ما با قضاوتی که انجام می دهیم در واقع خود را معرفی می کنیم

وظیفه تعهدی است که اجتماع بر گردن افراد می گذارد

«ویکتور هوگو»

مطالب این پست مربوط است به سخنان ناگفته ی سردبیر سابق انجمن روان شناسی (آقای عظیمی). و ما وبلاگی ها تصمیم داریم به مدت یک هفته این وبلاگ را بروز نکنیم تا همه با دقت این پست را خوانده و اظهارنظرهای منصفانه ی خودشان را ضمیمه ی این پست کنند.

با سپاس فراوان

مسئول وبلاگ انجمن

با عرض سلام خدمت تمامي دوستان كه با حضور گرمشون صفايي به اين وب دادند اميدوارم با موفقيت امتحان ها رو پشت سر گذاشته باشيد.

. انتقادات و صحبتاتون رو راجع به انجمن و انتخابات رو خوندم حالا براي اينكه مقداري از سوء تفاهم ها كم بشه ميخوام چند تا نكته در مورد نحوه برگذاري انتخابات و حال و هواي انجمن و فرهنگي دانشگاه به طور دوستانه دوستانه خدمتتون عرض كنم.

اول در مورد انتخابات :

بنده هم از نحوه برگذاري انتخابات نه تنها راضي نيستم بلكه چنين نحوه برگذاري را قبول ندارم و البته اين بدان منظور نيست كه با انتخاب افراد فعلي مشكلي دارم يا قبولشان ندارم چرا كه همه كانديدا صلاحيت داشتند فقط به خاطر محدوديت در تعداد افراد شوراي دبيران اين وسط يكي دو نفر نمي تونن در پستي رسما خدمت كنن (ولي مي تونن فعال ترين عضو هم باشن)

و اما زمان نامناسب انتخابات :

به دلايلي انجمن هيچ راهي براي به تعويق انداختن انتخابات به روزهاي ترم جديد نداشت ، بنده به مسئولين فرهنگي عرض كردم كه اين زمان نه روز مناسبي است نه بچه ها كلاسي دارند، و از طرفي ايام امتحانات نزديك است و دانشگاه خلوت و از آنجايي كه دانشگاه تمايلي براي وجود انجمني ندارد (گفته يكي از مسئولين فرهنگي!!!) تنها اين جواب را شنيدم : يا برگذاري انتخابات يا كنسل شدن انجمن !!! و بماند تا دوروز مانده به انتخابات هنوز صلاحيت كانديداها تاييد نشده بود و اين از وظايف خود فرهنگي بود كه از يك هفته قبل انجام دهد تا حد اقل تبليغي مختصر انجام شود و خود مجبور به انجام آنها شدم و تاييد ها را از حراست و آموزش گرفتم خلاصه همه چيز دست به دست هم داده شد تا انجمن يه جوري كله پا بشه ولي با 57 راي دوستان تعجب فرهنگي برانگيخته شد .

تا اينجا اميدوارم كه ديگه بي خيال بحث كردن در مورد اين انتخابات بي اصول شده باشيد .

حالا بريم سراغ آقاي ابرقويي :

 بعضي از دوستان اين آقا رو نمي شناسن بعضي ها غريبه خطابش مي كنن بعضي ها به خاطر ترم اول يا دومش باهاش مشكل دارن كه البته از شما بعيده با شمارش ترم ها توانايي هاي يك شخص رو بسنجيد با شناختي كه از سابقه كاري ايشون دارم ( در زمينه مديريت)، ايشون اگر ترم دوم روانشناسي هستند در عوض ترم آخر مسئوليت پذيري وروابط اجتمایی و همين طور اخلاق و تواضع هستند که اینا تمام چیزیه که لازمه و چه بسيار خانمها و آقايون كه از ايشون ترمها بالاتر و به مراتب از لحاظ توانايي مسئوليت پذيري و روابط اجتماعي پايين تر هستند.

 و شما دوست عزيز كه اين آقا رو با حرفهايي كه زده نامگذاري مي كني !!!

بگو چرا به خون اين هلاكي

اينكه نه مدعي داره نه شاكي

نه مال اين نه مال اونو برده

فقط رتبه اولو آقا اورده

آدم خوبيه هواشو داشتم

تو انجمن يه راي براش گذاشتم

 

تازه كي گفته ايشون دبيره؟!!

