ترک عادت های بد، تضمینی


ترک عادت هاي بد ،تضميني!

انسان ها هم عادت هاي خوب دارند و هم عادت هاي بد، و کساني که موفق هستند الزاماً با استعدادترين ها يا قوي ترين ها نيستند. آنها اغلب افرادي هستند که قادر بوده اند عادت هاي بدشان را تبديل به عادت هاي سازنده و سودمند کنند.البته گفتنش آسان است اما انجامش خيلي سخت است.
يکي از بزرگ ترين مشکل ها، تغيير عادت هاست چون بشر اساساً يک مقاومت ذاتي و طبيعي در برابر تغييرات دارد.

بيشتر مردم براي آن که رفتارهاي شان را تغيير ندهند ديگران را به خاطر موارد نامطلوبي که برايشان چه در زندگي کاري و چه در زندگي شخصي پيش مي آيند ، مقصر مي دانند. هميشه ريشه و منشأ اين مشکلات عادت هاي آنهاست که نمي خواهند عوضشان کنند و تا زماني که از اين عادت هاي بدي که در اعماق وجودشان ريشه کرده رهايي نيابند، آن شکل ها دوباره با شکل هاي گوناگون بروز مي کنند.

در واقع توانايي براي تغيير عادت هاي بي اراده اي که موجب ناراحتي شما مي شوند، مستقيماً روي ميزان موفقيت شما تاثير مي گذارند.

اما آن زمان چه بايد کرد تا عادت هاي مفيد (عاداتي که شما را به سوي خواسته ايتان مي برند مثل تحقق يک رويا، رسيدن به يک هدف، داشتن سلامتي کامل، يک هدف، داشتن سلامتي کامل، يک زندگي خانوادگي درست، بهره بردن از مال و ثروت) را جايگزني اين عادات و خلق و خوهاي مضر کرد؟

اگر از آنچه که داريد و يا از جايگاهي که به آن رسيده ايد راضي و خرسند نيستيد، کمي روي آن فکر کنيد و فورا دست به کار شويد، زيرا اگر هميشه همان کاري را بکنيد که تا به حال مي کرديد و يا همان راهي را برويد که تا الان مي رفتيد، به همين جايي مي رسيد که هم اکنون در آن هستيد.

اگر واقعا مي خواهيد که يک عادت بد را به يک عادت خوب تبديل کنيد ، اين دورکن اساسي را بخوانيد؛ بدون شک در موفقيت شما موثر خواهند بود:

الف) به سودهاي بزرگي که بعد از کسب يک عادت جديد خوب، حاصل مي شود فکر کنيد و به خوشي هاي ناچيز و کوچکي که در حال حاضر از عادت بدتان به دست مي آوريد راضي نشويد.

اين سودهاي بزرگ بايد خواسته قلبي تان باشد. بايد يقين داشته باشيد که وقتي از عادت بد قبلي نجات پيدا کرديد به آنها دست خواهيد يافت.

به عنوان مثال اگر شما تصميم بگيريد که هيکل و سايزتان را متناسب کنيد ، سودهاي بزرگي مانند سلامتي عايدتان مي شود. اين متناسب شدن بايد براي شما در مقابل لذت کوچکي که از يک عادت بد (مثل مدت ها جلوي تلويزيون نشستن) به دست مي آيد، اهميت بيشتري داشته باشد.

ب) روي يک يا چند مورد محرک و کاري تکيه کنيد:

اين موردهاي محرک بايد در شما يک شوک هيجاني و عقلاني نيرومند براي جايگزيني يک عادت بد توسط يک عادت خوب و همچنين براي حفظ آن ايجاد کند تا خوب شکل بگيرد.

در اينجا چند نمونه از اين موارد محرک را که مي توانند شوک هيجاني ايجاد کنند ذکر مي کنيم:

مثلاً وقتي که پزشک شما خبر بدي در مورد سلامتي تان مي دهد، يا طلاق، اخراج از کار، مرگ يک عزيز و.. چنين شوک هايي تاثير بسزا و متفاوتي روي هر شخص دارند، اما بعضي موارد ساده هم ممکن است تاثيري تکان دهنده و محرک داشته باشند، مواردي چون: شرکت در يک کنفرانس، خواندن يک کتاب، گفت و گو با يک دوست...
زندگي

اکنون چهار مرحله به شما پيشنهاد مي کنم تا بهتر بتوانيد يک عادت بد را تبديل به يک عادت خوب کنيد:

1- عادت خوبي که آرزويش را داريد مشخص کنيد.

2- تمام دليل ها، منافع و نتايج مثبتي را که از اين عادت خوب نصيبتان مي شود در نظر بگيريد.

3- يک برنامه عملي مخصوص با تمام جزييات تنظيم کنيد.

4- راه هايي پيدا کنيد تا بتوانيد هميشه اين سه مورد ذکر شده را در راس کارهايتان حفظ نماييد.

اين مراحل را روي کاغذ بنويسد و هميشه در معرض ديد خود، مثلا روي ميز کار يا آيينه دستشويي يا... بچسبانيد تا هميشه جلوي چشمتان باشد. عمل کردن به اين مراحل براي خوب جا انداختن عادت جديد ضروري هستند و بايد با دو مرحله اي که قبل تر ذکر شد ادغام شوند. تسلط عادت هاي خوب جديد به شما اين امکان را مي دهد تا به آنچه که آرزو داشتيد چه در امور کاري و چه شخصي، برسيد.

بنابراين اگر از آنچه که داريد و يا از جايگاهي که به آن رسيده ايد راضي و خرسند نيستيد، کمي روي آن فکر کنيد و فورا دست به کار شويد، زيرا اگر هميشه همان کاري را بکنيد که تا به حال مي کرديد و يا همان راهي را برويد که تا الان مي رفتيد، به همين جايي مي رسيد که هم اکنون در آن هستيد.

به اميد تغييرات خوب!

کودکان بدلکار خود رامحکوم نکنیم!

کودکان بدلکار

در ادامه بخوانید

بیش فعالی

مانند هر دفعه  بحث بالا می گیرد و پدر و مادر بر سر شیوه های تربیتی فرزندشان،  یکدیگر را متهم می کنند. پدر، مادر را به لوس کردن فرزند متهم می داند و مادر، پدر را به رفتارهای خشن و بدون محبت. هر دو خسته اند. از اینکه کودکی دارند که صبر و تحمل را به انتها رسانده و امکان ماندگاری در هر محیط را برای آنها از بین برده. هر جا قدم می گذارند باید به دلیل شیطنت های بی پایان فرزندشان یا خجالت زده شوند و یا آنجا را ترک کنند. و نگاه های سنگین اطرافیان را هم بر این همه مسئولیت سنگین فرزندداری اضافه کنند. اشکال از چیست؟ آیا او کودکی بی تربیت و بی ادب بار آمده یا اینکه به لحاظ هوشی مشکل دارد و توانای تشخیص رفتارهای خوب از بد نیست؟ شاید هم بسیار باهوش است و این خرابکاری ها و ناآرامی ها از هوش بالای او منشأ می گیرد. یک احتمال دیگر هم وجود دارد و آن اینکه بزرگترها کم تحملند و نمی توانند شیطنت های طبیعی یک کودک را نادیده گرفته و زمینه ساز رشد او بدانند. ماییم و با این همه اما و شاید که نمی دانیم چه باید بکنیم و مشکل از کجاست.

بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات دوران کودکی بوده و می تواند در صورت عدم درمان به موقع، کودک را با نوسانات عملکردی و شکست های تحصیلی هم همراه کند. این کودکان هرگز از حرکت باز نمی ایستند. بالا و پایین می روند. به دستورات اطرافیان توجهی ندارند. و همسالان خود را آزار و اذیت می کنند و برای آنها حفظ تمرکز و توجه حتی به مدت یک دقیقه مستمر مشکل است. این اختلال از سه سالگی به بعد قابل تشخیص بوده و تشخیص پیش از پنج سالگی بهترین زمان است. سیر این اختلال معمولاً در سنین دوازده تا بیست سالگی رو به بهبودی رفته و علائم می تواند کاهش پیدا کند. البته این بهبودی قطعی نبوده و گاه صرفاً نسبی است.

در بسیاری اوقات علل بیش فعالی به هوش بالای کودکان مرتبط است و کودک به دلیل نیازهای ذهنی و کنجکاوی بالا بی قرار شده و در محیط به کند و کاو می پردازد. برخی اوقات ناآرامی و پرجنب و جوشی کودکان معلول استرس و فشار بالای روانی است که از آن برخوردارند. خانواده های مشوش و آشفته می توانند باعث بی قراری کودکان شوند و موجب نارسایی های توجه در آن ها گردند.

بر طبق تحقیقات عصب هشتم گوش این کودکان پرشنوا بوده و قوه شنوایی بسیار قوی دارند و همین موضوع تحریک پذیری دوچندان این کودکان را باعث می شود .

علل بیش فعالی

در بحث از علل حدس و احتمال های فراوانی زده شده است: برخی محققان بیان می کنند که نواحی خاصی از مغز این کودکان کوچکتر و کم فعالیت تر از حد نرمال است. برخی روان پزشکان مهم ترین علت این بیماری را حوادث دوران بارداری یا حین زایمان می دانند. دکتر جلیلی روان پزشک کودک این بیماری را ناشی از تحریک پذیری شدید قسمت هایی از مغز می داند که باعث می شود کودک بسیار ناآرام باشد. از طرف دیگر ایشان بیان می کند که بر طبق تحقیقات عصب هشتم گوش این کودکان پرشنوا بوده و قوه شنوایی بسیار قوی دارند و همین موضوع تحریک پذیری دوچندان این کودکان را باعث می شود . تحقیقات به وجود ژن شناخته شده ای در این زمینه نیز اذعان نموده و این کودکان معمولاً پیشینه این بیماری را در اقوام یا والدین خود دارند.

بیش فعالی

این کودکان چه نشانه های رفتاری دارند؟ جنب و جوش بالا، نارسایی توجه، تکانشگری سه علاوت مهم این اختلال است .

بیش فعالان همراه با رفتارهای تکانشگری معمولاً مدام در حال وول خوردن و تحرک هستند. صندلی را ترک می کنند. نمی توانند بی صدا بازی کنند. زیاد حرف می زنند. در میان حرف دیگران می پرند و رعایت نوبت برای آنها دشوار است. از وسایل خطرناک اجتناب نمی کنند و قدرت عبرت گیری از نتایج کار را ندارند .

بیش فعالانی که صرفاً نارسایی های توجه را دارا هستند، معمولاً ناتوانی های یادگیری دارند ،گوشه گیری های اجتماعی نشان می دهند و رؤیایی و خیال پردازند و بی حال به نظر می رسند. این کودکان معمولاً به عدم پیروی از دستورها شناخته می شوند. در هنگام مورد خطاب قرار گرفتن به دلیل حواس پرتی پاسخی نمی دهند. بی دقتی های مداوم دارند و وسایلشان را گم می کنند. از تلاش های مستمر در مورد تکالیف هم بیزارند.

در سنین نوجوانی این اختلال می تواند به بروز رفتارهایی چون نافرمانی، دعوای مکرر، واکنش های شدید به رفتارهای اطرافیان، افت تحصیلی و ضعف در سازمان دهی کردن برنامه ها و فعالیت های شخصی بیانجامد.

همانطور که اشاره شد در بسیاری اوقات کودکان تیزهوش با بیش فعال اشتباه گرفته شده و در ظاهر ،علائم رفتاری مشترک دارند. اما با آگاهی از این رفتارهای افتراقی می توانید تیزهوشی را از بیش فعالی تفکیک کنید.

تخریب وسائل در کودکان تیزهوش هدف مند است و با هدف آگاهی از جزئیات و نحوه سازمان دهی و  اتصال آنها انجام می شود. تحمل آنها در کارهایی که به نظر غیرضروری می رسد یا اطلاعات لازم را از آن دارند کاهش می یابد. نیاز اندکی به خواب دارند و پرسش های مکرری از مسائل، قوانین، آداب و رسوم و … دارند. گاهاً بی حوصله و خیال باف هم می شوند.

برای تقویت توجه او بازی «نگاهتو برنگردون» مفید است. به این صورت که قرار باشد برای مدتی معین به چشمان هم خیره شوید و هر که زودتر خسته شود بازنده محسوب شود .

در حالی که بیش فعال ها به نتایج آنی اهمیت می دهند و در اجرای قوانین و مقررات ناتوانند. پس از تشخیص صحیح نوع رفتارها در کودکتان و در صورت وجود احتمال بیش فعالی در قدم اول باید او را تحت نظر روان پزشک کودک قرار دهید و به همراه درمان های دارویی می توانید راهکارهای زیر را هم مد نظر داشته باشید.

آرام ولی محکم صحبت کنید. اگر با صدای بلند از او درخواست کنید او می آموزد تا زمان به حداکثر نرسیدن صدایتان به شما بی توجه باشد.

به کودک بگویید که کدام صفت او را می پسندید و در روز چند بار او را تحسین کنید. بارخوردهای فوری نشان دهید و موفقیت های کوچک را نادیده نگیرید.

برای تقویت توجه او بازی «نگاهتو برنگردون» مفید است. به این صورت که قرار باشد برای مدتی معین به چشمان هم خیره شوید و هر که زودتر خسته شود بازنده محسوب شود .

خواسته های خود را مشخص و واضح بیان کنید و از ابراز چند درخواست در یک زمان بپرهیزید. به او مسئولیت دهید آن هم در حیطه هایی که قادر به انجامش باشد. این کار اعتماد به نفس او را بالا می برد.

برای او فعالیت های فیزیکی و ورزشی تدارک ببینید. اسکیت، ژیمناستیک و شنا بهترین ورزش ها بوده و از ورزش های رزمی خودداری کنید.

بیش فعال ها به نتایج آنی اهمیت می دهند و در اجرای قوانین و مقررات ناتوانند.

به پاداش ها تنوع بخشید برای این کار می توانید از او سوال کنید. اگر بنا باشد یک چیز از مامان بخواهی، آن چیست؟ اگر ۵۰ تومان پول داشته باشی با آن چه می کنی؟ سه تا از آرزوهایت رو بگو؟

مدت زمان محرومیت را بر اساس سن کودک تنظیم کنید (هر سال مطابق یک دقیقه) از محرومیت به میزان زیاد استفاده نکنید تا خاصیت تنبیهی خود را از دست ندهد.

از جدول های هفتگی برای افزایش رفتار مثبت یا کاهش رفتار منفی استفاده کنید. در قبال هر موفقیت در هر روز یک ستاره و در قبال هر سه ستاره در هفته اول یک جایزه به او دهید. در هفته های بعد تعداد ستاره ها برای دریافت جایزه باید بیشتر شود.

پیش از ایجاد محرومیت انتظار خود را از او آشکار کنید. تا بداند برای اجتناب از آن چه کار باید انجام دهد یا ندهد.

با دانسته های فوق هیچ یک از والدین نباید یکدیگر را متهم کنند بلکه با همکاری و هماهنگی می توانند به فرزند بیش فعال خود مساعدت بیشتر نمایند تا موفقیت افزون تر کسب کند.

رازی ساده اما تکان دهنده برای شاد زیستن!

رازی ساده اما تکان ‌دهنده برای شادتر زیستن ! | www.birdana.com

دست از حق ‌به ‌جانب بودن بردارید

کدام را می‌خواهید: اینکه حق با شما باشد یا اینکه خوشبخت‌ باشید؟

در اکثر مواقع فقط می‌توانید یکی از اینها را انتخاب کنید. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟

کدامیک از این ارزش‌ها برای شما ارزشمندتر است؟

بیشتر افراد بدون اینکه حتی متوجه باشند، انتخابشان این است که حق با آنها باشد حتی اگر این به از دست رفتن شادی و خوشبختیشان تمام شود. آخر این مقاله احتمالاً متوجه می‌شوید که شما هم یکی از این افراد هستید.

آدم‌ها برای به کرسی نشاندن حرفشان با هم دعوا می‌کنند و اعصاب خودشان و اطرافیانشان را خرد می‌کنند. این کارها زندگی را کوتاه می‌کند‌ و موجب خراب شدن، روابط، کار و حتی کشورها می‌شود.

هیچ چیز به اندازه حق را به جانب خود کردن نمی‌توانید موجب خراب شدن خوشبختی شود. برای اینکه به شما ثابت شود، کسانی که می‌شناسید در سیاستها، الگوهای رفتاری، دیدگاه‌ها و همه مسائلشان شدیداً مصر هستند را در نظر بگیرید. این افراد معمولاً بیشتر از هر کسی قضاوت می‌کنند، به دیگران توهین می‌کنند، شکایت می‌کنند، و از همه هم بیشتر رنج می‌برند. همه زندگیشان انباشته از بدبختی است. این مسئله معمولاً به سلامت فیزیکی آنها هم سرایت می‌کند.

بااینحال بیشتر افراد متوجه نیستند که انتخاب بین این دو ارزش—یعنی حق به جانب بودنشان و خوشبختیشان—در بیشتر موقعیت‌های حیاتی زندگی وجود دارد. و عدم آگاهی از آن باعث می‌شود که غریزه‌شان به‌جای آنها انتخاب کند. و انتخاب غریزه مطمئناً کوته‌بینانه، مملو از ترس، دفاعی و ناسالم است.

از این گذشته، هرچه موقعیت به خانواده و روابط خانوادگی نزدیک‌تر باشد، افراد کمتر متوجه شده و انتخاب بین این دو ارزش را به یاد می‌آورند. و اگر انتخاب نادرست انجام شود آسیب بیشتری متوجهشان می‌شود.

کدام‌یک از این ارزش‌ها برای شما ارزشمندتر است؟

برای درست گفتن باید دیگران اینطور درموردتان تشخیص دهند. برای اینکه ثابت کنید حق به جانب شماست و شما درست می‌گویید،  باید دیگران اینطور ببینند. این از غریزه ناشی می‌شود  و با کار درست را انجام دادن فرق می‌کند. برای انجام دادن صحیح کار نیاز به تایید و دانستن دیگران نیست.

تا چه حد حاضرید حق به جانب شما نباشد اما درازای آن خوشبخت‌تر باشید؟

آیا حاضرید برای اینکه خوشبخت‌تر باشید حرفتان را به کرسی ننشانید؟

البته موقعیت‌های زیادی وجود دارد که باید تفاوت‌ها مشخص شود و ممکن است دیدگاه خاص شما تاثیر مهمی بر یک موقعیت داشته باشد. موقعیت‌های زیادی هست که دیگران فقط سیاه را می‌بینند و شما سفید را می‌بینید و با مجاب کردن آنها به دیدن سفید خواهید توانست به سود مهم مثل حفظ پول یا جلوگیری از تصادفات و امثال این دست پیدا کنید.

کنار آمدن با اختلافات، مالیات استانداردی است که برای زندگی می پردازید.

اما نباید به‌تندی یعنی با غریزه‌تان با آنها برخورد کنید، یعنی هر دیدگاه مخالف را توهینی شخصی به حق‌به‌جانب بودن خودتان تصور کنید. کمک کردن برای رسیدن به یک درک بهتر و بالاتر با اینکه بخواهید همیشه خودتان درست گفته باشید یک دنیا تفاوت دارد.

