اگر ناراحتید موز بخورید؟؟؟!!!

انسان در ناراحتی و استرس، اول از همه انرژی خود را از دست می‌دهد. با توجه به این‌که موز دارای 3 نوع قند طبیعی ساکاروز، فروکتوز و گلوکز است موجب افزایش انرژی می‌شود.

در مورد افرادی که مبتلا به افسردگی هستند، مصرف موز به دلیل دارا بودن تریپتوفان که نوعی پروتئین برای تبدیل سروتونین است موجب بهتر شدن احساسشان می‌شود.

خود تریپتوفان نیز به ایجاد آرامش و بهتر شدن احساس کمک می‌کند.

در ضمن این میوه به دلیل دارا بودن مقادیر زیادی ویتامین B6 و تنظیم قند خون به ایجاد آرامش در فرد و تقویت سیستم عصبی کمک می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد مادران باردار در تایلند روزانه یک موز می‌خورند تا مطمئن باشند که علاوه بر وضعیت روحی آنها فرزندانشان نیز افرادی آرام و باحوصله خواهند بود.

افرادی که مایل به ترک سیگار هستند اما به دلیل عوارض کاهش نیکوتین در بدن کلافه و عصبی هستند با مصرف موز بهتر می‌شوند، زیرا این میوه علاوه بر دارا بودن ویتامین‌های گروهb، منبع غنی پتاسیم و منیزیم است که به بازسازی بدن پس از دوری از نیکوتین کمک می‌کند.

گفتنی است که پتاسیم، ضربان قلب را تنظیم کرده، اکسیژن بیشتری به مغز می‌رساند و به تعادل میزان مایعات در بدن کمک می‌کند.

وقتی فرد عصبی می‌شود متابولیسم او سریع‌تر شده و پتاسیم کاهش می‌یابد در این موقع است که مصرف یک عدد موز و ورود پتاسیم لازم به بدن موجب حالت تعادل می‌شود.

موز در مقایسه با سیب که میوه‌ای بسیار مفید است 4 برابر پروتئین بیشتر، 3برابر فسفر، 2 برابر هیدرات کربن و 5 برابر ویتامین A و آهن بیشتر دارد.

جالب است بدانید مصرف منظم موز می‌تواند خطر ابتلا به انواع حملات مغزی و مرگ ناشی از آن را به میزان 40 درصد کاهش دهد.

انسان‌ها

 دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 

لالی عاطفی

اختلال گویایی بر اثر عوامل عصبی – روانی همیشه به صورت لکنت زبان بروز نمیکند . بلکه گاهی به صورت لالی یا سکوت مرضی و یا لالی عاطفی در می آید که اغلب بر اثر هیجانهای شدید ، شوکهای عاطفی از زد و خوردها از دست دادن پدر و مادر ، تصادف و حتی در زمان جنگ و بمباران به فراوانی در کودکان دیده می شود.

علامتهای لالی عاطفی

سکوت مریضی ممکن است مقدمه یک بیماری روانی مانند افسردگی شدید ، اسکیزوفرنی مخصوصا از نوع کاتاتونیک یا واکنس هیستریک باشد . لالی ممکن است به صورت صحبت نکردن اختیاری یا سکوت انتخابی باشد که در این صورت کودک استعداد قدرت صحبت کردن را به طور طبیعی دارا است. به عللی که غالبا جنبه عاطفی دارد با اطرافیان خود صحبت نمی کند . وقتی با چند نفر که صمیمی تر است به طور اختیاری صحبت می کند این کودک از هوش طبیعی برخوردارند و گاهی ممکن است صحبت نکردن اختیابی یا امتناع از مدرسه رفتن با هم دیده می شود .

پیشگیری و درمان

صحبت نکردن اختیاری ممکن است در مراجعه به پزشک یا مدرسه با آموزگار و همکلاسان باشد این کودک اغلب خجول و ترسو ، مضطرب و از لحظ شخصیتی متناسب با سن خود رشد نکرده و نسبت به اشخاص بی اعتنا هستند اگر ناراحتی موقتی باشد درمان لازم ندارد . چنانچه ادامه یابد به هر نحو که شده باید کودک را تشویق و وادار به صحبت کردن نمود . از نقاشی و بازی درمانی برای از بین رفتن منفی نگری و لجاجت کودک باید استفاده کرد . ممکن است کودک در جلسات اولیه مقاومت کند و حتی با گریه ، داد و فریاد و تهاجم واکنش نشان دهد . ولی چنانچه با خونسردی و بدون نشان دادن واکنش شدید با وی رفتار شود لجاجت را کنار می گذارد و آرام می شود . تکرار جلسه ها و دادن جایزه در جلسه های بعدی برای تکمیل فعالیت نشتهای قبلی غالبا مفید است و کودک را به حرف زدن وا می دارد .