اولا هنوز دبير انتخاب نشده. ثانيا دليل نميشه هركي رتبه اولو بياره دبير بشه. ثالثا ايشون به خاطر شرايط كاري كه دارن و از آنجايي كه هشتاد درصد كارهاي دبيري در ساعات اداري انجام ميشه اصلا نمي تونن اين سمت رو عهده دار بشن

پس از كجا ميگيد اين حرفو

در بيارين كله زير برفو

عيبي نداره...................

بعضي شما شركت نكرده باختين

نشستين و دبير جعلي ساختين

راستي قراربود از حال و هواي انجمن و فرهنگي دانشگاه بگم.

اول فكر مي كردم انجمن يعني:

يه جو بسيار متحد و هماهنگ بين تمام اعضاء

يه اتاق با يه فايل و كامپيوتر

يه بورد توي سالن و كنارش صندوق پيشنهادات

و  راه هاي پر پيچ و خم اداري ولي هموار

ولي وقتي كه وارد ميدون شدم:

-         تا ترم سومي كه دبير بودم انجمن بورد نداشت بارها به فرهنگي و همين طور در جلساتي كه با رئيس داشتيم درخواستشو دادم ولي مي گفتند كمبود بورد داريم و انجمن زياد فعلا نمي تونيم تقسيم كنيم تا تعدادشون اضافه نشن آخه همه انجمن ها توقع دارن ، گفتم خودم يكي ميسازم فقط جاشو بهم بدين ................. ولي جاشم ندادن !!!

-         يه صندوق نظرات و پيشنهادات اجازه ندادن تا همين الان انجمن داشته باشه. علت نامشخص. شايد نگران اينن نامه هاي سياسي توش بره يا از همه بدتر و وحشتناك تر و هول انگيز تر نامه هاي دوست دختر بازي شايدم دوست پسر بازي!!!!

همين ميشه كه يه سري از انتقادات رو باید از گوشه هاي وب پيدا كرد ويا سر زبون بعضي از بچه ها اونم بعد از يك كلاغ چل كلاغ شدنش شنيد

تازه وقتي بنده برگه اي رو درون بورد نصب مي كنم كه لطف كنيد انتقادات و پيشنهاداتتون رو بهم برسونين اندک دوستانی لطف مي كنن ميان خود متن برگه رو نقد مي كنن نه انجمن رو!!! و اين البته از كرامات نقادان است .

-         اتاق انجمن رو كه اين ترم لطف كردن يه سيستم توش گذاشتن كه اولش فايل هم نداشت براي استفاده ازش قانونش اينه. هر انجمني كه فعاليت گروهيش بيشتر باشه بيشتر هم مي تونه ازش استفاده كنه و با ساعت هاي مورد نظر خودش، كه بعضا پيش مياد ساعت هاي انتخابي مورد استفاده بعضي از انجمن ها نيست حالا به خاطر ساعت كلاس های بچه ها يا چيز هاي ديگر..... و تشكر مي كنم از دوستان كه راهكار براي گرفتن اتاق و ملاقات از فرهنگي رو ارائه دادن !!!

-         تعدادي از برنامه هاي ارائه شده به شوراي فرهنگي براي بار سوم بدون هيچ دليلي و هيچ شخص پاسخگو رد شدند

-         كارگاه مهارت هاي مطالعه

-         كارگاه روش تحقيق

-         اردو هاي خارج از شهري

-         و ....

-         دبير انجمن و اعضاي مسئول مجاز نمي باشند شماره تلفن خود را در روي بورد انجمن نصب كنند علت گفته شده احتمال سوء استفاده و مزاحمت از طرف افراد بيكار!!!....... همينه كه كشورمون از بعضي لحاظ ها عقب مي افته چون بعضي از افكارهاش هنوز سوء نيت نسبت به وسائل ارتباطي دارن و تو شماره تلفن موندن... نمي دونم چرا براي خانمي  كه خودش شمارشو ميخواد بذاره كاسه داغ تر ازآش ميشن.

-         دبير انجمن اگر تماسهاي تلفني مربوط به امور انجمن را بخواهد از داخل فرهنگي انجام دهد براي هر تماس بايد اجازه بگيرد و براي هر برگ كپي (كه سهميه بنديش بماند) كه البته براي شرمنده نشدن از خدمات بي منت ترجيح داديم كه اكثر تماسها و كپي ها از هزينه شخصي انجام شود.

-         براي برگذاري جلسات كنفرانس كه به تاييد شوراي فرهنگي رسيده هر هفته هم مجددا بايد به سمع و بصر مسئولين فرهنگي براي دادن مجوز دوم و گرفتن كلاس برسد و هر هفته سرو كله زدن با مسئولين فرهنگي و‌آموزش.... در خصوص برنامه تاييد شده!!!