و در اکثر موقعیت‌هایی که افراد برای اینکه ثابت کنند درست می‌گویند با هم گلاویز می‌شوند، بحث می‌کنند و شادی و خوشبختیشان ر ا خدشه‌دار می‌کنند، هیچ دستاورد مهمی به‌دست نمی‌آورند.

آیا به‌نظرتان درست است که بخواهید صبح خودتان و همسرتان را سر اینکه چه کسی چراغ دستشویی را شب روشن گذاشته و اینکه به او ثابت کنید کار شما نبوده، خراب کنید؟

آیا درست است که حتی اگر درمورد مذهب، اقتصاد، و سیاست حق با شما باشد اما برای اثبات آن به جمعیت کلانی از مردم، هم خودتان را عصبانی کنید و هم دیگران را تحقیر؟

یک تجربه قوی و قابل تغییر برای شما، امتحان کنید

دفعه بعدی که در برخورد با همسرتان، دوستتان یا هر کس دیگری، درمورد چیزی فهمیدید که حق با شماست، آگاهانه سعی نکنید حرفتان را اثبات کنید.

حتی اگر در دلتان بیقرار بودید که نشان دهید که شما درست می‌گویید، این‌بار را واکنش ندهید.

درعوض، ببینید آیا واقعاً دلیلی وجود دارد که اصلاً بخواهید این موضوع را دنبال کنید: آیا حل این اختلاف واقعاً فایده‌ای در بر دارد، مثل جلوگیری از تصادفات، ارتقاء سلامتی، پول درآوردن یا همچنین چیزهایی؟ اگر اینطور بود، آگاهانه به خودتان یادآور شوید که این ‌بار به ‌نرمی و مهربانانه پیش بروید. به خودتان یادآور شوید و به طرفتان هم بگویید که به این دلیل این مسئله را دنبال می‌کنید که به این نتیجه مفید دست پیدا کنید نه اینکه نشان دهید حق باشماست.

البته این احتمال وجود دارد که درست مثل خیلی از موقعیت‌ها نیاز شما به اینکه ثابت کنید حق با شماست از غریزه‌تان ناشی شده است. فواید احتمالی اینکه طرف مقابل ببیند که شما درست می‌گفتید واقعاً به اندازه استرس و برهم خوردن آرامش و شادی زندگیتان نیست.

در هر موقعیتی سعی کنید میل غریزی خود را سرکوب کنید. این‌بار اجازه بدهید همسرتان یا طرف مقابلتان هر که باشد، پیش برود. اجازه بدهید آنها باور کنند که حق دارند و درست می‌گویند.

و بعد واکنش خودتان را به این موقعیت نگاه کنید.

بیشتر مردم تعجب می‌کنند که چقدر همچنین کاری برایشان سخت است. بااین تجربه بیشتر آدم‌ها متحیر می‌شوند که چقدر غریزه‌شان روی آنها نفوذ دارد. بااینکه دانستن اینکه باید نشان دهید حق به جانب شماست شادی و آرامش را بر هم می‌زند، اینکه اجازه بدهید کسی دیگر (مخصوصاً یکی از نزدیکانتان) باور کند که او درست می‌گفته برای جلوگیری از آن آسیب کار واقعاً سختی است.

ممکن است هوای نفستان فریاد بکشد که، “اما اونوقت فکر میکنه که حق با اون بوده!” و بعد پافشاری کند که، “حالا از این به بعد همش فکر میکنه که دیگه حق با اونه!”

اولین قدم برای از بین بردن آن نفوذ، این است که نفوذ نفستان بر روی خوشبختیتان را تشخیص دهید.

بعد از اینکه برای اولین بار دیگر نیاز به نشان دادن اینکه حق به جانب شماست  را در خودتان از بین بردید—مخصوصاً اگر به قیمت این تمام شود که طرف مقابلتان تصور کند حق با اوست—ببینید چه اتفاقی می‌افتد. احتمالاً اتفاقی که می افتد این است: دنیا فرو نمی‌ریزد. به‌خاطر اینکه نشان ندادید شما درست می‌گویید همه چیز متلاشی نمی‌شود.

هیچ بحثی صورت نمی‌گیرد و هیچ درگیری بین نفس شما و نفس کسی دیگر هم اتفاق نمی‌افتد. و هیچ چیز آرامش و احساس خوشبختی شما را برهم نخواهد زد.

پس اگر می خواهید هر روز خوشبخت‌تر از روز قبل باشید، این تجربه را دوباره امتحان کنید. از درست گفتن خودتان دفاع نکنید و ببینید نفستان چطور به این موقعیت واکنش می‌دهد. باید بتوانید کم کم کنترل نفستان را در دست بگیرید.

و تماشا کنید که چطور باوجود اینکه ثابت نکردید که این شما هستید که درست می‌گفتید، دنیا ویران نمی‌شود و اتفاقاً درست برعکس آن پیش می‌آید.

اتفاق دیگری که ممکن است روی دهد این است که به مرور زمان اطرافیانتان این طریقه زندگی کردن ما را دیده، یاد گرفته و دنباله‌رو شما می‌شوند. آنها هم دست از اثبات حق داشتن خود برداشته و زندگی را بیشتر از قبل لذ‌ت‌بخش می‌کنند.

بزرگترین حق ما نعمت و توانایی این است که به دنبال خوشبختی خود باشیم. اما اکثر مردم بزرگترین موانع راه خودشان هستند. آیا نیاز شما برای اثبات درست گفتنتان هم مانعی برای رسیدن به این بزرگترین نعمت خدایی شده است؟

اگر ناراحتید موز بخورید؟؟؟!!!

انسان در ناراحتی و استرس، اول از همه انرژی خود را از دست می‌دهد. با توجه به این‌که موز دارای 3 نوع قند طبیعی ساکاروز، فروکتوز و گلوکز است موجب افزایش انرژی می‌شود.

در مورد افرادی که مبتلا به افسردگی هستند، مصرف موز به دلیل دارا بودن تریپتوفان که نوعی پروتئین برای تبدیل سروتونین است موجب بهتر شدن احساسشان می‌شود.

خود تریپتوفان نیز به ایجاد آرامش و بهتر شدن احساس کمک می‌کند.

در ضمن این میوه به دلیل دارا بودن مقادیر زیادی ویتامین B6 و تنظیم قند خون به ایجاد آرامش در فرد و تقویت سیستم عصبی کمک می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد مادران باردار در تایلند روزانه یک موز می‌خورند تا مطمئن باشند که علاوه بر وضعیت روحی آنها فرزندانشان نیز افرادی آرام و باحوصله خواهند بود.

افرادی که مایل به ترک سیگار هستند اما به دلیل عوارض کاهش نیکوتین در بدن کلافه و عصبی هستند با مصرف موز بهتر می‌شوند، زیرا این میوه علاوه بر دارا بودن ویتامین‌های گروهb، منبع غنی پتاسیم و منیزیم است که به بازسازی بدن پس از دوری از نیکوتین کمک می‌کند.

گفتنی است که پتاسیم، ضربان قلب را تنظیم کرده، اکسیژن بیشتری به مغز می‌رساند و به تعادل میزان مایعات در بدن کمک می‌کند.

وقتی فرد عصبی می‌شود متابولیسم او سریع‌تر شده و پتاسیم کاهش می‌یابد در این موقع است که مصرف یک عدد موز و ورود پتاسیم لازم به بدن موجب حالت تعادل می‌شود.

موز در مقایسه با سیب که میوه‌ای بسیار مفید است 4 برابر پروتئین بیشتر، 3برابر فسفر، 2 برابر هیدرات کربن و 5 برابر ویتامین A و آهن بیشتر دارد.

جالب است بدانید مصرف منظم موز می‌تواند خطر ابتلا به انواع حملات مغزی و مرگ ناشی از آن را به میزان 40 درصد کاهش دهد.

لالی عاطفی

اختلال گویایی بر اثر عوامل عصبی – روانی همیشه به صورت لکنت زبان بروز نمیکند . بلکه گاهی به صورت لالی یا سکوت مرضی و یا لالی عاطفی در می آید که اغلب بر اثر هیجانهای شدید ، شوکهای عاطفی از زد و خوردها از دست دادن پدر و مادر ، تصادف و حتی در زمان جنگ و بمباران به فراوانی در کودکان دیده می شود.

علامتهای لالی عاطفی

سکوت مریضی ممکن است مقدمه یک بیماری روانی مانند افسردگی شدید ، اسکیزوفرنی مخصوصا از نوع کاتاتونیک یا واکنس هیستریک باشد . لالی ممکن است به صورت صحبت نکردن اختیاری یا سکوت انتخابی باشد که در این صورت کودک استعداد قدرت صحبت کردن را به طور طبیعی دارا است. به عللی که غالبا جنبه عاطفی دارد با اطرافیان خود صحبت نمی کند . وقتی با چند نفر که صمیمی تر است به طور اختیاری صحبت می کند این کودک از هوش طبیعی برخوردارند و گاهی ممکن است صحبت نکردن اختیابی یا امتناع از مدرسه رفتن با هم دیده می شود .

پیشگیری و درمان

صحبت نکردن اختیاری ممکن است در مراجعه به پزشک یا مدرسه با آموزگار و همکلاسان باشد این کودک اغلب خجول و ترسو ، مضطرب و از لحظ شخصیتی متناسب با سن خود رشد نکرده و نسبت به اشخاص بی اعتنا هستند اگر ناراحتی موقتی باشد درمان لازم ندارد . چنانچه ادامه یابد به هر نحو که شده باید کودک را تشویق و وادار به صحبت کردن نمود . از نقاشی و بازی درمانی برای از بین رفتن منفی نگری و لجاجت کودک باید استفاده کرد . ممکن است کودک در جلسات اولیه مقاومت کند و حتی با گریه ، داد و فریاد و تهاجم واکنش نشان دهد . ولی چنانچه با خونسردی و بدون نشان دادن واکنش شدید با وی رفتار شود لجاجت را کنار می گذارد و آرام می شود . تکرار جلسه ها و دادن جایزه در جلسه های بعدی برای تکمیل فعالیت نشتهای قبلی غالبا مفید است و کودک را به حرف زدن وا می دارد .

جنبه های تحلیلی نقاشی انسان

سر: سر را می­توان به عنوان جایگاه رمزی من تلقی کرد. سر به منزله جایگاه تفکر، جاه طلبی­های عقلی، مهار ارادی غریزه­ها و زندگی تخیلی است. اندازه شکل و تأکید بر پاره­ای از اجزای سر آشکار کننده باز خوردهای روانی متفاوتی هستند.

سر بزرگ خود دوستداری، فزون گستردگی من و تکبر اخلاقی و عقلی را نشان می­دهد. سر کوچک نشان دهنده ناارزنده سازی خود و یا وجود زمینه افسردگی است و مبین غلبه کشاننده­ها و یا وجود مشکلات ارتباطی است. در صورتی که سر به صورت بیضی افقی ترسیم شود با مادی نگری ترسیم کننده مواجه هستیم. ترسیم سر بدون چانه که مستقیماً به گردن وصل شده باشد نشان دهنده نوعی کندی روانی است. قطع جمجمه به وسیله یک خط افقی در کودکان عقب مانده ذهنی یا آنهایی که خود را کم هوش می­دانند دیده می­شود.

چشم: چشمان بزرگ مبین برونگرایی و کنجکاوی و چشمان کوچک نشانه درونگرایی و حذف آنها علامت امتناع از دیدن است. به هنگام وهله ادیبی که از سن ۵-۴ سالگی آغاز می­شود و کودک مسائل بسیاری را در مورد جنسیت برای خود مطرح می­کند شاهد ترسیم چشمهای بسیار بزرگ و گردی هستیم که مبین تماشاگری جنسی و یامیل به دیدن چیزهایی پنهانی است. در پاره­ای از موارد چشم­ها به صورت دایره­ای بزرگی ترسیم می­شوند که در وسط آنها یک نقطه گذاشته می­شود. اگر این شیوه ترسیم در یک ردیف نقاشی تکرار شود مبین ترسی و وحشتی است که باید علت آن را جستجو کرد.

پرخاشگرها و پارانو یا گونه­ها به ترسیم چشمهای خشن و دلهره انگیز می­پردازند و اضطراب ناشی از احساس گنهکاری نیز به تشدید خطوط چشمها و یا حذف آنها منتهی می­گردد.

ترسیم مژه­ها و ابروها نشانه دلمشغولی زیبایی شناختی و یا بازخوردی تحریک آمیز است. ترسیم ابروها به صورت منظم نشان دهنده توجه به زیبایی شناختی و توانایی مهار خود است و ترسیم آنها به صورت در هم و برهم و پرخاشگکرانه مبین مشکلات فرد در مهار کردن غریزه­ها و خشم تلقی می­گردد.

دهان: ترسیم دقیق خطوط هر دو لب نشانه شهوت گرایی است و رنگ آمیزی لبها با رنگ قرمز به منزله یک نشانه خاص زنانه تلقی می­شود. لبهای به هم فشرده و خطی نشانه وجود تنش است و لبهای پهن و کلفت علامت پرخاشگری است. ترسیم به صورت مدور نشانه کودک ماندگی، حرض و آز دهانی، وابستگی و فعل پذیری تلقی می­شود.

در افراد روان بی اشتها و یا بیماران دچار خموشی دهان بسیار کوچک ترسیم می­گردد و یا کاملاً حذف می­شود و یا آنکه بر اساس مکانیزم جبران بسیار بزرگ کشیده می­شود. حذف دهان با احساس گنهکاری دهانی مرتبط است. ترسیم دندانها که بسیار نادر است، در نقاشی کودکان کم سن از فراوانی بیشتری برخوردار است. دندانهای کم و بیش نوک تیز غالباً مبین پرخاشگری کودک هستند. گاهی اتفاق می­افتد که خنده آدمک موجب نمایان شدن دندانها   می­شوند و در این صورت می­توان گفت که نوعی دوسوگرایی عاطفی یعنی در عینم حال پرخاشگری و محبت در کودک وجود دارد.

بینی: معادل احلیل تفسیر می­شود تغییر شکل و یا تأکید بر خط بینی را باید با مسائل جنسی مانند استمناء و یا ترس از اختگی در رابطه گذاشت.

گوشها: به ندرت ترسیم می­شوند اما در صورتی که کودک به ترسیم آنها بپردازد می­توان پذیرفت که می­خواهد بشنود و بداند. معمولاً کودکانی که تمایل وافری به دانستن دارند و یا آنهایی که از آنچه می­شنوند رنج می­برند (منازعات مکرر، فریادها، تهدیدهای لفظی) به ترسیم گوشها می­پردازند.

غالباً در کودکانی که دچار اخلال شنوایی هستند کوشش برای شنیدن بر اساس ترسیم گوشهای بزرگ نمایان می­گردد. گرچه پاره­ای از کودکان ناشنوا گوشها را ترسیم نمی­کنند همچنین عدم ترسیم گوشها در سنی که کودک به سن کشیدن آنها رسیده، نشانگر امتناع از شنیدن است.

چانه: ترسیم چانه به صورت کاملاً مشخصی نشانه مردانگی، تمایل به تأیید خویشتن و قدرت است.

گونه: ترسیم گونه­ها که حدوداً در ۱۰% از نقاشی­ها پس از ۷ سالگی دیده می­شود، مبین سلامت، شادی و خوش خلقی است.

گردن: به منزله عضو رابط بین فکر و غریزه است. گردن کوتاه و پهن نشان دهنده قوت غراز و خشونت است. گردن طویل و ظریف مبین میلبه مهار کردن کشاننده­هاست و همچنین میل به بزرگتر یا برتر شدن از لحاظ جسمانی یا روانی را نشان می­دهد و گاهی نیز می­توان آن را به عنوان علامت جاه طلبی و تکبر تلقی کرد. فقدان گردن از ۱۰-۹ سالگی به بعد نشان دهنده غلبه مادی نگری است.

تنه: معمولاً اعضای جنسی را دربر می­گیرد و می­توان آن را جایگاه غرایز دانست. تأکید بر خطوط افقی مانند خط کمر نشان دهنده کوشش کودک در راه مهار کردن زندگی غریزی است. زنانگی بهصورت شکلهای انحنادار نمایانده می­شود در حالی که نیروی مردانه بیشتر به وسیله زاویه یا مربع بیان می­گردد.

ساقهای استوار را می­توان مبین احساس ایمنی، تأیید خویشتن، تماس با محیط و فعالیت جنسی دانست. ساقهای طویل توسط کودکان فعال و ساقهای کوتاه به وسیله کودکان فعل پذیر فاقد پویایی ترسیم می­شوند. کشیدن ساقهای ضعیف نشانه افسردگی و فقدان اعتماد به نفس است. به طور کلی ترسیم آدمک ایستاده نشانه فعالیت، ترسیم آدمک نشسته علامت فعل پذیری ترسیم آدمک خوابیده مبین تمایل به گریز از مشکلات است.

پاها منعکس کننده ناایمنی، ترس یا احساس گنهکاری است. ترسیم پاها و ساقها به صورت چسبیده به یکدیگر نشان دهنده فقدان اعتماد به نفس است در حالی که ترسیم با فاصله آنها، پایداری، نیرو و اعتماد به نفس را القاء می­کنند.

پاره­ای از کودکان به منظور مهار کردن و یا سرکوب پرخاشگری خویش و یا برای حمایت از خود در برابر ناایمنی درونی با ترسیم خطوط انحناداری در اطراف پاها آنها را محصور می­کنند.

بازوهای کاملاً فاصله دار نشان دهنده میل به مشارکت، ایجاد تماس با دیگری و جامعه خواهی هستند. ترسیم آنها به صورت نامعطف و افقی نشانه وجود تنش در روابط با دیگری تلقی می­شود. بازوهای طویل و استوار، جاه طلبی و نیاز به تحقق خویشتن را بیان می­کنند. در حالی که بازوهای طویل و ضعیف ناتوانی فرد در تحقق خواسته­هایش را آشکار       می­نمایند. بازوهایی که به بدن چسبیده­اند مانع تبادل واقعی می­گردند و وجود بازداری و یا امتناع از دادن را نشان می­دهند. بازوهایی که با حالت وارفته و بدون انرژی آویزان هستند، مبین باز خورد تسلیم و یا احساس شکستی تلقی می­شوند که بر اساس نشانه­های دیگر آشکار می­گردند. ابعاد بازوها در کودکان گسیخته خو و عقب مانده ذهنی تقلیل می­یابند.

دستها و انگشتان: در نخستین نقاشیها، کودک دستها را به صورت گل و یا خورشید ترسیم می­کند. دستهای بسته نشانه بی اعتمادی و دستهای باز نشان دهنده حس نیت کودک است. ترسیم نکردن دستها، کشیدن آنها در پشت سر و یا در جیبها نشانه ناتوانی در برقراری تماس با دیگری و یا احساس گنهکاری ناشی از دزدی و یا استمناء است و گاهی نیز تمایل کودک به پنهانکاری را نشان می­دهد.

پلیس: مبین قانون، نظم و اقتدار است. چه این افراد حافظ نظم هستند. کودکی که خود را به صورت پلیس ترسیم می­کند غالباً دارای تنشهای قابل ملاحظه و پرخاشگری کم و بیش آشکاری است که احتمالاً ناشی از تعارض با پدر یا قدرتی است که معرف اوست.

ملوان یا خلبان: میل به گریز، به جایی دیگر رفتن و با شخص دیگر بودن را نشان می­دهد. میل به سفر و یا مشکلات باقی ماندن در یک محل و ریشه گرفتن نیز تعابیر دیگری هستند.

