را خنثی کرده و شخص معالجه می‌شود.

  • تلقین هیپنوتیزم کننده زمانی در سوژه موثر خواهد بود که با تلقین به نفس خودش همراه باشد.

  • سوژه در خواب مصنوعی هر چند که بی‌اختیار و به خواب است و به دستور عامل ، عمل می‌کند، اما او بکاری که می‌کند کامل آگاه است و اگر فرمانی خلاف تمایلات درونی داده شود، انجام نخواهد داد.

  • دکتر جیمز براون گفته است: قوه خیال یکی از طرق بسیار موثر درمان امراض روانی است. با فکر و خیال می‌توان حالات سلامتی و بیماری را تغییر داد.

  • پاسکال گفته است: "فکر افتادن سبب افتادن می‌شود. بنابراین بهترین طریق دفع خطر آن است که به خطر فکر نکنیم."

  • توجه زیاد به عضوی از اعضای بدن ، موجب ابتلای آن عضو به کسالات و بیماری می‌شود. مثلا شخصی که دائم نگران قلبش باشد و ترس و واهمه ابتلا به بیماری قلبی داشته باشد، به تدریج دچار اختلالات قلبی گشته و در واقع بیمار می‌شود.

  • اثرات تلقین به قدری در انسان زیاد است که قادر است او را بیمار کند و یا از سخت‌ترین بیماریها نجات دهد.

  • اغلب مردم گاهی چنان تحت تاثیر تلقینات ، غریزه ، شایعات و تبلیغات قرار می‌گیرند که اعمال روز مره خود را مانند ماشینی خود کار و بدون اراده انجام می‌دهند.

  • امروزه همه انسانها همواره در محاصره تلقینات مختلف قرار دارند. بنابراین هر صدا و منظره و یا هر نوع تحریک دیگر که تجربه می‌شود، اثر خاصی در حواس پنجگانه انسان می‌گذارد. و بطور ناخودآگاه انسانها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

  • در زمانهای قدیم ، افرادی که در اثر ناکامی‌ها ، محرومیت‌ها و غیره حالات عجیب و غریب از خود نشان می‌دادند، مردم فکر می‌کردند که شیطان در جلدشان رفته است، اما با کشف دنیای ضمیر ناخودآگاه ، بیشتر از اسرار نهانی انسان برداشته می‌شود.

  • روح و بدن از هم جدا نیستند. در بین این دو وحدت دو جانبه برقرار است. بنابراین هر نوع ناراحتی در جسم ، روان را هم متاثر می‌سازد و بر عکس.

  • هنگامی که دلسرد و اندوهناک هستیم، قدرت خلاقیت ما کاهش می‌یابد، باید به زور هم که شده خود را به کارهای فرح‌بخش و مثبت سرگرم کنیم، زیرا انجام این نوع کارها در چنین شرایطی، تاثیر داروی مقوی را دارد و ما را از اندوه و دلسردی رهایی می‌بخشد و ما را در انجام کارها خلاق می‌سازد.

  • اکثر مردم آگاه نیستند که چقدر تلقینات سوء خود آنها دلیل بیماری آنهاست. همچنین نمی‌دانند که آنچه غالبا سلامتی آنها را باز می‌گرداند، تلقینات خود آنهاست نه اثرات دارو وقتی آنها فکر می‌کنند فلان دارو شفابخش است، همین فکر و تلقین سبب شفایشان می‌شود.

دانشنامه رشد

 

اختلالات سوماتوفرم چیست ؟

اختلالات سوماتوفرم بیماریهای مزمنی هستند که در آن فرد با شکایت های جسمی متعددی ناشی از مشکلات روحی مراجعه میکند که برای هیچ کدام از آن ها بیماری زمینه ای خاصی پیدا نمی شود . این بیماری ها در زمان مراجعه ممکن است سالها با فرد همراه بوده اند


 

علائم جسمی این بیماری ها می توانند یک یا چند ارگان مهم بدن را درگیر کنند . ارتباط بین استرس و بروز علائم در این افراد به اثبات رسیده است .

* همه گیر شناسی

در افرادی که به کلینیک یا پزشکان مراجعه می کنند آمارهای مختلفی از این افراد وجود دارد ولی بین ۲/۰  درصد تا ۶/۱۱  درصد گزارش شده است . شروع علائم معمولاً قبل از ۳۰ سالگی است . هیپوکندریاک ، که نوعی از اختلالات سوماتوفرم است حدود ۱ تا ۵/۴  درصد شیوع دارد .

* عوامل خطرساز

۱- ژنتیک : در بروز این بیماری ها نقش دارد .

۲- سانحه وحوادث  : به عنوان پیش ساز این بیماری ها ثابت شده است .

۳- سابقه خانوادگی : خانواده ها نسبت به این بیماریها واکنش متفاوتی دارند و این مساله خانوادگی را در بروز بیماری سوماتوفرم مهم میکند .

۴- عوامل اجتماعی : مانند تک والد بودن ، زندگی تنها ، بیکاری ، مشکلات ازدواج و شغلی نیز مؤثر هستند .

* تشخیص افتراقی ها

چند بیماری مثل هیپرپاراتیروئیدیسم ، پورفیری ، M.S ، لوپوس سیستمیک ، افسردگی ثانویه یا اولیه می توانند در تشخیص افتراقی این بیماری ها قرار گیرند .

در ادامه با ذکر مثالی از این گونه افراد به مقاله خاتمه می دهیم :

خانمی ۳۵ ساله برای بررسی مشکلات متعددی مراجعه کرده است . امروز بیشتر در مورد سردردش شکایت دارد اظهار می کند سردردش از پشت گردن شروع می شود و همینطور به سمت بالای سرش می کشد تا تمام سر را درگیر کند . وقتی از او پرسیده می شود چه شدتی از سردرد وجود دارد ( بین ۱ تا ۱۰ نمره بدهید ) می گوید شدتش حدود ۵ است . می گوید سردردش تیر نمی کشد ولی تمام سرش درد میکند .

استامینوفن وبروفن مصرف کرده است ولی فایده نداشته است . می گوید سالهاست این سردرد را دارد ولی کسی نتوانسته آنرا درمان کند یا به تشخیص علت آن برسد . می گوید سالهاست این سردرد را دارد ولی کسی نتوانسته آنرا درمان کند یا به تشخیص علت آن برسد .

می گوید CT اسکن سرانجام داده است ، آزمایش های خونی وحتی L.P ( کشیدن مایع نخاعی ) را انجام داده است و همه طبیعی بوده است . نکته دیگری که اظهار می کند زمان شروع بیماری است که در اوائل ۲۰ سالگی بوده است . همچنین به طور متناوب شکم درد ، درد پشت و حتی درد مقعدین دفع مدفوع داشته است .