عکس: مغز انسان عاشق

 

برنا: دانشمندان توانستند تصاویری از مغز را در حالت عاشق بودن فرد به تصویر بکشند.

دانشمندان توانستند تصویری از مغز افراد در حالت عاطفی شدید و عاشق بودن را دریابند و عنوان کرده اند که در دنیای فعلی تمام قلب می تواند در ذهن افراد نمود پیدا کند و حالت های آن متغیر باشد.

اطلاعیه

 

انجمن روان شناسی دانشگاه پیام نور برگزار می کند :

 

 کارگاه خانواده درمانی

 

مدرک از مشاوره مرکزی

 

استاد امینی

 

هزینه :  ۵۵۰۰۰  تومان

 

برای ثبت نام با شماره زیر تماس بگیرید:

۰۹۳۸۷۵۰۸۰۷۲
 

جنبه های تحلیلی نقاشی انسان

سر: سر را می­توان به عنوان جایگاه رمزی من تلقی کرد. سر به منزله جایگاه تفکر، جاه طلبی­های عقلی، مهار ارادی غریزه­ها و زندگی تخیلی است. اندازه شکل و تأکید بر پاره­ای از اجزای سر آشکار کننده باز خوردهای روانی متفاوتی هستند.

سر بزرگ خود دوستداری، فزون گستردگی من و تکبر اخلاقی و عقلی را نشان می­دهد. سر کوچک نشان دهنده ناارزنده سازی خود و یا وجود زمینه افسردگی است و مبین غلبه کشاننده­ها و یا وجود مشکلات ارتباطی است. در صورتی که سر به صورت بیضی افقی ترسیم شود با مادی نگری ترسیم کننده مواجه هستیم. ترسیم سر بدون چانه که مستقیماً به گردن وصل شده باشد نشان دهنده نوعی کندی روانی است. قطع جمجمه به وسیله یک خط افقی در کودکان عقب مانده ذهنی یا آنهایی که خود را کم هوش می­دانند دیده می­شود.

چشم: چشمان بزرگ مبین برونگرایی و کنجکاوی و چشمان کوچک نشانه درونگرایی و حذف آنها علامت امتناع از دیدن است. به هنگام وهله ادیبی که از سن ۵-۴ سالگی آغاز می­شود و کودک مسائل بسیاری را در مورد جنسیت برای خود مطرح می­کند شاهد ترسیم چشمهای بسیار بزرگ و گردی هستیم که مبین تماشاگری جنسی و یامیل به دیدن چیزهایی پنهانی است. در پاره­ای از موارد چشم­ها به صورت دایره­ای بزرگی ترسیم می­شوند که در وسط آنها یک نقطه گذاشته می­شود. اگر این شیوه ترسیم در یک ردیف نقاشی تکرار شود مبین ترسی و وحشتی است که باید علت آن را جستجو کرد.

پرخاشگرها و پارانو یا گونه­ها به ترسیم چشمهای خشن و دلهره انگیز می­پردازند و اضطراب ناشی از احساس گنهکاری نیز به تشدید خطوط چشمها و یا حذف آنها منتهی می­گردد.

ترسیم مژه­ها و ابروها نشانه دلمشغولی زیبایی شناختی و یا بازخوردی تحریک آمیز است. ترسیم ابروها به صورت منظم نشان دهنده توجه به زیبایی شناختی و توانایی مهار خود است و ترسیم آنها به صورت در هم و برهم و پرخاشگکرانه مبین مشکلات فرد در مهار کردن غریزه­ها و خشم تلقی می­گردد.

دهان: ترسیم دقیق خطوط هر دو لب نشانه شهوت گرایی است و رنگ آمیزی لبها با رنگ قرمز به منزله یک نشانه خاص زنانه تلقی می­شود. لبهای به هم فشرده و خطی نشانه وجود تنش است و لبهای پهن و کلفت علامت پرخاشگری است. ترسیم به صورت مدور نشانه کودک ماندگی، حرض و آز دهانی، وابستگی و فعل پذیری تلقی می­شود.