-         چهار سميناري كه در اين چند ترم اخير برگذار شد بدون پيش پرداخت دانشگاه و با هزينه شخصي انجام شد و هزينه آنها در ترم بعد آن هم بعد از گذشتن از صرف هزينه هايي كه در قالب فاكتور نمي گنجد پرداخت میشن .

-         عدم امتياز براي بچه هاي انجمني : البته بعد ازپيگيري هاي فراوان لفظي و دادن دو درخواست كتبي به شوراي فرهنگی ، كه حداقل تفاوت يا تشويقي براي اعضاء قرار بگيرد تا هم ترغيبي براي شركت در فعاليت هاي انجمن بشود (فعاليت هايي كه شايد براي بعضي ها جز زحمت تجريه خاصي به همراه ندارد) و هم خسته نباشيدي باشد براي اعضاء ولي دريغ از حتي يك بن كتاب !!!

-         هنوز وحدت كامل بين گروه هاي انجمن بنده نديده ام هرچند كه در داخل گروه ها روابط خوبي دارند ولي كجاست آن يكپارچگي بين تمام اعضاء كه بارها گفتم بايد باشه. انجمن هم نه هزينه اي به كسي ميده كه در قبالش بخواد چيزي رو به اون صورت اجبار كنه نه امتياز خاصي ميده كه منجربه تشويق بشه  و فكر نمي كنم انجمني كه بر پايه ي همكاري دوستانه و حس خود جوش برپا ميشه نيازي به اجبار و تشويق خاصي داشته باشه ولي متاسفانه به علت قهر هاي بچه گانه عده بسيار بسيار قليلي و حجب وحياي افراطي بعضي از دختر خانم ها و آقا پسر ها مانع از اين وحدت شده .

-         عده ي بسيار كمي از دوستان بعد از عهده دار شدن مسئوليت در انجمن در وسط هاي كار آن را به دلايل معقول و غير معقول آن مسئوليت را راها كرده و دبير ماند و برنامه هاي نميه تمام و به عبارتي اتلاف انرژي و زمان .

-         اين ميون جناب سيگموند كه لطفشون مدام شامل حال ما ميشه خدمتشون عرض كنم اين ترم فقط يك سمينار اونم با كمك هلال نبوده مثل اينكه يادشون رفته سميناري به نام مولانا هم برگذار شده نكنه ميخوان بگن سمينار حتما بايد تو سالن باشه نه تو كلاس تا اسمش بشه سمينار. مي دونيد براي برگذاري سمينار مولانا بنده خواهش هايي كردم از فرهنگي كه براي سه سمنيار قبلي اصلا نكردم و تعهد دادم كه مسائل سياسي از مولانا مطرح نشه و به خاطر عشقي كه به برگذاري اين سمينار داشتم هيچ هزينه اي از دانشگاه نگرفتم و ندادند و هزينه تبليغات و حق الزحمه استاد رو شخصا پرداخت كردم .

-         اما بازديد ها : بعد از سومين بار كه درخواست بازديد از مراكز بهزيستي و توانبخشي داخل قم هر دو هفته يك بار، اونم بدون هزينه از طرف شوراي فرهنگي رد شد!!! جواب دادن شما مي تونين ترمی يك بازديد داشته باشيد و هزينه اش را هم مي دهيم. يعني اگر فقط سيصد دانشجوي روانشناسي كه مايل به شركت در بازديد باشند بخوان فقط از يك مركز داخل استان ديدن كنن به علت محدوديت در پذيرش بازديد كنندگان حدود 15 ترم طول مي كشد!!!!  خوشبختانه اين برنامه بازديد هر دو هفته يك بار با ضرب و لطف به تصويب رسيد ولي متاسفانه ترم تمام شد !! (تصويب نزديك به ايام امتحانات) و بدتر از همه همين برنامه تصويب شده دوباره بايد براي شوراي فرهنگي در ترم جديد ارسال شود و منتظر جواب تاييدش باشيم نمي دونم هر لقمه براي چي بايد دور سر گردانيده شود و آيا چند بار؟!!!

