ارزش زندگی

 

 

یک سخنران معروف سمینار خود را با بالا گرفتن یک 20 دلاری آغاز نمود. او از 200 نفر

 شرکت کننده در سمینار پرسید : " کی این اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟

دست ها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت : " من می خوام این 20 دلاری رو به یکی از شما بدم".

اما اول بذارین یه کاری بکنم. " سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد". پس دوباره پرسید :

  " کسی هست که هنوز این اسکناس رو بخواد ؟ " باز دست ها بالا رفت.

او اینگونه ادامه داد : " خب ، اگر من اینکار رو با اسکناس بکنم چی ؟ " و بعد اسکناس رو به

  زمین انداخت و با کفش خود شروع به مالیدن آن به کف اتاق کرد".

ادامه نوشته

چهار روش حیرت انگیز جذب کردن دیگران

مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.

توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.

1- مهربان و صمیمی باشید:

برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.

2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:

به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.

نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.

حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.

3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:

افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.

اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.

4- وارد دنیای آن ها شوید:

با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز

صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.

در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش

نسبت به شما منفی شود.

همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.

آيا فردي مضطرب هستيد ؟

با انجام اين آزمون متوجه خواهيد شد كه آيا فردي مضطربيد يا فردي نرمال هستيد واختلال اضطرابي نداريد.

الف)1 امتياز    ب) 2 امتياز    ج) 3 امتياز    د) 4 امتياز    ه) 5 امتياز

1) به خود مطمئن هستم؟
الف) بسيار زياد  ب) زياد  ج) تا حد متوسط  د) كمي  ه) هرگز

2) مي توانم بر
افكار خود تمركز كنم؟
الف) بسيار زياد  ب) زياد  ج) تا حد متوسط  د) كمي  ه) هرگز

3) آرام هستم؟
الف) بسيار آرام  ب) تا حدود زيادي آرام  ج) تا حد متوسط  د) كمي آرام  ه) هرگز

4) عصبي هستم
الف) هرگز  ب) بسيار كم  ج) تا حد متوسط  د) خيلي  ه) هميشه

5) ناراحت هستم
الف) هرگز  ب) بسيار كم  ج) تا حد متوسط  د) خيلي  ه) هميشه

6) بدنم همواره
مرطوب است
الف) هرگز ب) بسيار كم ج) تا حد متوسط د) خيلي ه) هميشه

7) نفسم منظم است
الف) هرگز  ب) بسيار كم  ج) تا حد متوسط  د) خيلي  ه) هميشه

8) احساس تنش در معده دارم
الف) هرگز  ب) بسيار كم  ج) تا حد متوسط  د) خيلي  ه) هميشه

* حالا امتياز ها را با هم جمع كرده و نتيجه را ببينيد:

امتياز كمتر از 24:
افراد
طبيعي را مي رساند كه اختلال اضطرابي و مشكل عمده اي ندارند.

امتياز 24 تا32:
اضطراب شما كمي بيش از حد طبيعي است كه با توجه به شدت كم اختلال,مي توانيد با استفاده از كتابهاي اضطراب آن را هم برطرف كنيد.

امتياز 32 تا 50 :
شما به اضطراب شديد مبتلا هستيد,به طور حتم بايد به
روان شناس مراجعه كنيد.

روانشناسی با اشکال هندسی

آزموني ساده: ساده ترين اشكال هندسي را به ياد بياوريد: مربع، مستطيل، مثلث، دايره، منحني پس خيلي سريع و بدون اينكه زياد به مغزتان فشار بياوريد، شكلي را انتخاب كنيد كه بيشتر از همه مي پسنديد. آزموني روانشناسي پيش روي شماست، كه با توجه انتخابتان به سرعت نشان مي دهد كه شما در زندگي چه جور آدمي هستيد و احتمال موفقيتتان در چه مشاغلي بيشتر است.

 

ادامه نوشته

خبر فوری

علاقه مندان به شرکت در جلسات مولوی خوانی هر چه سریعتر نام خود را برای دبیر انجمن روان شناسی آقای عظیمی و این شماره ارسال نمایند:۰۹۱۲۷۵۴۳۷۳۴

5 ماده غذایی برای بهبود احساسات

خیلی از مراجعه کنندگان به کلینیک های تغذیه به دنبال راه حلی برای بهبود افسردگی خود می باشند. واقعیت آن است که اگرچه مواد غذایی می توانند تاثیر مستقیم در حالات و رفتارهای شما داشته باشند، ولی فقط مواد غذایی خاصی نیستند که احساسات شما را بهبود می بخشند، بلکه ترکیب مواد غذایی با هم و نیز عادات غذایی سالم در بهبود حالات روحی شما موثر خواهد بود.

 در ادامه به 5 گروه غذایی که باعث بهبود احساسات شما می شوند، اشاره شده است:

1- غذاهای غنی از ویتامین B12 و اسید فولیک

ویتامین B12 و فولات به پیشگیری از اختلالات سیستم اعصاب مرکزی، اختلالات روانی و جنون کمک می کنند.

مطالعه ای که اخیرا بر روی مردان ژاپنی انجام گرفته نشان می دهد که افزایش مصرف غذاهای غنی از فولات با شیوع کمتر افسردگی ارتباط دارد. اسید فولیک اغلب در حبوبات و سبزیجات یافت می شود. ویتامین B12 اغلب در گوشت ها، ماهی و محصولات لبنی وجود دارد.

از غذاهای غنی از ویتامین B12 و اسید فولیک می توان به موارد زیر اشاره کرد:

* سالاد مرغ که از سینه مرغ بدون پوست و کاهو تهیه شده است.

