اطلاعیه !!!
انجمن روان شناسی برگزار می کند :
کارگاه تکنیک های مشاوره با استاد امینی
هزینه : ۲۵۰۰۰ تومان
و
کارگاه سی بی تی CBT
(درمان شناختی ـرفتاری) با استاد جواهری
هزینه : ۵۵۰۰۰ تومان
ثبت نام : سه شنبه ساختمان شماره ۳ - از ساعت ۸ صبح
انجمن روان شناسی برگزار می کند :
کارگاه تکنیک های مشاوره با استاد امینی
هزینه : ۲۵۰۰۰ تومان
و
کارگاه سی بی تی CBT
(درمان شناختی ـرفتاری) با استاد جواهری
هزینه : ۵۵۰۰۰ تومان
ثبت نام : سه شنبه ساختمان شماره ۳ - از ساعت ۸ صبح
بشر پر حرف ترین موجود روی زمین است.
محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در این مدت انسان 13 سال حرف می زند، 6 سال غذا می خورد و 23 سال نیز می خوابد.
هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا می خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کیلو گرم بگیریم باید گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا می خورد.
در مدت یک روز یا 24 ساعت 1000 لیتر هوا تنفس میکند و قلبش در هر 1 دقیقه 80 تا 100 بار می زند. با این شرایط قلب انسان در طول زندگیش دو میلیارد و 58 میلیون بار بدون وقفه و اغلب بدون کوچکترین مشکلی می زند.
حساسترین عضو بدن چشم است که می تواند 10 هزار رنگ را تشخیص دهد.
نوزادان تا 8 ماهگی دنیا را سیاه وسفید می بیند.
انسان تنها موجودی است که راست قامت است و روی دو پا راه می رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر می دارد یعنی 7 میلیون قدم در سال. در 70 سالگی تعداد این قدمها به 500 میلیون می رسد یعنی 500 هزار کیلومتر راه رفته.
با این محاسبات می توان نتیجه گرفت که هر فرد در طول زندگیش می تواند 9 بار کره ی زمین را دور بزند و با پای پیاده به کره ی ماه برود با توجه به اینکه فاصله زمین تا ماه 390 هزار کیلومتر است .....
بدن انسان به وسیله ی پوشش شگفت انگیزی محافظت میشود این پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 میلیون میکروب روی آن مینشیند و 29 میلیون آن کشته میشود و پس از 2 ساعت از این 30 میلیون فقط 7 هزار تای آن باقی می ماند.
در بدن انسان بین 2 تا 4 میلیون نقطه ی درد و جود دارد که حساسیت آن نسبت به موقعیت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگیزی دارد و می تواند گرمای 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتی اگر به تدریج گرم شود در فضای خشک می تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترین میزان برودت که بدن قادر به ایستادگی در برابر آن است 27 درجه زیر صفر است.
انسان می تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند.
فاصله بين مچ دست تا ارنج برابر با طول كف پا است .
قلب شما روزي ۱۰۱۰۰۰ بار ميتپد.
دهان شما روزي يك ليتر بزاق توليد ميكند .
به طور متوسط هر انسان ميتواند يك دقيقه نفس خود را حبس كند ركورد اين ماده در جهان ۷.۵
دقيقه است.
به طور موسط شما روزي ۵۰۰۰ كلمه صحبت ميكنيد كه ۸۰٪ ان با خودتان است. !
در ۱۵۰ سال گذشته ميانگين قد افراد در كشور هاي صنعتي ۱۰ سانتي متر رشد داشته است .
از دست دادن تنها ۱٪ از اب بدن موجب تشنگي ميشود.
مردان روزي ۴۰ و زنان روزي ۷۰ تار مو از دست ميدهند.
يك انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.
عضله اي كه به شما امكان چشمك زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور
متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمك ميزنيد.زنن دو برابر مردان چشمك ميزنند .!!
حدود ۱۳٪ مردم چپ دست هستند . اين رقم در گذشته ۱۱ ٪ بود .
ناخن هاي دست ۴ برابر سريعتر از ناخن هاي پا رشد ميكنند .
حدودا دو سوم وزن بدن از اب تشكيل شده است .۹۲٪ خون ۷۵٪ مغز و۷۵٪عضلات از اب
تشكيل شده اند .
.