-         بعضي ها سراغ درخت انجمن رو مي گيرن البته خودم هم درختي در بيرون نديدم بعد از برگذاري:

·        سمينار سوء مصرف مواد (ترم دوم دبيري)

·        سمينار مهارت هاي مطالعه (ترم سوم دبيري)

·        سمينار مهارت هاي بهتر زيستن (ترم چهارم دبيري)

·        سمينار راه هاي اميدواري با مولانا (ترم چهارم دبيري)

·        و البته ترم اول صرف گردآوري اعضاء و تنظيم اساسنامه انجمن شد.

·        چند بازديد ازمراكز استان.

·        كارگاه تحليل نقاشي استاد درياني .

·        كارگاه تست هاي روانشناسي استاد احساني .

·        كارگاه مهارت هاي زندگي استاد صحت .

·        برگذاري جلسات هفتگي كنفرانس .

·        يكي دوتا نشريه چاپ و در دست چاپ

·        برپايي همين وبلاگ

آره منم درختي در بيرون نديدم ولي تو اين مدت دبيري درختي با شاخ و برگ هاي فراوان از تجربه درونم و همینطور درون اعضای فعال ريشه كرد..........

-         برخورد مسئولين در پايان مسئوليتم:

از مسئولين فرهنگي انتظار اينو داشتم كه از بنده بپرسن آقا عظيمي شما تو اين مدت براي انجمن چه كاري انجام داديد و چه كاري رو ميخواستيد انجام بديد و نشد. و يا چه كار نكرديد كه بايد انجام بشه و به چه شكل. ولي فقط با يك خسته نباشيد همه چيز به پايان رسيد ، اینه پیگیری های کارشناسانه  در مورد زیر مجموعه هاشون ؟؟!!

-         و بسياري درد دلهايي كه به علت سوء برداشت هاي احتمالي مسئولين و دوستان بنده از ذكر آنها خودداري مي كنم حالا خودتون قضاوت كنيد ماها كه اولويت اولمون تو دانشگاه تحصيله و هيچ حقوقي براي فعاليت هامون نمي گيريم با اين همه تحويل گرفتن ها!!! و راه ناهموار كردن ها چقدر انگيزه فعاليت غير از اينها برامون باقي مي مونه؟  

و دوستاني كه بيرون گود نشستن و ميگن لنگش كن اگه ذره اي از  غبار اين گود بر حلقشون مي نشست مطمئنا تجديد نظري در انتقاداتشون مي كردن .

-         به هر حال تا اونجايي كه توانستم از انجام وظايفي كه بر دوشم بود دريغ نكردم و از تمامي دوستاني كه بنده را در به انجام رسيدن فعاليت ها ياري كردند كمال تشكر را دارم

-          به اميد موفقيت روز افزون شما و انجمن

           خدا نگهدار..............

جملاتي ديگر از دكتر علي شريعتي

شناخت
حتی خداوند نیز دوست دارد که بشناسندش نمی خواهد مجهول بماند مجهول ماندن است که احساس تنهایی را پدید می آورد و دردبیگانگی و غربت را. مجهول ماندن رنج بزرگ روح آدمی است.

انسان
انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است.


مثنوی
احساس می کنم در این مثنوی بزرگ طبیعت مصرع هایی ناتمامیم . بودنمان انتظار یک بیت شدن .


خدا
خداوندا من با تما م کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری


اندیشه
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری .


پشتکار
برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند


چهره دل
هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم


عقل
خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟


دنیا رو نگه دارید
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !



زنده بودن
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت


حسین
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.


حقیقت
انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد


معنای زندگی
زندگی چیست ؟ نان . آزادی . فرهنگ . ایمان و دوست داشتن


خوشبختی
برای خوش بخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن.

کی ؟ چی؟

آنتونی رابینز

ـ من و شما نیز می توانیم زندگانی خود رابه صورت یکی ازاین افسانه ها در آوریم ، به شرط اینکه شهامت داشته باشیم و بدانیم که قادریم اختیار اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد به دستگیریم.


ـ در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما رقم زده می شود .

 

ـ من بیش ازهر چیز ، اعتقاد دارم که آنچه سرنوشت ما را تعیین می کند ، شرایط زندگیمان نیست ، بلکه تصمیمهای ماست.

 

ـ در درون هر یک از ما منابع نیروی عظیمی به ودیعه نهاده شده است که می تواند ما رابه کلیه آرزوهای خود و حتی به چیزی بیش از آن برساند.

 

ـ همچنان که عضلات بدن در اثر ورزش نیرومندتر می شوند ، قدرت تصمیم نیز با تمرین افزایش می یابد.