عدم تحمل نسبت به بسیاری از غذاها دارد . تمایل جنسی به همسرش را نیز از دست داده است . می گوید ۷ سال پیش دچار دوبینی شده بوده است .

پزشک اش به M.S شک کرده  درخواست M.R.I نموده است . جواب M.R.I طبیعی بوده است . به پزشکان متعددی مراجعه کرده است ولی هیچکدام به تشخیصی نرسیده اند . او فکر میکند هیچ کمکی برای وی وجود ندارد و او روز به روز بدتر می شود . در معاینه نیز علائم حیاتی او طبیعی است ، مشکل حاد خاصی را ذکر نمی کند ، معاینه قلب ، ریه ، شکم طبیعی است . معاینه سیستم عصبی نرمال است .


 

حاشیه های نمایشگاه پوسترخانواده درمانی

 

 

سلام به دوستان ،نمایشگاه پوستر خانواده درمانی با عنوان به خانه برمیگردیم با همت دانشجویان روان شناسی به خوبی برگزار شد واستقبال خوبی هم صورت گرفت ،ازین بابت خوشحالیم

1 

واما ،این کوچولو که تو عکس میبینید کم سن ترین بازدید کننده نمایشگاه ما بود که این نشون میده بازدید کننده ها از هر رنج سنی که فکرشو بکنید جذب این نمایشگاه شدن....

2

اطلاعیه !

 

انجمن روان شناسی برگزار می کند :

 

نمایشگاه پوستر خانواده درمانی

 با عنوان

 

به خانه بر میگردیم

 

با موضوعات متنوع از جمله :

رضایت زناشویی .مهارت ارتباطی.خوش بینی در خانواده .

شاد زیستن . مهارت انتخاب همسر

زمان :۱۴ تا ۲۱ اردیبهشت

مکان : روبه روی ساختمان شماره ۳

 

 

کشیدگی انگشتان دست ویافته های روانشناسی

 

طول انگشت دست کودک شما ممکن است با میزان موفقیت او در امتحانات ارتباط داشته باشد. پژوهشگران در دانشگاه بات در مقاله ای که در "نشریه روانشناسی انگلیس" منتشر کرده اند، نشان داده اند که کودکان 7 ساله ای که انگشت انگشتری شان بلندتر از انگشت اشاره شان است در ریاضیات نمره بالاتری به دست می آورند.

البته این قضیه ربطی به کف بینی ندارد و مهارت تحصیلی را مغز آدم تعیین می کند و نه انگشتش. اما عاملی وجود دارد که هم بر مغز و هم بر طول انگشت موثر است و آن هم قرار گرفتن جنین در معرض هورمون های جنسی در رحم است.

کاملا ثابت شده است که طول انگشت انگشتری نسبت به انگشت اشاره به میزان قرارگیری در معرض هورمون جنسی مردانه در رحم ارتباط دارد. برای همین است که در مردان انگشت انگشتری معمولا بلندتر از انگشت اشاره است ولی در زنان انگشت اشاره بلندتر از انگشت انگشتری یا هم اندازه آن است.

در عین حال شواهدی وجود دارد که قرارگیری در معرض میزان بالای تستوسترون در دوران جنینی باعث بهبودی استدلال فضایی در فرد می شود و این مهارت در ریاضیات و نیز نقشه خوانی مفید است. طول انگشت انگشتری با صفات دیگری هم ارتباط داده شده است که می تواند تحت تاثیر تستوسترون قرار گیرد.

یک تحقیق در انگلیس نشان داده است که فوتبالیست های حرفه ای انگشتان انگشتری درازتری دارند و طول انگشت انگشتری بازیکنان بین المللی هم از بازیکنان باشگاهی محلی بلندتر است. همین خصوصیت در ورزشکاران زن هم دیده شده است.

در یک تحقیق دیگر در دانشگاه لیورپول انگلیس نشان داده است که مردان با انگشت انگشتری کوتاه تر ممکن است اندکی بیشتر در معرض حمله قلبی در سنین پایین تر باشند، اما احتمال قلبی در سنین بالاتر در آنها کمتر است.

شواهدی وجودی دارد که انگشت انگشتری درازتر ممکن است با شمار بالاتر اسپرم همراهی داشته باشد.

گر چه نتایج تحقیق فوق جنبه دیگری از تاثیر هورمون ها در دوران جنینی را بر فیزیولوژی انسانی روشن می کند، اما باید این یافته ها را با احتیاط تفسیر کرد، زیرا این ارتباط میان طول انگشتان و صفات جسمی یا روانی تنها ارتباط آماری هستند.

آنها بیانگر رابطه بین میانگین ها در سطح عموم جمعیت هستند و لزوما نمی توان در مورد یک فرد خاص به آنها استناد کرد. همه موافق هستند که عموما مردان بلند قدتر از زنان هستند، اما در عین حال هیچ کس هم تردید ندارد که برخی از زنان از برخی مردان بلند قدتر هستند. همین قضیه در مورد طول انگشت انگشتری هم صادق است.

برای مثال تحقیق دانشگاه بات بیانگر آن است که تستوسترون ممکن است در یک عامل تاثیر گذار در توانایی کودکان در ریاضیات باشد. اما عوامل مختلف دیگری مانند فشارهای محیطی و اجتماعی و نیز سایر عوامل زیست شناختی مانند ژن ها هم در این توانایی موثرند. بنابراین بسیاری از کودکان با انگشت انگشتری کوتاه کاملا در ریاضیات خوب یا حتی عالی خواهند بود.

اصولا هنگامی که پای پژوهش درباره منشا صفات انسانی به میان می آید، چه منشا ژنتیکی، چه هورمونی یا محیطی باید همین احتیاط را به خرج داد. به جز موارد استثنایی مثل ژن به وجود آورنده بیماری تحلیل برنده عصبی هانتینگتون ـ که دارندگان آن حتما در میانسالی به این بیماری علاج ناپذیر مبتلا می شوند، بسیاری از چنین عواملی تنها زمینه ساز ایجاد یک صفت هستند یا به همراه عوامل دیگر در ایجاد آن شرکت دارند، نه اینکه عامل منفرد و همیشگی به وجود آورنده آن باشند.