* ماهی سالمون (آزاد دریایی) کبابی به همراه کلم بروکلی

* خوراک حاوی لوبیا و گوشت( گوشت قرمز کم چرب، گوشت مرغ)

* سالاد اسفناج با ماهی به ویژه سالمون

 برای دیدن بقیه موارد به ادامه مطلب مراجعه کنید:

ادامه نوشته

آدلر





از روانشناسان بنام اتریشی بود. آدلر معمولاً به عنوان نخستین پیشگام گروه روانشناسی اجتماعی در روانکاوی تلقی می‌شود، زیرا در 1911 از فروید جدا شد. او نظریه‌ای را تدوین کرد که «علایق اجتماعی» در آن نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند و او تنها روانشناسی است که یک گروه چهار نفری تشکیل داد که به نام او نامیده می‌شود.

زندگی آدلر


آدلر در یک خانواده ثروتمند که در حومه وین، اتریش، زندگی می‌کردند به دنیا آمد. کودکی او با بیماری، حسادت برادر بزرگتر و طرد شدن از سوی مادرش مشخص شده بود. او خود را شخصی زشت و کوچک اندام تلقی می‌کرد. آدلر نسبت به پدرش بیش از مادرش احساس نزدیکی می‌کرد و شاید مانند یونگ، بعدها به این دلیل با مفهوم عقده ادیپ مخالفت کرد که در تجارب دوره کودکی‌اش انعکاسی نداشت. آدلر در کودکی با جدیت تمام کار می‌کرد تا نزد همسالانش محبوبیت به دست آورد و به تدریج که بزرگتر شد، به احساس عزت نفس و پذیرش از سوی دیگران دست یافت که در میان افراد خانواده‌اش سراغ نداشت.
آدلر در ابتدا دانش‌آموز ضعیفی بود، به اندازه‌ای ضعیف که معلمی به پدرش گفت که این پسر برای هیچ شغلی جز شاگرد کفاشی مناسب نیست. اما آدلر با پشتکار و فداکاری خود را از پایین‌ترین سطح کلاس بالا کشید. هم از نظر اجتماعی و هم از نظر تحصیلی سخت تلاش کرد تا بر عقب‌ماندگی‌ها و حقارت‌هایش غلبه کند و بدین‌ترتیب برای نظریه آینده‌اش دایر بر اینکه شخص باید نقاط ضعفش را جبران کند نمونه‌ای شد. توصیف احساس‌های حقارت، که بعدها بخش اصلی نظام او را تشکیل داد، بازتاب مستقیم تجارب اولیه خود اوست، دینی که آدلر آزادانه به آن اعتراف کرد.
آدلر در چهار سالگی، هنگامی که از دست و پنجه نرم کردن با ذات‌الریه‌ای که او را تا دم مرگ برده بود بهبودی حاصل کرد، تصمیم گرفت پزشک شود. درجه دکتری پزشکی خود را در 1895 از دانشگاه وین دریافت کرد. پس از گرفتن تخصص چشم‌پزشکی و سپس اشتغال در پزشکی عمومی، به روانپزشکی روی آورد. در 1902 شرکت در نشست‌های بحث گروهی هفتگی فروید را به عنوان یکی از چهار عضو مجاز آغاز کرد. گرچه از نزدیک با فروید کار می‌کرد، رابطه شخصی با یکدیگر نداشتند. یکبار فروید گفته بود که آدلر حوصله‌اش را سر می‌برد.
آدلر در چند سال بعد نظریه‌ای درباره شخصیت تدوین کرد که از بسیاری جهات با نظریه فروید تفاوت داشت و تأکید فروید بر عوامل جنسی را آشکارا مورد انتقاد قرار داد. در 1910 فروید ریاست انجمن روانکاوی وین را به نام او کرده بود تا اختلافات فزاینده بین آن دو از میان برداشته شود، اما در 1911، انشعاب اجتناب‌ناپذیر کامل شد. این انشعاب تلخ بود. بعدها آدلر فروید را کلاهبردار توصیف کرد و روانکاوی او را «کثیف» خواند (روزن، 1975، ص. 210). فروید از آدلر به عنوان «نابهنجار» و «دیوانه شهرت» یاد می‌کرد (گی، 1988، ص. 223).
آدلر در جنگ جهانی اول به عنوان پزشک در ارتش خدمت کرد و پس از آن کلینیک‌های راهنمای کودکان را در مدارس وین سازماندهی کرد. در سال‌های دهه 1920 نظام روانشناسی اجتماعی وی که خود آن را روانشناسی فردی می‌نامید پیروان زیادی پیدا کرد. در 1926 آدلر نخستین بازدید از چندین بازدید خود از آمریکا را انجام داد و هشت سال بعد به استادی روانشناسی بالینی در دانشکده پزشکی لانگ‌آیلند نیویورک منصوب شد. وی درحالی که برای ایراد سخنرانی پر حرارت در سفر بود، در آبردین، اسکاتلند درگذشت.

فروید در پاسخ به نامه دوستی که مرگ آدلر به شدت متأثرش کرده بود نوشت، «من معنای دلسوزی شما برای آدلر را نمی‌فهمم. برای یک پسر یهودی که از حومه وین خارج می‌شود مرگ در آبردین به خودی خود یک موقعیت بی‌سابقه و دلیلی است بر اینکه تا چه اندازه پیش رفته است. دنیا در برابر مخالفتش با روانکاوی پاداش خوبی به او داد»
ادامه نوشته

فرزند چندم خانواده هستید؟

آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟ این مقاله را با ما دنبال کنید تا به همه چیز در این رابطه پی ببرید!
- تک فرزندان
نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.
نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.
- فرزندان اول خانواده
نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند، و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم، و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.
نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.
- فرزندان وسط خانواده
نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها “آرامش به هر قیمتی” است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.
نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند—یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.
- فرزندان آخر خانواده
نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند.
نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعیشان از رابطه، که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند. اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.

 

روان شناسی افراد از روی طرز امضا!

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 

1) كساني كه به طرف عقربه هاي ساعت امضا مي كنند، انسان هاي منطقي هستند .

2) كساني كه بر عكس عقربه هاي ساعت امضا مي كنند، دير منطق را قبول مي كنند و اغلب غير منطقي هستند .

3) كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي كنند، لجاجت و پافشاري در امور دارند .

4) كساني كه از خطوط افقي استفاده مي كنند، انسان هاي منظمي هستند .

5) كساني كه با فشار امضا مي كنند، در كودكي سختي كشيده اند .

6) كساني كه پيچيده امضا مي كنند، شكاك هستند .

7) كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند، خودشان را در فاميل برتر مي دانند .

8) كساني كه در امضاي خود فاميل مي نويسند، داراي منزلت هستند .

9) كساني كه اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زنند، شخصيت خود را نشناخته اند .

10) كساني كه به حالت دايره و بيضي امضا مي كنند، كساني هستند كه مي خواهند به قله برسند.
 

بي شك بيان مطالب فوق كه نشات گرفته از افكار مختلف مي باشد نشانه تائيد آن نمي باشد ولي بهر حال شايد چندان هم دور از ذهن نباشد !

شما تابحال به امضاء خود دقت كرده ايد ؟

من که هستم؟

 

من که هستم؟

روزی پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند.چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.آنان را دراتاقی قراردادند وپادشاه به آنان گفت که:دراتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق ،قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی حل خواهد شد،تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید.اگربتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید.

پادشاه بیرون رفت ودررا بست.سه تن ازآن چها رمرد بلافاصله شروع به کارکردند.اعدادی روی قفل نوشته شده بود،آنها اعداد را نوشتند و با آن اعداد شروع به کار کردند.

نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود.آن سه فکر کردند که او دیوانه است.او با چشمان بسته درگوشه ای نشسته بود وکاری نمی کرد.پس از مدتی او برخاست و به طرف دررفت.در راهل داد،درباز شد و بیرون رفت وآن سه تن پیوسته مشغول کار بودند.آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته.

ادامه نوشته

سلامت روان، ضرورتي كه از كودكي بايد به ‌آن توجه كرد

 
برگرفته از سایت http://www.jamejamonline.ir
در 25 سال گذشته مشكلات رواني - اجتماعي به عنوان يكي از رايج‌ترين و مزمن‌ترين شرايط دوران كودكي و نوجواني قلمداد شده‌اند. مطالعات همه‌گيرشناسي نشان داده‌اند كه 12 تا 25 درصد بچه‌هاي مدرسه‌اي و در حدود 13 درصد بچه‌هاي پيش‌دبستاني حداقل از يك نوع اختلال رفتاري و يا هيجاني رنج مي‌برند و البته اين مشكلات در گروه‌هاي در معرض خطر نظير خانواده‌هاي با درآمد پايين يا تك‌والدي بيشتر است. يك راه ممكن براي حل اين چالش، گنجاندن آزمون‌هاي روان‌سنجي به عنوان قسمتي از ويزيت دوره‌اي كودكان است تا توسط والدين و يا خود كودكان تكميل شود و اين امر باعث تسهيل در تشخيص و درمان مشكلات رواني اجتماعي مي‌شود.

از آنجايي كه 3 مشكل رواني اجتماعي يعني مشكل در توجه و تمركز، مشكلات دروني‌سازي همچون اضطراب و افسردگي و مشكلات بيروني‌‌سازي همچون اختلال سلوك در اولين سال‌هاي تولد شكل مي‌گيرد و از شايع‌ترين مشكلات دوران كودكي محسوب مي‌شوند،  سعي كرديم تا با توضيح علائم و دلايل بروز اين مشكلات و ارائه پرسشنامه‌اي شما والدين را در تشخيص زودهنگام مشكلات رفتاري كودكان ياري كنيم.

ادامه نوشته

بیمارستان روانی

چند روز قبل هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی ،از روانپزشک پرسیدم شما چطور می فهمید که یک بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چای خوری،یک فنجان و یک سطل جلو بیمار می گذاریم و از او می خواهیم که وان را خالی کند.

من گفتم:آهان،فهمیدم.آدم عادی باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.

روانپزشک گفت : نه آدم عادی درپوش زیر آب وان را برمی دارد.شما می خواهید تخت تان کنار پنجره باشد؟؟

تست خودشناسی فروید

 

این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

1- تلفن زنگ میزنه

2- بچه تان گریه میکنه

3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه

4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره

5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟

اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.

.

هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.

1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.

3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.

4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل رابطه زناشویی هستش.

ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه.

راه های رسیدن به ارامش

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.

2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می ‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی ‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

4- وقتی احساس می ‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید.

5- اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود. 

6- آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه‌ ای كه هستند، زندگی می‌ كنند و لذت می ‌برند.

ادامه نوشته

داستان پنداموز

 

قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون (Arthur Ashe) آرتور اشي به خاطر خون آلوده اي كه درجريان يك عمل جراحي درسال ۱۹۸۳دريافت كرد به بيماري ايدز مبتلا شد.

 

ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنيا نامه هائي از طرفدارانش دريافت كرد.

 

يكي از طرفدارانش نوشته بود : چراخدا تورا براي چنين بيماري دردناكي انتخاب كرد؟

آرتور در پاسخش نوشت :

 

دردنيا ۵۰ ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند.

 

۵ميليون ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند.

 

۵۰۰هزارنفر تنيس رادرسطح حرفه اي يادمي گيرند.

 

۵۰هزارنفر پابه مسابقات مي گذارند ۵هزارنفر سرشناس مي شوند.

 

۵۰ نفربه مسابقات ويمبلدون راه پيدامي كنند.

 

۴ نفربه نيمه نهائي مي رسند و دونفر به فينال

 

وآن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم هرگز نگفتم: خدايا چرا من؟

 وامروز هم كه ازاين بيماري رنج مي كشم هرگز نمي توانم بگويم خدايا چرا من؟

همایش

معرفی بخش جدید: مشاوره گروهی

 

سلام به شما دوستای گلم هم چنین بینندگان وبلاگ و به خصوص روانشناسای آینده .