ستاره باران به نقل از روزنامه اعتماد – با انتخاب میوه مورد علاقه تان به چگونگی شخصیت خود پی می برید
فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلو شما است. میوه مورد علاقه تان را از بین سیب، پرتقال، هلو، گلابی، گیلاس، موز، نارگیل، انگور سیاه و آناناس بردارید ولی دقت کنید، ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود…
در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.
● سیب
اگر سیب میوه مورد علاقه شما است فردی افراطی هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. رک گو هستید و از مسافرت لذت می برید.
می توانید خیلی خوب رهبری یک گروه را به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید. اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیان تان بی همتا است.
● پرتقال
فردی صبور و پرطاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و نزد اطرافیان تان قابل اعتمادید. شریک زندگی خود را با دقت و تمام احساس قلبی تان انتخاب می کنید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب می کنید.
● هلو
رفتار دوستانه یی دارید. رک گو و پرحرف هستید که به جذابیت شما می افزاید. رفتار ناشایست دیگران را خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید و رگه هایی از استقلال طلبی و بلندپروازی در شخصیت شما دیده می شود که باعث شده شخصی زرنگ و فعال جلوه کنید. کمال طلب، احساساتی، صادق و باوفا هستید. به هر حال دوست ندارید همه امیال خود را در مقابل دیگران نشان دهید.
● گلابی
اگر تمام توجه تان را به کاری معطوف کنید می توانید آن را با موفقیت انجام دهید. گاهی در انجام کارهایتان بی ثبات و متغیر هستید و مایلید که از نتایج سعی و تلاش خود خیلی سریع مطلع شوید.
از شرکت در بحث های خوب و مفید لذت می برید. بی طاقت هستید و زود هیجان زده می شوید. با توجه به اینکه به سرعت دوستی های خود را بر هم می زنید نگهداری رفقا برای شما چندان ساده به نظر نمی رسد.
● گیلاس
اگر گیلاس میوه مورد علاقه شما است زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و نشیب های زندگی مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به شیوه یی برای دریافت مقدار زیادی پول فکر می کنید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه هستید.
یک شریک زندگی صادق و باوفا محسوب می شوید ولی ابراز احساسات برایتان کار ساده یی نیست. خانه شما در حکم پناهگاهتان است و از هیچ چیز به اندازه اینکه در کنار فامیل های نزدیک و افراد موردعلاقه تان باشید، لذت نمی برید.
● موز
فردی با محبت، ملایم، خونگرم و دلسوز هستید. اغلب اوقات از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی احساس ترس در شما دیده می شود.
برخی مواقع مردم از اخلاق خوب شما سوءاستفاده می کنند. شریک زندگی خود را تحت هر شرایطی که از نظر روحی و جسمی داشته باشید، می پرستید و ارتباطات شما با دیگران در وضعیت متعادلی قرار دارد.
● نارگیل
جدی، متفکر و اندیشمند هستید. اگرچه از روابط اجتماعی تان لذت می برید ولی در انتخاب شریک زندگی بسیار سخت گیر هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید ولی لزوماً بی پروا نیستید.
زیرکی، تیزهوشی و گوش به زنگ بودن از دیگر خصوصیات شخصیتی شما است. باید مطمئن شوید که در هر زمینه یی و به ویژه از لحاظ شغلی در رأس امور قرار دارید. شریک زندگی شما باید فرد باهوشی باشد. احساسات در زندگی برای شما مهم است اما به طور حتم همه چیز نیست،
● انگور سیاه
به طور کلی فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه بازمی گردید. از زیبایی در هر نوع آن لذت می برید. فرد محبوبی هستید شما سرشت خونگرم و سخاوتمندی دارید.
میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید. شریک زندگی تان باید در هیجانات شما سهیم شود و از پیشنهادات تان لذت ببرد.
● آناناس
به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شما است.
توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید و از حجم زیاد وظایف اطرافتان نمی هراسید. سعی دارید در روابط خود با دیگران متکی به نفس، صادق و درستکار باشید.