منبع: مارک هندرسن دبیر علمی روزنامه تایمز - همشهری آنلاین

کاربرد عملی روان شناسی در زندگی روزمره

 

هدف شما چه ترک سیگار باشد، چه کاهش وزن و چه یادگیری یک زبان جدید، درس هایی از روان شناسی می تواند راهنمای شما در پیدا کردن انگیزه قوی تر و بیشتر باشد. برای افزایش سطح انگیزشی خود برای انجام دادن یک کار، می توانید برخی از راهنمائی ها و توصیه های زیر را که برگرفته از پژوهش هایی در روان شناسی شناختی و آموزشی هستند، به کار بندید:

۱)معرفی عناصر بدیع و تازه برای بالا نگاه داشتن میزان علاقه مندی خود.

تغییر مسیر به منظور جلوگیری از خستگی و یکنواختی.

یادگیری چیزی تازه بر پایه دانسته های موجود خود.

قرار دادن هدف های روشن که مستقیماً مربوط به آن کار باشند.

پاداش دادن به خود برای خوب انجام دادن کار.

۲) بهبود مهارت های رهبری

فرقی نمی کند که شما مدیر یک اداره باشید یا عضو داوطلب یک گروه، دارا بودن مهارت های رهبری، به احتمال زیاد در مقطعی از زندگی به دردتان خواهد خورد. همه افراد به طور فطری چنین مهارتی را ندارند امّا چند راهنمایی ساده که از پژوهش های روان شناسی به دست آمده می تواند مهارت های رهبری را در شما بهبود بخشد. یکی از معروف ترین مطالعات در این زمینه به ارائه نظریه های رهبری انجامیده است که ۳ سبک مختلف رهبری را مطرح می سازد. بر پایه یافته های این مطالعه و پژوهش های بعدی، یکی از روش های زیر را می توانید هنگامی که در موقعیت رهبری یک گروه قرارگرفتید به کار بندید:

مسیر کلّی را مشخص کنید امّا به اعضای گروه اجازه دهید که عقایدشان را بیان کنند.

درباره راه حل های ممکن برای مساله با اعضای گروه صحبت کنید.

تمرکز خود را بر انگیزش ایده ها قرار دهید و به نوآوری و خلاقیت افراد پاداش دهید.

۳) بهبود ارتباطات فردی

ارتباطات چیزی بسیار فراتر از چگونگی صحبت کردن یا نوشتن است. پژوهش ها نشان داده اند که علائم غیرشفاهی، بخش اعظمی از ارتباطات میان فردی ما را تشکیل می دهند. شما به منظور بهتر و موثرتر رساندن پیام خود، باید یاد بگیرید که چگونه از ارتباطات غیرشفاهی برای بیان مقصود خود استفاده کنید و نیز این گونه پیام های غیرشفاهی را از کسانی که در پیرامونتان قرار دارند بگیرید. برخی راهبردهای کلیدی در زیر آورده شده است:

استفاده از برخورد چشمی مناسب.

توجه کردن به علائم غیرشفاهی در دیگران.

یادگیری استفاده از لحن صدا برای تقویت پیام خود.

۴) درک بهتر دیگران

همانند ارتباطات غیرشفاهی، توانایی شما در درک هیجانات خود و دیگرانی که پیرامونتان قرار دارند، نقش مهمی در روابط و زندگی حرفه ای شما بازی می کند. عبارت هوش هیجانی بیانگر قابلیت درک هیجانات خود و دیگران است. آزمون هوش هیجانی می تواند به شما در ارزیابی این توانایی خود کمک کند. به گفته دانیل گولمن، روان شناس، ضریب هوش هیجانی درواقع می تواند مهم تر از ضریب هوش شناختی باشد (۱۹۹۵).

برای بالا بردن هوش هیجانی چکار باید کرد؟ برخی از راهبردهای زیر را می توانید در نظر بگیرید:

ارزیابی و برآورد دقیق واکنش های هیجانی خود.

ثبت تجربیات و هیجانات خود در دفتر خاطرات روزانه.

سعی در دیدن وضعیت ها و شرایط از دیدگاه یک فرد دیگر.


بقیه در ادامه مطلب:

ادامه نوشته

قطار به کدام سمت حرکت می کند؟

 

اگر قطار به سمت راست حرکت می کند : نیمکره چپ مغز شما فعال و توسعه یافته است.  این بخش از ذهن توانایی های زبانی شما را بعهده دارد. این نیمه از مغز گفتار و توانایی خواندن و نوشتن شما را کنترل می کند. همچنین حقایق، نام ها، تاریخ
و نوشته ها را به یاد شما می آورد. سمت چپ مغز مسئول منطق و تجزیه و تحلیل
است. به این معنی که تمام واقعیات را بررسی می کند.  اعداد و سمبل های ریاضی توسط این بخش شناخته می شوند. اطلاعات از طریق نیمکره چپ مغز بترتیب پردازش می شوند.

اگر قطار بسمت چپ حرکت می کند: نیمکره راست مغز شما فعال است.  نیم کره راست متخصص پردازش اطلاعات تصویری و نمادهاست اما نه اطلاعات کلمه ای.  این نیمه از مغز به ما  فرصت خواب دیدن و خیالبافی را می دهد. با کمک نیمکره راست، ما می توانیم داستان های مختلف را با هم ترکیب کنیم.  همچنین این نیمکره مسئول توانایی های موسیقی و هنر های تجسمی است. نیمکره راست به طور همزمان می تواند بسیاری از اطلاعات مختلف را پردازش کند. این بخش می
تواند مشکلات را بعنوان یک کل حل کند و نه با استفاده از تجزیه و تحلیل.

نمودار گویا برای مغز:


اطلاعیه !!

انجمن روان شناسی برگزار می کند :

 

کلاس آموزش پایان نامه نویسی

توسط : استاد امینی

هزینه : ۲۵۰۰۰ تومان

برای ثبت نام با شماره زیر تماس بگیرید:

۰۹۳۸۷۵۰۸۰۷۲

اطلاعیه !

انجمن روان شناسی برگزار می کند :    

 

 کلاس آمار توصیفی

 توسط : خانم موسوی 

هزینه :  ۷۵۰۰تومان 

برای ثبت نام با شماره زیر تماس بگیرید:

۰۹۳۸۷۵۰۸۰۷۲

به افکارت عادت نکن!

 

دراین شکل شما سه تصویر می بینید. تصویر وسط مشکی و تصاویر چپ و راست رنگی. تصویر راست از راست به چپ می چرخد و تصویر چپ از چپ به راست. نکته جالب این است که اگر تصویر مشکی وسط را همزمان با یکی از تصاویر چپ یا راست نگاه کنید با همان تصویر و به همان جهت می چرخد.


اشتباه نکنید این خطای دید نیست خطای مغز است.