 

ما بچه های وبلاگ تصمیم گرفتیم بخشی رو با عنوان مشاوره گروهی به موضوعات وبلاگ اضافه کنیم که میتونه مفید وجالب باشه.

توی این بخش هر کدوم از شما میتونین در صورت داشتن هر مشکل یا مسئله ای خانوادگی اجتماعی یا هر چیز دیگه یی اون رو مطرح کنید تا از همفکری و مشورت همه بهره ببرید همه میتونن در مورد مسئله  مطرح شده راه حل ارائه بدن.

 

هر مسئله با راهکارای پیشنهادی شما به صورت یک پست مجزا تو وبلاگ به روز میشه .

این بخش بسته به استقبال شما هر۱۵ روز به روز میشه .

 

با ارائه کردن هر راه حلی ذهن ما به یه دریچه ی جدید هدایت میشه وما میتونیم به یک قضیه از زوایای جدید که ممکنه به ذهنمون خطور نکرده باشه نگاه کنیم این برای ما که قراره بعدها به عنوان روانشناس ومشاور کار کنیم مفید باشه تا ذهنمون باز تر بشه و با مشکلات بیشتر آشنا بشیم علاوه بر اون مشکل خودمون رو با مشورت دیگران حل کنیم مسئله ی مطرح شده شاید مشکل خیلی های دیگه باشه .

 

از اونجایی که تو دنیای امروزی کمتر انسانی پیدا میشه که بی مشکل باشه  همه ی ما می تونیم اولین نفر باشیم.پس این گوی واین میدان.بسم الله..........

 و البته کلی خبر خوش دیگه که مخصوص تولد یک سالگی وبلاگه

منتظر بهترین ها بمونید

تست شخصیت با بوی مورد دلخواه


آلن هریس محقق و استاد دانشگاه ، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می‌گوید:"حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است.
به همین علت است كه ارتباطات بویایی تشكیل شده در دوران كودكی، می‌تواند شخصیت رفتاری شما و سازه‌های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شكل دهد.
بنابراین آن بوی خوشی را كه حس می‌كنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می‌آورد ، از بین گزینه‌های زیر انتخاب كرده و ببینید كه " رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟
تذكر :برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن . از گزینه‌های زیر ، فقط یك گزینه را انتخاب نمایید
گزینه یك - بوی كلر در استخرهای بزرگ
گزینه دو - بوی كباب ، همبرگر و ...
گزینه سه - بوی سبزه و گل
گزینه چهار - بوی كرمهای ضدآفتاب
گزینه پنج - بوی بچه كوچك
برای دریافت پاسخ تست به ادامه ی مطلب رجوع کنید...
ادامه نوشته

فرصت

در زمان های گذشته،پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند،خودش را در جایی مخفی کرد.بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه،بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند.بسیار هم غرونلند می کردند که این چه شهر بی نظمی است،حاکم این شهر چه مرد بی عرضه ای است.با وجود این،هیچ کس تخته سنگ را برنمی داشت.نزدیک غروب،یک روستایی که بر پشتش بار میوه و سبزیجات بود،نزدیک سنگ شد،بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را درکناری قرار داد.ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داشت.کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا  و یک یادداشت پیدا کرد.پادشاه درآن یادداشت نوشته یود:"هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد".

روان شناسی رنگ ها(از روی رنگ نام خود ببینید چه شخصیتی دارید)

به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که می‌تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:

رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :
 
قرمز:     1       ش      ج     س      الف
نارنجی:
‌‌‌2        ت      ث      ک       ب
زرد:
      3        ی       ل     ص      ض
سبز:
    ‌4        و       م       د        ژ
آبی:
     5        چ       ن      ط       ظ
نیلی:
   6        ح       خ       ف      -
بنفش:
  7       ع       پ       غ       -
صورتی:
8       ز       ق        ه       -
طلایی:
9        ر       ذ        گ      -

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی می‌نویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا می‌کنید.

مثال : لیلا جلالی
ل3  ی3   ل3   الف1  ج1  ل3  الف1  ل3  ی3
سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم:
21=3+3+1+3+1+ 1+3+3+3
باز هم دو عدد را با هم جمع می‌کنیم:
3=1+2 عدد 3 مربوط به رنگ زرد است.
حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.
 
صورتی
دارای قدرت جسمی بالایی هستید بخاطر اراده ی بالایی که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. با مسئولیت ها به راحتی کنار می‌آیید و می‌توانید دیگران را در حل مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران سخت است.

قرمز
بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران هم مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و بسادگی تحریک می‌شوید. ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده تان در جهت مثبت استفاده کنید.

زرد

بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعال دارید. هرگز در ابراز آنچه می‌خواهید بر زبان بیاورید کم نمی آورید.بخاطر زنده دلی ابتکار و مستعد بودنتان در بر قراری ارتباطی خوب با دیگران همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید هرگز احساس رضایت نخواهید کرد مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شمارا در خود غرق می کند!اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید در آخرخواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخص شروع کرده اید ناتمام مانده اند.

طلایی
در هر چیزی فقط حد بالای آن می تواند رضایت خاطر شمارا بر آورده کند. از طرف دیگر رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود. دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است. به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید. می توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید.شرایط منفی را می توانید به بهترین موقعیت ها تبدیل کنید.

نیلی
زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد. با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید می‌توانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید .علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید ازیک حس ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می‌توانید براحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.

سبز
برای شما خیلی مهم است که برنامه روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برایتان اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زنگیتان آشفته و بی هدف باشد. دیگران اغلب برای گرفتن راهنماییهای جدی نزد شما می‌آیند.برای حل مشکلات دیگران بشدت حرص می‌خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائض اهمیت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی‌دارید. ترجیح می‌دهید بجای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.