شخص نقابدار: ترسیم شخص نقابداری که گاهی هم شنل دربردارد  میل به پنهان کردن را نشان می­دهد و معمولاً در کودکانی دیده می­شود که دروغگو هستند و بیشتر در
خانواده­هایی دیده می­شود که والدین دائماً می­خواهند همه چیز را بدانند. چه در چنین مواقعی کودک احساس می­کند که نیازمند حفظ اسرار خویشتن است.

شاه تاجدار: ترسیم شاه تاجدار و پرشکوه به منزله ترسیم تصویری سلطه جو و موفق از من است و همچنین به عنوان تجسم رمزی پدر محسوب می­شود و تمایل به تأیید خویشتن را نشان می­دهد.

ملکه: به عنوان تصویری از مادر و زن است و در نقاشی کودکان خردسالی که رؤیای برتری و آرمانی زیبایی و قدرت را در سر می­پرورانند به فراوانی مشاهده می­شود.

نقاشی قالبی یعنی به تصویر کشیدن دقیق و کامل یک شخص یا یک الگو مبین گریز، رها شدگی یا تمایل به پنهان کردن عمق وجود خویشتن است. چنین تصاویری اثر کودکانی است که از آشکار کردن من خود اجتناب می­کنند. ضمن آنکه به انجام آنچه از آنها خواسته شده می­پردازند. بیشتر در کودکان مهاجر و رها شده و یا آنهایی که در محیط فرهنگی غیر از فرهنگ خود زندگی می­کنند، مشاهده می­شود.

ارزنده سازی شخص اصلی نقاشی:

از دیدگاه روان تحلیل گری، فرد ارزنده سازی شده کسی است که کودک بیشترین نیروی عاطفی خود را در روی سرمایه گذاری می­کند و به همین دلیل است که غالباً همانطور که پورو خاطر نشان کرده است موضوع همسانسازی هشیار یا ناهشیاری قرار می­گیرد. شخص ارزنده سازی شده:

۱- غالباً کسی است که در مرحله نخست ترسیم شده چه اولین کسی است ک کودک به وی فکر می­کند و توجه خاصی نسبت به او مبذول می­دارد. این شخص غالباً نخستن جایگاه را در سمت چپ خانواده اشغال می­نماید. بدین دلیل که راست برتران معمولاً از چپ به راست نقاشی می­کنند. غالباً این شخص یکی از والدین است. اما اگر این شخص یک کودک باشد، به این معناست که آزمودنی جاه طلبی­های خود را در این شخص متبلور کرده است. جنس و نقش وی را برتر تلقی می­کند و در عمق وجودش خواستار آن است که جای وی را اشغال کند. اگر کودک که در وهله نخست خود را ترسیم کند نشانه گرایش به خود دوستداری آشکاری است که باید علت آن کشف شود. چنین گرایشی غالباً از ناتوانی و عدم امکان سرمایه گذاری در تصاویر والدین به دلیل تعارض است.

۲- شخص ارزنده سازی شده با در نظر گرفتن نسبت­ها، بلند قامت­تر از اشخاص دیگر است: درختی که خود را بلندتر از مادر ترسیم می­کند.

۳- شخص ارزنده سازی شده از لحاظ چیزهای افزوده شده غنی­تر است: تزئین لباسها، کلاه، عصا، چتر، کیف و … .

۴- تصویر شخص ارزنده سازی شده با دقت و مواظبت ترسیم می­گردد.

۵- شخص ارزندده سازی شده غالباً کانون توجه اشخاص دیگر نقاشی است، یعنی همه نگاه­ها به سوی وی منعطف است.

۶- در پاسخ به پرسشهایی که در خلال مصاحبه مطرح می­شوند، کودک به ارزنده سازی وی می­پردازد و نقش برتر او را آشکار می­کند.

۷- شخص ارزنده سازی شده غالباً تصویر شخصیت آزمودنی است یا کودک صراحتاً یا بر اساس علائم نقاشی می­گوید که
می­خواهد با وی همسانسازی کند.

نا ارزنده سازیها:

ابتدایی­ترین مکانیزم دفاعی، نفی واقعیتی است که کودک در سازش با آن خود را ناتوان می­پندارد. مکانیزم نفی واقعیت از راه حذف ساده آنچه اضطراب را برمی­انگیزد، بیان می­شود. نا ارزنده سازی یک شخص وقتی تا آنجا پیش نمی­رود که به صورت حذف وی از نقاشی متجلی می­گردد، بر اساس نشانه­هایی آشکار
می­گردد:

۱- با در نظر گرفتن همه نسبت­ها خصوصاً با در نظر گرفتن سن از دیگران کوچکتر کشیده می­شود.

۲- در آخرین جا و غالباً کنار صفحه کاغذ قرار داده می­شود و مثل این است که کودک در بدو امر قصد در نظر گرفتن جایی را برای او نداشته است.

۳- با فاصله از دیگران یا در سطحی پایین­تر از آنهای دیگر کشیده می­شود.

۴- به خوبی دیگران ترسیم نمی­شود یا جزئیات مهمی در تصویر وی از قلم می­افتند.

۵- بر اساس یک ارزشیابی کهتر کننده یا یک تغییر سن مثلاً یکی از والدین نسبت به دیگری خیلی پیر باشد بی ارزش شمرده
می­شود.

۶- نام وی ذکر نمی­شود، در حالی که نام همه اشخاص دیگر ذکر می­گردد.

۷- به ندرت معرف شخصیت آزمودنی است و به همسانسازی با وی مبادرت نمی­کند.

چهار روش پالایش احساسات

 

همین‌طور که شما مشغول به پالایش عواطف منفی خود می‎شوید، برای بعضی‎ها مشخص کردن آنها بسیار مشکل است.  و حال آنکه برای بعضی دیگر رها کردن آنها. زمانی که شما چهار طریق را یاد گرفتید، نحوه‎ی دست و پنجه نرم کردن با احساسات منفی برای شما ساده‎تر می‎شود. هیچ یک از این روشها بهتر از دیگری نیست. برای آنکه از این روشهای مختلف استفاده شود،همه آنها را امتحان کنید تا بالاخره یکی از آنها به کار آید. روشهایی که برای پالایش احساسات بکار گرفته می‎شوند عبارتند از :

1- احساس را تغییر دهید.

2- محتوی را تغییر دهید.

3- عقربه ساعت را به عقب یا جلو ببرید.

4- موضوع را به کلی تغییر دهید. بجای احساس درد خودتان درد دیگران را احساس کنید.

اولیه راه پالایش این است که هر چقدر احساس منفی می‎شناسید یا سراغ دارید آنها را حس کنید و پس از آن احساس را تغییر دهید. اگر شما نسبت به چیزی عصبانی هستید، آن احساسات را برای چند دقیقه از صفحه‎ی ضمیر خودتان پاک کنید و بعد احساس خود را بر روی یک احساس منفی دیگر متمرکز کنید. این کار، شباهت زیادی به سوار شدن بر روی دوچرخه، حرکت در جهت مخالف و تعادل یافتن را دارد که دوباره ممکن است شما را در جهت مخالف قرار دهد و از تعادل خارج سازد. عقب و جلو رفتن در بین احساسات منفی سدهای موجود را برطرف می‎کند و به شدت در پیدا کردن تعادل به انسان کمک می‎نماید.

اگرچه دیگران در این فکرند تا احساسات خود را کاهش دهند، ولی بهترین روشی که مفید واقع می‎شود اینست که شما به طور موقت احساسات منفی را که تجربه می‎کنید، زیاد کنید و آنها را بسط دهید. بیشتر اوقات هنگامی که افراد در یک حالت منفی خاص درمانده‎اند، علت این است که اینان جلوی احساس منفی دیگر را سد کرده‎اند. احساس افراد همیشه خطاکار نیست. هر حالت منفی درک نشده، جلوی حرکت انرژی را سد می‎کند و به سادگی نمی‎گذارد که شما به راه خود ادامه دهید. وقتی جلوی یک احساس سد شود، فرد متمایل می‎شود که در حالت منفی دیگری درجا زند.

روش دیگری که برای پالایش احساسات وجود دارد اینست که محتوا را تغییر دهیم. زمانی که شما احساسی را درک می‎کنید، ولی به ظاهر چندان ارتباطی با آنچه شما را ناراحت کرده است ندارد راحت‎ترین کار این است که مندرجات را عوض کنید. اگر شما از دست رئیس خود ناراحتید و به نظر نمی‎رسد که بتوانید موضوع را فراموش کنید، لیستی تهیه کنید که حاوی کلیه مواردی باشد که شما را عصبانی می‎کند. حالا عصبانیت خود از رئیستان را بیاد بیاورید و از خود سؤال کنید چه چیزهای دیگری وجود دارند که ممکن است شما از آنها عصبانی شوید. زمانی که شما از چیزی عصبانی باشید که نمی‎توان آنرا تغییر داد، همین سرنخی است که در حقیقت، چیز دیگری است که سبب عصبانی بودن شما شده است.

روش سومی که می‎توان احساس را نغییر داد اینست که ساعت را تغیر دهید. اگر شما از چیزی دلخور و عصبانی هستید و به نظر نمی‎رسد که بتوانید آنرا حس کرده و با استفاده از روش اول و دوم، احساسات خود را رها کنید، در این صورت به گذشته برگردید و کمی فکر کنید که آیا از این حالت، قبلاً نیز داشته‌اید؟ بعضی اوقات احساسی را که ما امروز درک می‌کنیم ممکن است در اثر زخمی باشد که در گذشته داشته‎ایم و امروز فقط تشدید می‎شود.

مثلاً ، اگر بعنوان یک بچه‎ی جوان در گذشته شما را ترک کرده باشند، هنوز تحت تأثیر احساس آن روزی خودتان هستید. به مجرد اینکه فردی پیدا شود و کمی دست رد بر سینه‎ی شما زند، خیلی بیش از آنچه دردناک باشد شما را آزار می‌دهد. موقعی که چنین حالاتی اتفاق می‎افتد بهترین روش برای پالایش اینست که چیزی را که امروز حس می‎کنید به آنچه در گذشته حس کرده بودید مرتبط کنید. وقتی که شما وانمود کردید که در گذشته‎اید، با قابلیت بخشیدن بخودتان برای احساس، مشخص کردن، و نشان دادن  احساستان، پالایش احساسات خود را شروع کنید. گذشته، همیشه برای پالایش آسان‎تر است. اگر ما امروز ترس داریم، نمی‌دانیم نتیچه چه خواهد بود؟ هنگامی که به گذشته فکر می‎کنیم می‌توانیم همیشه خود را مطمئن کنیم که کارها روبراه خواهد شد. حتی اگر به حمایتی که در گذشته به آن نیازمند بودیم دسترسی پیدا نمی‎کردیم. ولی حالا، همواره می‎توانیم چنین تصور کنیم که قادریم آن کمک را داشته باشیم. به این طریق، می‎توانیم زخمهای گذشته را التیام بخشیم.

چهارمین روش برای پالایش این است که شما موضوع درد را از خود دور کنید و آن را به دیگری تحویل دهید. بعضی اوقات اتفاق می‎افتد که ما نمی‎توانیم شمای کاملی از درد خود را داشته باشیم تا درصدد رهائی از آن برآئیم. حس می‎کنیم که ما، دردیم، و دیگر هیچ. برای آنکه چشم‎انداری از این درد داشته باشیم، باید فردی را خارج از وجود خودمان که دردمند نیز باشد بیابیم، و درد او را تجربه کنیم. شاید این روش ساده‎ترین روشها باشد. یعنی، قدیمی‎ترین درمان برای ابناء بشر. این روش را می‎توان در ادبیات، کمدی، تأتر، آهنگها و آوازها، سینما، دیسکهای کامپیوتر و تلویزیون پیدا کرد.

ذکر داستان و شرکت دادن دوستان در آن، یا شرکت کردن در گروه‎هایی که به قصد کمک به افراد به وجود آمده‎اند راههای مهمی برای بیرون دادن دردهای درونی ماست. زمانی که ما درد و رنج دیگران را می‎شنویم و با آنان اشک می‎ریزیم، با آنان می‎خندیم، و با آنان حس می‎کنیم، احساس و عواطف خودمان نیز درک می‎شو و آزاد می‎شود. افرادی که نمی‎توانند دردهای خودشان را پیدا کنند تا پالایش شود، روش چهارم شاید مستقیم‎ترین راه برای کمک به آنان باشد تا به کمک آن بتوانند به درون خود بنگرند، حس کنند و التیام یابند. در کلاس درس خودم، هنگامی که در جلوی کلاس مشغول کمک به فردی هستم تا احساس کند مشغول طرد کردن احساسات منفی از  درون خودش است، متوجه می‎شوم که تمام کلاس به طور خودکار همان کار را انجام می‎دهند. افراد، هم به احساسات خودآگاهی پیدا می‎کنند و هم اینکه قادر می‎گردند آنچه را که برای مدت زمانی بس بعید در درون آنان فراموش شده بر جای مانده است، آزاد سازند.  با دلسوزی بحال فرد دیگری که مشغول پالایش زخم درون است آنها نیز التیام پیدا می‎کنند

ده ترس رایج در میان انسان ها

ترس کودکان


فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.
در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.


ترس از مار (Ophidiophobia):
یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.


 ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia):
 
شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد.
دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و
صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.


ترس از مکان (Agoraphobia)
در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.
ترس از دیگران (Xenophobia)
 در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.
ترس از بلندی(Acrophobia)
یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.
ترس از تاریکی (Lygophobia)
 برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکرمی کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
ترس از صائقه (Astraphobia)
 صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.
ترس از پرواز (Aviophobia)
ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.
ترس از سگ (Cynophobia)
 حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.


ترس از دندانپزشک (Odontophobia)
 در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.

تست روان شناسی

گر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی که باعث می شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا کنید به تست زیربا کمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی درکشورآمریکا است.

1- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید,کدام قسمت ازصورت او هستید؟
الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت :لبخند

2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن

3- کدام یک ازآلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف

4- کدام یک ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟
الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : کمدی وکارتون

5- کدام یک ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟
الف : هیچ کدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای کمدی
د : چرخ وفلک ووسایلی که سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر

6- آیا شما به اشتباهات خوتان می خندید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه

7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟
الف : عصبانی می شوید
ب: ناراحت می شوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی می کنید
ت :چندین برابرتلافی می کنید

8- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطورمی کند چیست؟
الف : کارویا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی که درپیش دارید
ت : کاری که تا شب انجام خواهید داد

9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟
الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا کامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی کن وبه دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد

10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف : اصلا
ب: تعداد کمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات

11- شما لبخند می زنید؟
الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد که برخی فکرمی کنند دیوانه هستم

12- نظردیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران

13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می دهید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداکثرتا جایی که امکان دارد

14- شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان کنید؟
الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی که امکان دارد به خودتان می رسید

15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می رود؟
الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می کنم
ب : همیشه برنامه ریزی می کنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امکان اجازه می دهم که خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می کنم

حال امتیازات کنارگزینه هایی را که انتخاب کرده اید جمع کنید.
گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز, گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه کنید.

جواب تست خود را در ادامه مطلب مشاهده کنید:

ادامه نوشته

صد بار در روز بخندید!!!!!

صد بار در روز بخندید!  

خنده

آیا می ‌دانید لبخند زدن، خندیدن، شادی، شكرگزاری و تشكر كردن، نه تنها شما را شخص خوبی جلوه می ‌دهد، بلكه در سلامت شما نیز مؤثر است.

نتایج تحقیقاتی كه در یك مجله بین‌المللی روان‌شناسی منتشر شده، نشان می دهد هنگام بحث و عصبانیت، فشار خون بالا می‌ رود و روح فرد آزرده می ‌شود.

جالب است بدانید این تأثیر به همین جا ختم نمی‌ شود و هر بار كه شخص، آن لحظه عصبانیت را به یاد آورد، همان تأثیرات بروز می‌ كند.

در افراد متأهل، هر یك ساعت مشاجره با یكدیگر، می‌ تواند یك روز مقاومت بدن آنها را كاهش دهد.

خندیدن باعث آرامش عضلات، كاهش ترشح هورمون‌های استرس‌زا، كاهش فشار خون و افزایش اكسیژن‌گیری سلول‌های تنفسی می ‌شود. همچنین حملات قلبی را كاهش می ‌دهد و دیواره ی رگ‌های خونی را محکم می سازد.

همچنین در آزمایشی كه دانشمندان دانشگاه اوهایو انجام داده‌اند، با نصب حس گرهایی روی بازوی زوج‌های جوان، مشخص شده زخم‌های زوج‌هایی كه آنها را مجبور به مشاجره كرده‌اند، حداقل 40 ‌درصد دیرتر بهبود یافته است.

این كشف درباره بیماری‌های دیگر مثل دیابت، ناراحتی‌های قلبی و سرطان نیز به اثبات رسیده است.

علاوه بر این ها، تحقیقی كه در دانشگاه پاویا در ایتالیا انجام شده، نشان می‌ دهد عشق ورزیدن باعث ترشح هورمونی می ‌شود كه رشد سلول‌های عصبی را تسهیل می ‌كند. این هورمون همانند ماده‌ای عمل می ‌كند كه سلول‌های عصبی را در خود ذخیره كرده و یادآوری سریع‌تر خاطرات را میسر می ‌سازد.

در این میان خوب است بدانید تحت فشار بودن نیز تأثیرات مخربی روی سلامت شما دارد.

رابرت ساپولسكی " پروفسور بیولوژی دانشگاه استنفورد" می ‌گوید: " افرادی كه برای مدتی، تحت فشارهای مختلف قرار دارند، قابلیت بازپروری و بهبود بدنشان كاهش می ‌یابد. افزایش فشار خون، میزان گلوكز(قند) خون را افزایش داده، باعث ترشح اسیدهای چرب می ‌شود و این امر خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و دیابت را افزایش می‌ دهد."

بالاخره اینكه تا می‌ توانید بخندید، دانشمندان دانشگاه كالیفرنیا كشف كرده‌اند كه خندیدن باعث آرامش عضلات، كاهش ترشح هورمون‌های استرس‌زا، كاهش فشار خون و افزایش اكسیژن‌گیری سلول‌های تنفسی می ‌شود. همچنین حملات قلبی را كاهش می ‌دهد و دیواره ی رگ‌های خونی را محکم می سازد.

الزایمر چیست؟

آلزایمر چیست؟

آلزایمر نوعی اختلال مغزی است که فرد مبتلا را به فراموشی دچار می سازد. در این بیماری، سلولهای مغز به تدریج تخریب شده و فرد دچار فراموشی می شود، به طوریکه دیگر قادر نیست خاطرات گذشته را به یاد بیاورد و یا رویدادهای جدید را در مغز خود شکل دهد.

در صورت پیشرفت بیماری، حافظه دراز مدت هم تحت تأثیر قرار گرفته و در نهایت منجر به فوت می شود.

 

عوامل مؤثر در ایجاد آلزایمر:

1- مهمترین عامل، سن است. مطالعات نشان داده ، میزان ابتلا به این بیماری برای کلیه سنین 1 درصد، ولی برای افراد 65 سال و بیشتر 5 درصد است. این میزان پس از 65 سالگی به ازای هر 5 سال افزایش عمر، دو برابر می شود.