این یک تست خودشناسی است که شما می توانید با پاسخ دادن به سوالات خود را محک زده وبدانید که چقدر جسارت دارید؟
جسارت به معنای پر رویی و گستاخی نیست وحتی به معنی اعتماد به نفس بالا هم نیست! بلکه جسارت به معنی بهترین عملکرد در وضعیت بحرانی است واین رفتار باید به نحوی باشد که انسان متضرر نشود
در اینجا پنج سوال وجود دارد که هر کدام دارای پنج گزینه است وشما دوستان خوبم باید هر یک از سوالات رابر حسب عملکرد خودتان پاسخ دهید وبرای هر سوال یک گزینه را انتخاب نمایید:
۱- تصور کنید که در صف ایستگاه اتوبوس هستید ،زمانی که اتوبوس می رسد شخصی بدون نوبت ،خودش را جلوی شما جا می دهد ومی خواهد وارد اتوبوس شود در این جور مواقع شما معمولاً کدام یک از این اقدامات را انجام می دهید(فقط یک مورد)
A- با او برخورد جدی می کنم ومعمولا بسیار عصبانی وناراحت می شوم.
B- به اونگاه تذکر دهنده ای می کنم وحداکثر سری به حالت تاسف برای کار زشت او تکان می دهم ولی در هر صورت اجازه می دهم سوار شود.
C- از پشت سر به شانه او می زم وبا ارامش به او میگویم : ببخشید آخر صف این جا نیست!
D- در این جور مواقع احتمال دارد با عصبانیت وتندی با او درگیر شوم در هر صورت به هیچ وجه نمی گذرم که جلوتر از من سوار شود.
E- معمولا در این جور موارد به این افراد بی فرهنگ جیزی نمی گویم چون مطمئنم این افراد درست بشو نیستند.
۲- در مواقعی که نمی خواهید با کسی درگیری ومشاجره داشته باشید وبه اصطلاح کوتاه می آیید چه احساسی دارید؟
A- نمی خواهم به خاطر مساله کوچکی درگیر شوم ووقت خود را تلف کنم.
B- می ترسم به خاطر یک مساله کوچک مورد ضرب وشتم قرار گرفته وآسیب جدی ببینم .
C- درگیری را کار درستی نمی دانم ولی اگر مجبور شوم این کار را می کنم .
D- هرگز کوتاه نمی آیم ، به هر قیمتی که برایم تمام شود.
E- در مواقع درگیری احساس خوبی ندارم برای همین درگیر نمی شوم .
۳- تصور کنید که برای دیدن فیلم مورد علاقه تان به سینما رفته اید ودر حین دیدن فیلم متوجه عده ای می شود که در پشت سر شما شروع به صحبت کرده اند به طوری که شما متوجه بعضی از قسمت های فیلم نشده اید در این جور مواقع چه می کنید؟
A- ترجیح می دهم سکوت کنم وچیزی به آنها نگویم در حالی که از درون عصبانی وناراحت می شوم .
B- حتماً به مسئول سالن اطلاع می دهم تا به آنها تذکر دهد.
C- برمیگردم وبا لحنی آرام ومودبانه به آنها می گویم :ببخشید سر وصدای شما نمی گذارد که من متوجه فیلم بشوم .
D- معمولا در این جور موارد نمی توانم جلوی خودم را بگیرم بنابراین به احتمال زیاد با آن ها به شدت برخورد کرده ودرگیر می شوم .
E- در حالی که چند بار برمیگردم فقط به آن ها نگاه اعتراضی آمیزی می کنم ودر نهایت احتمال دارد با عصبانیت سالن سینما را ترک کنم .
۴- شاید برای شما پیش آمده که از فروشگاهی در محله تان کنسروی را خریده باشید ووقتی که به منزل رفتید متوجه شده اید که از تاریخ مصرف آن مدتی گذشته است در این طور مواقع چه اقدامی انجام می دهید ؟
A- قوطی کنسرو را دور انداخته واز فروشگاه دیگری خرید می کنم وشاید چندان عصبانی نشوم.
B- قوطی را بر میدارم وبه نزد فروشنده می روم وبا عصبانیت با او برخورد می کنم وبدون اینکه پول آن را پس بگیرم با ناراحتی برمیگردم وشاید دیگر هرگز از آن فروشگاه خرید نکنم .
c- آن را نزد فروشنده برده وبه آرامی به او میگویم نباید این جور مواد غذایی را بفروشید پس لطفا این را پس بگیرید وپولم را میگیرم وشاید باز هم از آن فروشگاه خرید کنم .
D- شکایتی تنظیم کرده وهمراه با کنسرو به مراجع ذیصلاح رجوع می کنم تا با آن فروشنده برخورد جدی صورت گیرد.