همان مغزی که باورهای ما را می سازد باورهایی که دو دستی به آنها چسبیده ایم گاهی باورهای ذهنی ما چیزی بیشتر از عادت های فکری مان نیست.
باورها

دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «هاروارد یونیورسیتی» انجام دادند:

۸۰ پیرمرد و ۸۰ پیرزن را انتخاب کردند. یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با ۴۰ سال پیش ساختند. غذاهای ۴۰ سال پیش در این شهرک پخته می شد. خط روی شیشه های مغازه ها، فرم مبلمان، آهنگها، فیلم های قدیمی، اخباری که از رادیو و تلویزیون پخش می شد، را مطابق با ۴۰ سال قبل ساختند. بعد این ۱۶۰ نفر را از هر نظر آزمایش کردند:

تعداد موی سر، رنگ موی سر، نوع استخوان، خمیدگی بدن، لرزش دستها، لرزش صدا، میزان فشار خون … بعد این ۱۶۰ نفر را به داخل این شهرک بردند، بعد از گذشت ۵ الی ۶ ماه کم کم پشتشان صاف شد، راست می ایستادند، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت، لرزش صدا خوب شد، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهای سر شروع به مشکی شدن کرد، چین و چروکهای دست و صورت از بین رفت.
علت چه بود؟

خیلی ساده است. آنها چون مطابق با ۴۰ سال پیش زندگی کردند، باور کرده بودند ۴۰ سال جوانتر شده اند.

انسانها همان گونه که باور داشته باشند می توانند بیاندیشند. باورهای آدمی است که در هر لحظه به او القا می کند که چگونه بیاندیشد.

اصولا فرق بین انسانها، فرق میان باورهای آنان است. انسانهای موفق با باورهای عالی، موفقیت را برای خود خلق می کنند. انسانهای ثروتمند، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند که با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت می روند و به لحاظ باورهای مثبت شان به ثروت مطلوب خود می رسند.

قانون زندگی قانون باورهاست. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است. توانمندی یک انسان را باورهای او تعیین می کند.

انسانها هر آنچه را که باور دارند خلق می کنند. باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی می سازند. زیرا باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه ها، اندیشه ها عامل اولیه اقدام ها و اقدام ها عامل اصلی دستاوردها هستند.

انیشتین می گفت: «آنچه در مغزتان می گذرد، جهانتان را می آفریند.»

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می گوید: «اگر می خواهید در زندگی و روابط شخصی تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می خواهد قدم های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید باید نگرش ها و برداشت هایتان را عوض کنید.»

او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس تر می کند: «صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می کردند. یکی از بچه ها با صدای بلند گریه می کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می کشید و خلاصه اعصاب همه مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض باز کردم که: «آقای محترم! بچه هایتان واقعاً دارند همه را آزار می دهند. شما نمی خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی گردیم که همسرم، مادر همین بچه ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی دانم باید به این بچه ها چه بگویم. نمی دانم که خودم باید چه کار کنم و … و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»

بقیه در ادامه مطلب:

ادامه نوشته

سلامت روان از ديدگاه اسلام و انديشمندان اسلامي

                                                                                     

اديان و مذاهب الهي، به ويژه دين مبين اسلام براي تأمين سعادت آدمي در به دست آوردن زندگي بهتر و رسيدن به پاداش اخروي برتر آموزش‌ها و رهنمودهاي بسيار دقيق و با ارزشي را ارائه كرده‌اند و دامنه اين آموزش‌ها، سراسر زندگي فرد، حتي پيش از تولد را در برمي‌گيرد.روان‌شناسان هم، چه در تحقيقات گذشته و چه در پژوهش‌هاي نوين، سعي در پيدا كردن راه و روش‌ها و آموزش‌هاي تربيتي و درماني بهتري دارند كه استفاده از آنها باعث رشد و شكوفايي هر چه بهتر شخصيت آدمي گرديده و از گرفتاري او به بيماري‌هاي مختلف رواني جلوگيري مي‌كند.


برخي از موارد همسويي مذهب و روان‌شناسي كه داراي اهميت ويژه‌اي هستند، عبارتند از:


1- اهميت دادن به كانون خانواده


متون روانپزشكي در بحث مربوط به زناشويي درماني ريشه بسياري از اختلافات رواني زوج را در ارتباط با عدم همبستگي و نبودن همدلي و همزباني به شكار آورده، براي درمان، روش‌هاي متعددي را به منظور ايجاد همدلي، همزباني و صميميت پيشنهاد كرده تا با اين اقدام، كانون خوب و ايده‌آلي براي رشد و تربيت فرزندان، فراهم شود.
در آموزش‌هاي اسلامي، اساساً هداف از تشكيل خانواده، ايجاد محيطي همراه با آرامش، صميميت، مهرباني و همدلي به شمار آمده و چنين كانوني را شرط تربيت فرزندان مطلوب دانسته‌اند. همچنين، يكي از مهم‌ترين وظايف زن را كوشش هر چه بيش‌تر براي تأمين آرامش و رضامندي همسر- كه تربيت فرزندان صالح از جمله اهداف اوست- معرفي كرده‌اند. اگر اين شيوه آموزش، از آغاز تشكيل خانواده، به عنوان پايه و سبك زندگي و دستور العمل زيستن، مورد استفاده قرار گيرد، بسياري از مشكلات و معضلات فردي، خانوادگي و اجتماعي ريشه كن شده و جامعه بهتر و سالم‌تر با فرزندان مطلوب‌تر و ايده‌آل‌تري خواهيم داشت.


2- جلوگيري از پديد آمدن زمينه اضطراب و اختلالات اضطرابي

بر اساس پژوهش‌هاي روان‌شناسي، ميزان بروز اضطراب در فرزنداني كه از مادران مضطرب متولد مي‌شوند، چندين برابر جمعيت عمومي است؛ بنابراين يكي از كوشش‌ها براي كاهش اضطراب در جامعه، فراهم كردن شرايط مناسب و كاهش دادن عوامل استرس‌زا براي مادران باردار است تا با اين اقدام، زمينه پديد آمدن اختلالات اضطرابي، به حداقل برسد.
آموزش‌هاي اسلامي علاوه بر قائل شدن احترام و جايگاه ويژه‌اي براي زنان باردار، آنان را توصيه به رعايت آرامش در گفتار و كردار و حتي مصرف غذاهاي سودمند براي رشد جنين كرده و از هر گونه عملي كه به جنين آسيب برساند، بازداشته‌اند.