بنفش
عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم ماوراء الطبیعه در شما به حد کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید هیچ اتفاقی را به راحتی قبول نمی‌کنید. مگر آنکه خودتان آنرا شخصا تجربه کرده باشید .برای حل مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید. عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.

آبی
به احتمال قوی دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می‌دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی‌توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود و یا زیر نظر قرار دارید. اگر این همه دنبال تنوع هستید به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید وبرای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العاده دارد.

نارنجی
شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذت برده و انرژی مثبت میگیرند.سعی می‌کنید همیشه لیوان را از نیمه پر آن ببینید و با بذله گویی خاص خود محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده کمک به دیگران هستید . رنگین کمان زندگی تان را دوست دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایید.

10 فایده ی لبخند زدن

لبخند

لبخند

1. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

۲٫ لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

۳٫ لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

۴٫ لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

۵٫ لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

۶٫ لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

۷٫ لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

۸٫ لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

۹٫ لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

۱۰٫ لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که “زندگی خوب پیش می رود”. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

پس….همیشه لبخند بزنید.

چرا با لبخند نه؟

دیروز صبح با خدا در راه رفتن به مدرسه بودیم.من و خدا کنارهم قدمهامونو یکسان برمی داشتیم.داشتم علوم می خوندم.گفتم خدا،یعنی میشه معلم امروز از من درس نپرسه؟

خدا لبخند زد و گفت؟چرا مگه درس نخوندی؟

گفتم نه دیشب وقت نداشتم آخه آنقدر کار داشتم و......

خدا لبخند زد.

دیدم آه من دارم به خدا هم دروغ می گم.

گفتم نه آخه می دونین من از دوستم پرسیدم بهم نگفت.کلا اون همش عمدا به آدم نمیگه فردا پرسش داریم تا فقط نمره خودش خوب بشه.خیلی بچه لوس و.....

خدا بازم لبخند زد.

دیدم آه دارم پیش خدا هم غیبت می کنم.

خدا با لبخند،تمام اشتباهاتمو به من فهموند و من هم متوجه شدم.پس چرا ما با لبخند اشتباهات دیگران رو بهشون نفهمونیم.

چرا دنبال این می گردیم که با دعوا یا دادزدن یا قهریا.....به دیگران بگیم که دارن اشتباه می کنن.

اتفاقا اینجوری اون آدم ،هم راحت تره و هم خجالت نمی کشه.....درسته ،نه؟

فقط کافیه کمی تمرین کنیم.

کی چه فحشی میده؟

فلسفه ی فحش خیلی پیچیده است چه بسا فحش هایی که هر کس می ده بیانگر شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا که فحش در بین دانشجویان امروزه ی ما جایگاه بسیار ویژه ای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می کنم که از شهرت ویژه ای برخوردارند .

دانشجوی تهران شمال :
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)
دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..)کلا سانسور شد .

دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)
دانشجوی پزشکی :
در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست.
دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .
دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود.
دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه.
دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن.
دانشجوی حقوق :
تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو
دانشکده ی کاشون :
کسی با تو زر نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشکی رو ندارم )
دانشجوی دختر
دراکثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:
دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه ی دستای کثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت . هق هق هق ...
خودتون قضاوت کنید اینم شد فحش؟!!! از بس که ماهن این دخترافحش بلدنیستن که قربونشون برم

کی؟ چی؟

آلبرت بندورا

-آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده‌اش را می‌سازد نه این که آن را پیش‌بینی کند.


- اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین‌کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس مطمئناً باعث شکست می‌شود.

کارل راجر

 -مردم نه تنها با تعمق کردن ، درک بهتری به دست می‌آورند بلکه می‌توانند تفکر خود را نیز ارزیابی کرده و تغییر دهند.


- برای کسی که کاملاً در برابر تجربیات جدید راحت (باز) است و حالت تدافعی نمی‌گیرد، هر لحظه می‌تواند سرشار از تازگی باشد.

- در ابتدای کارم این سوال را از خود می‌پرسیدم که: " چگونه می‌توانم این فرد را درمان کنم یا تغییر دهم؟" . اکنون این سوال را بدین صورت تغییر داده‌ام که: "چگونه می‌توانم رابطه‌ای با این فرد برقرار کنم که او بتواند از این رابطه برای رشد شخصی خودش استفاده کند؟"

- من رفته رفته به یک نتیجه‌گیری بدبینانه و منفی درباره " زندگی خوب " رسیده‌ام. به نظرم می‌آید که زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرایند است. یک جهت است نه یک مقصد.

راهکارهای رسیدن به موفقیت

امروز همان روز خاص است

صبحانه‌تان را مثل یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام‌تان را چون یک بچه دانشگاهی‌ای که کارت اعتباری‌اش ته کشیده بخورید. 

بیشتر لبخند بزنید و بخندید. این کار هیولاهای انرژی‌خوار را از شما دور نگه خواهد داشت.

 زندگی کوتاه‌تر از آن است که وقت‌مان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

مجبور نیستید همه بحث‌ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. بپذیرید که مخالف نظر یکدیگر بیندیشید.

 با گذشته‌تان صلح کنید تا زمان حال شما را خراب نکند.

 زندگی‌تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از هدف آنها و یا زندگی‌شان هیچ نمی‌دانید.
شمع روشن‌ کنید، زیباترین ملحفه‌تان را استفاده کنید و برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه ندارید، امروز همان روز خاص است.

فرد دیگری جز شما مسوول خوشبختی‌تان نیست.

 همه مشکلات را با این جمله بسنجید: «آیا تا پنج سال آینده، این مساله اهمیتی خواهد داشت؟»

 همه را برای همه چیز ببخشید.

 زمان، حلال همه مشکلات است، به همه چیز حتی خود زمان، زمان دهید.

شرایط هر چه قدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می‌کند.

 این شغل شما نیست که در زمان بیماری به دادتان می‌رسد، دوستان‌تان هستند. با آنها در تماس باشید.