E- در این جور مواقع بسیار ناراحت وعصبانی می شوم وشاید حتی پیش فروشنده نروم ولی در هر صورت هرگز از او خرید نخواهم کرد.
۵- اگر روزی سوار اتوبوس شوید وشخصی از شما بلیت بگیرد وآن را به راننده بدهد بدون اینکه پول آن را بپردازد معمولا در این جور مواقع چه برخوردی می کنید؟
A- من فکر می کنم که یک بلیت ارزش چندانی ندارد.
B- به او می گویم :عذر می خوام پول بلیت مرا بدهید واگر نپرداخت اهمیت نمی دهم .
C- نگاه آرامی به او می اندازم تا خجالت بکشد چون آنقدر پر رونیستم تا پول یک بلیت را بخواهم .
D- با جرات به او می گویم پول بلیت را بدهید واگر نداد او را مجبور می کنم که بلیت مرا پس بدهد .
E- معمولا موارد بزرگ تر وباارزش تری را به دلیل خجالت کشیدن از دست داده ام چه برسد به یک بلیط کم ارزش!
نتایج تست را در ادامه مطلب ببینید:
((جلسات گردهمایی شروع می شود ))
از این هفته :
کلی باهاتون کار داریم اگه علاقه مندی تو فعالیت های انجمن حضور
داشته باشی زود خودتو برسون تا از برنامه ها عقب نمونی![]()
شنبه ۲۲ آبان ۸۹
۱۴:۳۰-۱۶:۳۰
شماره کلاس یه ساعت قبل از جلسه اعلام می شود .
ابتدا یک درخت بکشید. حالا درختی رو كه كشیدین با درختانی که پایین توضیح داده شده مقایسه كنید. ببینید بیشتر شبیه كدومه. بعد شرح مربوط به اون درخت رو بخونید تا درباره خودتون و روحیه تون چیزهای جدید كشف كنید.
1- شاخه های انبوه و گره خورده
شما از نظر منطق و اندیشه به اندازه کافی بالغ شده اید و میتوانید تعادل را در زندگی تان برقرار کنید ، زیرا احساسات پرخاشگرانه و افراطی و خواسته های نامعقول ندارید. اصلاً جاه طلب و افزون خواه نیستید و از رقابت با اطرافیانتان خوشتان نمیآید . بیش از حد به خانه و خانواده و دوستان خود وابسته هستید . تمام مراحل سخت و بحرانی را به خوبی پشت سر میگذارید زیرا در طبیعت شما خصوصیت انفعالی و تأیید پذیری شدیدی نهفته است . بدخواهان ممکن است این آرامش فکری شما را ناشی از تنبلی بدانند.
2 - درختی که بر شاخه ها و تنه آن هاشورزده و سایه انداخته اید
این نقاشی از یک ترس یا نگرانی در ضمیر پنهانتان حکایت میکند . ممکن است نگران از دست دادن کسی باشید، یا از این بترسید که به آرزوهایتان و نقشه هایی که کشیده اید نرسید. این عدم اعتماد به نفس سبب میشود گاهی در وجود خود احساس بی کفایتی کنید. ترسها را از وجود خود دور کنید تا راحت باشید و از احساس زندگی کردن در زیر ابرها رنج نبرید
3 - درخت کاج.. عید نوئل
اگر درختی شبیه کاج های کریسمس کشیده اید نشان میدهد که نمیتوانید با آدمهای الکی خوش و بی بند و بار کنار بیایید . ضمناً کمی بدبین هستید و معتقدید که نباید از روی ظاهر افراد قضاوت کرد؛ زیرا گاهی زیر کاسه نیم کاسه ای است . عقاید محکم و پابرجایی دارید ولی قدرت این را ندارید که عقاید خود را با نرمش و آرامش به دیگران بقبولانید . رشته ای از تلخی در وجودتان است که شما را کمی تلخ و نچسب جلوه میدهد . البته شاید این، ناشی از تجربه های تلخی است که در زندگی گذشته خود داشته اید. باید سعی کنید با این " تلخی" مبارزه کنید و خاطرات بد گذشته را به دست فراموشی بسپارید و از مردم و زندگی با خوشرویی بیشتری استقبال کنید.