در افراد روان بی اشتها و یا بیماران دچار خموشی دهان بسیار کوچک ترسیم می­گردد و یا کاملاً حذف می­شود و یا آنکه بر اساس مکانیزم جبران بسیار بزرگ کشیده می­شود. حذف دهان با احساس گنهکاری دهانی مرتبط است. ترسیم دندانها که بسیار نادر است، در نقاشی کودکان کم سن از فراوانی بیشتری برخوردار است. دندانهای کم و بیش نوک تیز غالباً مبین پرخاشگری کودک هستند. گاهی اتفاق می­افتد که خنده آدمک موجب نمایان شدن دندانها   می­شوند و در این صورت می­توان گفت که نوعی دوسوگرایی عاطفی یعنی در عینم حال پرخاشگری و محبت در کودک وجود دارد.

بینی: معادل احلیل تفسیر می­شود تغییر شکل و یا تأکید بر خط بینی را باید با مسائل جنسی مانند استمناء و یا ترس از اختگی در رابطه گذاشت.

گوشها: به ندرت ترسیم می­شوند اما در صورتی که کودک به ترسیم آنها بپردازد می­توان پذیرفت که می­خواهد بشنود و بداند. معمولاً کودکانی که تمایل وافری به دانستن دارند و یا آنهایی که از آنچه می­شنوند رنج می­برند (منازعات مکرر، فریادها، تهدیدهای لفظی) به ترسیم گوشها می­پردازند.

غالباً در کودکانی که دچار اخلال شنوایی هستند کوشش برای شنیدن بر اساس ترسیم گوشهای بزرگ نمایان می­گردد. گرچه پاره­ای از کودکان ناشنوا گوشها را ترسیم نمی­کنند همچنین عدم ترسیم گوشها در سنی که کودک به سن کشیدن آنها رسیده، نشانگر امتناع از شنیدن است.

چانه: ترسیم چانه به صورت کاملاً مشخصی نشانه مردانگی، تمایل به تأیید خویشتن و قدرت است.

گونه: ترسیم گونه­ها که حدوداً در ۱۰% از نقاشی­ها پس از ۷ سالگی دیده می­شود، مبین سلامت، شادی و خوش خلقی است.

گردن: به منزله عضو رابط بین فکر و غریزه است. گردن کوتاه و پهن نشان دهنده قوت غراز و خشونت است. گردن طویل و ظریف مبین میلبه مهار کردن کشاننده­هاست و همچنین میل به بزرگتر یا برتر شدن از لحاظ جسمانی یا روانی را نشان می­دهد و گاهی نیز می­توان آن را به عنوان علامت جاه طلبی و تکبر تلقی کرد. فقدان گردن از ۱۰-۹ سالگی به بعد نشان دهنده غلبه مادی نگری است.

تنه: معمولاً اعضای جنسی را دربر می­گیرد و می­توان آن را جایگاه غرایز دانست. تأکید بر خطوط افقی مانند خط کمر نشان دهنده کوشش کودک در راه مهار کردن زندگی غریزی است. زنانگی بهصورت شکلهای انحنادار نمایانده می­شود در حالی که نیروی مردانه بیشتر به وسیله زاویه یا مربع بیان می­گردد.

ساقهای استوار را می­توان مبین احساس ایمنی، تأیید خویشتن، تماس با محیط و فعالیت جنسی دانست. ساقهای طویل توسط کودکان فعال و ساقهای کوتاه به وسیله کودکان فعل پذیر فاقد پویایی ترسیم می­شوند. کشیدن ساقهای ضعیف نشانه افسردگی و فقدان اعتماد به نفس است. به طور کلی ترسیم آدمک ایستاده نشانه فعالیت، ترسیم آدمک نشسته علامت فعل پذیری ترسیم آدمک خوابیده مبین تمایل به گریز از مشکلات است.

پاها منعکس کننده ناایمنی، ترس یا احساس گنهکاری است. ترسیم پاها و ساقها به صورت چسبیده به یکدیگر نشان دهنده فقدان اعتماد به نفس است در حالی که ترسیم با فاصله آنها، پایداری، نیرو و اعتماد به نفس را القاء می­کنند.

پاره­ای از کودکان به منظور مهار کردن و یا سرکوب پرخاشگری خویش و یا برای حمایت از خود در برابر ناایمنی درونی با ترسیم خطوط انحناداری در اطراف پاها آنها را محصور می­کنند.