3- چگونگي شكل گيري و رشد عزت نفس تأثير مهم و سرنوشت سازي در زندگي آدمي

 داشته، اگر به گونه‌اي غير طبيعي بيش از اندازه رشد كرده باشد ممكن است آدمي را دچار اختلالاتي همچون شيدايي كرده و چنانچه دراثر آسيب ديدن، دچار پسرفت و تحليل گردد، زمينه براي پديد آمدن افسردگي و اختلالات وابسته به آن ايجاد خواهد شد. اما رشد طبيعي عزت نفس، زمينه مناسب را براي پيشرفت در زندگي آماده ساخته، باعث خودشكوفايي، ظهور خلاقيت‌ها و بالندگي شخص در طول زندگي مي‌شود و افزون بر اين‌ها، باعث جلوگيري از پديد آمدن بسياري از اختلالات رواني همچون افسردگي، انواع اختلالات اضطرابي و فوبي‌ها مي‌گردد.
در آموزش‌هاي مذهبي، ضمن مسئول دانستن والدين در تربيت و رشد فرزند، وظيفه انتخاب نام و عنوان نيكو، آموزش سواد و دانش، فنون مورد نياز و انواعي از ورزش‌ها را به عنوان وظايف اساسي والدين در تربيت فرزندان به شمار آورده و تأكيده شده است كه عمل به اين آموزش‌ها، هر گونه بيم، هراس و احساس درماندگي و نوميدي را از آدمي دور كرده و او را به برترين جايگاه مي‌رساند.


4- جلوگيري از پديد آمدن بحران هويت و اختلالات ناشي از آن:

 يكي از مشكلات دوره نوجواني كه باعث سردرگمي شخص گرديده و او را از مسير معقول و صحيح زندگي منحرف مي‌سازد، بحران هويت است. اين بحران همان گونه كه در منابع معتبر مطرح شده پديده‌اي است ولي كنار نيامدن با آن غير طبيعي است. آموزش‌هاي اسلامي با ارائه شيوه‌هاي ويژه‌اي از جمله هدفمند دانستن زندگي و ارائه راه و رسم بهتر زيستن،  سعي در حل اين بحران كرده و با اين اقدام، افراد ياد شده را از حالت سردرگمي بيرون آورده، به سوي يك زندگي برنامه ريزي شده و هدفدار، هدايت مي‌كند.

ادامه نوشته

اسم‌ها شخصیت انسان را می سازند.

 

پژوهشگران انگلیسی و آمریکایی در تحقیقات خود نشان دادند که انتخاب اسم برای فرزندان بزرگترین چالش والدین است چرا که اسم ها شخصیت انسان ها را می سازند.

به گزارش لایو ساینس ، محققان انگلیسی با بررسی سه هزار خانواده دریافتند که یک پنجم والدین از اسمی که برای فرزندان خود انتخاب کرده اند پشیمان هستند.

همچنین در تحقیقات دیگری که محققان دانشگاه نورث وسترن در ایلینویز انجام دادند مشخص شد که انتخاب اسم بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد و شاید به همین دلیل است که کتاب های اسم نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند.

به گفته این محققان ، علم نشان می دهد که داشتن یک اسم زیبا و خوش آهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد را افزایش می دهد بلکه موجب می شود دیگران به طور مثبت تری به وی نگاه کنند.

دیوید فیلیو سرپرست این تیم تحقیقاتی اظهار داشت: اینکه افراد چه کار می کنند و به چه فکر می کنند اهمیت چندانی ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنیدن اسمی که تلفظ می شود پالسهایی را ارسال و دریافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وی قضاوت می کند.

این دانشمند توضیح داد:«روشی که ما را با آن صدا می زنند یک نماد و یک آینه است. در واقع اسم همانند یک کارت ویزیت معرف و بیانگر شخصیت درونی ما است. آوا و معنایی که یک اسم دارد مستقیما بر روی رفتار و قضاوت دیگران نسبت به ما اثر می گذارد. آهنگ و معنای اسم یک فرد حتی بر روی تولید هورمونهای اکسیتوسین، دوپامین و اندورفین نیز اثر می گذارد. می توانیم بگویم نامی که ما را بدان می خوانند بر روی توسعه ما تاثیر می گذارد».

وی افزود:«گذاشتن یک اسم تا حدودی دخترانه بر روی یک پسر می تواند مشکلاتی جدی بر روی حس نا امنی وی ایجاد کند. همچنین اسامی خیلی اصیل و یا کمیاب می تواند اشخاصی بسیار متفاوت را بار آورند».

این محققان پس از تجزیه هزار و ۷۰۰ ترکیب حرف و آوا دریافتند که گذاشتن اسامی دلپذیر و دخترانه بر روی دختران موجب می شود که آنها شخصیت زنانه تر و ظریف تری داشته باشند. این درحالی است که اسامی پسرانه و غیرمعمولی که بر روی دختران گذاشته می شود شخصیت این دختران را خشن تر و جدی تر می کند.

به گفته این دانشمند ، دختران دبیرستانی که اسامی پسرانه ای چون اشلی یا شانون داشتند بیشتر به دروس ریاضیات و فیزیک علاقه مندی نشان می دادند درحالی که دخترانی که دارای اسامی دخترانه ای چون الیزابت یا کایلا بودند بیشتر به دروس علوم انسانی علاقه داشتند.

همچنین در تحقیقات دیگری که دانشمندان دانشگاه ایالت واین در دیترویت انجام دادند مشخص شد افرادی که اسم آنها با حرف  A آغاز می شود زندگی طولانی تری نسبت به افرادی که اسامی با حروف آغازین B، C یا D دارند.

در این تحقیق که اسامی ۱۰ هزار فرد از بین ورزشکاران، پزشکان و وکلایی که بین سالهای ۱۸۷۵ تا ۱۹۳۰ زندگی می کردند مورد بررسی قرار گرفت نشان داد افرادی که اسامی آنها اندرو، آنتونی و آلبرت بود به طور متوسط ۹٫۵ سال دیرتر از همکارانی که اسامی آنها دایان، دنیل و دیوید بود زندگی کرده بودند.

متوسط طول عمر افراد با حرف D برابر با ۶۹٫۲ سال و متوسط عمر افراد با حرف A برابر با ۷۳٫۴ سال بود.
این طبقه بندی همچنین از دیدگاه انتخاب شغل نیز جالب بود. به طوری که بیشتر افرادی که نام آنها «لارنس» با عبارت آغازین «لا» به معنی قانون بود وکیل و کسانی که اسمشان «دنیس» با عبارت آغازین «دن» مثل «دندان» بود دندانپزشک شده بودند.

از طریق چشم می توان افکار انسان ها را خواند.

 

تحقیقات دانشمندان نشان می دهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آن ها پی برد.