4 - درخت میوه دار
اگر درختی که کشیده اید بر شاخه هایش میوه است باید گفت که شما گرفتار یک جور غم خوردن مطبوع در وجود خود هستید . از این که گاهی در افسردگی غرق شوید و غبار اندوه بر صورتتان بنشیند لذت میبرید . در عین حال بسیار مشتاقید که همیشه مورد توجه اطرافیان باشید و گاهی دروغهای کوچکی میگویید تا جلب توجه کنیدو البته گاهی هم از اطرافیان دروغ میشنوید با این حال این دروغها را چون شیرین و رؤیا ساز هستند میپسندید . اگر در نقاشی خود میوه های درخت را به حالت فرو افتادن از شاخه ها نشان داده اید معنایش این است که حس میکنید کسی که دوستش دارید در حال ترک کردن شماست.
5 - شاخه های حلقه حلقه
اگر درخت خود را شبیه این تصویر کشیده اید شما فردی با تمایلات قوی و مستحکم نسبت به آزادی فردی هستید. البته تا حدودی هم منزوی و درون گرایید و شخصیت خودتان را کاملاً به دور از کنترل دیگران قرار می دهید و به ندرت تحت تأثیر سایرین قرار میگیرید . میکوشید طوری زندگی کنید که ایده آل خودتان است و به همین دلیل دوستانتان را با روشن بینی و دقت کافی بر میگزینید . ولی معاشرتهایتان با آنها هرگز از حدودی که تعیین کرده اید نمیگذرد. اعتماد به نفس شما قابل تحسین است .
6 - شاخه های برهنه و نوک تیز
شما همیشه در حالت تدافعی هستید و حس میکنید دیگران می خواهند به نوعی به شما حمله کنند، به همین دلیل در بیشتر موارد ، قبل از هر اقدام از طرف آنها خودتان حمله را آغاز میکنید . میتوان گفت که در شخصیت شما خارهایی هست که خیلی راحت حاضرید آن را به جان و روح اطرافیان وارد کنید . این خارها در ضمن نشانه ی بخشی پنهان در طبیعت شماست که تلخی کلام و دوستانه نبودن رفتارتان را موجب میرود . سعی کنید آرامش داشته باشید و به ضمیر پنهان خود اجازه دهید شما را در جهت دوست داشتن مردم و خوبی ها هدایت کند، تا برای همه محبوب و دوست داشتنی باشید، چون خوشبختانه استعداد محبت و مهربانی کردن در وجود شما نهفته است و شما فقط باید آن را پرورش دهید .
بقیه موارد رو در ادامه مطلب بخونید :
با توجه به نظریه کاترین میرز تمامی مردم در یکی از این شانزده تیپ قرار می گیرند. این بدان معنا نیست که انسان ها منحصر به فرد نیستند.
تمام تیپ های شخصیتی به یک اندازه ارزشمند هستند. هیچ تیپ شخصیتی بهتر یا بدتر نیست،تیپ شخصیتی افراد بیانگر میزان هوش افراد نیست و نمی توان از روی آن موفقیت اشخاص را پیش بینی کرد. اما روانشناسان با توجه به تیپ شخصیتی اشخاص میفهمندکه چه عواملی به آنها انگیزه می دهد و در شرایط گوناگون چه رفتاری بروز می دهند.
MBTI ترجیحات را بر اساس 4 دسته بندی ارائه می دهد :
1- شیوه دریافت انرژی فرد . (درون گرا ، برون گرا )( Extraversion (E) / Introversion (I)
2- انواع اطلاعاتی را که افراد بیشتر متوجه می شوند ، دریافت می کنند و بخاطر می سپارند. (حسی ، شمٌی )( Sensing (S) / iNtuition (N)
3- چگونگی تصمیم گیری فرد . (فکری ، احساسی )( Thinking (T) / Feeling (F)
4- شیوه سازمان دهی دنیای بیرون . (ملاحظه کننده ، داوری کننده )( Judgment (J) / Perception (P)
هر شخص با پیدا کردن تیپ شخصیتی خود، با توانمندی ها و نقاط قابل اصلاح خود بیشتر آشنا می شود .
در حال حاضر از آزمون فوق در اکثر کشور های توسعه یافته برای شناسایی نیروهای آماده بکار و مصاحبه استخدام بهره برداری می شود.
شرکت ها و سازمان ها با شناسایی تیپ های شخصیتی افراد جویای کار می توانند از شخصیت های مختلف در پست های سازگار با شخصیتشان بهره گیرند و بدین ترتیب بر سرعت رشد و تعالی سازمان یا اداره خود بیافزایند.