بازوهای کاملاً فاصله دار نشان دهنده میل به مشارکت، ایجاد تماس با دیگری و جامعه خواهی هستند. ترسیم آنها به صورت نامعطف و افقی نشانه وجود تنش در روابط با دیگری تلقی می­شود. بازوهای طویل و استوار، جاه طلبی و نیاز به تحقق خویشتن را بیان می­کنند. در حالی که بازوهای طویل و ضعیف ناتوانی فرد در تحقق خواسته­هایش را آشکار       می­نمایند. بازوهایی که به بدن چسبیده­اند مانع تبادل واقعی می­گردند و وجود بازداری و یا امتناع از دادن را نشان می­دهند. بازوهایی که با حالت وارفته و بدون انرژی آویزان هستند، مبین باز خورد تسلیم و یا احساس شکستی تلقی می­شوند که بر اساس نشانه­های دیگر آشکار می­گردند. ابعاد بازوها در کودکان گسیخته خو و عقب مانده ذهنی تقلیل می­یابند.

دستها و انگشتان: در نخستین نقاشیها، کودک دستها را به صورت گل و یا خورشید ترسیم می­کند. دستهای بسته نشانه بی اعتمادی و دستهای باز نشان دهنده حس نیت کودک است. ترسیم نکردن دستها، کشیدن آنها در پشت سر و یا در جیبها نشانه ناتوانی در برقراری تماس با دیگری و یا احساس گنهکاری ناشی از دزدی و یا استمناء است و گاهی نیز تمایل کودک به پنهانکاری را نشان می­دهد.

پلیس: مبین قانون، نظم و اقتدار است. چه این افراد حافظ نظم هستند. کودکی که خود را به صورت پلیس ترسیم می­کند غالباً دارای تنشهای قابل ملاحظه و پرخاشگری کم و بیش آشکاری است که احتمالاً ناشی از تعارض با پدر یا قدرتی است که معرف اوست.

ملوان یا خلبان: میل به گریز، به جایی دیگر رفتن و با شخص دیگر بودن را نشان می­دهد. میل به سفر و یا مشکلات باقی ماندن در یک محل و ریشه گرفتن نیز تعابیر دیگری هستند.

شخص نقابدار: ترسیم شخص نقابداری که گاهی هم شنل دربردارد  میل به پنهان کردن را نشان می­دهد و معمولاً در کودکانی دیده می­شود که دروغگو هستند و بیشتر در
خانواده­هایی دیده می­شود که والدین دائماً می­خواهند همه چیز را بدانند. چه در چنین مواقعی کودک احساس می­کند که نیازمند حفظ اسرار خویشتن است.

شاه تاجدار: ترسیم شاه تاجدار و پرشکوه به منزله ترسیم تصویری سلطه جو و موفق از من است و همچنین به عنوان تجسم رمزی پدر محسوب می­شود و تمایل به تأیید خویشتن را نشان می­دهد.

ملکه: به عنوان تصویری از مادر و زن است و در نقاشی کودکان خردسالی که رؤیای برتری و آرمانی زیبایی و قدرت را در سر می­پرورانند به فراوانی مشاهده می­شود.

نقاشی قالبی یعنی به تصویر کشیدن دقیق و کامل یک شخص یا یک الگو مبین گریز، رها شدگی یا تمایل به پنهان کردن عمق وجود خویشتن است. چنین تصاویری اثر کودکانی است که از آشکار کردن من خود اجتناب می­کنند. ضمن آنکه به انجام آنچه از آنها خواسته شده می­پردازند. بیشتر در کودکان مهاجر و رها شده و یا آنهایی که در محیط فرهنگی غیر از فرهنگ خود زندگی می­کنند، مشاهده می­شود.

ارزنده سازی شخص اصلی نقاشی:

از دیدگاه روان تحلیل گری، فرد ارزنده سازی شده کسی است که کودک بیشترین نیروی عاطفی خود را در روی سرمایه گذاری می­کند و به همین دلیل است که غالباً همانطور که پورو خاطر نشان کرده است موضوع همسانسازی هشیار یا ناهشیاری قرار می­گیرد. شخص ارزنده سازی شده:

۱- غالباً کسی است که در مرحله نخست ترسیم شده چه اولین کسی است ک کودک به وی فکر می­کند و توجه خاصی نسبت به او مبذول می­دارد. این شخص غالباً نخستن جایگاه را در سمت چپ خانواده اشغال می­نماید. بدین دلیل که راست برتران معمولاً از چپ به راست نقاشی می­کنند. غالباً این شخص یکی از والدین است. اما اگر این شخص یک کودک باشد، به این معناست که آزمودنی جاه طلبی­های خود را در این شخص متبلور کرده است. جنس و نقش وی را برتر تلقی می­کند و در عمق وجودش خواستار آن است که جای وی را اشغال کند. اگر کودک که در وهله نخست خود را ترسیم کند نشانه گرایش به خود دوستداری آشکاری است که باید علت آن کشف شود. چنین گرایشی غالباً از ناتوانی و عدم امکان سرمایه گذاری در تصاویر والدین به دلیل تعارض است.