یک نگاه مختصر به بالا یا پایین ، چپ یا راست می تواند به فهمیدن آنچه که در ذهن هر انسانی می گذرد کمک کند.

در یک تحقیق که توسط دانشگاه ملبورن انجام شده است ، از داوطلبان خواسته شد به یک سری از اعداد بین یک تا ۳۰ فکر کنند و آنها را به صورت تصادفی بیان کنند.


دانشمندان حرکات چشم هر نفر را تحلیل کرده و اعلام کردند که میتوانند عددی را که هر شخص در ذهن خود به آن فکر می کند را با دقت بالایی حدس بزنند.


این تحقیقات نشان می دهد که هنر خواندن ذهن می تواند با کمک مطالعه حرکات و حالات غیر ارادی چهره به صورت علمی دربیاید.


دکتر مایکل نیکولاس یک عصب شناس و یکی از نویسندگان این تحقیق در این باره گفت : چشم ها نه تنها به ما اجازه می دهند که دنیای اطراف خود را ببینیم ، بلکه با کمک آنها میتواند به دنیای درون ذهن انسان ها هم نفوذ پیدا کرد.


در این تحقیقات که نتایج آن در نشریه Current Biology به چاپ رسیده است ۱۲ مرد راست دست در یک اتاق تاریک قرار گرفتند و از آنها خواسته شد اعداد بین یک تا ۳۰ را به طور کاملا تصادفی لیست کنند.در این بین حرکات چشم آنها به طور کامل جزئی تحت نظر قرار گرفت و هر حرکت کوچک ثبت شد.


دانشمندان متوجه شدند اگر چشم افراد کمی به طرف چپ و سپس اندکی به سمت پایین حرکت کند ، احتمالا عدد بعدی که آنها انتخاب می کنند کوچک تر خواهد بود ، اما اگر آنها چشمان خود را به سمت راست و بالا حرکت دهند احتمالا عدد بزرگتری را انتخاب خواهند کرد.

در این تحقیقات دانشمندان توانستند در ۶۰ درصد موارد به درستی عدد بعدی را حدس بزنند.


دکتر توبیاس لوتشر در این باره گفت : ما معمولا اعداد را در یک خط تصور میکنیم .زمانی که ما در مورد اعداد فکر می کنیم به طور خودکار آنها را در فضا تصور می کنیم و اعداد کوچک را در سمت چپ و اعداد بزرگتر را در سمت راست قرار می دهیم.این در حالی است که ما خودمان هم به این نوع تصور ذهنی که از اعداد داریم توجه نمی کنیم.


دانشمندان با انجام این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که این گفته قدیمی که چشم ها میتوانند انسان را لو بدهند درست است.این یافته ها نشان می دهد ارتباطات بسیار پیچیده ای بین افکار انسان ها ، حرکات بدن و جهان اطراف ما وجود دارد.


این تحقیقات می تواند از این منظر هم قابل توجه باشد که فکر کردن ساده نسبت به اعداد تصادفی منجر به تغییرات سیستماتیک در موقعیت چشم انسان ها میشود.قبلا نیز حرکات عرضی چشم به محاسبات ریاضی و یادآوری خاطرات گذشته مرتبط شده بود.


پروفسور ریچارد وایزمن استاد روانشناسی دانشگاه هرت فورد شایر در این باره گفت : مغز انسان ها افکار و حرکات بدن را کنترل می کند.اما سوال اصلی این جاست که کدام یک زودتر اتفاق می افتند ، فکر کردن یا حرک بدن؟


به نظر می رسد که این حرکت ها هستند که بر تفکرات انسان ها مقدم هستند و این بسیار موضوع جالبی است.


پروفسور وایزمن گفت آین تحقیقات بر اساس مطالعاتی بود که توسط ادماند جکوبسون روانپزشک آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ انجام شد که در طی آن از شرکت کنندگان در تحقیق خواست که به برج ایفل فکر کنند و در این هنگام آنها به طور ناخودآگاه به سمت بالا نگاه می کردند.

 

عیدتون مبارک !!!!

سلام به دانشجویان عزیز عیدتون مبارک هرچند عید تموم شد ولی من دیروز از سفر اومدم الان عیدرو

بهتون تبریک میگم وشرمنده که تو تعطیلات نوروزی پست  نگذاشتیم عوضش واسه اینکه از دلتون

دربیاد یه عیدی براتون دارم که خوشتون میاد حتما....

 

اهل دانشگاهم

روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم

خرده عقلی

سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است

گاه گاهی می نویسم تكلیف

می سپارم به شما

تا به یك نمره ناقابل بیست

كه در آن زندانیست

دلتان زنده شود

چه خیالی چه خیالی می دانم

گپ زدن بیهوده است

خوب می دانم دانشم بیهوده است

اوستاد از من پرسید

چقدر نمره زمن می خواهی

من از او پرسیدم

دل خوش سیری چند

اهل دانشگاهم

قبله ام آموزش

جانمازم جزوه

مشق از پنجره ها می گیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را وقتی می خوانم

كه خروس می كشد خمیازه

مرغ و ماهی خواب است

خوب یادم هست

مدرسه باغ آزادی بود

درس بی كرنش می خواندیم

نمره بی خواهش می آوردیم

تا معلم پارازیت می انداخت

همه غش می كردیم

كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آنروز

مثل یك بازی بود

كم كمك دور شدم از آنجا

بار خود را بستم

عاقبت رفتم در دانشگاه

به محیط خشن آموزش

و به دانشكده علوم سرایت كردم

رفتم از پله كامپیوتر بالا

چیزها دیدم در دانشگاه

من گدایی دیدم در آخر ترم

در به در می گشت

یك نمره قبولی می خواست

من كسی را دیدم

از دیدن یك نمره ده

دم دانشگاه پشتك می زد

من نمی خندم اگر دوست من می افتد

من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند

و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه

در سراشیب كسالت هستم

خوب می دانم استاد

كی كوئیز می گیرد

برگه حذف كجاست

سایت و رایانه آن مال من است

تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است

ما بدانیم اگر سلف نباشد

همگی می میریم

و اگر حذف نباشد

همگی مشروطیم

نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا

كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ

پی اصلاح خطاها برویم

 

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یك شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی كه مرا كرده جواب.

اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌كاریست
من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار
وچرا در وسط سفره ما مدرك نیست!
((
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید))
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند كه من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

كار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
كار ما شاید این است
كه مدرك در دست
فرم بی‌گاری هر شركت بی‌پیكر را 
  پر بكنیم

انسان‌ها

 دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 

عکس: مغز انسان عاشق

 

برنا: دانشمندان توانستند تصاویری از مغز را در حالت عاشق بودن فرد به تصویر بکشند.