 خود را از شر هر چه که سودمند، زیبا و شادی‌بخش نیست، خلاص کنید.

 حسادت، هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید، رسیده‌اید.

بهترین‌ها هنوز در راه هستند.

 کار درست را انجام دهید!

 با خانواده در تماس باشید.

 شب‌ها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر ... ممنونم.» «امروز من ... را انجام دادم.»

 یادتان باشد، شما آنقدر خوشبخت هستید که نگذارید استرس و نگرانی به شما راه یابد.

 از سفر زندگی لذت ببرید. ما مجبور نیستیم با سرعت از همه چیز بگذریم.

رازهای دست دادن

معمولاً هیچکس به ما چگونه دست دادن را یاد نمی دهد. اما اگر دقت کرده باشی خانم ها و آقایان به اشکال متفاوت دست می دهند. حتی این تفاوت ها در شغل ها و شخصیت های مختلف و وضعیت های روحی متفاوت قابل مشاهده است. هنگامی که خانم ها می خواهند احساسات صادقانه خویش را به خصوص در مواقع بحرانی زندگی نسبت به خانم های دیگر ابراز کنند، با یکدیگر دست نمی دهند بلکه دست های فرد مقابل را به نرمی در دست های خود گرفته و با حالت چهره، همدردی عمیق خود را بیان می کنند.


اگر کف دست فردی در دست دادن، روی دست فرد دیگری قرار بگیرد، نشان دهنده تمایل بر تسلط و اعتماد به نفس او و همچنین علاقه به کنترل رابطه از سوی او دارد، برعکس اگر کف دست فردی زیر قرار بگیرد، نشان دهنده تمایل آن فرد به تحت تسلط بودن و واگذاری حق تصمیم گیری شخصی به فرد مقابل است. همچنین وقتی فردی در موقع دست دادن دست خود را بالاتر از حد معمولی (در حد کمر) قرار داد نشان از تکبر و رئیس مآبی آن قرار دارد.
اما به نظر می رسد خانم ها این رفتار را فقط برای ارتباط با همجنسان خود انتخاب کرده اند. از نحوه دست دادن افراد می توان بسیاری از خصوصیات کلی یا لحظه ای آنها را با دقت زیادی تشخیص داد. کف دست عرق کرده و خیس نشان دهنده دلهره و نوعی هیجان غیرعادی است. اگر کف دست شما زیاد عرق می کند، به احتمال زیاد شخصیت نگران و مضطربی دارید. به خاطر داشته باشید که اگر اینگونه اید حتماً دستهایتان را قبل از دست دادن با دیگران خشک کنید. حتی بعضی بیماری ها نیز در کف دست های شما علائمی ویژه ایجاد می کنند. در بیماری پرکاری غده تیروئید کف دست ها مرطوب و گرم می شود و در اضطراب و اختلالات هراسی کف دست ها مرطوب و سردند. سست و شل دست دادن بیانگر شخصیتی سرد، درون گرا و احتمالاً متکبر است. بیش از حد محکم دست دادن نیز به همین اندازه ناراحت کننده و خارج از عرف است به ویژه در نخستین ملاقات ها باید از هر دوی آنها بپرهیزیم.

اما دست دادن با شغل افراد نیز ارتباط دارد.
به طور مثال بسیاری از ورزشکاران هنگام دست دادن نیرو و قدرت خویش را کنترل می کنند، در نتیجه به آرامی دست می دهند. هنرمندان چیره دست و ماهر، نوازندگان و جراحان نیز مراقب دست های خود بوده و به آنها حساس اند و در محافظتشان می کوشند. دست دادن دیپلماتیک هم خاص سیاستمداران است که این از خصوصیات بارز آمریکاییان است. این نوع دست دادن به ویژه طی مبارزات انتخاباتی توسط کاندیداها و یا ملاقات های رسمی سران و وزیران دیده می شود. شکل معمول آن گرفتن شانه یا بازو با دست چپ هنگام دست دادن، امری معمول است. تهنیت و درود دو دوست قدیمی به این شکل پذیرفتنی است، اما برای بسیاری از افراد در مواجهه با کسانی که آشنایی چندانی با آنان ندارند، این گونه دست دادن ناخوشایند است آنان این امر را به عنوان حرکتی تظاهرآمیز و ریاکارانه تلقی می کنند اما هنوز بسیاری از سیاستمداران به انجام این عمل اصرار می ورزند.

همچنین آداب و رسوم دست دادن در کشورها و فرهنگ های مختلف متفاوت است. فرانسوی ها درست مثل ما در هنگام ورود و خروج با یکدیگر دست می دهند. ولی آلمانی ها تنها یک بار با هم دست می دهند.

برخی از آفریقایی ها پس از هر بار دست دادن بشکن می زنند که حاکی از رهایی و آزادی است. مردم برخی از کشورها هم دست دادن را خوب نمی دانند. آمریکایی ها خیلی محکم دست می دهند که احتمالاً از رقابت های سنگین جسمی مانند کشتی سرخ پوستان نشأت گرفته است. پیچیده ترین شکل دست دادن را سیاهان آمریکایی دارند که عملاً شامل چند عمل پیچیده است.

دست دادن شکل تکامل یافته ای از ارتباطات غیرکلامی است که طی سالیان سال به نمادی جهانی در ارتباطات بدل شده است. مثلاً بالا نگه داشتن دو دست که دلالت بر همراه نداشتن سلاح می کرده است، بعدها به درود و تهنیت و صلح طلبی در بدو خوشامد بدل شده است. رومی ها با الهام از این عمل دست بر سینه می گذاشتند. آنها حتی به جای دست دادن، بازوهای هم را می گرفتند. دست دادن امروزی نشانه ای از خوشامدگویی و پذیرایی است.تماس کامل دو کف دست، بیانگر صمیمیت و حاکی از یکرنگی و یکی بودن است.