۲- شخص ارزنده سازی شده با در نظر گرفتن نسبت­ها، بلند قامت­تر از اشخاص دیگر است: درختی که خود را بلندتر از مادر ترسیم می­کند.

۳- شخص ارزنده سازی شده از لحاظ چیزهای افزوده شده غنی­تر است: تزئین لباسها، کلاه، عصا، چتر، کیف و … .

۴- تصویر شخص ارزنده سازی شده با دقت و مواظبت ترسیم می­گردد.

۵- شخص ارزندده سازی شده غالباً کانون توجه اشخاص دیگر نقاشی است، یعنی همه نگاه­ها به سوی وی منعطف است.

۶- در پاسخ به پرسشهایی که در خلال مصاحبه مطرح می­شوند، کودک به ارزنده سازی وی می­پردازد و نقش برتر او را آشکار می­کند.

۷- شخص ارزنده سازی شده غالباً تصویر شخصیت آزمودنی است یا کودک صراحتاً یا بر اساس علائم نقاشی می­گوید که
می­خواهد با وی همسانسازی کند.

نا ارزنده سازیها:

ابتدایی­ترین مکانیزم دفاعی، نفی واقعیتی است که کودک در سازش با آن خود را ناتوان می­پندارد. مکانیزم نفی واقعیت از راه حذف ساده آنچه اضطراب را برمی­انگیزد، بیان می­شود. نا ارزنده سازی یک شخص وقتی تا آنجا پیش نمی­رود که به صورت حذف وی از نقاشی متجلی می­گردد، بر اساس نشانه­هایی آشکار
می­گردد:

۱- با در نظر گرفتن همه نسبت­ها خصوصاً با در نظر گرفتن سن از دیگران کوچکتر کشیده می­شود.

۲- در آخرین جا و غالباً کنار صفحه کاغذ قرار داده می­شود و مثل این است که کودک در بدو امر قصد در نظر گرفتن جایی را برای او نداشته است.

۳- با فاصله از دیگران یا در سطحی پایین­تر از آنهای دیگر کشیده می­شود.

۴- به خوبی دیگران ترسیم نمی­شود یا جزئیات مهمی در تصویر وی از قلم می­افتند.

۵- بر اساس یک ارزشیابی کهتر کننده یا یک تغییر سن مثلاً یکی از والدین نسبت به دیگری خیلی پیر باشد بی ارزش شمرده
می­شود.

۶- نام وی ذکر نمی­شود، در حالی که نام همه اشخاص دیگر ذکر می­گردد.

۷- به ندرت معرف شخصیت آزمودنی است و به همسانسازی با وی مبادرت نمی­کند.

اطلاعیه

انجمن روان شناسی برگزار می کند :

جلسه کنفرانس

فردا 

۱۲/۱۷

۲  تا  ۴ بعداز ظهر

 

ساختمان شماره  ۳

اطلاعیه

 

انجمن روان شناسی دانشگاه پیام نور برگزار می کند :

 

کلاس آموزش پایان نامه نویسی

 

استاد امینی

 

هزینه : ۲۵۰۰۰  تومان

 

برای ثبت نام با شماره زیر تماس بگیرید:

۰۹۳۸۷۵۰۸۰۷۲

چهار روش پالایش احساسات

 

همین‌طور که شما مشغول به پالایش عواطف منفی خود می‎شوید، برای بعضی‎ها مشخص کردن آنها بسیار مشکل است.  و حال آنکه برای بعضی دیگر رها کردن آنها. زمانی که شما چهار طریق را یاد گرفتید، نحوه‎ی دست و پنجه نرم کردن با احساسات منفی برای شما ساده‎تر می‎شود. هیچ یک از این روشها بهتر از دیگری نیست. برای آنکه از این روشهای مختلف استفاده شود،همه آنها را امتحان کنید تا بالاخره یکی از آنها به کار آید. روشهایی که برای پالایش احساسات بکار گرفته می‎شوند عبارتند از :

1- احساس را تغییر دهید.