2- عامل دیگر ارث است . 40 درصد از مبتلایان به آلزایمر از دخالت عوامل ارثی ، به این بیماری مبتلا گشته اند.

3- عواملی از قبیل ضربه ها یا آسیب هایی که به جمجمه وارد می شود ، دیابت، عدم تحرک ، داشتن وزن اضافی، افزایش فشار خون و کلسترول در بروز و پیشرفت این بیماری نقش دارند.
4- رژیم غذایی سرشار از کالری و چربی نیز ، احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر را در افرادی که از لحاظ ژنتیکی مستعد هستند
افزایش می دهد.

سیر و سرانجام بیماری:

پیشرفت بیماری را به 3 مرحله می توان تقسیم کرد:

مرحله اول: مرحله ای است که در آن اختلال حافظه رفته رفته نمایان می شود. بیمار در این مرحله از عهده کارهای روزمره شخصی برمی آید. ولی اداره امور اجتماعی نظیر خرید و کارهای بانکی برای او دشوار است.

مرحله دوم: در این مرحله اختلال حافظه پیشرفت می کند و علائم روانی - رفتاری نظیر ترس، اضطراب، افسردگی، بی خوابی و بی قراری دیده می شود. بیمار قدرت تشخیص زمان و مکان را از دست می دهد و گویش او دچار اختلال می گردد. در این مقطع از بیماری، فرد قادر به مراقبتهای شخصی می باشد.

مرحله سوم: در این مقطع اختلال حافظه تا به آنجا پیشرفت می کند که بیمار حتی نامش را فراموش می کند، قدرت تکلم او تقریباً از بین رفته و عضلاتش سفت می شود، بلع غذا برای او مشکل شده و دیگر قادر نیست از بستر خارج شود .

 به تدریج دچار زخمهای بستر می شود و کنترل اعمال دفعی را نیز دست می دهد.
 

راههای پیشگیری از ابتلا به آلزایمر:

1- عواملی چون تغذیه سالم، ورزش و کنترل وزن از بروز این بیماری جلوگیری می کند.

2- استفاده از داروهای کاهش دهنده کلسترول و فشار خون در عدم ابتلا به این بیماری ، مؤثر واقع می شود.

3- حفظ سلامتی در دوران جوانی، یکی دیگر از عوامل مؤثر در پیشگیری از بیماری آلزایمر است، چون این بیماری در دوران جوانی به سراغ فرد می آید و بعد از گذشت 20 تا 30 سال علائم اولیه آن بروز می کند.

4- افرادی که در برنامه غذایی خود از ویتامین های C,E استفاده می کنند، کمتر به این بیماری مبتلا می شوند.

5- یافته های آماری نشان داده است میزان ابتلا به آلزایمر در افرادی که کار فکری منظم انجام می دهند، کمتر است.

شایان ذکر است ، بیش از 12 میلیون نفر در سراسر جهان مبتلا به بیماری آلزایمر هستند و انتظار می رود تا سال 2025 این رقم به 22 میلیون نفر افزایش یابد.

راز زندگی

انسان های با اعتماد به نفس بالا توی جامعه موفق ترند راحتر حق خودشون رو می گیرن و به اهداف خودشون میرسن

امیدوارم این متن بتونه مفید واقع بشه و باعث بالا رفتن اعتماد به نفس شما دوستان عزیز بشم

                  

 

تعریف اعتماد به نفس
اعتماد به نفس را اين گونه تعريف كرده اند كه اعتماد به نفس يعنى ايمان به توانايى هاى ذاتى و استعدادهاى فطرى خويش و ايمان به يارى خداوند در پرورش و گسترش آن ها.
روان شناسان مى گويند در اعتماد به نفس قدرتى است كه توانايى ها و اقتدارتان را دو چندان مى كند .
- يكى از بهترين راه هاى ايجاد و پرورش اعتماد به نفس اين است كه شب در بستر، پيش از آن كه به خواب فرو رويد با انديشه هاى قدرتمند سرشار از اعتماد به نفس به ذهنتان خوراك برسانيد. روان شناسان همچنين معتقدند كه آخرين انديشه هايى كه پيش از خواب به سرتان مى آيند در مدت زمان خواب به ذهن نيمه آگاهتان خوراك مى رسانند.
اگر در اين هنگام ذهنتان را از انديشه كاميابى و توانگرى و ثمرات نيكو سرشار كنيد، ذهن نيمه هوشيارتان آن ها را به صورت فرمان از شما مى پذيرد.
يكى ديگر از بهترين عبارات تاكيدى براى ايجاد اطمينان و اعتماد به نفس اين است كه: «خداوند دوستم دارد، خداوند هدايتم مى كند و خداوند راه را نشانم مى دهد.» منتظر نشويد تا ديگران به شما اطمينان و اعتماد به نفس بدهند يا تحسينتان كنند.
و خلاصه آن كه در خودتان و ديگران مواردى نظير: قدردانى، تحسين و تمجيد كه از جمله نكات مثبت است را تقويت كرده و دل و جرات به خرج دهيد و از ديگران نيز تعريف و تمجيد كنيد و آن ها را ستايش كنيد، با مردم مهربان باشيد و با كلامى مهرآميز آن هارا به سوى تعالى و كاميابى سوق دهيد.

بقیه رو توی ادامه مطلب بخونید 

ادامه نوشته

سخنانی گهربار از امام حسین (ع)

·       نشانه های عاقل

امام حسین فرمود: عاقل، با کسی که می ترسد او را دروغگو پندارد هم سخن نمی شود، از کسی که می ترسد او را رد کند درخواستی نمی کند، به کسی که می ترسد او را بفریبد تکیه نمی نماید و به کسی که به امید او اطمینانی نیست امید نمی بندد.

·     کمال عقل

امام حسین می فرماید: عقل، جز از راه پیروی حق به کمال نمی رسد.

·     نشانه های دانا و نادان

امام حسین می فرماید: از نشانه های اسباب قبولی اعمال، همنشینی با خردمندان است و از نشانه های اسباب نادانی، کشمکش با نابخردان است و از نشانه های دانا، نقادیاو از گفتار خود و آگاهی او از اسرار  آرای گوناگون است.

·     دانا کیست؟

امام حسین می فرماید: اگر همه گفتار دانا نیکو و بحق بود، از خود پسندی در آستانه دیوانگی قرار می گرفت. همانا دانا کسی است که حق گویی او فراوان باشد.

·     صفتهای زیبا

امام حسین می فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه های طولانی، فزونی عقل است، شرافت همان پارسایی است. قانع بودن، آسایش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پلیدی بازت می دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاری واردت می سازد.

امام حسین می فرماید: هر کس این پنج چیز را نداشته باشد، از زندگی خود چندان بهره ای نمی برد: عقل، دین، ادب، شرم و خوش خلقی.

·     شریف ترین مردم

شخصی از امام حسین پرسید: شریف ترین مردم کیست؟

امام فرمود: آن کس که پیش از اندرز دیگران، خود پند گیرد و پیش از بیدار باش دیگران، خود بیدار شود.

عرض کرد: شهادت می دهم که چنین کسی سعادتمند است.

·     تسلیم در برابر خدا

از امام حسین پرسیدند: چگونه صبح کردی؟

فرمود: صبح نمودم در حالیکه پروردگارم بالای سرم و آتش، پیش رویم، مرگ، جوینده ام و حساب الهی فراگیرم می باشد و چنین روزی من، در گرو کردار خویشم، نه آنچه دوست دارم پیدا می کنم، و نه آنچه نمی پسندم از خود می رانم و همه کارها در اختیار دیگری است. اگر بخواهد عذابم می کند و اگر بخواهد از من می گذرد. بنابراین کدام فقیری از من نیازمندتر است.

·     ایمان و یقین

شخصی از امام حسین پرسید: فاصله میان ایمان و یقین چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت.

گفت: چگونه؟ فرمود: ایمان آن است که آن را می شنویم و یقین آن است که آن را می بینیم و فاصله بین گوش و چشم چهار انگشت است.

پرسید: میان آسمان و زمین چقدر است؟ فرمود: یک دعای مستجاب.

پرسید : میان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ی سیر یک روز آفتاب.

پرسید: عزت آدمی در چیست؟ فرمود: بی نیازیش از مردم.

پرسید: زشت ترین چیزها چیست؟ فرمود: در پیران هرزگی و بیعاری است، در قدرتمندان،درنده خویی، در شریفان، دروغگویی، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص.

·     اوصاف مومن

امام حسین می فرماید: حقا که مومن ، خدا را حافظ خود گرفته و گفتار او را آیینه خود گزیده است. گاهی در اوصاف مومنان چشم می دوزد و گاهی در ویژگیهای سرکشان می نگرد. از اینرو بهره وری او از کلام خدا، در لطایف و در ژرفای معرفت خود غوطه ور است، از هوشمندی خود، در بلندای یقین جایگزین است و در پاکی خود استوار است.

·     توکل

از امام حسین (ع) روایت شده است: عزت و بی نیازی از جایگاه خود بیرون آمده به گردش پرداختند، چون با توکل برخورد نمودند و در آن مقیم گشتند.

·     تسلیم در برابر گزینش خدا

به امام حسین (ع) عرض شد ابوذر می گوید: برای من، فقر محبوبتر از بی نیازی و مریضی، محبوبتر از سلامتی است. حضرت فرمود: خدای متعال ، ابوذر را رحمت کند، اما من می گویم: هرکس به نیک گزینی خدا برای او مطمئن شود، جز آنچه را خدا برایش گزیده است آرزو نمی کند.

·     خیر دنیا و آخرت

امام حسین (ع) می فرماید: خداوند به هر کس راستگویی و نیکخویی و پاکدامنی و پاک خوری روزی کند خیر دنیا و آخرت را ویژه او ساخته است.

·     بهترین عبادت

امام حسین (ع) می فرماید: جمعی خدا را از شوق بهشت می پرستند، این عبادت سوداگران است و گروهی خدا را از بیم دوزخ می پرستند، این عبادت بردگان است و مردمی هم خدا را از روی شکر می پرستند. این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است.

اختلال تیک

تیک (TIC) به حرکات و یا اصوات ناگهانی، تکراری، متناوب، قالبی و کلیشه ای، بدون ریتم (غیر موزون) و غیر ارادی اطلاق میشود. تیک ممکن است برای ناظر غیر قابل رویت باشد مانند سفت کردن عضلات شکم و یا تکان دادن انگشتان پا.

تقسیم بندی تیک:

1- تیک های حرکتی ساده(SIMPLE MOTOR TICS): حرکات بی معنی، ناگهانی و کوتاه میباشند. مانند: چشمک زدن، بالا انداختن شانه، بالا بردن بینی، حرکت دادن دستها و پاها.

2-تیک های آوایی ساده(SIMPLE PHONIC TICS): اصوات غیر ارادی ای که از بینی، گلو و دهان خارج میگردند. مانند: سرفه کردن، صاف کردن گلو، بالا کشیدن بینی، خرخر کردن، آروغ زدن، تقلید اصوات حیوانات.

3- تیک های حرکتی پیچیده(COMPLEX MOTOR TICS): حرکاتی که بیشتر هدفمند بوده و چندین عضله بطور هماهنگ در ایجاد آنها دخالت دارند. مانند: کشیدن لباس، لمس کردن دیگران، لمس کردن اشیاء، شکلک درآوردن، نیشگون گرفتن، بوسیدن خود و یا دیگران، آب دهان انداختن، خاراندن، شانه زدن موها، ضربه با نوک انگشت، پریدن و لی لی رفتن، زبان درازی، لمس کردن بینی، بوییدن اشیاء و افراد، حرکات پرتابی، پژواک کرداری (ECHOPRAXIA) (تکرار و تقلید غیر ارادی حرکات دیگران)، کوپروپراکسیا (COPROPRAXIA) (انجام حرکات و ژستهای قبیح، زننده، و ناپسند نزد جامعه)

4- تیک های آوایی پیچیده(COMPLEX PHONIC TICS): آواهای هدفمند تر و طولانی تر. مانند: پژواک گویی (ECHOLALIA) (تکرار غیر ارادی کلمات و جملات دیگران)، مکررگویی(PALILALIA) (تکرار غیر ارادی کلمات و جملات خود)، مکررخوانی(LEXILALIA)(تکرار غیر ارادی کلماتی که خوانده میشوند)، کوپرولالیا و یا بد دهنی (COPROLALIA)(بیان واژه ها و الفاظ رکیک، قبیح و ممنوعه)،صحبت کردن با خود، تغییر دادن مکرر لحن گفتار، سوت زدن، خندیدن و فریاد کشیدن های ناگهانی.

انواع تیک بر حسب مدت پایداری:

1-تیک های گذرا: کمتر از 12 ماه تداوم می یابند (نیازی به درمان خاصی ندارند).

2-تیک های مزمن: بیش از 12 ماه تداوم می یابند (نیاز به مراجعه به پزشک و درمان دارویی دارند).

نکاتی درباره تیک ها:

1-تیک ها با افزایش استرس، خستگی، هیجانات مثبت و منفی، و گرما، تشدید و افزایش می یابند.

2-هر چه بیشتر حواس فرد مبتلا به تیک معطوف شود، تیک نیز افزایش می یابد.

3-هنگامی که فرد کاملا غرق انجام فعالیتی گردد بطوری که تمام حواس خود را متمرکز آن فعالیت خاص میکند،،تیک نیز کاهش یافته و یا کاملا ناپدید میشود.

4-تیک ها کاملا غیر ارادی نیستند و فرد میتواند برای مدت کوتاهی جلوی آنها را بگیرد.اما پس از مدتی دیگر مقابله با تیک غیر ممکن گردیده  و فرد ناچار به تسلیم خواهد شد.تیک راهی است برای تخلیه فشار ها و تنشهای روانی و جسمی در فرد مبتلا،بنابراین سرکوب آن استرس زا میباشد.

5-معمولاً 25 درصد کودکان دچار تیک شده که در این میان سهم پسران 4 برابر دختران است.

6-اغلب تیک ها با افزایش سن کودکان محو و برطرف میشوند، اما در مواردی نیز ممکن است تیک در بزرگسالی نیز تداوم داشته باشد.

علت ایجاد تیک:

علت آن ناشناخته است. اما نقش وراثت در ایجاد آن به اثبات رسیده است. اشکال در عملکرد عقده‌های قاعده ای مغز (BASAL GANGLIA)(عقده های قاعده ای بخشی از مغز هستند که در تنظیم حرکات هماهنگ عضلات دخالت دارند)، و متابولیسم غیر طبیعی نوروترانسمیترهای دوپامین و سروتونین در ایجاد تیک دخیل می باشند.

درمان تیک:

1-تیک های زود گذر نیازی به درمان ندارند.

2-تیک های مزمن که ممکن است علامت نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME) باشد، باید تحت نظر پزشک درمان گردد.

3-درمان دارویی شامل آرام بخشها، ضد افسردگی ها، آنتی سایکوتیک ها و بلوک کننده های دوپامین میباشند.(CLONAZEPAM-CLONIDINE-FLUXETINE-PIMOZIDE-RISPERIDONE-Haloperidol)

4- هیچگاه کودک را بخاطر تیک هایش مورد سرزنش قرارندهید و به وی اطمینان خاطر دهید که وی نباید بواسطه آن دچار خجالتزدگی شود.

5- سعی کنید مشکلات و استرسهای زندگی کودک خود را به حداقل برسانید.

6- خواب کافی از خستگی کودک کاسته و شدت و تناوب تیک را کاهش میدهد.

چه وقت بایستی به پزشک مراجعه کرد:

1-تیکهایی که بیش از یک سال ادامه می یابند.

2-در صورتی که تیک ها بسیار شدید و تکرار شونده میباشند.

3-تیک ها در فعالیت های روزمره فرد تداخل ایجاد کرده و یا در کودک ایجاد خجالتزدگی و مشکلات احساسی شدید میکنند.

4-هنگامی که تیک های آوایی و حرکتی توام با یکدیگر میباشند (نشانگان تورت).

آزمایشات تشخیصی تیک:

نیازی به آزمایش خاصی نبوده و با مشاهدات و معاینات بالینی تشخیص داده میشود.

نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME):

یک اختلال موروثی و نورولوژیک میباشد که سن آغاز آن قبل از سن 18 سالگی است. مشخصه بارز نشانگان تورت تیک های متعدد و مزمن حرکتی و آوایی می باشد. ناگفته نماند که افراد مبتلا به نشانگان تورت  از هوش طبیعی برخوردار میباشند. این اختلال عموماً پس از افزایش سن برطرف و یا تخفیف می یابد. علت اصلی این اختلال ناشناخته است اما عوامل ژنتیکی و محیطی هر دو در ایجاد آن دخیل میباشند. متابولیسم غیر طبیعی نوروترانسمیترهای دوپامین و سروتونین در ایجاد آن نقش دارند.

نکته: نشانگان تورت معمولا با اختلال وسواس-اجبار، بیش فعالی-کم توجهی، و مشکلات رفتاری دیگر همراه میباشد.

افتراق تیک های نشانگان تورت با تیک های دیگر:

1-هر دو نوع تیک آوایی و حرکتی در فرد مشاهده میشود (اما الزاما همیشه با هم توام نیستند).

2-تیک ها در طی روز چندین مرتبه تکرار میشوند.

3-تیک ها بیش از یک سال تداوم می یابند.

4-تیک ها از لحاظ تعداد، فرکانس، تیپ، محل بطور دوره ای دستخوش تغییر میگردند. شدت تیک ها مدام کاهش و افزایش می یابد و حتی ممکن است تیک ها به مدت چند ماه (نه بیش از 3 ماه) کاملا ناپدید شوند.

اختلالاتی که ممکن است با تیک اشتباه گرفته شوند:

1-اختلال کُره (CHOREA): اختلال حرکتی ناهنجار و غیر ارادی است که علامت مشخصه آن انقباضات نامنظم و کوتاه و فاقد ریتم میباشد (حرکات تکراری نمیباشند). مانند حرکات سریع و ناگهانی و بدون هدف عضلات صورت، گردن، دستها و پاها.این اختلال حرکتی در پی عفونت باکتریایی استرپتوکوکی و همراه با تب روماتیسمی بروز می یابد.

2- اختلال دیستونی(DYSTONIA): به انقباضات غیر ارادی ،شدید،دردناک و پایدار عضلات اطلاق میشود. که ممکن است همه عضلات بدن و یا بخشی از آن را درگیر کند. علت اصلی آن ناشناخته است. اما عوامل ژنتیکی، عدم تعادل مواد شیمیایی بدن، آسیب به مغز و مصرف برخی داروها در ایجاد آن دخیل میباشند. مانند: دیستونی گردنی که در آن عضلات گردن ناگهان به یک سمت چرخیده و گردن ثابت می ماند.

3-میوکلونوس(MYOCLONUS): گرفتگی ماهیچه به پرش و انقباضات سریع و غیر ارادی عضلات گفته میشود.سکسکه کردن یک نوع طبیعی آن است که عضله دیافراگم در آن درگیر میشود.این اختلال معمولا در افراد مبتلا به صرع حساس به نور ایجاد میشود. که میتواند باعث ایجاد حرکات ناهنجار همزمان در دو سمت بدن شود.