ـ  اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد کنترل کنیم ، دست کم می توانیم بر واکنشهای خود نسبت به آن وقایع ، و بر اعمالی که در مقابل آنها انجام می دهیم مسلط باشیم.

 

ـ   موفقیت نیز ناشی از آغازگری و ابتکار ، پشتکار و بیان واضح عشق و محبت عمیق قلبی است.
 

- هرگز هیچ هدفی را رها مکنید، مگر اینکه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید.

 

ـ پشتکار، ارزشمندترین عامل شکل دهنده کیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهمتر است.

 

ـ  مقصود واقعی از داشتن هدف آن است که ضمن تعقیب هدف، شخصیت شما به عنوان یک فرد انسانی نیز ساخته شود . پاداش واقعی شما شخصیتی است که به عنوان یک انسان ، پیدا می کنید.

 

ـ وقتی به دنبال هدف تازه ای می روید و با مانعی مواجه می شوید ، به یاد آورید که از این موانع ، قبلاٌ هم در زندگیتان بوده است و بر آنها غلبه کرده و موفق شده اید!



ــ رمز موفقیت این است که یاد بگیریم تا از نیروهای رنج و لذت به نفع خود استفاده کنیم.


ـ  اگر توجه مان را به چیزی جلب کنیم که از آن وحشت داریم ، بطور قطع همان بلائی را که از آن می ترسیم ، به سرمان می آید .

کی؟ چی؟

آلبرت بندورا

-آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده‌اش را می‌سازد نه این که آن را پیش‌بینی کند.


- اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین‌کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس مطمئناً باعث شکست می‌شود.

کارل راجر

 -مردم نه تنها با تعمق کردن ، درک بهتری به دست می‌آورند بلکه می‌توانند تفکر خود را نیز ارزیابی کرده و تغییر دهند.


- برای کسی که کاملاً در برابر تجربیات جدید راحت (باز) است و حالت تدافعی نمی‌گیرد، هر لحظه می‌تواند سرشار از تازگی باشد.

- در ابتدای کارم این سوال را از خود می‌پرسیدم که: " چگونه می‌توانم این فرد را درمان کنم یا تغییر دهم؟" . اکنون این سوال را بدین صورت تغییر داده‌ام که: "چگونه می‌توانم رابطه‌ای با این فرد برقرار کنم که او بتواند از این رابطه برای رشد شخصی خودش استفاده کند؟"

- من رفته رفته به یک نتیجه‌گیری بدبینانه و منفی درباره " زندگی خوب " رسیده‌ام. به نظرم می‌آید که زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرایند است. یک جهت است نه یک مقصد.

کی؟ چی؟

ویلیام جیمز :

- بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند در حالی که مشغول بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و تعصباتشان هستند.



- پذیرش آنچه اتفاق افتاده است ، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی است.



- فلسفه ، والاترین و بدیهی‌ترین خواسته بشر است.



- هر کس باید برای تمرین، هر روز حداقل دو کاری که از آنها نفرت دارد را انجام دهد.



- انگیزه نهانی تمام کارهایی که اغلب مردم می‌کنند این است که چگونه شادی به دست آورند، چگونه آن را نگه دارند و چگونه آن را بهبود بخشند.



- هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشم‌پوشی کنید.

 

- تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن کمبود ایمان فرد به خودِ واقعی‌اش است
.



- همه ما آمادگی داریم تا به دلایلی کارهای وحشیانه و غیرمتمدنانه انجام دهیم. فرق بین یک آدم خوب و یک آدم بد در انتخاب آن دلیل است.


- عمیق‌ترین اصل طبیعت انسان ، اشتیاق و میل شدید او به قدردانی شدن است.

کی؟ چی؟

ناپلئون هیل:

برای دستیابی به موفقیت یک ویژگی وجود دارد که فرد باید آن را داشته باشد

 و آن مشخص بودن هدف است.

استفن کاوِی:

قبل از این که شروع به بالا رفتن از نردبان کنید،

ابتدا اطمینان حاصل نمایید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید.

آلن لاکِین:

برنامه ریزی آوردن آینده به زمان حال است

 تا بتوانید همین حالا کاری برای آن انجام دهید.

آلکس مک کِنزی:

کار بی برنامه دلیل هر شکستی است.

گوته:

 ما همیشه وقت کافی داریم، به شرط آن که هم بخواهیم

و هم درست از آن استفاده کنیم.

دین بریگز:

 کارتان را انجام دهید، اما نه فقط در حد وظیفه، بلکه اندکی بیشتر

و از روی سخاوت. همین مقدار اندک به اندازه باقی آن ارزش دارد.