2- محتوی را تغییر دهید.

3- عقربه ساعت را به عقب یا جلو ببرید.

4- موضوع را به کلی تغییر دهید. بجای احساس درد خودتان درد دیگران را احساس کنید.

اولیه راه پالایش این است که هر چقدر احساس منفی می‎شناسید یا سراغ دارید آنها را حس کنید و پس از آن احساس را تغییر دهید. اگر شما نسبت به چیزی عصبانی هستید، آن احساسات را برای چند دقیقه از صفحه‎ی ضمیر خودتان پاک کنید و بعد احساس خود را بر روی یک احساس منفی دیگر متمرکز کنید. این کار، شباهت زیادی به سوار شدن بر روی دوچرخه، حرکت در جهت مخالف و تعادل یافتن را دارد که دوباره ممکن است شما را در جهت مخالف قرار دهد و از تعادل خارج سازد. عقب و جلو رفتن در بین احساسات منفی سدهای موجود را برطرف می‎کند و به شدت در پیدا کردن تعادل به انسان کمک می‎نماید.

اگرچه دیگران در این فکرند تا احساسات خود را کاهش دهند، ولی بهترین روشی که مفید واقع می‎شود اینست که شما به طور موقت احساسات منفی را که تجربه می‎کنید، زیاد کنید و آنها را بسط دهید. بیشتر اوقات هنگامی که افراد در یک حالت منفی خاص درمانده‎اند، علت این است که اینان جلوی احساس منفی دیگر را سد کرده‎اند. احساس افراد همیشه خطاکار نیست. هر حالت منفی درک نشده، جلوی حرکت انرژی را سد می‎کند و به سادگی نمی‎گذارد که شما به راه خود ادامه دهید. وقتی جلوی یک احساس سد شود، فرد متمایل می‎شود که در حالت منفی دیگری درجا زند.

روش دیگری که برای پالایش احساسات وجود دارد اینست که محتوا را تغییر دهیم. زمانی که شما احساسی را درک می‎کنید، ولی به ظاهر چندان ارتباطی با آنچه شما را ناراحت کرده است ندارد راحت‎ترین کار این است که مندرجات را عوض کنید. اگر شما از دست رئیس خود ناراحتید و به نظر نمی‎رسد که بتوانید موضوع را فراموش کنید، لیستی تهیه کنید که حاوی کلیه مواردی باشد که شما را عصبانی می‎کند. حالا عصبانیت خود از رئیستان را بیاد بیاورید و از خود سؤال کنید چه چیزهای دیگری وجود دارند که ممکن است شما از آنها عصبانی شوید. زمانی که شما از چیزی عصبانی باشید که نمی‎توان آنرا تغییر داد، همین سرنخی است که در حقیقت، چیز دیگری است که سبب عصبانی بودن شما شده است.

روش سومی که می‎توان احساس را نغییر داد اینست که ساعت را تغیر دهید. اگر شما از چیزی دلخور و عصبانی هستید و به نظر نمی‎رسد که بتوانید آنرا حس کرده و با استفاده از روش اول و دوم، احساسات خود را رها کنید، در این صورت به گذشته برگردید و کمی فکر کنید که آیا از این حالت، قبلاً نیز داشته‌اید؟ بعضی اوقات احساسی را که ما امروز درک می‌کنیم ممکن است در اثر زخمی باشد که در گذشته داشته‎ایم و امروز فقط تشدید می‎شود.

مثلاً ، اگر بعنوان یک بچه‎ی جوان در گذشته شما را ترک کرده باشند، هنوز تحت تأثیر احساس آن روزی خودتان هستید. به مجرد اینکه فردی پیدا شود و کمی دست رد بر سینه‎ی شما زند، خیلی بیش از آنچه دردناک باشد شما را آزار می‌دهد. موقعی که چنین حالاتی اتفاق می‎افتد بهترین روش برای پالایش اینست که چیزی را که امروز حس می‎کنید به آنچه در گذشته حس کرده بودید مرتبط کنید. وقتی که شما وانمود کردید که در گذشته‎اید، با قابلیت بخشیدن بخودتان برای احساس، مشخص کردن، و نشان دادن  احساستان، پالایش احساسات خود را شروع کنید. گذشته، همیشه برای پالایش آسان‎تر است. اگر ما امروز ترس داریم، نمی‌دانیم نتیچه چه خواهد بود؟ هنگامی که به گذشته فکر می‎کنیم می‌توانیم همیشه خود را مطمئن کنیم که کارها روبراه خواهد شد. حتی اگر به حمایتی که در گذشته به آن نیازمند بودیم دسترسی پیدا نمی‎کردیم. ولی حالا، همواره می‎توانیم چنین تصور کنیم که قادریم آن کمک را داشته باشیم. به این طریق، می‎توانیم زخمهای گذشته را التیام بخشیم.