نکته:افراد مبتلا به بیماری اوتیسم(AUTISM) نیز ممکن است حرکاتی مشابه تیک از خود بروز دهند.

دانستنی های جالب در مورد بدن انسان

 بشر پر حرف ترین موجود روی زمین است.

محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در این مدت انسان 13 سال حرف می زند، 6 سال غذا می خورد و 23 سال نیز می خوابد.

هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا می خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کیلو گرم بگیریم باید گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا می خورد.

در مدت یک روز یا 24 ساعت 1000 لیتر هوا تنفس میکند و قلبش در هر 1 دقیقه 80 تا 100 بار می زند. با این شرایط قلب انسان در طول زندگیش دو میلیارد و 58 میلیون بار بدون وقفه و اغلب بدون کوچکترین مشکلی می زند.

حساسترین عضو بدن چشم است که می تواند 10 هزار رنگ را تشخیص دهد.

نوزادان تا 8 ماهگی دنیا را سیاه وسفید می بیند.

انسان تنها موجودی است که راست قامت است و روی دو پا راه می رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر می دارد یعنی 7 میلیون قدم در سال. در 70 سالگی تعداد این قدمها به 500 میلیون می رسد یعنی 500 هزار کیلومتر راه رفته.

با این محاسبات می توان نتیجه گرفت که هر فرد در طول زندگیش می تواند 9 بار کره ی زمین را دور بزند و با پای پیاده به کره ی ماه برود با توجه به اینکه فاصله زمین تا ماه 390 هزار کیلومتر است .....

بدن انسان به وسیله ی پوشش شگفت انگیزی محافظت میشود این پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 میلیون میکروب روی آن مینشیند و 29 میلیون آن کشته میشود و پس از 2 ساعت از این 30 میلیون فقط 7 هزار تای آن باقی می ماند.

در بدن انسان بین 2 تا 4 میلیون نقطه ی درد و جود دارد که حساسیت آن نسبت به موقعیت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگیزی دارد و می تواند گرمای 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتی اگر به تدریج گرم شود در فضای خشک می تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترین میزان برودت که بدن قادر به ایستادگی در برابر آن است 27 درجه زیر صفر است.

انسان می تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند.

فاصله بين مچ دست تا ارنج برابر با طول كف پا است .

قلب شما روزي ۱۰۱۰۰۰ بار ميتپد.

دهان شما روزي يك ليتر بزاق توليد ميكند .

به طور متوسط هر انسان ميتواند يك دقيقه نفس خود را حبس كند ركورد اين ماده در جهان ۷.۵
دقيقه است.

به طور موسط شما روزي ۵۰۰۰ كلمه صحبت ميكنيد كه ۸۰٪ ان با خودتان است. !

در ۱۵۰ سال گذشته ميانگين قد افراد در كشور هاي صنعتي ۱۰ سانتي متر رشد داشته است .

از دست دادن تنها ۱٪ از اب بدن موجب تشنگي ميشود.

مردان روزي ۴۰ و زنان روزي ۷۰ تار مو از دست ميدهند.

يك انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.

عضله اي كه به شما امكان چشمك زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور
متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمك ميزنيد.زنن دو برابر مردان چشمك ميزنند .!!

حدود ۱۳٪ مردم چپ دست هستند . اين رقم در گذشته ۱۱ ٪ بود .

ناخن هاي دست ۴ برابر سريعتر از ناخن هاي پا رشد ميكنند .

حدودا دو سوم وزن بدن از اب تشكيل شده است .۹۲٪ خون ۷۵٪ مغز و۷۵٪عضلات از اب
تشكيل شده اند .

رابطه شخصیت انسان ها بر اساس میوه ی مورد علاقه

رابطه ی شخصیت انسانها بر اساس میوه مورد علاقه

.

ستاره باران به نقل از روزنامه اعتماد – با انتخاب میوه مورد علاقه تان به چگونگی شخصیت خود پی می برید

فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلو شما است. میوه مورد علاقه تان را از بین سیب، پرتقال، هلو، گلابی، گیلاس، موز، نارگیل، انگور سیاه و آناناس بردارید ولی دقت کنید، ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود…

در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.

● سیب

اگر سیب میوه مورد علاقه شما است فردی افراطی هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. رک گو هستید و از مسافرت لذت می برید.

می توانید خیلی خوب رهبری یک گروه را به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید. اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیان تان بی همتا است.

● پرتقال

فردی صبور و پرطاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و نزد اطرافیان تان قابل اعتمادید. شریک زندگی خود را با دقت و تمام احساس قلبی تان انتخاب می کنید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب می کنید.

● هلو

رفتار دوستانه یی دارید. رک گو و پرحرف هستید که به جذابیت شما می افزاید. رفتار ناشایست دیگران را خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید و رگه هایی از استقلال طلبی و بلندپروازی در شخصیت شما دیده می شود که باعث شده شخصی زرنگ و فعال جلوه کنید. کمال طلب، احساساتی، صادق و باوفا هستید. به هر حال دوست ندارید همه امیال خود را در مقابل دیگران نشان دهید.

● گلابی

اگر تمام توجه تان را به کاری معطوف کنید می توانید آن را با موفقیت انجام دهید. گاهی در انجام کارهایتان بی ثبات و متغیر هستید و مایلید که از نتایج سعی و تلاش خود خیلی سریع مطلع شوید.

از شرکت در بحث های خوب و مفید لذت می برید. بی طاقت هستید و زود هیجان زده می شوید. با توجه به اینکه به سرعت دوستی های خود را بر هم می زنید نگهداری رفقا برای شما چندان ساده به نظر نمی رسد.

● گیلاس

اگر گیلاس میوه مورد علاقه شما است زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و نشیب های زندگی مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به شیوه یی برای دریافت مقدار زیادی پول فکر می کنید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه هستید.

یک شریک زندگی صادق و باوفا محسوب می شوید ولی ابراز احساسات برایتان کار ساده یی نیست. خانه شما در حکم پناهگاهتان است و از هیچ چیز به اندازه اینکه در کنار فامیل های نزدیک و افراد موردعلاقه تان باشید، لذت نمی برید.

● موز

فردی با محبت، ملایم، خونگرم و دلسوز هستید. اغلب اوقات از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی احساس ترس در شما دیده می شود.

برخی مواقع مردم از اخلاق خوب شما سوءاستفاده می کنند. شریک زندگی خود را تحت هر شرایطی که از نظر روحی و جسمی داشته باشید، می پرستید و ارتباطات شما با دیگران در وضعیت متعادلی قرار دارد.

● نارگیل

جدی، متفکر و اندیشمند هستید. اگرچه از روابط اجتماعی تان لذت می برید ولی در انتخاب شریک زندگی بسیار سخت گیر هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید ولی لزوماً بی پروا نیستید.

زیرکی، تیزهوشی و گوش به زنگ بودن از دیگر خصوصیات شخصیتی شما است. باید مطمئن شوید که در هر زمینه یی و به ویژه از لحاظ شغلی در رأس امور قرار دارید. شریک زندگی شما باید فرد باهوشی باشد. احساسات در زندگی برای شما مهم است اما به طور حتم همه چیز نیست،

● انگور سیاه

به طور کلی فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه بازمی گردید. از زیبایی در هر نوع آن لذت می برید. فرد محبوبی هستید شما سرشت خونگرم و سخاوتمندی دارید.

میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید. شریک زندگی تان باید در هیجانات شما سهیم شود و از پیشنهادات تان لذت ببرد.

● آناناس

به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شما است.

توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید و از حجم زیاد وظایف اطرافتان نمی هراسید. سعی دارید در روابط خود با دیگران متکی به نفس، صادق و درستکار باشید.

تست شجاعت


تست روانشناسی جسارت.

این یک تست خودشناسی است که شما می توانید با پاسخ دادن به سوالات خود را محک زده وبدانید که چقدر جسارت دارید؟

جسارت به معنای پر رویی و گستاخی نیست وحتی به معنی اعتماد به نفس بالا هم نیست! بلکه جسارت به معنی بهترین عملکرد در وضعیت بحرانی است واین رفتار باید به نحوی باشد که انسان متضرر نشود

در اینجا پنج سوال وجود دارد که هر کدام دارای پنج گزینه است وشما دوستان خوبم باید هر یک از سوالات رابر حسب عملکرد خودتان پاسخ دهید وبرای هر سوال یک گزینه را انتخاب نمایید:

۱- تصور کنید که در صف ایستگاه اتوبوس هستید ،زمانی که اتوبوس می رسد شخصی بدون نوبت ،خودش را جلوی شما جا می دهد ومی خواهد وارد اتوبوس شود در این جور مواقع شما معمولاً کدام یک از این اقدامات را انجام می دهید(فقط یک مورد)

A- با او برخورد جدی می کنم ومعمولا بسیار عصبانی وناراحت می شوم.

B- به اونگاه تذکر دهنده ای می کنم وحداکثر سری به حالت تاسف برای کار زشت او تکان می دهم ولی در هر صورت اجازه می دهم سوار شود.

C- از پشت سر به شانه او می زم وبا ارامش به او میگویم : ببخشید آخر صف این جا نیست!

D- در این جور مواقع احتمال دارد با عصبانیت وتندی با او درگیر شوم در هر صورت به هیچ وجه نمی گذرم که جلوتر از من سوار شود.

E- معمولا در این جور موارد به این افراد بی فرهنگ جیزی نمی گویم چون مطمئنم این افراد درست بشو نیستند.

۲- در مواقعی که نمی خواهید با کسی درگیری ومشاجره داشته باشید وبه اصطلاح کوتاه می آیید چه احساسی دارید؟

A- نمی خواهم به خاطر مساله کوچکی درگیر شوم ووقت خود را تلف کنم.

B- می ترسم به خاطر یک مساله کوچک مورد ضرب وشتم قرار گرفته وآسیب جدی ببینم .

C- درگیری را کار درستی نمی دانم ولی اگر مجبور شوم این کار را می کنم .

D- هرگز کوتاه نمی آیم ، به هر قیمتی که برایم تمام شود.

E- در مواقع درگیری احساس خوبی ندارم برای همین درگیر نمی شوم .

۳- تصور کنید که برای دیدن فیلم مورد علاقه تان به سینما رفته اید ودر حین دیدن فیلم متوجه عده ای می شود که در پشت سر شما شروع به صحبت کرده اند به طوری که شما متوجه بعضی از قسمت های فیلم نشده اید در این جور مواقع چه می کنید؟

A- ترجیح می دهم سکوت کنم وچیزی به آنها نگویم در حالی که از درون عصبانی وناراحت می شوم .

B- حتماً به مسئول سالن اطلاع می دهم تا به آنها تذکر دهد.

C- برمیگردم وبا لحنی آرام ومودبانه به آنها می گویم :ببخشید سر وصدای شما نمی گذارد که من متوجه فیلم بشوم .

D- معمولا در این جور موارد نمی توانم جلوی خودم را بگیرم بنابراین به احتمال زیاد با آن ها به شدت برخورد کرده ودرگیر می شوم .

E- در حالی که چند بار برمیگردم فقط به آن ها نگاه اعتراضی آمیزی می کنم ودر نهایت احتمال دارد با عصبانیت سالن سینما را ترک کنم .

۴- شاید برای شما پیش آمده که از فروشگاهی در محله تان کنسروی را خریده باشید ووقتی که به منزل رفتید متوجه شده اید که از تاریخ مصرف آن مدتی گذشته است در این طور مواقع چه اقدامی انجام می دهید ؟

A- قوطی کنسرو را دور انداخته واز فروشگاه دیگری خرید می کنم وشاید چندان عصبانی نشوم.

B- قوطی را بر میدارم وبه نزد فروشنده می روم وبا عصبانیت با او برخورد می کنم وبدون اینکه پول آن را پس بگیرم با ناراحتی برمیگردم وشاید دیگر هرگز از آن فروشگاه خرید نکنم .

c- آن را نزد فروشنده برده وبه آرامی به او میگویم نباید این جور مواد غذایی را بفروشید پس لطفا این را پس بگیرید وپولم را میگیرم وشاید باز هم از آن فروشگاه خرید کنم .

D- شکایتی تنظیم کرده وهمراه با کنسرو به مراجع ذیصلاح رجوع می کنم تا با آن فروشنده برخورد جدی صورت گیرد.

E- در این جور مواقع بسیار ناراحت وعصبانی می شوم وشاید حتی پیش فروشنده نروم ولی در هر صورت هرگز از او خرید نخواهم کرد.

۵- اگر روزی سوار اتوبوس شوید وشخصی از شما بلیت بگیرد وآن را به راننده بدهد بدون اینکه پول آن را بپردازد معمولا در این جور مواقع چه برخوردی می کنید؟

A- من فکر می کنم که یک بلیت ارزش چندانی ندارد.

B- به او می گویم :عذر می خوام پول بلیت مرا بدهید واگر نپرداخت اهمیت نمی دهم .

C- نگاه آرامی به او می اندازم تا خجالت بکشد چون آنقدر پر رونیستم تا پول یک بلیت را بخواهم .

D- با جرات به او می گویم پول بلیت را بدهید واگر نداد او را مجبور می کنم که بلیت مرا پس بدهد .

E- معمولا موارد بزرگ تر وباارزش تری را به دلیل خجالت کشیدن از دست داده ام چه برسد به یک بلیط کم ارزش!

نتایج تست را در ادامه مطلب ببینید:

ادامه نوشته

هوش احساسی

هوش احساسی عبارتست از مدل رفتاری که اخیرا و با کتابی به همین نام اثر دنیل گولمن در سال 1995 مورد توجه قرار گرفت. مدل ابتدایی هوش احساسی طی دهه های 70 و 80 میلادی از طریق تحقیقات و نوشته های روانشناسانی از قبیل هاوارد گاردنر از دانشگاه هاروارد ، پیتر سالوی از دانشگاه یل و جان مایر از دانشگاه نیو همپشایر مورد بسط و بررسی قرار گرفت. هوش احساسی به طور فزاینده ای به توسعه فردی و سازمانی وابسته است. اصول هوش احساسی روش جدیدی از درک و ارزیابی رفتارهای انسان ، سبکهای مدیریتی ، خصایص اخلاقی ، مهارتهای فردی و توانائیهای بالقوه در اختیار بشر قرار می دهد.
هوش احساسی نقش مهمی را در برنامه ریزی برای منابع انسانی ، مصاحبه و گزینش استخدام ، مدیریت توسعه ، ارتباط و خدمات مشترکین ایفا می نماید. هوش احساسی ارتباط محکمی با مفاهیمی همچون عشق و عرفان دارد.
مفهوم هوش احساسی اعتقاد دارد که هوش ذهنی بسیار نابالغ میباشد و زمینه های توسعه یافته ای از هوش احساسی وجود دارد که میزان موفقیت ما را در کار و زندگی شخصی معین مینماید. موفقیت بسیار بیش از هوش ذهنی ، که به صورت سنتی معیار اندازه گیری هوش میباشد و عناصر حیاتی رفتاری و شخصیتی را نادیده میگیرد ، طلب میکند. همه ما با انسانهایی که در سطوح بالای دانشگاهی قرار دارند ولی از نظر اجتماعی رشد کافی نکرده اند ، برخورد داشته ایم. و میدانیم که همیشه برخواردی از ضریب هوشی بالا منجر به موفقیت نمیشود.

جنبه های مهم هوش احساسی :
موفقیت نیاز به آگاهی موثر کنترل و مدیریت احساسات خود و دیگران دارد. هوش احساسی به دو جنبه هوش میپردازد :
1 . شناخت خود ، اهداف ، مقاصد ، عکس العملها و رفتار خود.
2 . درک دیگران و احساسات آنها.

دامنه های هوش احساسی :
گولمن دامنه های هوش احساسی را به ترتیب زیر تعریف نمود :
1 . درک احساسات خود
2 . مدیریت احساسات خود
3 . ایجاد انگیزه
4 . تشخیص و درک احساسات دیگران
5 . مدیریت ارتباطات خود با دیگران

هوش احساسی از میان تعداد زیاد دیگری از تئوریهای رفتاری ، احساسی و ارتباطی در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. از طریق بسط به هوش اجتماعی خود و توجه ویژه به دامنه های این مقوله نه تنها خود می توانیم به خلاقیت و موفقیت بیشتری دست پیدا کنیم بلکه باعث موفقییت روزافزون افرادی که با آنها در ارتباط میباشیم خواهیم شد. توجه و توسعه هوش اجتماعی همچنین میتواند در سطح بالایی زداینده تنشهای اجتماعی برای افراد و سازمانها باشد. این کار از طریق از بین بردن سوء تفاهمات، بهبود روابط و درک متقابل و افزایش پایداری و ارتباط انجام میپذیرد.


اوتیسم

اوتیسم که یک اختلال فراگیر رشد است ، عبارت است از فقدان پاسخگویی به دیگران و تاخیر شدید در رشد زبان ، کودکان مبتلا به اوتیسم ، در معاشرت بین فردی و روابط اجتماعی با دیگران مشکل اساسی داشته و رفتارهای خود ویرانگرانه و رفتارهای خود تحریکی از خود بروز می‌دهند. از مجموعه وسیع رفتارهایی که در اوتیسم دیده می‌شود سه خصوصیت کلیدی را می‌توان عنوان کرد: نقص کیفی در تعامل اجتماعی ، نقص شدید در برقراری ارتباط و الگوهای رفتار محدود ، تکراری و کلیشه‌ای. سن شروع قبل از سه سالگی است تکرار کلمات و جملات دیگران یک مثال برجسته از مشکلات رایج ارتباطی در کودکان اوتیستیک است.

علل ایجاد

نظریه بتلهایم (Bettlheim) از لحاظ تاریخی برای بیش از یک دهه نفوذ خود را حفظ کرده بود. در خلال دهه‌های 1950 و 1960 نظریه روان‌تحلیلی رواج داشت. او اعتقاد داشت، هنگامی که کودک با یک دنیای غیر پاسخگو که مخرب است، روبه‌رو می‌شود، از آن رو از مردم کناره می‌گیرد. بنابراین در این نظریه اقدامات مشخص مراتب (یعنی مادر) در پیدایش اوتیسم ، مقصد قلمداد می‌شود. به عبارتی ، والد سرد و بی‌محبت ، باعث اوتیسم می‌شود. اما نظریه بتلهایم دیگر قابل قبول به نظر نمی‌رسد و تسلط خود را از دست داده است. علاقه فزاینده به نظریه‌های رفتاری و زیست شناختی و فقدان شواهد علمی مورد نیاز برای تائید این نظریه ، تا حد زیادی در منسوخ شدن آن نقش داشته است.


  • یک تبیین دیگر ، توسط فرستر (1961) پیشنهاد شد. این نظریه رفتاری نیز مورد حمایت تجربی قرار نگرفت. گر چه رویکرد رفتاری تاثیر مطلوبی بر روی درمان اختلال اوتیسم داشته است.

  • با توجه به مطالعات سال 1976 نتیجه گرفتند که شاهد قوی وجود ندارد که حاکی از نقش وراثت در ایجاد اوتیسم باشد. آنان گفته‌اند خواهر و برادران معدودی مبتلا می‌شوند و موارد اوتیسم ، بروز بالاتر در میان اعضای خانواده را پیش‌بینی نمی‌کند. پژوهشگران دیگر ، بحث کرده‌اند که اندک بودن اوتیسم در بین افراد جامعه و این حقیقت که اشخاص اوتیستیک بعید است اولاد داشته باشند، ممکن است میزان پایین آن در میان اقوام و بستگان را توجیه کند. اخیرا در باورهای پژوهشگران این حوزه ، تغییراتی ایجاد شده است.