دانشمندان توانستند تصویری از مغز افراد در حالت عاطفی شدید و عاشق بودن را دریابند و عنوان کرده اند که در دنیای فعلی تمام قلب می تواند در ذهن افراد نمود پیدا کند و حالت های آن متغیر باشد.

اطلاعیه

 

انجمن روان شناسی دانشگاه پیام نور برگزار می کند :

 

 کارگاه خانواده درمانی

 

مدرک از مشاوره مرکزی

 

استاد امینی

 

هزینه :  ۵۵۰۰۰  تومان

 

برای ثبت نام با شماره زیر تماس بگیرید:

۰۹۳۸۷۵۰۸۰۷۲
 

اطلاعیه

انجمن روان شناسی برگزار می کند :

جلسه کنفرانس

فردا 

۱۲/۱۷

۲  تا  ۴ بعداز ظهر

 

ساختمان شماره  ۳

اطلاعیه

 

انجمن روان شناسی دانشگاه پیام نور برگزار می کند :

 

کلاس آموزش پایان نامه نویسی

 

استاد امینی

 

هزینه : ۲۵۰۰۰  تومان

 

برای ثبت نام با شماره زیر تماس بگیرید:

۰۹۳۸۷۵۰۸۰۷۲

اطلاعیه

   

           تاريخ حذف و اضافه از تاريخ (14/12/89 لغايت 20/12/89 ) 

                                                به

                 (تاريخ 15/12/89 لغايت 20/12/89 )تغيير يافت .

راهی فوق العاده برای کاهش استرس

با یادداشت کردن، اضطراب خود را کاهش دهید.

روانشناسان می‌گویند اگر نگرانی‌های خود را روی کاغذ بیاورید و آنها را بنویسید، می‌توانید بر اضطراب خود غلبه کنید.

به گزارش ایسنا، این روانشناسان در یک مطالعه گسترده تایید کردند که نوشتن اضطراب‌ها و نگرانی‌ها قبل از قرار گرفتن در یک موقعیت تنش زا و استرس آور مثل شرکت در آزمون یا ارائه سخنرانی می‌تواند تا حد زیادی از استرس شما بکاهد و در عین حال امکان موفقیت و بازده شما را افزایش دهد.
روانشناسان معتقدند: نوشتن به شما امکان می‌دهد که ذهن خود را پاکسازی کرده و بتوانید بهتر روی کاری که در دست انجام دارید، تمرکز کنید.

این تکنیک به اندازه‌ای قدرتمند است که اگر دانشجویان پیش از نشستن سر جلسه امتحان آن را به کارگیرند، بازده آنها افزایش یافته و نمرات تحصیلی که کسب می‌کنند ۲۰ درصد بیشتر می‌شود.

به گزارش روزنامه تلگراف، پروفسور سیان بیلوک، استاد دانشگاه شیکاگو در این باره تاکید کرد: مردم اغلب در آستانه یک وضعیت استرس زا دچار نگرانی‌ها و پیامدهای آن می‌شوند. این نگرانی‌ها روی منابعی که باید در حین انجام کار از آنها استفاده کنیم تاثیر می‌گذارند و با مداخله عملکرد ما را کاهش می‌دهند اما اگر از روش حلقه کاغذ استفاده کنیم نگرانی‌هایمان روی کاغذ جاری می‌شود و ذهنمان پاک خواهد شد این ذهن اکنون آماده تمرکز کردن است.

به گزارش ایسنا، اضطراب عبارت از یک احساس ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشا ناشناخته است که به فرد دست می‌دهد و پیامدهای آن شامل عدم اطمینان، درماندگی و برآشفتگی فیزیولوژیکی است. هم چنین وقوع مجدد اتفاقاتی که قبلا باعث بروز استرس و آسیب به فرد شده‌اند، می‌تواند عامل ایجاد اضطراب باشد. اغلب افراد در دوران حیات خود دچار اضطراب می‌شوند اما اضطراب مزمن، شدید و دائمی می‌تواند مشکل ساز و بیمار گونه باشد. بنابراین گزارش، بروز اضطراب در زنان، ‌افراد کم درآمد و افراد سالخورده و میانسال بیشتر است.

روانپزشکان توصیه می کنند که برای پیشگیری از حملات اضطرابی از خوردن کافئین مثل قهوه، چای، کولاها ‌و شکلات خودداری کنید چون کافئین شما را در یک حالت تحریک پذیر قرار می‌دهد.

از کشیدن سیگار خودداری کنید چون نیکوتین موجب تشدید تحریک پذیری فیزیکی و فیزیولوژیکی می‌شود و با تشدید انقباض عروقی، فعالیت و کارکرد قلب را افزایش می‌دهد.

انجام تمرینات ورزشی روزانه نیز در پیشگیری از اضطراب بسیار موثر است به طوری که حتی یک پیاده‌روی کوتاه در اطرف آپارتمان می‌تواند شما را آرام نگه دارد. به علاوه درمانهای شناختی رفتاری تا حد زیادی در کنترل اضطراب و حمله‌های ترس موثر هستند.

سلامت نیوز

برنامه کلاسی

 

برنامه کلاسی ترم جدید رو می تونید تو لینک پایین ببینید !

 

http://markaz.qompnu.ac.ir/index.aspx?siteid=1&siteid=1&pageid=1594

نقاشی های ناخودآگاه ، شخصیت شما را آشكار می كند.

  مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم .

بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان ، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می كِشند ، به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می كنند ، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند . و در هنگام كشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حركت قلم بر روی كاغذ نیستند .

روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند كه همانند دست خط ها ، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند . ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی ها .

اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه  ، سخت و دشوار است ، لیكن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افكار و شخصیت افراد  را به دست می دهد".

پیشنهاد می كنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را كشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .

1 - اشكال هندسی:

 مثلث، مربع و اشكال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد كه شما به گونه ای روشن و آشكار می اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید. در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می كنید و كفایت و كارآیی بالایی دارید.

2- اجرام فضایی:

ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر نماد جاه طلبی و بلند پروازی است. شما فرد خوشبینی هستید و این نیاز را در خود می بینید كه تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.

بقیه در ادامه مطلب:

ادامه نوشته

خدا قوت

 

سلام دوستان اومدم یه خسته نباشید وخدا قوت بهتون بگم بالاخره امتحانا تموم شد راحت شدیم

برای اینکه خستگیتون حسابی از تنتون در بره یه عکس طنز براتون گذاشتم .