چهارمین روش برای پالایش این است که شما موضوع درد را از خود دور کنید و آن را به دیگری تحویل دهید. بعضی اوقات اتفاق می‎افتد که ما نمی‎توانیم شمای کاملی از درد خود را داشته باشیم تا درصدد رهائی از آن برآئیم. حس می‎کنیم که ما، دردیم، و دیگر هیچ. برای آنکه چشم‎انداری از این درد داشته باشیم، باید فردی را خارج از وجود خودمان که دردمند نیز باشد بیابیم، و درد او را تجربه کنیم. شاید این روش ساده‎ترین روشها باشد. یعنی، قدیمی‎ترین درمان برای ابناء بشر. این روش را می‎توان در ادبیات، کمدی، تأتر، آهنگها و آوازها، سینما، دیسکهای کامپیوتر و تلویزیون پیدا کرد.

ذکر داستان و شرکت دادن دوستان در آن، یا شرکت کردن در گروه‎هایی که به قصد کمک به افراد به وجود آمده‎اند راههای مهمی برای بیرون دادن دردهای درونی ماست. زمانی که ما درد و رنج دیگران را می‎شنویم و با آنان اشک می‎ریزیم، با آنان می‎خندیم، و با آنان حس می‎کنیم، احساس و عواطف خودمان نیز درک می‎شو و آزاد می‎شود. افرادی که نمی‎توانند دردهای خودشان را پیدا کنند تا پالایش شود، روش چهارم شاید مستقیم‎ترین راه برای کمک به آنان باشد تا به کمک آن بتوانند به درون خود بنگرند، حس کنند و التیام یابند. در کلاس درس خودم، هنگامی که در جلوی کلاس مشغول کمک به فردی هستم تا احساس کند مشغول طرد کردن احساسات منفی از  درون خودش است، متوجه می‎شوم که تمام کلاس به طور خودکار همان کار را انجام می‎دهند. افراد، هم به احساسات خودآگاهی پیدا می‎کنند و هم اینکه قادر می‎گردند آنچه را که برای مدت زمانی بس بعید در درون آنان فراموش شده بر جای مانده است، آزاد سازند.  با دلسوزی بحال فرد دیگری که مشغول پالایش زخم درون است آنها نیز التیام پیدا می‎کنند

ده ترس رایج در میان انسان ها

ترس کودکان


فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.
در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.


ترس از مار (Ophidiophobia):
یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.


 ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia):
 
شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد.
دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و
صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.


ترس از مکان (Agoraphobia)
در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.
ترس از دیگران (Xenophobia)
 در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.
ترس از بلندی(Acrophobia)
یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.
ترس از تاریکی (Lygophobia)
 برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکرمی کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
ترس از صائقه (Astraphobia)
 صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.
ترس از پرواز (Aviophobia)
ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.
ترس از سگ (Cynophobia)
 حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.


ترس از دندانپزشک (Odontophobia)
 در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.

اطلاعیه

   

           تاريخ حذف و اضافه از تاريخ (14/12/89 لغايت 20/12/89 ) 

                                                به

                 (تاريخ 15/12/89 لغايت 20/12/89 )تغيير يافت .

راهی فوق العاده برای کاهش استرس

با یادداشت کردن، اضطراب خود را کاهش دهید.

روانشناسان می‌گویند اگر نگرانی‌های خود را روی کاغذ بیاورید و آنها را بنویسید، می‌توانید بر اضطراب خود غلبه کنید.

به گزارش ایسنا، این روانشناسان در یک مطالعه گسترده تایید کردند که نوشتن اضطراب‌ها و نگرانی‌ها قبل از قرار گرفتن در یک موقعیت تنش زا و استرس آور مثل شرکت در آزمون یا ارائه سخنرانی می‌تواند تا حد زیادی از استرس شما بکاهد و در عین حال امکان موفقیت و بازده شما را افزایش دهد.
روانشناسان معتقدند: نوشتن به شما امکان می‌دهد که ذهن خود را پاکسازی کرده و بتوانید بهتر روی کاری که در دست انجام دارید، تمرکز کنید.