  • این احتمال نیز وجود دارد که عوامل زیست شناختی دیگری در اختلال اوتیسم سهم داشته باشند. در یک مطالعه افراد اوتیستیک ، کاهش فعالیت مغز به عنوان یک عامل موثر شناخته شد.

  • در مطالعه دیگری ، معلوم شد که اشخاص مبتلا به اوتیسم ، مغزشان اندکی بزرگتر و سنگین‌تر است و سلولهای عصبی آنها از لحاظ رشدی نارس است. این تفاوتهای تشریحی با انقطاع رشد که قبل از 30 هفتگی زندگی جنینی رخ می‌دهد، همخوانی دارد. برخی از خصوصیت کارکرد مغز از اوتیسم تاثیر نمی‌پذیرند. اما با وجود این ، اختلال در بردارنده ناکارآمدی مغز است که با تبیینهای زیست شناختی همخوانی دارد.

  • بخش اندکی از موارد اوتیستیک ، از بیماریهای گوناگون نظیر سرخچه مادرزادی ، توبراسکلروزیس ، و نوروفیبرماتوزیس ناشی می‌شوند. کودکان مبتلا به سرخچه مادرزادی قبل از تولد به سرخچه مبتلا می شوند و در نتیجه عفونت ، با انواعی از بدریختی ، کری ، کوری و ناهنجاریهای سلسله اعصاب مرکزی و نیز حملات و عقب ماندگی به دنیا می‌آیند. در دهه 1970 گزارش شد که 13- 8 درصد کودکان مبتلا به سرخچه ، اوتیسیتیک بودند.

  • این احتمال وجود دارد که آسیب قبل از تولد یا گسیختگی در رشد ، در علت اوتیسم سهیم باشد. معلوم شده است که اشخاص اوتیستیک ، شواهدی از اختلال سلسله اعصاب مرکزی و نشانه‌های ناهنجاریهای نورولوژیک ظاهر می‌سازند. اخیرا پژوهشگران به کاهش فعالیت فعالیت نیمکره چپ مغز مبتلایان به اوتیسم پی برده‌اند، منطقه‌ای از مغز که برای برقراری ارتباط اهمیت دارد.

  • توافق و اجماع پژوهشگران درباره اوتیسم این است که این اختلال تا حدی زیادی یک اختلال شناختی و اجتماعی است که علل زیست شناختی متعددی دارد و در زمانی بین لقاح و تولد ایجاد می‌شود. اکثریت عمده‌ای از موارد اوتیسم علت طبی قابل تشخیص ندارند و فقط در 10 - 5 درصد موارد علت معینی را می‌توان تشخیص داد. با این وجود به نظر می‌رسد کودکان اوتیسیتیک با ساختار بیولوژیک متفاوت به دنیا می‌آیند. اما عوامل محیطی پیشروی و پیش آگهی بعدی این اختلال را متاثر می‌سازند.
ادامه نوشته

ایده های بزرگ در ذهن

ایده هاى بزرگ در ذهن

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان می‌شود. اما معمولاً سـخت‌ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می‌آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت برای شما شرح می‌دهیم، می‌تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی‌نقص راه اندازید. ما متأسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده‌ایم. این امر سبب می‌شود تـا توانایی خـود را بـرای پروبال دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصتهای بی‌شماری را به آسانی از دست می‌دهیم.‏ایـده‌های بـزرگ از مـحـلی فـــراتر از باورهای شخصی نشات می‌گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت‌ها بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.‏عده‌ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آن را به طرز وحشتناکی بی‌حس و کرخت می‌کنند، چنین رفتاری باعث می‌شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.‏

‎زیاد مطالعه کنید

ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد، نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان‌های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می‌توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین‌ها پرورش داده بودند. همچنین می‌توانید مجـــلاتی نظیـــر تجارت و یا اقتصـــاد روز را نیز مطالعــه کنید. با آگـــاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می‌گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می‌نگرید.‏

فرصت‌هایی را که در آن ذهن‎ ‎شما خلاق است از دست ندهید

شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می‌کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می‌کنید که مغزتان اصلاً کار نمی‌کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می‌خواهید انیشتین را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می‌توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می‌دهید، او شما را به دوردست‌ها خواهد برد و نتایج شگفت‌انگیزی را به دست خواهد داد.‏

‎یک دفترچه یادداشت به همراه‎ ‎داشته باشید

هنگامی که افکار بی‌نظیر به ذهن شما خطور می‌کنند، از ذخیره کردن آنها اطمینان حاصل کنید. در این امر به یادداشت‌های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید؛ به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می‌کنند. هنگامی که افکارتان در جایی ثبت شوند، به راحتی می‌توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه‌ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند، قابل استفاده‌اند.‏

‎از افکار دیگران بهره‎ ‎بجویید

بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده‌های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی‌های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه‌های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع، پیشنهادهای مختلفی شنیده می‌شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی‌رسیدند. به این طریق شما می‌توانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم‌گیری گام بردارید.‏نسبت به نظر هیچ کس بی‌توجهی نکنید. شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف‌هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم. سعی کنید به جای قضاوت‌های بیهوده آن‌ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.

‎تغییراتی در محیط اطراف ‎ ‎ایجاد کنید

گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می‌شود ذهن خسته شما دوباره به کار بیفتد، تغییر وضع ظاهــری محیـــط اطرافتــان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می‌دهد. اگر تمام مدت پشت میز بنشینید، ذهن خود را در آن شرایط محدود می‌کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی آن باقی نمی‌گذارید.‏می‌توانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.‏

‎بر روی شکاف میان دو نسل خط‎ ‎بطلان بکشید

ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسورند و احساساتشان از طریق فشار‌های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می‌نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده‌اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظرات ساده و بی‌آلایش آنها آشنا شوید. اگر می‌خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می‌دارند. آنها قصد تأثیرگذاری بر دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می‌کنند.‏

از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت‌ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده‌اند و با آن دست و پنجه نرم کرده‌اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی نمی‌توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههای‌شان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می‌کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.‏

‎به رفیق شفیق خود مراجعه‎ ‎کنید

همه ما دوستی داریم که به نظر می‌رسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می‌خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.‏

‎به توانایی‌های خود اتکا‎ ‎کنید

قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون‌ها در جای خود مفیدند اما ممکن است مانند یک چشم‌بند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرازگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می‌توانید بدون توجه به کارآیی روش‌های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستم‌های فعلی را زیر سوال برید.‏

در حیطه کاری خود به فعالیت‎ ‎بپردازید

خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید، لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته‌ای که مهارت دارید خوب کار می‌کنند و در سایر رشته‌ها نتیجه‌ای مصیبت بار به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری دارید، بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام همه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.‏

‎به ذهن خود آزادی عمل دهید

آیا با تمرین‌های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت‌ها یک روش بسیار جالب را برگزیده‌اند. فقط کافی است قلم را برروی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است، را بر روی کاغذ بیاورید. می‌توانید از مشکلات شروع کنیــد و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته‌های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نامعقول به نظر می‌رسند. بعداً می‌توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی‌ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده‌اید و این خود یک امتیاز محسوب می‌شود. هیچ کس نمی‌داند، شاید به نتیجه‌ای برسید که سال‌ها منتظر آن بوده‌اید.‏

‎ایده‌های گذشته را از نو‎ ‎بسازید

افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده‌های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن‌ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن‌ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن‌ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می‌توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر می‌رسد. پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.

تست رورشاخ

تست رورشاخ و چالش ویکی‌پدیایی‌اش

یک بازی جالب که بسیاری از ما، در روزهای کودکی انجام داده‌ایم، این بود که به تکه ابری در اسمان نگاه می‌کردیم و بعد، آن لکه ابر را به چیزی تشبیه می‌کردیم. مثلا می‌گفتیم آن تکه ابر شبیه پسری است است که در حال دویدن است یا شبیه یک پیرمرد لم‌داده روی زمین با ریش انبوه است. خیلی وقت‌ها هم دوستمان تفسیر ذهنی دیگری از لکه ابر می‌کرد. ما با این بازی سعی می‌کردیم به نوعی قدرت تخیل خود را به رخ بکشیم.

اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید که در روانشناسی، تستی به نام «رورشاخ» وجود دارد که از همین بازی ساده الهام گرفته است.

تست رورشاخ Rorschach یا تست لکه رورشاخ، یک تست روانشناسی که در آن افراد مورد معاینه، تلقی خودشان را از لکه‌های عجیب و غریب جوهر می‌گویند و بر اساس این تفسیر و تلقی، روانشناس، نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنی‌اش را تشخیص می‌دهد.

ایده اینکه تفسیر یک شخص از اشکال مبهم، مبنایی برای ارزیابی شخصیت او قرار بگیرد، اصلا چیز جدیدی نیست. «لئوناردو داوینچی» و «بوتیچیلی» هم قرن‌ها قبل، آن را پیشنهاد کرده بودند. در قرن نوزدهم، یک بازی بر همین اساس، همه‌گیر شده بود. اما این، «هرمان رورشاخ» -رواشناس سوئیسی- بود که این تست را به صورت سیستماتیک در دانش روانشناسی مورد استفاده قرار داد.

الهام‌بخش رورشاخ برای ابداع این تست روانشناسی، یک پزشک آلمانی به نام «جوستینوس کرنر» بود که در سال ۱۸۵۷ کتاب محبوبی از اشعارش را چاپ کرده بود. هر شعر او در این کتاب، از یک لکه تصادفی جوهر، الهام گرفته بود! البته آلفرد بینه -روانشناس مشهور فرانسوی- هم از لکه‌های جوهر به عنوان آزمایشی برای ارزیابی میزان خلاقیت استفاده کرده بود.


[تصویر: erueru.jpg]


در سال ۱۹۲۱، رورشاخ بعد از بررسی ۳۰۰ بیمار دچار بیماری روانی و ۱۰۰ شخص سالم به عنوان شاهدهای کنترل، کتابی نوشت که در آن تست لکه جوهر را توضیح داده بود. متأسفانه عمر او کفاف نداد و سال بعد از انتشار کتاب، رورشاخ درگذشت. کتاب او هم در چاپ اول، توجه چندانی در بر نداشت. اما با گذشت چند سال و تجدید چاپ کتاب، ایده او مورد استقبال قرار گرفت و تست لکه جوهر با اصلاحاتی، مورد استفاده قرار گرفت.

در این تست ۱۰ کارت که روی آنها لکه‌های متقارن نامنظمی چاپ شده به فرد مورد معاینه نشان داده می‌شود. ۵ تا از لکه‌ها سیاه و سفید هستند، ۲ تا سیاه و قرمز و ۳ تا هم رنگی. از فرد مورد معاینه خواسته می‌شود که بگوید تلقی و تفسیرش از هر کارت چیست و لکه جوهر را می‌تواند به چه چیزی تشبیه کند.

[تصویر: rdsherj.jpg]

هدف اصلی این تست این است که اطلاعاتی درباره جنبه‌های شناختی و شخصیتی فرد پیدا شود و متغیرهایی مانند انگیزش، تمایلات پاسخ‌دهی، حالت عاطفی و ادراک در او کشف شوند.
منطق این تست هم بر این توجیه استوار است که هر شخص بر اساس نوع خاص ادراک، نیازمندی‌ها و انگیزه‌ها و چالش‌هایش، تفسیرهایی خاصی از محرک‌های بیرونی خود می‌کند.

[تصویر: 500x_647px-Rorschach_blot_09.jpg]

اما چیزی که باعث شد، این پست را در مورد این تست روشاخ بنویسم، چالشی است که اخیرا بر سر قرار دادن ۱۰ لکه مشهور تست در دانشنامه ویکی‌پدیا، ایجاد شده است.

مدتی پیش دکتر جیمز هیلمن، یک پزشک بخش اورژانس، هر ۱۰ کارت را در ویکی‌پدیا قرار داد، البته به همراه پاسخ معمولی که افراد مورد معاینه هنگام دیدن کارت‌ها می‌دهند.

با گذشت ۹۰ سال از زمان انتشار، این لکه‌های دیگر محدودیتی برای انتشار از لحاظ کپی‌رایت ندارند، شکایت روانشناسان این است که این کار صحت این تست قدیمی معروف را مخدوش کرده است و در صورتی که شخصی قبل از تست این کارت‌ها را همراه با پاسخ معمول ببیند، دیگر آزمایش رورشاخ برای او معتبر نخواهد بود.

Agoraphobia

تعریف :

کلمه ی Agoraphobia ترجمه شده از زبان یونانی و به معنی ترس از بازار است ((Fear of the marketplace

. Agoraphobia باعث ترس شدید و پریشانی در مکان هایی می شود که خروج از آنها به نظر دشوار برسد . این ترس باعث می شود افراد از موقعیت هایی مانند تنها از خانه بیرون رفتن ، مسافرت کردن با اتومبیل ، اتوبوس و هواپیما ، حضور در مکانهای شلوغ ، رفتن روی پل و استفاده از آسانسور ، اجتناب کنند .

موقعیتهای فوق شخص را تحت استرس  شدید قرار می دهدکه ممکن است باعث بروز Panic Attackشود . این وضعیت شاید مستلزم کننده ی این یاشد که شخص دیگری همراه بیمار در این موقعیت ها باشد تا شاید به بیمار کمک کند .

Agoraphobia معمولابا دیگر اختلالات مانند Panic Disorder و Phobia همراه است .که اگر با Panic Attack همراه باشد معمولا در دهه ی دوم زندگی شروع می شود . خانمها بیشتر از آقایان به این مشکل دچار می شوند . تقریبا 1.8 میلیون آمریکایی بالای 18 سال از Agoraphobia رنج می برند .

در اختلال های وحشت زدگی ، Panic Attack تکرار می شود و باعث تشدید شدن ترس بیمار از حملات مجدد می شود . این ترس در اکثر مواقع همراه بیمار است و زندگی فرد را مختل می کند حتی وقتی این حملات در جریان نیستند .

Agoraphobia روی یک سوم مردمی که دچار Anxiety Disorder هستند تاثیر می گذارد . مردم با Agoraphobia خود را به مکانهای امن محدود می کنند . که شاید فقط شامل خانه باشد . هر حرکتی خارج از این محدوده ی امن ، باعث پریشانی و مضطرب شدن فرد می شود . اما حتی زمانی که آنها خود را در موقعیت های امن نگه می دارند نمی توانند باعث متوقف شدن Panic Attack بشوند و این حملات حداقل برای چند دفعه در ماه تکرار می شوند .

Agoraphobia می تواند اشخاص را کاملا ناتوان سازد ، بعضی ها توانایی کار کردن را از دست می دهند و شاید به شدت محتاج دیگر اعضای خانواده شوند . این افراد شاید خود را برای سالها در خانه حبس کنند . و این باعث بروز اختلالهای اجتماعی نیز می شود .

نشانه ها

1-ترس از تنهایی

2-ترس از،  ازدست دادن کنترل در مکان های عمومی مثلا زمین خوردن در مدرسه

3-ترس از مکانهایی که خروج از آنها شاید دشوار باشد

4-خانه نشین شدن برای مدت طولانی

5-احساس جدایی و بیگانگی با دیگران

6-احساس بیچارگی

7-وابستگی به دیگران

8-احساس غیرطبیعی بودن اندام بدن

9-احساس غیر طبیعی بودن محیط

10- پریشانی و اضطراب ناگهانی (Anxiety And Panic Disorders )       

11- رفتار و مزاج غیر عادی ، سراسیمگی ، لرزش و تکان های ناگهانی

دیگر علائمی که ممکن است رخ دهد :

1-سرگیجه ، حالتی شبیه غش کردن

2-تعرق بیش از اندازه

3-سرخ شدن پوست

4-اختلال در تنفس

5-احساس درد در قفسه سینه

6-تپش قلب

7-حالت تهوع و استفراغ

8- کرخت شدن

9- ناراحتی معده

10- افکار مغشوش و آشفته

11- ترس از دیوانه شدن

12- ترس از مرگ قریب الوقوع

علت :

سبب شناسی اکثر اختلال های اضطرابی ( Anxiety Disorders ) البته نه همه آنها در دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته . به طور کلی احتمال می رود اضطراب به علت تجربه هایی که در زندگی کسب می شود و یا حالت خاص روانی و یا عوامل ژنتیکی ، پدید آید . این اختلال ها بسیار ناهمگن هستند و عوامل وابسته به آنها بسیار متفاوتند . مثلا این موضوع واضح نیست که چرا اناث ( جنس ماده ) درجات بیشتری از Anxiety Disorder را نسبت به ذکور ( جنس نر ) دارند . البته بعضی از تئوری ها به نقش غدد جنسی اشاره کرده اند . دیگر تحقیقات نشان می دهند که زنان اتفاقات بیشتری را در زندگی تحمل می کنند و واکنش آنها به این اتفاقات استرس زا تر از واکنش مردان است .

درمان :

هدف درمان کمک کردن به کنترل استرس است و موفقیت آن معمولا به شدت استرس بستگی دارد . حساسیت زدایی که Exposure Therapy نامیده می شود یک تکنیک رفتاریست و برای درمان ترس استفاده می شود . این تکنیک بر پایه ی آرامش شخص و سپس تصور کردن و فکر کردن به مولفه های ترس و کار کردن روی کم اثر ترین تا پراثر ترین این مولفه هاست . از راه های دیگری که استفاده می شود ، قرار دادن فرد در محیط های واقعی ست و پیشرفت از محیط های کوچک بسوی محیط های شلوغ . برای مثال شخص  ابتدا در تماس با افراد کمی قرار می گیرد و سپس کم کم به تعداد افراد اضافه می شود تا شخص به ترس خود از ازدهام جمعیت چیره شود . استفاده از تکنیک های مختلف Exposure Therapy باعث کاهش اضطراب ، افزایش روحیه و بالا رفتن سطح کیفیت زندگی در 75 درصد موارد می شود .

دیگر شیوه های درمان مانند بیوفیدبک ( تکنیکی که به وسیله ی آن یک شخص می تواند عملکرد اتوماتیک بدن خود را کنترل کند مانند فشار خون ) ، هیپنوتیزم ، مدیتیشن و ریلکسیشن نیز در بعضی از بیماران موثر است .

بیمار به علت ترسی که دارد برایش دشوار است که به پزشک مراجعه کند و این درمان را پیچیده می کند . برای حل این مشکل بعضی از پزشکان خود به خانه ی بیمار می روند . اغلب آنها بیماران را به خرید و گردش و دیگر مکان هایی که بیمار از ورود به آنجا اجتناب می کرد ، می برند . بیمار رفته رفته به موقعیت های ترسناک نزدیک می شود و سعی می کند خود را در حالی که اضطراب او بالا می رود ، در همان حال حفظ کند و با موقعیتش بجنگد . با این روش بیمار می بیند که ترس او همانند دیگر احساسات است . آنها خطرناک نیستند و گذرا هستند . در هر بار بیمار به چهره های مختلف ترس غلبه می کند و بیمار بعد از مدتی می تواند وارد موقعیت هایی شود که قبلا به نظر دست نیافتنی می رسید .