سری دوم نمونه سوال

 دانلودکنید:

اختلالات و یادگیری

انگیزش و هیجان

روانشناسی بازی

تفکر و زبان

روش تحقیق در علوم تربیتی

متون زبان تخصصی رواشناسی و علوم تربیتی

روانشناسی هوش و سنجش آن

نمونه سوال

 

سلام دوستان امیدوارم تا الان امتحاناتتون رو خوب گذرونده باشید.

یه سری نمونه سوال براتون آماده کردم امیدوارم کمک کنه !

دانلود کنید :

آسیب روانی 1

اعتیاد

نوروپسیکولوژی

روان شناسی تجربی

روانشناسی کودکان استثنایی

روانشناسی جنایی

اثر داروهای ضدافسردگی بر شخصیت افراد

 

یک بررسی جدید نشان می ‌دهد که داروهای ضد افسردگی می‌ توانند باعث تغییرات قابل‌ توجهی در شخصیت افراد شوند.

به گزارش لایوساینس این بررسی به اثرات مصرف داروهای "مهار کننده بازجذب انتخابی سروتونین" (SSRIs) که امروزه به طور گسترده ‌ای برای درمان افسردگی به کار می ‌روند،‌ پرداخت و نشان داد که افرادی که از این داروهای ضد افسردگی استفاده می ‌کنند، در درازمدت عواطف مثبت بیشتری را تجربه می‌ کنند،‌ برون‌ گرا تر می ‌شوند و از لحاظ عاطفی پایدارتر می‌ شوند.

تونی زد تانگ از دانشگاه نورث‌‌ وسترن در شیکاگو، یکی از این پژوهشگران، گفت: "یافته های این بررسی، ما را به پیشنهاد الگوی جدیدی در مورد نحوه عمل این داروهای ضد افسردگی هدایت کرد. داده‌ های ما بیانگر آن است که داروهای ضد افسردگی جدید تا حدی با تصحیح کردن عوامل خطرساز کلیدی شخصیت، برای افسردگی عمل می ‌کنند."
روان‌ نژندی و برون‌ گرایی

تانگ و همکارانش در یک کارآزمایی شامل 240 فرد بزرگسال مبتلا به اختلال افسردگی عمده اثرات داروی پاروکستین ( از گروه دارو های SSRI) را با دارونما مورد مقایسه قرار دادند.

افرادی که پاروکستین دریافت می‌ کردند، در مقایسه با افرادی که دارونما می ‌گرفتند، بهبودی قابل‌ توجهی در افسردگی‌ شان مشاهده شد، همان گونه که بسیاری از بررسی‌ های متعدد دیگر هم آن را نشان داده بودند. علاوه بر این، مصرف ‌کنندگان SSRI همچنین کاهش قابل ‌توجهی نیز در روان ‌نژندی و افزایشی در برون ‌گرایی در مقایسه با افرادی که دارونما مصرف می ‌کردند، از خود نشان دادند.

روان ‌نژندی و برون ‌گرایی دو بخش بنیادی شخصیت انسان به حساب می ‌آیند. روان ‌نژندی به گرایش به تجربه عواطف منفی و ناپایداری عاطفی گفته می ‌شود، در حالیکه برون‌ گرایی نه تنها به رفتار برون‌ گرای اجتماعی بلکه به احساس تسلط و گرایش به تجربه عواطف مثبت اشاره دارد.

پژوهش‌ های اخیر نشان داده است که روان ‌نژندی یک عامل خطر ساز برای افسردگی به حساب می ‌‌آید و هم پوشانی قابل‌ توجهی میان ژن‌ های مربوط به روان ‌نژندی شدید و ژن ‌های مربوط به افسردگی وجود دارد.

هر دوی روان ‌نژندی و برون‌ گرایی با سیستم سروتونین مغز ارتباط دارند که هدف دارو های ضد افسردگی SSRI قرار می ‌گیرد.
داروی ضد افسردگی

در این بررسی، پژوهشگران 69 نفر از 120 بیمار ابتدایی ‌شان را برای یک سال مورد پیگیری قرار دادند. تغییرات در میزان روان‌ نژندی و برون ‌گرایی پیش و پس از درمان برای بیمارانی که داروی ضد افسردگی مصرف کرده بودند، در مقایسه با آنهایی که دارونما دریافت کرده بودند، به همان اندازه ی بهبودی در علائم افسردگی‌ شان بود. این بررسی نشان داد در افرادی که پاروکستین دریافت کرده بودند، نسبت به آنهایی که دارونما گرفته بودند، 8/6 برابر تغییر در روان‌ نژندی و 5/3 برابر تغییر در برون ‌گرایی به وجود می ‌آید.
تغییرات شخصیت

این پژوهشگران یادآورشدند این یافته‌ ها شواهدی بر ضد تصور رایج ارائه می ‌دهد که تغییرات شخصیتی در حین درمان با SSRI تنها یک نتیجه ثانوی تخفیف علائم افسردگی است. توضیحات جایگزین متعددی می‌ توان در این مورد مطرح کرد.

این پژوهشگران در شماره ماه دسامبر ژورنال "آرشیو های روانپزشکی عمومی" می ‌نویسند: "یک امکان این است که خواص بیوشیمیایی داروهای SSRI به طور مستقیم تغییرات واقعی شخصیتی ایجاد کند." به گفته آن ها به علت اینکه روان‌ نژندی یک عامل خطر ساز مهم برای افسردگی است، ممکن است بهبودی در روان‌ نژندی به بهبودی در افسردگی انجامیده باشد.

به گفته پژوهشگران این بررسی به نظر می‌ رسید سودمندی ‌های پاروکستین نسبت به دارونما در ایجاد تغییرات شخصیتی بسیار بیشتر از سودمندی آن نسبت به دارونما در تخفیف علائم افسردگی است. SSRI هم چنین می ‌توانند به طور موثری بسیاری از اختلالات اضطرابی و خورد و خوراک را نیز بهبود بخشند. در این بیماری ‌ها نیز میزان بالای روان ‌‌نژندی و میزان پایین برون‌ گرایی وجود دارد.

این پژوهشگران چنین نتیجه‌ گیری می ‌کنند SSRIها را شاید بتوان به عنوان عوامل طبیعی ‌کننده شخصیت در نظر گرفت که در درمان بسیاری از اختلالات با روان ‌نژندی بالا و برون ‌گرایی پایین نیز مفید هستند.

گرچه تانگ یادآور می ‌شود پیش از انجام نتیجه ‌گیری قطعی، باید این یافته‌ ها را در سایر بررسی‌ ها تکرار کرد.