این تکنیک به اندازه‌ای قدرتمند است که اگر دانشجویان پیش از نشستن سر جلسه امتحان آن را به کارگیرند، بازده آنها افزایش یافته و نمرات تحصیلی که کسب می‌کنند ۲۰ درصد بیشتر می‌شود.

به گزارش روزنامه تلگراف، پروفسور سیان بیلوک، استاد دانشگاه شیکاگو در این باره تاکید کرد: مردم اغلب در آستانه یک وضعیت استرس زا دچار نگرانی‌ها و پیامدهای آن می‌شوند. این نگرانی‌ها روی منابعی که باید در حین انجام کار از آنها استفاده کنیم تاثیر می‌گذارند و با مداخله عملکرد ما را کاهش می‌دهند اما اگر از روش حلقه کاغذ استفاده کنیم نگرانی‌هایمان روی کاغذ جاری می‌شود و ذهنمان پاک خواهد شد این ذهن اکنون آماده تمرکز کردن است.

به گزارش ایسنا، اضطراب عبارت از یک احساس ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشا ناشناخته است که به فرد دست می‌دهد و پیامدهای آن شامل عدم اطمینان، درماندگی و برآشفتگی فیزیولوژیکی است. هم چنین وقوع مجدد اتفاقاتی که قبلا باعث بروز استرس و آسیب به فرد شده‌اند، می‌تواند عامل ایجاد اضطراب باشد. اغلب افراد در دوران حیات خود دچار اضطراب می‌شوند اما اضطراب مزمن، شدید و دائمی می‌تواند مشکل ساز و بیمار گونه باشد. بنابراین گزارش، بروز اضطراب در زنان، ‌افراد کم درآمد و افراد سالخورده و میانسال بیشتر است.

روانپزشکان توصیه می کنند که برای پیشگیری از حملات اضطرابی از خوردن کافئین مثل قهوه، چای، کولاها ‌و شکلات خودداری کنید چون کافئین شما را در یک حالت تحریک پذیر قرار می‌دهد.

از کشیدن سیگار خودداری کنید چون نیکوتین موجب تشدید تحریک پذیری فیزیکی و فیزیولوژیکی می‌شود و با تشدید انقباض عروقی، فعالیت و کارکرد قلب را افزایش می‌دهد.

انجام تمرینات ورزشی روزانه نیز در پیشگیری از اضطراب بسیار موثر است به طوری که حتی یک پیاده‌روی کوتاه در اطرف آپارتمان می‌تواند شما را آرام نگه دارد. به علاوه درمانهای شناختی رفتاری تا حد زیادی در کنترل اضطراب و حمله‌های ترس موثر هستند.

سلامت نیوز

تست روان شناسی

گر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی که باعث می شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا کنید به تست زیربا کمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی درکشورآمریکا است.

1- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید,کدام قسمت ازصورت او هستید؟
الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت :لبخند

2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن

3- کدام یک ازآلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف

4- کدام یک ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟
الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : کمدی وکارتون

5- کدام یک ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟
الف : هیچ کدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای کمدی
د : چرخ وفلک ووسایلی که سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر

6- آیا شما به اشتباهات خوتان می خندید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه

7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟
الف : عصبانی می شوید
ب: ناراحت می شوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی می کنید
ت :چندین برابرتلافی می کنید

8- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطورمی کند چیست؟
الف : کارویا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی که درپیش دارید
ت : کاری که تا شب انجام خواهید داد

9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟
الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا کامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی کن وبه دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد

10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف : اصلا
ب: تعداد کمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات

11- شما لبخند می زنید؟
الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد که برخی فکرمی کنند دیوانه هستم

12- نظردیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران

13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می دهید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداکثرتا جایی که امکان دارد

14- شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان کنید؟
الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی که امکان دارد به خودتان می رسید

15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می رود؟
الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می کنم
ب : همیشه برنامه ریزی می کنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امکان اجازه می دهم که خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می کنم

حال امتیازات کنارگزینه هایی را که انتخاب کرده اید جمع کنید.
گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز, گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه کنید.

جواب تست خود را در ادامه مطلب مشاهده کنید:

ادامه نوشته