الکساندر گراهام بل:

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز نمایید.

پرتوهای خورشید تا زمانی که متمرکز نشوند نمی سوزانند.

کی؟ چی؟

سی. ای. فلین:

فراموش نکنید انسان هدف دارد و

بزرگی او به هدفی است که در سر دارد.

لئوبوسکالیا:

زندگی هدیه خداوند به شماست و

شیوه زندگی شما، هدیه شما به خداوند.

پل کوکن:

برای این که ببینم، چشمانم را می بندم.

هنری دیوید تورو:

هر تغییری معجزه ای است که باید به آن اندیشید.

بنجامین دیزرائیلی:

هیچ آموزشی چون ناملایمات موثر نیست.

توماس ادیسون:

من ناامید نمی شوم، زیرا هر قدم نادرست که کنار زده می شود،

گامی دیگر به جانب جلو است.

دیپاک چوپرا:

یک زندگی متعادل و پاک، بزرگ ترین موهبت برای شما

و برای کره زمین است.

کی؟ چی؟

حضرت علی می فرماید:

1. با مردم آن چنان معاشرت کنید که چون از دنیا رفتید بر شما بگریند،

و اگر زنده ماندید به شما میل نمایند.

 2. وقتی بر دشمن غلبه کردی، گذشت از او را شکرانه ی پیروزی بر وی قرار ده.

 3. ضعیف ترین مردم کسی است که از یافتن دوستان ناتوان است،

و ناتوان تر از او کسی است که دوستان به دست آورده را از دست بدهد.

 4. زمانی که مقدمات نعمت ها به شما رسید،

نهایت آن را با کمی شکر از خود مرانید.

 5. امور رام مقدّرات است، تا بدان جا که گاهی مرگ آدمی به تدبیر خود اوست.

 6. از لغزش جوانمردان بگذرید، چه این که کسی از آن ها نیست که بلغزد

جز آن که خدایش دست گیرد و بلندش سازد.

 7. ترس قرین یأس، و کم رویی همراه با محرومیت است.

 *التماس دعا*

کی؟ چی؟

رابینز:

شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن

 تا همیشه از آن برخوردار باشی

ژول ورن:

غیرممکن فقط برای کسانی وجود دارد که ناتوانند.

دکتر دیپاک چوپرا:

آرزوها بذرهایی هستند که منتظرند در فصل خود جوانه بزنند.

توماس ادیسون:

تقلید از هر کسی به معنای تایید اوست.

جان میلتون:

جوانی انسان مانند صبح یک روز زیباست.

امام صادق:

از مجادله بپرهیزید زیرا مجادله خشم آور است

و اسرار انسان را فاش می کند.

اسکار وایلد:

تجربه، نامی است که همه افراد روی اشتباه های خود می گذارند.

کی؟ چی؟3

اسکات پک:

مشکلات زندگی حل نمی شود مگر آن ها را حل کنیم

اشلی منتاگو:

میزان انسانیت انسان این است که چقدر می خواهد

و می تواند انسان را دوست بدارد.

وینسنت لمباردی:

مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است.

رالف والدو امرسون:

به آدم ها اعتماد کن تا با تو صادق باشند.

اریک یانگ:

مهار زندگی خود را، خود به دست گیرید.

ساموئل جانسن:

تحسین شدن، حتی توسط یک نفر، بسیار اثربخش است.

خوزه اورتگا:

حقارت و خواری صرفا روش زندگی کسی است که

از آن چه باید انجام می داده، سر باز زده است.

کی ؟ چی؟

 

موریس مترلینگ:

اگردراولین قدم موفقیت نصیب مامی شدسعی وعمل دیگرمعنی نداشت.

شیللر:

برای این که انسان کمال یابد صدسال کافی نیست

 ولی برای بدنامی او یک روز کافی است.

امام علی(ع):

خط، زبان است و زبان بیان خرد است.

برایان رابینسون:

نیاز به تایید دائمی بدین معناست که از خود مطمئن نیستیم.

پائولو کوئیلیو:

انسان همان جایی است که تصمیم می گیرد باشد.

کانت:

چنان باش که بتوانی به هر کس بگویی مثل من رفتار کن.

جالینوس:

زیان بارتر از همه عیب ها عیبی است که نزد صاحبش پوشیده باشد.

*

پی نوشت: هر جمعه بخش کی؟ چی؟ بروز می شود!