خود روان درمانی
از کتاب بترس ولی انجام بده نوشته سوزان جفرز نويسنده آمريکايی.
"ديگر لازم نيست يک قربانی باشيد، هرگز. مطالب اين کتاب در مورد اشخاصی است که می خواهند از بازيچه شدن به دست ديگران جلوگيری کنند. که می خواهند روی اين کره خاکی به طور آزاد و رها حرکت کنند..."
از کتاب سررشته زندگی را به دست گيريد نوشته وين داير نويسنده آمريکايی.
اينها نمونه هايی هستند از کتابهای "خود روان درمانی" يا روانشناسی برای عامه که ساليانه صدها هزار نسخه از آنها در سراسر جهان به فروش می رسد و چند سالی است که در ايران هم بازار داغی پيدا کرده اند.
گردآورندگان کتابهای خود روانی درمانی با عنوانهايی مانند "مشاور خود باشيد" (شيلا دينو) و "غلبه بر فشارهای روانی" (جکی شوارتس) می گويند يافته های روانشناسی علمی را با زبانی ساده و قابل استفاده برای زندگی روزمره در دسترس افراد غير متخصص قرار داده اند.
اما عرضه کنندگان اين نوع کتابها همواره در ارتباط مستقيم با مراکز علمی روانشناسی نيستند.
علی علمی از نشر پيکان، که در زمينه انتشار کتابهای خودياری در روان درمانی فعاليت دارد، می گويد: "ما با اين مراکز ارتباط نداريم. تيراژ کتابهای ما، که بيشتر به موضوع روابط خانواده می پردازد، از دو هزار تا پنج هزار نسخه است که گاهی تا چهار پنج بار در سال تجديد چاپ می شوند. انتخاب کتابها هم عمدتا به سليقه مترجمان است."
گسترش روز افزون افسردگی در ايران، که گزارشهای پراکنده ای از آمار آن در رسانه های گروهی اين کشور منتشر می شود، روانشناسان داخلی را نگران کرده است. حتی برخی از آنان اختلالات روانی در سطح جامعه ايران را يک فاجعه توصيف کرده اند.
بيماری افسردگی علائم متعددی دارد. از جمله اين علائم می توان به احساس بی ارزشی يا گناه و تفکر درباره خودکشی اشاره کرد.
اما افراد افسرده احتمالا بيش از آن بيمار هستند که تمايل به خواندن کتابهای روانشناسی داشته باشند.
در مقابل کسانی که افسرده نيستند اما وضعيت روحی خود را هم مطلوب نمی دانند از کتابهای خود روان درمانی به عنوان ابزاری برای حل معضلات روحی استفاده می کنند.
نادره دندانپزشک در تهران می گويد: "يکی از کتابهايی که من خوانده ام ترجمه شفای زندگی -نيروی درون از لوئيز هی نويسنده آمريکايی است. اين کتاب خيلی روی من اثر داشت چون زمانی که شروع به خواندنش کردم مشکلات روحی زيادی داشتم و اين کتاب به من اين قدرت را داد که به عنوان يک شخص تنها می توانم در برابر مشکلاتم خودم تصميم بگيرم و تا آخرين مرحله هم خود من به تنهايی پای تصميمم چه خوب، چه بد بايستم و مقاومت کنم."
شيوا مهندس صنايع غذايی در تهران می گويد از چهار پنج سال پيش خواندن کتابهای خود روان درمانی را آغاز کرده است.
شيوا می گويد: "در آن زمان در درونم احساس خلا می کردم. وقتی به کتابهای خود روان درمانی مراجعه کردم ديدم به مشکلات من می پردازند. اکنون نيز به خواندن اين کتابها ادامه می دهم چون می توانم در هر زمان به آنها مراجعه کنم و آن طور که می خواهم از راهنمايی آنها استفاده کنم."
شيوا در ادامه می گويد: "گاهی تحمل مشکلات سخت است و يکی از دلايل آن احساس تنهايی است. ولی برای من خيلی جالب بوده که يک نويسنده خارجی که مخاطبين او متعلق به جامعه ای ديگر هستند همان مشکلات روحی من را مورد بررسی قرار داده است. گويی اين کتابها داستان زندگی من را تعريف می کنند. پس من تنها نيستم و حتی مشکلات من عموميت دارد."
اما بسياری از کارشناسان بهداشت روانی معتقدند کتابهای خود روان درمانی نمی توانند جايگزين درمانهای تخصصی روانشناسی شوند.
اعظم قاريان روانشناس در ايران می گويد: "افرادی که به دنبال اين گونه کتابها می روند به دنبال کسی يا چيزی هستند که به آنها برای رفع نيازهای درونی که احساس می کنند، کمک کند. يعنی انگيزه لازم را دارند و به دنبال کمک هم می روند، اما به نظر می رسد درست راهنمايی نمی شوند. در جامعه ايران به اشتباه جا افتاده است که اين کتابها می توانند همان کاری را بکنند که يک روانکاو يا روانپزشک می تواند انجام بدهد. اين افراد تصور می کنند که می توانند ضمن محفوظ نگاه داشتن اسرار خود بدون مراجعه به متخصص و در واقع به تنهايی مشکلات روحی روانی خود را با کمک اين کتابها حل کنند. البته شايد درصد بسيار کمی گمشده ای را که دارند در اين کتابها پيدا کنند، اما تعداد آنها بسيار محدود است."
موضوع ديگر اين است که کتابهای خود روان درمانی عمدتا توسط نويسندگان غربی و بر اساس مفاهيم فرهنگی و دينی متداول در غرب تاليف شده اند.
اما، گيتی خوشدل، از جمله مترجمان و صاحب نظران در زمينه کتابهای خودشناسی و خودسازی در ايران، انتقال و انطباق اين مفاهيم در جامعه ايران را دشوار و يا سد راه دوستداران اين گونه کتابها نمی داند.
خانم خوشدل می گويد: " همانطور که من و يک سياه پوست به جز بافت نسوجی پوستمان از ديد يک پزشک يکی هستيم، اديان هم در زير پوسته ظاهری اشان يکی هستند. اگر آفريننده اين اديان يک خالق است پس بايد اين داستان را طوری ديگری ديد."
اما برخی از خوانندگان کتابهای خود روان درمانی استفاده از فنون و راهنمايی های اين کتابها را با توجه به واقعيات و مشخصه های جامعه ايران آسان نمی دانند.
نادره دندانپزشک در تهران می گويد: "آدم به واقعيتهايی در زندگی می رسد که می بيند نمی تواند حرفهای اين کتابها را پياده کند. توی جامعه ما، من به عنوان يک زن نمی توانم آن کاری را که يک زن در جامعه اروپايی يا آمريکايی می کند انجام دهم. يک نويسنده غربی از مشکلات جامعه خودش با خبر است اما او در کشور ما نبوده و مشکلات ما را نمی شناسد."