 

Image

دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریما

عصر جمعه توی ایوون می شینم مثل قدیما

تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم

من به اندازه ی وسعم طعم عشقتو چشیدم

کاشکی از قطره ی اشکت کمی آبرو بگیرم

یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم

  برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم                                                                            

یه دونه هدیه ی ناچیز واسه تو کنار گذاشتم                                                                       

یادم یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا                                                                     

یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه آقا                                                                       

کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه                                                                             

     بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه                                                                              

خاطرت خیلی عزیزه

بیماری " اختلال اضطراب "

مبارزه با شکست ها و یا آسیب هایی که در طول زندگی خود با آن مواجه بوده اید، کار بسیار دشواری است. غریزه ی بقا، تحت شرایط دشوار به ما کمک می کند تا بتوانیم سرسختانه در برابر مشکلات بایستیم و به این طریق می توانیم توان و نیروی کافی برای مقابله با مشکلات را بدست آوریم..

مبارزه با شکست ها و یا آسیب هایی که در طول زندگی خود با آن مواجه بوده اید، کار بسیار دشواری است. غریزه ی بقا، تحت شرایط دشوار به ما کمک می کند تا بتوانیم سرسختانه در برابر مشکلات بایستیم و به این طریق می توانیم توان و نیروی کافی برای مقابله با مشکلات را بدست آوریم.

تحت هر شرایطی باید به نحوی با مرگ افرادی که دوستشان داریم، یک بیماری ناگهانی، تجاوز، صدمه و جراحت، حملات خشونت آمیز، دزدی، بلایای طبیعی.... روبرو شویم. اینگونه وقایع جزء اتفاقاتی هستند که می توانند زندگی شما را دگرگون سازند. ممکن است که احساس کنید با بروز این واقعه زندگی شما برای همیشه تغییر مییابد و احساس خشم و نفرت در شما بوجود می آید و تلخی، ترس، ناراحتی، و یا آسیب های شدید وجودتان را فرا می گیرد.

احساساتی که ما در طول، و بعد از دقایق ایجاد مشکل تجربه می کنیم به گونه های مختلف ظاهر می شوند و ما ممکن است حتی برای درک احساساتمان نیز با خودمان کلنجار برویم.

به عنوان مثال سیل و ویرانی های گسترده ی اخیر که در اطراف انگلستان به وقوع پیوست، خانمان صدها نفر را به آتش کشید. پذیرفتن این سانحه می تواند برای هر کسی دشوار باشد، به ویژه اگر منجر به از دست دادن کسانی شود که شما دوستشان می دارید.

اگر احساس می کنید که مدتی است در گرداب سختی ها و سوانح ناگوار فراموش نشدنی غوطه ور شده اید، اصلاً تامل نکنید و با مشاور خود تماس بگیرید. شاید این مشکل شما نوعی عارضه افسردگی باشد و برای فائق آمدن به آن نیاز به حمایت و پشتیبانی یک متخصص داشته باشید.

من چه احساسی دارم؟

عارضه ای که معمولاً پس از یک آسیب جدی احساس می شود، از نظر علم پزشکی به عنوان اختلال "اضطراب" شناخته می شود. این بیماری در پی مشاهده و یا شرکت در یک واقعه ناگوار پدید می آید.

علائم و نشانه های این بیماری معمولاً در طول 3 ماه پس از سپری شدن حادثه ناگوار در بیمار بروز می کنند. البته این امکان نیز وجود دارد که دوره پیشرفت بیماری تا 1 سال نیز به طول بینجامد. به طور خلاصه می توان گفت که بیماری دارای 3 مشخصه بارز اصلی می باشد که به شرح ذیل می باشند:

دوره نفوذی

این مرحله درست زمانی است که شما آن حادثه ناگوار را مرتباً مانند یک فیلم در ذهن خود تکرار می کنید و فراموش کردن واقعه تقریباً برایتان امکان ناپذیر است. این امر شامل بازتاب های ناگهانی واقعه (Flashbacks) و همچنین ایجاد احساسات بسیار ناگوار می باشد.

دوره کناره گیری

مرحله ای است که در طی آن بیمار سعی بر آن دارد تا حتی الامکان اجازه ندهد افکار مربوط به سانحه ناگوار به ذهنش خطور کند. فرد ممکن است حالات زیر را تجربه نماید:

  • بی حسی ؛ در این حالت احساس می کنید که هیچ کدام از احساساتتان برایتان معنا و مفهومی ندارند.
  • از هر گونه ارتباطی عقب نشینی می کنید، احساس دلسردی دارید، خودتان را با دیگران بیگانه می بینید، و می خواهید از آنها دور باشید.
  • احساس افسردگی، گناه و اضطراب به شما دست می دهد.
  • علاقه تان را به زندگی از دست می دهید.
  • از مکان ها، افراد و شرایطی که موجب می شوند شما به یاد آن واقعه تلخ بیفتید، پرهیز می کنید.
  • دلتان نمی خواهد با احساساتی که نسبت به آن سانحه تلخ دارید، روبرو شده و با آنها برخورد کنید.
  • از طریق مصرف مشروب یا مواد مخدر می خواهید بر سر مشکل خود درپوش بگذارید.

دوره پیشرفت بیماری

به زمانی ارجاع داده می شود که شما به طور مداوم احساس خطر کرده و تصور میکنید در حال تهدید شدن هستید. این امر می تواند منجر شود به:

  • حساسیت بیش از اندازه نسبت به کلیه خطرات
  • عصبانی شدن و برانگیختگی بیش از اندازه
  • زود از کوره در رفتن، و تحریک پذیری سریع و آسان
  • خشم و نفرت
  • عدم توانایی در تمرکز کردن
  • اختلال در خواب
  • کابوس های شبانه
  • کارایی ضعیف در کار، مدرسه و سایر روابط

اگر احساس می کنید که به هر نحوی هر یک از علائم این بیماری در شما وجود دارد، باید به سرعت به فکر کمک باشید. هنگام گفتگو با یک مشاور، او ابتدا در مورد علائم بیماری با شما صحبت می کند تا بتواند تشخیص صحیح تری از وضعیت نسبی شما پیدا کند.

کمک به آسانی در اختیار شما قرار خواهد گرفت؛

پس از یک بررسی دقیق و موشکافانه پزشک متخصص درمانی را برای شما تجویز خواهد کرد که مناسب با نیاز های شخصی تان باشد. البته متخصیصین پس از تجویز نحوه درمان، توضیح دقیق و کاملی در مورد مراحل درمان در اختیار شما قرار خواهند داد.

در صورت مشاهده هر یک از علائم بیماری می توانید به افراد زیر مراجعه کنید:

  • مشاور
  • رواندرمانگر
  • روانشناس
  • روانپزشک

کمک های پزشکی به شما این امکان را می دهند تا بتوانید دوباره اعتماد به نفستان را بدست آورید. آنها به درستی مشکل شما را درک می کنند و راهبردهای مناسب را در اختیارتان قرار می دهند. صحبت کردن با دیگران می تواند در مورد این بیماری بسیار سودمند باشد چراکه با انجام این کار به نحوی می توانید احساسات خود را بروز داده و خیلی راحت تر با آنها کنار بیایید.

درمان روانی و دارویی

با مصرف دارو نیز می توان تا حدود بسیار زیادی از شدت بیماری کاست.

با تکیه بر علم نوپای رفتار شناسی نیز می توان به برطرف کردن این عارضه اهتمام ورزید. به موجب یک چنین درمانی، به شما کمک می کنند تا بتوانید افکار منفی خود را به انواع مثبت آن تبدیل کنید. این امر به طور اخص می تواند از شدت استرس کاسته و به شما کمک کند تا بر ترس و پریشانی خود کنترل پیدا کنید.

درمان از طریق "در معرض قراردادن" نیز نوع دیگری از شیوه های جدید درمانی به شمار می رود. در این روش شما را با ترس هایتان مواجه می کنند تا از پریشانی نجات پیدا کرده، آرام شوید و دل و جرات بیشتری پیدا کنید.

داروهای خوراکی نیز معمولاً برای کمک به از میان بردن علائم بیماری تجویز می شوند. از جمله رایج ترین داروهایی که در این زمینه تجویز می شوند می توان به بازدارنده های سروتین جاذب (SSRI) مانند پاراکستین اشاره کرد. این داروها به شما کمک میکنند تا میزان استرس، و افسردگیتان کاهش پیدا کند و راحت تر بتوانید بخوابید.

بازگشت به حالت اولیه

از پریشانی دوری کنید، به وقایع دل انگیز و لذت بخش فکر کنید تا آرامش در وجودتان ایجاد شود. در مورد احساسات قلبی تان با کسی که به او اعتماد دارید صحبت کنید، کتاب بخوانید، ورزش کنید، دوش آب گرم بگیرید، ماساژ بگیرید و موسیقی گوش کنید. شرایط فعلی زندگی خود را قبول کنید؛ این امر نشان دهنده ضعف فردی شما نیست. به خودتان وقت بدهید، اصلاً لازم نیست خیلی سریع خودتان را هل بدهید و انتظار داشته باشید که خیلی زود به شرایط آرمانی گذشته بازگردید.

برخی از افراد ظرف چند ماه از این بیماری نجات پیدا می کنند، اما علائم بیماری در برخی دیگر برای سال ها به قوت خود باقی خواهد ماند.

شاید کارها هیچ وقت آنطور که در گذشته بودند، نشوند، اما این امر بدان معنا نیست که شما نمی توانید از زندگی لذت ببرید و یا مجدداً خوشحال باشید. باید به دنیا ثابت کنید که انسان قوی و سرسختی هستید.

شما همان چیزی می شوید که فکر می کنید.

اگر معتقدید پیشامدها آن شکلی که آرزو می کنید خواهند بود ، پس اتفاقات به همان صورت رخ خواهد داد . اگر معتقدید پیشامدها شکل زندگیتان را تعیین می کنند، همیشه قربانی باقی می مانید.

قربانی بودن فواید دارد و راحت هم هست! چون همیشه کسانی اطرافتان هستند که از شما حمایت کنند یا برایتان تأسف بخورند. حالا فکر کنید چه اتفاقی می افتاد اگر در زندگی نقش قربانی را بازی نمی کردید؟ دنیا چه مشکلی پیدا می کرد اگر زندگی را با تمام جنبه هایش می پذیرفتید و هر روز با طلوع آفتاب، امواج درخشان حیات را از خود ساطع می کردید؟

● اثر کیفیت تصمیم گیری بر زندگی
شما به دلیل انتخاب هایی که در زندگی انجام داده اید در جایگاه کنونی تان قرار دارید. اگر امید دارید آینده بهتر از گذشته باشد، لازم است انتخاب های بهتری انجام دهید. آیا در دریایی از وام و بدهی غرق شده اید؟ قرار گرفتن در چنین وضعیتی چه احساسی دارد؟ من در این موقعیت بوده ام و می دانم احساس خوبی نمی توان داشت. به هر حال اگر دنبال کمک هستید آن را فقط نزد خودتان پیدا می کنید. کافی است تصمیم بگیرید و عمل کنید. برداشتن اولین گام به سوی بهبود وضعیت ، سخت است. ولی همین قدم ، بهبود را به دنبال می آورد. اگر تصمیم بگیرید و اولین قدم را بردارید، یعنی پشتکار دارید و دوام می آورید.
زندگی شما چطور می گذرد؟ آیا امور مادی و دنیوی تمام آن را فرا گرفته؟ آیا می توانید خود را از انبوه جمعیت کنار بکشید و مستقل باشید؟ برای روزنامه خواندن چقدر وقت می گذارید؟ اصلاً مطالعه می کنید؟ آیا از روند امور راضی هستید؟ وضعیت شغلی تان چطور است؟ شما می توانید در مورد این مسائل تصمیم بگیرید.

● روز جدید را متفاوت شروع کنید
خورشید هر روز طلوع می کند. خورشید در مورد زندگی شما چیزی نمی داند. همان کاری را در پیش می گیرد که فرض است هر روز انجام دهد. تصور کنید اگر خورشید مثل شما بود چه اتفاقی می افتاد؟ آیا هر روز طلوع می کرد و جهانی از زیبایی به وجود می آورد؟ شما خورشید نیستید ولی برخلاف خورشید قدرت انتخاب دارید. فقط خودتان قادرید نحوه گذران هر روز را تعیین کنید. اگر در آن روز به دنبال موضوعات منفی هستید، انتظار آنها را هم بکشید. چون پیش می آیند. اگر از روزی که سپری می کنید، ساعاتی هیجان انگیز و توأم با چالش را طلب می کنید، تمام اینها به شما داده می شود. چون خودتان آنها را فرا می خوانید. مثل اسب مسابقه ای که آموزش دیده و به محض باز شدن دروازه ها به جلو می جهد، فکر شما هم باید چنان قدرت تطبیقی با شرایط پیدا کند که به محض زنگ زدن ساعت، آماده مواجهه با روز نو باشید.

● رویارویی خوب است
اگر هنگام برخورد با شرایطی که شما را دچار رنجش و زحمت می کند، سخت ترین انتخاب زندگیتان را انجام دهید زندگی بهتری در پیش خواهید داشت. آیا اطرافیان از موضوعاتی صحبت می کنند که نمی خواهید بشنوید؟ به حرفهایشان گوش دهید. آنها سعی دارند کمک کنند. همین اصل را در قبال جریاناتی که ناراحتتان می کنند، در پیش بگیرید. در صورتی از برخورد با این پیشامدها پیروز و موفق بیرون می آیید که در واقع بر آنها مسلط شوید و در نوع برخورد مهارت پیدا کنید؛ راه دیگری وجود ندارد.
اما به هر حال شما ساخته و پرداخته گذشته تان هستید. برای ساختن آینده ای درخشان تر چه کاری می توانید انجام دهید؟ یک دسته کاغذ و قلم مقابلتان قرار دهید. حالا اسم خودتان را روی کاغذ بنویسید. این کار به نظر احمقانه می رسد. اما می خواهیم به نظریه ای برسیم. شما توانستید تصمیم بگیرید و اسمتان را روی کاغذ بنویسید. بنابراین چه چیزی شما را از حمله به مشکل بزرگتر باز می دارد؟ هیچ اجباری در نوشتن نامتان روی کاغذ وجود نداشت. در واقع ترس از نتیجه کار است که شما را از حل مشکلات باز می دارد. اما نکته خنده دار این است که انجام ندادن کاری به خاطر ترس، به طور اتوماتیک نتیجه بدتری به بار می آورد. بنابراین انجام کار، یگانه راه طبیعی مواجهه با مشکل است. حالا موضوعی را که تاکنون شما را بیش از هر چیزی رنجانده ، یادداشت کنید. سپس اولین کاری را که می توانید برای اصلاح و حل مشکل انجام دهید بنویسید و به آن عمل کنید. می بینید که این کار به آن سختی که تصور می کردید، نبود.

غلبه بر استرس در 10 دقيقه!

غلبه بر استرس در 10 دقيقه!
استرس همیشگی می تواند به قلب آسیب رساند و حتی گرفتگی شریانهای قلبی را تشدید کند. تحقیقات جدید نشان می دهد این شرایط باعث ایجاد برخی از هورمونهای استرس در جریان خون می شود که ضعف سیستم دفاعی بدن را موجب می گردد و ما را در مقابل بیماریهای عفونی مانند سرماخوردگی و آنفلوآنزا آسیب پذیرتر می کند، همین طور ارتباط تنگاتنگی بین بیماریهایی از قبیل سوزش معده و تبخال تا آسم و سرطان با سطوح بالای استرس در بدن وجود دارد. افزایش استرس حتی می تواند افت حافظه را با بالا رفتن سن تشدید کند. ولی نگران نباشید. راه های اثبات شده ای وجود دارند که استرس را از بین می برند. در طول این هفته، روزانه یک روش از تکنیک های پیشنهاد شده را امتحان کنید. بعضی از آنها بهتر از روشهای دیگر اثر می کنند. آنچه مهم است اینست که دو یا سه روش موثر در مورد خودتان را به هنگام افزایش استرس دنبال کنید.

● کاری انجام ندهید

حداقل یک بار در روز، پنج یا ده دقیقه آرام بنشینید و کاری انجام ندهید. به صداهای اطراف، احساستان و هر گونه کششی در گردن، شانه ها، بازوها، سینه و غیره تمرکز کنید.
رابین گیوث، موسس و مدیر مرکز مدیریت استرس مارین می گوید: «این یکی از مشکلترین کارها برای اکثر مردم است. چرا که شدیدا عادت کرده ایم راجع به ارزش کارهایی که انجام می دهیم فکر کنیم. انجام ندادن هیچ کاری یک جنگ واقعی است.» نشستن، به تنهایی ضربان قلب را کاهش می دهد و فشارخون را پائین می آورد، یعنی با دو مورد از آشکارترین تاثیرات استرس مقابله می کند. همچنین دیدگاه شما را عوض می کند و احساس کنترل بر موقعیتها را افزایش می دهد. جیمز کارمودی فیزیولوژیست و مدیر تحقیقات مرکز تکامل ذهن در دانشگاه ماساچوست می گوید: «مطالعات نشان می دهد که موقعیتهای بسیار استرس زا مواردی هستند که نمی توانیم آنها را کنترل کنیم. ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم، آینده را هم نمی توانیم پیش بینی کنیم.»

● با صدای بلند بخندید

همیشه موضوعی برای خنده در دست داشته باشید، این موضوع می تواند ، مجموعه ای از تکه های طنز مورد علاقه تان، یا صداهای بامزه ای که فرزندتان یا یک دوست از خودش درمی آورد باشد. حتی می توانید چند لحظه در مورد تماشای سریال کمدی مورد علاقه تان فکر کنید. اغلب در طول روز یکی از این موارد را انجام دهید.
لی بارک یک پژوهشگر می گوید: «یکی از موثرترین روش های کاهش استرس شب هنگام اتفاق می افتد، یعنی هنگامی که مشغول تماشای سریال مورد علاقه تان پس از یک روز طولانی هستید. تحقیقات برک در دانشگاه لومالیندا موسسه بهداشت عمومی در کالیفرنیا نشان می دهد که خنده خوب سطوح کورتیزول و اپینفرین هورمون های استرس را کاهش می دهد و سیستم دفاعی بدن را بهبود می بخشد. علاوه بر آن، تاثیرات مفید یک خنده از ته دل و خوب، به مدت ۲۴ ساعت باقی می ماند. برای یادآوری مجدد می توانید آن را برای دوستان خود نیز تعریف کنید.»

● موسیقی گوش دهید

هنگامی که با یک کار دلهره آور مواجه می شوید، به موسیقی گوش فرا دهید - این موسیقی می تواند از نوع کلاسیک، ملی یا جاز باشد - در محل کار هم می توانید از سی دی درایو کامپیوتر خود استفاده کنید تا موسیقی قابل دسترستان باشد. در تحقیقی که در دانشگاه موناش در ویکتوریای استرالیا انجام شد، به دو گروه از دانشجویان گفته شد تا یک نطق شفاهی تهیه کنند. بعضی در سکوت کار کردند، عده ای دیگر به مجموعه موسیقی گوش دادند. استرس باعث افزایش فشارخون و بالا رفتن ضربان قلب کسانی که در سکوت کار می کردند شد، ولیکن در داوطلبانی که در گروه موسیقی بودند، مقادیر فوق ثابت باقی ماند. از طرفی آنها اعلام نمودند که استرس کمتری در ضمن کار احساس کردند.