شما جزو کدوم دسته هستید ؟

آنا فروید

 

در طول تاریخ فرزندان افراد موفق همواره با چالشی دوگانه روبرو بودند. هم توقعات از آنان در مقایسه با والدینشان شکل می‌گرفته و هم موفقیت‌های آنان را به حساب حمایت‌های والدینشان می‌گذاشته‌اند و این مشکل به حدی جدی بوده که همواره مانع مهمی در راه پیشرفت فرزندان نوابغ ایجاد کرده است. تا آنجا که مایکل کو در این باره می‌گوید: فرزند یک نابغه بودن به مراتب از نابغه بودن دشوارتر است.

این شماره را به زندگی‌نامه آنا فرویداختصاص داده‌ایم، که با وجودی که فرزند یکی از بزرگ‌ترین نوابغ تاریخ روانشناسی بود، خود به یکی از صاحب‌نظران مسلم روانشناسی تبدیل شد و مطالعات او به ویژه در زمینه روانکاوی کودکان و واکنش‌های دفاعی ذهن آدمی هنوز نیز از معتبرترین نظریات در این زمینه به حساب می‌آید.

آنا فروید(1) آخرین فرزند زیگموند و مارتا فروید در سوم دسامبر 1895 به دنیا آمد. اگر چه حتی در خانواده روشنفکری مانند خانواده فروید نیز دختر بودن مزیتی محسوب نمی‌شد چنان که فروید در نامه‌ای به یکی از دوستانش تولد آنا را به جای این که با اشتیاق خبر دهد به صورت رویدادی که ناگزیر آن را پذیرفته‌ است اطلاع می‌دهد و می‌نویسد: «اگر نوزاد پسر بود با تلگرام به تو خبر می‌دادم اما او یک دختر کوچک است پس خبر با نامه و دیرتر به تو خواهد رسید.»

آنا فروید توانست رابطه عاطفی قوی‌ای با پدرش برقرار کند اما قادر به برقراری رابطه عاطفی عمیقی با مادر و دیگر اعضای خانواده نبود. او از کودکی تمایل زیادی به شرکت در بازی‌های کودکانه نشان نمی‌داد و بیشتر اوقاتش را با پدر خود می‌گذراند. در 6 سالگی وارد دبستان شد اما در دبستان دانش‌آموز ناآرامی بود و خود او عقیده دارد چیز زیادی از تحصیلات دبستان نیاموخته است. اما از آنجا که به کار پدرش علاقه‌مند بود از همان سنین بدون مزاحمت در گوشه‌ای از جلسات انجمن روانکاوی وین می‌نشست و همه آن چه را که گفته می‌شد جذب می‌کرد. او در همان زمان کودکی زبان‌های عبری، آلمانی انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی را در حلقه دوستان پدرش آموخت.

وی در سال 1912 در سن 17 سالگی از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. در آن زمان از بیماری‌های افسردگی و بی‌اشتهایی عصبی نیز رنج می‌برد که پدرش تلاش زیادی برای درمان وی انجام داد. پس از بهبودی در سال 1914 در امتحان پذیرش معلم قبول شد و به عنوان معلم در مدارس ابتدایی مشغول به کار شد و از آن زمان پایه تفکرات مربوط به روانکاوی کودکان در ذهن او پی‌ریزی شد. وی در این زمان با برقراری ارتباط نزدیک با دانش‌آموزان و والدین آنان سعی در درک عمیق و واقعی از دنیای کودکان داشت. در سال 1920 در یک مهد کودک مخصوص کودکان یهودی یتیم و بی‌خانمان به صورت داوطلبانه شروع به کار نمود و در آن زمان با آشنایی بیشتر با واقعیت‌های زندگی و عواقب جنگ جهانی اول نظرات خود را در رابطه با واکنش‌های دفاعی روان آدمی پایه‌گذاری کرد. او پس از آشنایی با خانم بورلینگ هام(2) (روانکاوی که فرزندش از اختلال روانی رنج می‌برد) بیش از پیش متوجه تفاوت‌های موجود در روانکاوی کودکان و بزرگسالان شد و ارتباط با این روانکاو تا پایان عمر آنا فروید باقی ماند.

آنا فروید در سال 1925 در امتحان انستیتو روانکاوی وین پذیرفته شد و به انتشار یک نشریه روانکاوی پرداخت و سپس به عنوان دبیر انستیتو روانکاوی وین انتخاب شد و در سال 1927 اولین کتاب خود را به نام «مقدمه‌ای بر روش روانکاوی کودکان» منتشر کرد، که مجموعه‌ای از سخنرانی‌های وی در انستیتو روانکاوی وین بود.

پس از آن مدرسه‌ای را برای کودکان بنیان نهاد که در آنجا با کمک اریک اریکسون روش‌های جدید آموزش را مورد بررسی قرار داد. هر آن چه که او تعداد بیشتری کودک را مورد مطالعه قرار می‌داد، به تفاوت‌های ذهن بالغین و کودکان بیشتر آشنا می‌گشت. به ویژه مشخص کرد که علائم بیماری‌های روانی در کودکان با بزرگسالان متفاوت بوده و غالباً حالت گذرا و متنوع دارد. او در سال 1929 کتاب «روانکاوی برای معلمین و والدین» را که نتیجه تحقیقاتش در این مدرسه بود را منتشر کرد.

پس از اشغال اتریش توسط آلمان نازی و رواج یهودآزاری در اتریش، در اثر فشار محافل علمی در سال 1939 اشغالگران به آنا و پدرش اجازه خروج از اتریش را دادند. وی به لندن آمد و در آنجا شیرخوارگاه‌هایی را تأسیس کرد که علاوه بر مراقبت از کودکان جنگ‌ زده، به درمان اختلالات روانی کودکان نیز می‌پرداخت.

مجموعه سه جلدی «کودکان و جنگ» حاصل مطالعات او در این سالهاست. از دیگر کتب وی کتاب «سلامتی و بیماری در دوران کودکی» است که در سال 1965 منتشر شد.