همچنین این آزمون برای مشاوره شغلی ،تربیت کودکان،پویایی گروه ،بازاریابی،آموزش مدیریت و رهبری،تربیت مدیر اجرایی،مشاوره ازدواج، اصول مناسب زندگی و موارد گوناگون و متعدد دیگر مورد استفاده قرار میگیرد.
یه سایت بهتون معرفی می کنم که آزمون میرز-بریگز یا همون MBTI رو اجرا میکنه ومشخصات شخصیتی
شمارو ارائه میده امتحانش ضرر نداره !
انتخابات شورای دبیران امروز دوشنبه ۱۰ آبان برگزار شد و خانم هوشیار بابیشترین
رای دبیر انجمن انتخاب شدن
به ایشون تبریک میگیم !![]()
اینم عکس انتخابات امروز داغ داغ!!!

ما ایرانیها هزاران خصوصیت خوب و نیکو داریم، اما در کنار این خصوصیات خوب، گاهی نیز به ویژگیهایی برمیخوریم که چندان خوشایند نیستند.
واقعیت این است که برخی از ما در خانه، محیط کار یا مدرسه عادت داریم دیگران را تحقیر کنیم، بهطور مثال برای دیگران اسم می گذاریم یا با طعنه و کنایه، به آنها نیش و زخمزبان می زنیم.
این موضوع را با دکتر ابراهیمیمقدم، روانشناس مطرح کردیم و ایشان از زاویهای دیگر به این موضوع نگاه کردند. شما هم همراه ما باشید.
یکی از شایعترین انواع تحقیر، اسم گذاشتن روی افراد است. شاید جالب نباشد بگویم، اما خیلی اوقات میبینیم که والدین برای تنبیه یا تربیت فرزندشان از کلمات احمق، تنبل و امثال آن استفاده میکنند. به نظر شما چنین رفتاری، چه تبعاتی به همراه خواهد داشت؟
به نکته مهمی اشاره کردید. اگر کودکان را با گذاشتن اسم نامناسب تحقیر کنیم، آنها باور میکنند که دارای این صفات و خصوصیات هستند. در نتیجه عزت نفس آنها از دست میرود و گاهی ممکن است از حضور در جمع و ارتباط با دیگران خودداری کنند.
تحقیر کردن در کودکی دردسرسازتر است یا بزرگسالی؟
تحقیر کردن در هر سنی مشکلساز است اما در کودکان میتواند تاثیرگذارتر باشد، زیرا قدرت تاثیر کلمات بر کودکان بیشتر است. هر واژه یا جملهای که به کودک گفته شود، به همراه خود پیام مهمی درباره کودک و رابطه او با دنیای خویش دارد. این پیامها تبدیل به یک باور میشوند و در آینده و بزرگسالی برای او دردسرساز خواهند شد. متاسفانه کودکان به آن حد از توانایی نرسیدهاند تا مطالبی را که به ذهنشان وارد میشود، جداسازی کنند و مانع بعضی از آنها شوند.
کودک، پدر و مادر خود را عقل کل می داند و باور دارد که آنها همه چیز را میدانند و سخنانشان مثل یک قانون است.
بهداشت روانی در کودکان و بزرگسالان بر چند اصل استوار است و نخستین اصل آن احترام به شخصیت خود و دیگران است.
افرادی که خود یا دیگران را با الفاظ یا صفات ناخوشایند خطاب میکنند، به تدریج سلامت روان خود را ار دست می دهند.
تکرار تحقیر کودک از سوی والدین، موجب مخدوش شدن عزتنفس کودک خواهد شد.
نتیجهاش چه میشود؟
خب، اگر عزتنفس داشته باشیم، برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی خصوصی و شغلمان بروز میکند، آمادگی بیشتری داریم. به تعبیری میتوانیم در پی هر شکست، روی پایمان بایستیم و نیروی بیشتری برای از نو شروع کردن خواهیم داشت.
هر چه عزتنفس ما سالمتر باشد، به دیگران احترام بیشتری میگذاریم و با
آنها برخورد بهتر و منصفانهتری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خود
نمی دانیم.
در مقابل هر چه عزتنفس ما کمتر باشد، امید و آرزویمان دچار نقصان میشود و احتمال موفقیتمان کاهش مییابد.