● مثبت بیندیشید

به شخص یا چیزی که عمیقا مورد علاقه تان است (در هر مکان) از۵ثانیه تا ۵ دقیقه فکر کنید. یا منظره ای از یک تعطیلات آرام را تصور کنید یا عبارتی که باعث ایجاد احساس مثبتی نسبت به خود و جهان اطرافتان می شود را در ذهنتان مرور کنید. به نظر می رسد که فکر کردن همانند پندی از یک کارت تبریک است! شاد فکر کردن و افکار آرامش بخش می تواند با تغییرات فیزیولوژیک که هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتند مقابله کند.

● قدم بزنید

از پشت میز، صندلی در هر موقعیتی که هستید ، بلند شوید و ۱۰ دقیقه راه بروید. بسیاری از مردم این حس درونی را دارند که پیاده روی به آرامششان کمک می کند. امروزه دانشمندان در حال اثبات این موضوع هستند. در تحقیقاتی که در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۲ انجام گرفته، محققان اشخاصی را که از بستگان بیمار خود نگهداری می کردند مورد توجه قرار دادند. (این موقعیت به گونه ای است که هرکدام از ما نیز در این شرایط با استرس مواجه می شویم.) در این مورد تحقیقات دانشمندان نشان داد، افرادی که ۴ بار در هفته پیاده روی می کنند استرس کمتری دارند و راحت تر می خوابند. همچنین آزمایشات نشان دادند که فشارخون این افراد در هنگام استرس ثابت باقی می ماند.

● نفس عمیق بکشید

برای پنج دقیقه، تنفس خود را آهسته تر کنید و در حدود۶ بار در دقیقه نفس بکشید. به عبارت دیگر، مدت ۵ ثانیه عمل دم، ۵ ثانیه عمل بازدم انجام دهید.
عموما تمایل داریم که تنفس تند و سطحی داشته باشیم، به خصوص هنگامی که احساس فشار می کنیم. چند نفس عمیق شما را مجبور می کند که شانه های خود را بکشید و ماهیچه های سفت را شل کنید. براساس یک تحقیق بین المللی در سال ۲۰۰۱، تنفس آرام مزایای غیرقابل پیش بینی دیگری نیز دارد.

● با آرامش برخیزید

درست قبل از ترک تختخواب و بلافاصله بعد از اینکه زنگ ساعت در صبح به صدا درآمد،۵ دقیقه برای آرام کردن بدنتان وقت صرف کنید. با منقبض کردن انگشتهای پا شروع کنید، سپس با اختیار خود آنها را شل کنید. بعد در مورد ماهیچه های کف پا و سپس عضله های ساق پا و ران پا و باسن همین کار را انجام دهید.
به طرف بالا این روش را ادامه دهید تا بالاخره با جمع کردن و سپس شل کردن عضله های صورت به آن خاتمه دهید. یک متخصص استرس می گوید: «اگر روز خود را با تنش آغاز کنید، موقعیت ها به گونه ای خواهد بود که تمام روز احساس تنش می کنید. اگر مشکلاتتان را باخود به رختخواب ببرید، احتمالا خواب شما را مختل می کند و این به معنای تنش بیشتر است. تحقیقات نشان می دهد، افرادی که از خواب محروم می شوند، میزان هورمونهای استرس در آنها افزایش پیدا می کند.» او همچنین می گوید: «هر روز خود را، با یک یا دو دقیقه آرامش بخشیدن به خود آغاز کنید و به پایان برسانید.»

خصوصیات شخصیتی افراد چپ دست و راست دست

www.FunShad.com | بزرگترين سايت فرهنگي و تفريحي ايرانيان 

شما با دست چپ می نویسید یا با دست راست؟ پژوهشگران معتقدند هر یک از این دو گروه دارای ویژگی های خاصی هستند . مانند ...

پژوهشگران اسپانیایی در تحقیقات خود نشان دادند که افراد چپ دست خوبیهای دنیا را در نقطه مقابل راست دستها می بینند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه گرانادا با بازنگری تعداد زیادی از مطالعات مربوط به راست دستها و چپ دستها دریافتند دستی که افراد با آن می نویسند نگاه آنها را نسبت به دنیا تغییر می دهد و می تواند بر روی روش این افراد در دیدن مفاهیمی چون خوبی و بدی تاثیر بگذارد. به طوری که چپ دستها خوبی دنیا را در سمت چپ و راست دستها آن را در طرف مخالف می بینند.

برپایه این تحقیقات، تجربیات ادراکی و حرکتی به طور اجتناب ناپذیری با دستی که قدرت بیشتری دارد ارتباط دارند و تا حد چشمگیری بر روی چگونگی نگاه ما به دنیا و درک مفاهیمی چون خوبی و بدی اثر می گذارند.

چپ دستها در اقلیت قرار دارند و تنها حدود 10 درصد از جمعیت جهانی را تشکیل می دهند. چپ دستی به دلیل قدرت بیشتر نیمکره راست مغز است در حالی که در راست دستها قدرت نیمکره چپ بیشتر است.

اغلب گفته می شود که این تفاوت مغزی موجب می شود که چپ دستها باهوش تر و خلاق تر از راست دستها باشند و این فکر از این ناشی شده است که بسیاری از هنرمندان و نوابغ گذشته از دست چپ (دست شیطان) استفاده می کرده اند.

در گذشته به این دلیل به دست چپ دست شیطان می گفتند که در راست دستها به عنوان یک دست از کارافتاده و بی مصرف شناخته می شده و تمام قدرت و توانایی فرد در دست راست بوده است.

به دلیل در اقلیت قرار گرفتن این افراد، از نظر فرهنگی پیش داوریهای زیادی درباره چپ دستها می شود.

اکنون این محققان اسپانیایی در بررسیهای خود نشان دادند که چپ دستها "چشم انداز چپ" دنیا را دارند.

تحقیقات گذشته دانشمندان دانشگاه استانفورد نشان می داد زمانی که از یک چپ دست خواسته می شود که اشیاء و یا افراد را با یک مفهوم ذهنی مثبت در فضای یک نمودار قرار دهد آنها را در سمت چپ قرار می دهند در حالی که مفاهیم منفی را در طرف راست می گذارند اما راست دستها مفاهیم مثبت و منفی را در جهت مخالف قرار می دهند.

همچنین در یک نقاشی، اشیاء و افرادی که طرف چپ چیده می شوند از نظر یک چپ دست همیشه مثبت هستند در حالی که برای راست دستها منفی به نظر می رسند.

این محققان در این خصوص توضیح دادند: "سیستم نمادگرایی دنیا بیان می دارد که راست نماد خوبی و چپ نماد بدی است. این درحالی است که تجربه حسی- حرکتی چپ دستها موجب می شود که نمادهای آنها در نقطه مقابل باشد.

براساس گزارش آنسا، این نشان می دهد که نظام جهانی نمادها از سوی راست دستها تعیین شده است.

اثرات روانی موسیقی

موسيقي، سواي تأثيرات فيزيولوژيايي، روي روحيه نيز اثر مي‎گذارد كه از جمله مي‎توان به هراس و افسردگي اشاره كرد. معمولاً بيشتر اشخاص به تأثير موسيقي بر روي خود اشاره مي‎كنند.

دستگاه مغز و به خصوص هيپوتالاموس، جايگاه نرون‎هايي است كه وقتي از ناحيه ‎ي حس شنوايي تحريك شدند، مي‎توانند روحيه و احساسات شخص را تغيير بدهند. در حالي كه اشخاص، معمولاً در سطح ذهن هشيار به تأثير موسيقي روي روحيه پي مي‎برند، محرك شنوايي مي‎تواند بر ذهن ناهشيار نيز نفوذ كرده به سهم خود، روي روحيه ‎ي اشخاص تأثير گذارد. براي اندازه‎ گيري تأثير موسيقي پس زمينه روي كساني كه در سوپرماركت‎ها خريد مي‎كنند، مشخص گرديد كه خريداران، وقتي موسيقي ملايمي پخش مي‎شود، بيشتر در راهروهاي بين قفسه ‎هاي اقلام فروشگاه وقت صرف مي‎كنند و در نتيجه ميزان فروش افزايش مي‎يابد. در ضمن، ثابت شده كه پخش موسيقي ملايم در مطب پزشكان و دندان‎پزشكان تأثيرات آرام كننده ‎ي فراوان دارد.
موسيقي مي‎تواند احساسات توأم با استرس را تخفيف بدهد. در زماني كه سينما هنوز صامت بود، در سالن‎هاي سينما براي بالا بردن احساسات تماشاچيان، در صحنه ‎هاي عاشقانه، از نوازندگان پيانو استفاده مي‎كردند. به اين شكل كه وقتي تصوير يك صحنه‎ ي عاشقانه روي پرده نمايش داده مي‎شد، يك نوازنده ‎ي پيانو آهنگ خوشايندي را در لحظه مي‎نواخت. بعد از آن و با صدادار شدن فيلم‎هاي سينمايي، از موسيقي به ميزان وسيعي در فيلم‎ها استفاده شد.
در حالي كه امروزه، پخش موسيقي در فروشگاه‎ها و آسانسورها بسيار رايج است، در اتاق‎هاي عمل نيز موسيقي پخش مي‎شود تا بر سرعت التيام بيفزايد. براي اندازه ‎گيري تأثير موسيقي روي بيماران مشوش بيمارستان‎ها، دكتر «هلن بوني»، موسيقي درمانگر، نوارهايي از موسيقي تهيه كرد تا در بخش مراقبت‎هاي ويژه‎ي بيمارستان جفرسون در پورت تاون سند ايالت واشينگتن و بيمارستان ديگري در بالتيمور پخش شوند. معلوم شد كه پخش موسيقي، روي فشار خون، ضربان قلب، تنفس و تنش‎هاي عضلاتي تأثير آرام‎بخش دارد. پخش موسيقي، به افزايش خواب بيماران كمك مي‎كرد و از شدت اضطراب و افسردگي آن‎ها مي‎‏كاست.
موسيقي، روي احساس و انديشه ‎ي انسان تأثيراتي بر جاي مي‎‏گذارد كه از عهده ‎ي زبان و كلام ساخته نيست. موسيقي مي‎تواند دفاع‎هاي قدرت‎مند احساس را درهم فرو ريخته و ابراز احساسات را ميسر سازد. به همين دليل، روان‎شناسان و روان‎پزشكان براي تخليه ‎ي بسياري از هيجانات پنهان هم چون خشم، از موسيقي استفاده مي‎كنند.
ترديدي نيست كه موسيقي، روي احساسات در سطح هشيار و ناهشيار تأثير فراوان دارد. انواع مختلف موسيقي، مي‎تواند روي برافروختگي و نيز آرامش انسان تأثير گذارد. در جريان يك بررسي و به منظور ارزيابي رابطه ميان انواع موسيقي، انتخاب موسيقي و لذت و شادي و حالات آرميدگي، والري استراتون و آنتوني زالانوسكي (1984) به اين نتيجه رسيدند كه يك موسيقي خاص روي همه ‎ي اشخاص توليد آرميدگي نمي‎كند، بلكه ميزان علاقه ‎‎ي اشخاص به موسيقي انتخاب شده، در ايجاد آرميدگي مؤثر است. در جريان يك بررسي ديگر، ويليام ديويس و ميشل توت (1989) بر آن شدند كه ببينند در نظر اشخاص مختلف كدام موسيقي آرامش بخش ارزيابي مي‎شود. در اين بررسي مشخص گرديد كه نواهاي مختلف، روي اشخاص مختلف، اثرات متفاوت بر جاي مي‎گذارد.

اخبار روان شناسی : مغز نمی تواند بیش از 150 دوست را بپذیرد.

نتایج تحقیقات دانشمندان انگلیسی نشان می دهد که از دوره ما قبل تاریخ تا دنیای مجازی روی وب، مغز انسان تنها قادر به پذیرش تنها 150 دوست بوده است.

"اعتیاد به دوست" روی شبکه های اجتماعی امروزه به یک نگرانی بزرگ تبدیل شده است. این درحالی است که نتایج تحقیقات محققان دانشگاه آکسفورد نشان می دهد که فضای "نئوکورتکس" مغز برای دوست یابی از یک محدودیت برخوردار است و قادر نیست که بیش از 150 دوست را برای خود تعریف کند.

نئوکورتکس مسئول پردازش افکار آگاهانه و زبان است و توانایی ایجاد تماس این فضای مغزی با دیگران تنها برابر با 150 نفر است. بنابراین بهتر است که این محدودیت به جای آنکه صرف افراد ناشناس شود برای دوستی با آشنایان مورد استفاده قرار گیرد.

این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "در کل، دنیای اجتماعی ما بسیار کوچک است حتی اگر اینترنت امکان وسیع کردن این دنیا را از طریق ارسال کارت پستالهای مجازی برای هزار و 500 دوست اینترنتی فراهم کند باز تنها 150 دوست واقعا می توانند در ذهن یک فرد بگنجند."

به طور خلاصه یک شخصیت مجازی (آواتار) همان ابعاد یک فرد در پوست و استخوان را دارد چرا که این مغز است که باید هر دو دنیای مجازی و واقعی را شکل دهد و از آنجا که تواناییهای مغز به ساختار فیزیکی آن محدود می شود بنابراین دوست یابی بیش از حد در یک دنیای مجازی بی فایده است.

این محققان انگلیسی به منظور دستیابی به این نتایج، ترافیک آنلاین کسی که هزاران تماس مجازی بر روی شبکه های اجتماعی دارد را با کسی که تماسهایش به چند صد دوست محدود می شود مقایسه کردند. نتایج این تحقیقات نشان داد که تفاوت زیادی میان این دو فرد در کیفیت ارتباط با دیگران وجود ندارد.

این بررسیها در ادامه یک سری از تحقیقاتی انجام شد که این دانشمندان در دهه 90 و با بررسی پویاییهای اجتماعی گروههای نوجوانان، محیطهای کاری و قبایل ما قبل تاریخ انجام داده بودند.

نتایج تمام این تحقیقات نشان می دهد که در تمام دوره های تاریخی، انسان تنها توانسته است روابط مهم خود را با حداکثر 150 نفر حفظ کند.

به گفته این دانشمندان، هر یک از ما پنج فرد بسیار صمیمی در زندگی خود داریم و پس از این افراد، دوستان و آشنایان بر پایه میزان صمیمیت در مغز دسته بندی می شوند و تنها 150 دوست می توانند وارد لیست این طبقه بندیهای مغز شوند.

براساس گزارش PC World، این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "ما می توانیم هزار اسم را در پروفایل خود در یک شبکه اجتماعی داشته باشیم اما بدون ایجاد تماس در دنیای واقعی هیچ دوستی واقعی رخ نمی دهد و بنابراین پیش از ورود به یک زندگی مجازی باید قبول کنیم که مغز ما انتخاب اجباری خود را از قبل کرده است."

روان شناسی شخصیت.احساس خود ارزشمندی

نظریه پردازان شخصیت، همگی بر این عقیده اند که داشتن خود ارزشمندی نقش اساسی در رشد سالم شخص دارد و اظهار می دارند که زندگی سالم روانی تنها در سایه احساس ارزش خود مثبت شکل می گیرد.
خود ارزشمندی تجربه توانا بودن برای مقابله با مسائل اساسی زندگی و احساس شایستگی و خودباوری است. خود ارزشمندی از دو مقوله تشکیل یافته:

 

 

 

 

 

 

) احساس کارآمدی شخص:
به معنای اعتماد به عملکردهای ذهنی و توانایی های خود برای فکر کردن، یاد گرفتن، قضاوت کردن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن و مهم تر از همه به معنای مقابله و غلبه بر مسائل و مشکلات متعدد و مختلف زندگی و کنترل خود است.
۲) احترام به خود:
به معنای باور داشتن حق خود برای زندگی کردن و خوشحال بودن و فراتر از آن باور داشتن خود برای ابراز ایده ها، احساسات، خواسته ها، نیازها و سزاوار بودن برای رسیدن به هدف و موفقیت است و خود را شایسته محبت و احترام دیگران دانستن است.
اینکه گفته می شود احساس با ارزش بودن نیاز اساسی هر انسانی است بدین معناست که خود ارزشمندی نقش حیاتی در فرآیند زندگی ایفا می کند و در حقیقت برای بقا و زیستن ضروری است. به نظر راجرز تصویر خویشتن رشد یافته، انسان را به سوی سازگاری با جهان بیرون سوق می دهد.
خود ارزشمندی در واقع به منزله سیستم خودآگاهی ایمن عمل می کند و مقاومت، قدرت و توانایی لازم را برای بازسازی ایجاد می کند و بدون آن رشد روانی فرد مختل می شود و زمانی که احساس خود ارزشمندی پایین است:
- قدرت مقابله و میزان انعطاف پذیری شخص در برابر مشکلات و سختی ها کاهش می یابد.
- شخص دچار آشفتگی، اضطراب و پریشانی می شود.
- شخص خود را درمانده و شکست خورده می پندارد.
- شخص بیشتر می خواهد از غم و اندوه اجتناب کند تا بخواهد شادی و نشاط را تجربه کند.
- موارد منفی بیشتر از موارد مثبت بر فرد حکمرانی و تسلط دارد.
- پیشرفت آنها کمتر از حد واقعی شان است.
- قادر نیستند از موفقیت خود خوشحال شوند و رضایت درونی به دست آورند.
- نسبت به احساسات و افکار خود تردید و از ابراز آن ترس دارند.
- تمایل چندانی برای تعامل با دیگران ندارند و گاه آن را خصمانه تلقی می کنند.
بنا به نظر کوپراسمیت احساس خود ارزشمندی ارزشیابی و قضاوتی شخصی است از شایستگی خود که ویژگی عامل شخصیت است نه یک نگرش لحظه ای برای موقعیت های خاص. به نظر وی والدین مهم ترین عامل رشد احساس خود ارزشمندی سالم در کودکان و نوجوانان هستند.
والدین می بایست اصول ذیل را در رفتار با کودکان و نوجوانان جهت رشد خودارزشمندی رعایت کنند:
۱) فرزندان را با عشق و احترام بزرگ کنند و این احساس را در آنها ایجاد کنند که به اندازه کافی خوب و قابل قبول هستند.
۲) در محیطی حمایت کننده نقش های مناسب و قابل اجرا را به آنها محول کنند.
۳) از آنها متناسب با توانایی هایشان انتظار و توقع داشته باشند.
۴) آنها را دچار تناقض نسازند.
۵) برای کنترل آنها به رفتارهایی نظیر مسخره کردن، ایجاد احساس گناه، تحقیر کردن و سو»رفتار جسمی متوسل نشوند.
۶) از هر فرصتی استفاده کنند تا به آنها نشان دهند که به شایستگی و خوب بودنشان اعتقاد دارند.
۷) آنها را برای آشکار ساختن احساسات غیرقابل قبول مجازات نکنند.
۸) توانایی خویشتن داری را در آنها پرورش دهند.
۹) آنها را به اندازه ای حمایت و محافظت کنند که یادگیری و اعتماد به نفسشان خدشه دار نگردد.
۱۰) احساسات و افکار آنها را ارزشمند و با اهمیت تلقی کنند.