او برای یک عمر خدمت به علم دکترای افتخاری از دانشگاه‌های Clark (آمریکا – 1950)، Sheffield  (انگلیس-1967) ، دانشگاه شیکاگو (امریکا -1964) ، دانشگاه Yale (آمریکا -1968) و دانشگاه کلمبیا (آمریکا -1978) دریافت کرد. 

آنا فروید که زندگی خود را وقف پیشبرد روانشناسی کودکان و کاهش اثرات مخرب جنگ بر ذهن کودکان کرد، در سن 86 سالگی در اکتبر 1982 درگذشت.

[1] - Anna Freud.

ادامه نوشته

زندگینامه زیگموند فروید

زیگموند فروید ( 1856 - 1939)

 

 زیگموند فروید در 6 مِی 1856 به دنیا آمد و در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت.

صرفنظر از درستی یا نادرستی نظریه‌های فروید، بدون هیچ تردید او تاثیر فوق‌العاده‌ای بر رشته روان‌شناسی گذاشته است. کارهای او این عقیده را تقویت کرد که تمام بیماری‌های ذهنی، علل فیزیولوژیکی ندارند. کارها و نوشته‌های فروید به درک امروزی ما از شخصیت، روان‌شناسی بالینی، رشد انسان و روان‌شناسی نابهنجاری کمک شایانی نموده است.

فروید همچنین بر روی روان‌شناسان معروف دیگری از جمله آنا فروید، ملانی کلاین، کارن هورنای، آلفرد آلدر، اریک اریکسون و کارل یونگ تاثیر گذار بوده است.

خانواده فروید، هنگامی که او جوان بود، از لایپزیک در آلمان به وین نقل مکان کردند و او بیشتر عمرش را در همین شهر گذراند.

او پس از گذراندن دوره دکتری پزشکی در دانشگاه وین به عنوان پزشک عمومی به کار مشغول شد و احترام خاصی در جامعه به دست آورد. فروید در خلال کارهای پژوهشی‌اش با ژان‌مارتین شارکو، عصب‌شناس فرانسوی، به نوعی اختلال هیجانی به نام هیستری علاقه‌مند شد. سپس فروید و دوست فرانسوی‌اش و دکتر ژوزف بروئر، درمان یک بیمار که به نام «آنا اُ» شناخته می‌شود و در واقع خانمی به نام برتا پاپن‌هایم بود را شروع کردند. عوارض او شامل سرفه‌های عصبی، بی‌حسی و فلج بود. در طول درمان، او چند حادثه آسیب‌زا را در زندگی گذشته‌اش به یاد آورد که فروید و بروئر اعتقاد داشتند در بیماریش دخالت دارند.

دو پزشک چنین نتیجه‌گیری کردند که مشکلات آنا علت جسمی ندارد و گوش‌دادن به صحبت‌های او اثر آرام‌بخشی در عوارض او داشت. فروید و بروئر برپایه کارهایی که با آنکردند در سال 1865 کتاب «مطالعاتی در هیستری» را انتشار دادند. روش درمان آن‌ها به نام «گفتار درمانی» معروف شد و نخستین نمونه از درمان هیستری از طریق استفاده از تخلیه هیجانی ( catharsis ) بود. کتاب‌های بعدی فروید «تعبیر رویا» (1900) و «سه مقاله در نظریه جنسیت» (1905) بود. با وجودی که این کارها معروفیت جهانی یافت امّا نظریه مراحل رشد روانی- جنسی او برای مدّت‌های طولانی موضوع بحث و انتقاد بوده است. هر چند به نظریه‌های فروید غالباً با شک و تردید نگریسته می‌شود امّا تاثیرات کارهای او بر روان‌شناسی و برخی رشته‌های دیگر تا به امروز ادامه داشته است. از او به عنوان بنیانگذار روانکاوی نام برده می‌شود.

پی نوشت : (این بخش با عنوان زندگینامه بزرگان رواشناسی به موضوعات وبلاگ اضافه شد وهر مدت زندیکنامه یکی از روانشناسان رو در اختیارتون میذاریم امیدوارم مفید باشه.)

تغییرات منابع کارشناسی تجمیع روانشناسی و علوم تربیتی  و مشاوره

1 - دانشجویان قبل از ورودی 89-88 که دروس روانشناسی شخصیت را 2 واحدی گذرانده اند معادل 3 واحد روانشناسی شخصیت منظور می شود.

2- دانشجویان قبل از ورودی 89-88 که دروس روانشناسی یادگیری را 2 واحدی گذرانده اند معادل 3 واحد روانشناسی یادگیری منظور می شود.

3 –دانشجویان قبل از ورودی 89-88 که دروس روش تحقیق را 2 واحدی گذرانده اند معادل 3 واحد روش تحقیق منظور می شود.

منبع:                                                                                               www.pnu.ac.ir                                                                                          

بعدازاین چند صباح به کجا باید رفت؟

 

طي شد اين عمر تو داني به چه سان؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان /همه تقصير من است/ كه نكردم فكري ،كه تعمق ننمودم روزي ساعتي يا آني/ كه چه سان مي گذرد عمر گران؟

كودكي رفت به بازي به فراغت به نشاط/ فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات /همه گفتند كنون تا بچه است بگذاريد بخندد شادان/ كه پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست، بايدش ناليدن/ من نپرسيدم هيچ كه پس از اين زچه رو نتوان خنديدن/هيچ كس نيز نگفت زندگي چيست؟ چرا مي آييم؟ بعد از اين چند صباح به كجا بايد رفت ؟با كدامين توشه به سفر بايد رفت/

نوجواني سپري گشت به بازي به فراغت به نشاط/ فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات/ بعد از آن باز نفهميدم من كه چه سان عمر گذشت/ ليك گفتند همه كه جوان است هنوز بگذاريد جواني بكند بهره از عمر برد كامروايي بكند/ بگذاريد كه خوش باشد و مست /بعد از اين باز وراء عمري هست ...

ادامه نوشته