هر چه عزتنفس ما بیشتر باشد، با اشخاص روابط سالمتری برقرار میکنیم. دلیل آن هم این است که افراد همانند، یکدیگر را جذب میکنند و سالمها به هم میرسند، لذا اگر دوستی دارید که مدام در پی تحقیر دیگران یا خود شماست، میتوانید هم به عزتنفس خودتان شک کنید و هم به انتخابتان!
افراد با عزتنفس بالا و پایین چهطور دوستانشان را انتخاب میکنند؟
ما اصولا مایل به برقراری ارتباط با کسانی هستیم که عزتنفس بیشتری دارند و برای خود ارزش قایل هستند. به همین ترتیب اگر برای خودمان ارزش قایل شویم و اجازه ندهیم که دیگران ارزش و اعتبار ما را خدشهدار سازند، بیشتر احتمال دارد که افراد باعزت نفس بالا را به دور خود جمع کنیم.
برعکس اگر برای خودمان ارزشی قایل نباشیم و اجازه دهیم به راحتی مورد تحقیر و سرزنش دیگران قرار گرفته و یا خدای ناکرده الفاظ و کلمات نازیبا در مورد ما به کار بردند، به تدریج شاهد خواهیم بود که اطرافیان و دوستان ما نیز از زمره کسانی هستند که در تحقیر خود و دیگران مهارت دارند!
و به عنوان حرف آخر، لطفا درباره عزتنفس و رابطه آن با احترام به دیگران هم توضیح دهید.
هر چه عزتنفس ما سالمتر باشد، به دیگران احترام بیشتری میگذاریم و با آنها برخورد بهتر و منصفانهتری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خود نمی دانیم.
از این گذشته، احترام گذاشتن به خود، مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به دیگران است.
در نظر داشته باشید که با داشتن عزتنفس خوب و سالم، بدخواه دیگران نمیشویم، از بیاعتنایی دیگران نمیترسیم و نگران تحقیر و خیانت نخواهیم بود.
کوتاه سخن اینکه، اشخاصی که به احساس ارزشمندی خود رسیدهاند، با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتری با دیگران برخورد میکنند.
البته داشتن احساس خوب از خویشتن شرط لازم برای رسیدن به حال خوب است، اما شرط کافی نیست. عزتنفس جایگزین دانش و مهارتی که شخص برای رسیدن به موفقیت به آنها نیاز دارد نخواهد شد، اما احتمالا میتواند به یاد گرفتن این دانش و مهارت کمک کند.
انتخابات شورای دبیران انجمن روان شناسی به زودی برگزار می شود
زمان : ۱۰ آبان (دوشنبه )
مکان : ساختمان شماره ۳
منتظر حضور سبزتون هستیم !
نکته :حالا سبزم نبود اشکال نداره شما فقط بیاین رای بدین بنفشم باشه قبول میکنیم![]()

همه گناهان کبیره به خاطر نیروهای ذهن ناخودآکاه به وجود می آیند. این نیروها همانطور که در روانشناسی بیان می شود، به طریقی همانند محرک و پاسخ عمل می کنند.
ذهن بخشی از روح است نه جسم. آشکار است که موجودات معنوی هم ذهن دارند. مولکول ها هیچ کاری نمی توانند بکنند جز اینکه واکنش های شیمیایی انجام دهند که هیچ قدرتی برای تولید فکر ندارد. مولکول های مغز تا اندازه یک تریلیونم تجزیه و تحلیل شده اند و همه آنها عملکردهای بیومکانیکی کاملاً بی ارتباط با فکر دارند. مولکول ها کارهای پیچیده ای انجام می دهند و هیچوقت نمی توانند از شناسایی شدن فرار کنند. پیامبران الهی می گویند، "این روح است که زندگی می بخشد، جسم بی فایده و بلااستفاده است.
این شامل حیوانات نیز می شود. مشخص است که حیوانات و حشرات فکر میکنند. درنتیجه، آنها هم در جسمشان روح دارند. کتاب وحی ارواحی را توصیف می کند که توسط شیطان از جهنم آزاد شده اند و وارد بدن حشرات شده اند . آنها برای فرار از جهنم نیاز به جسم دارند اما شایسته بدن حیوانات هم نیستند چون دیگران برای آنها اولویت بالاتری دارند.
ادعای اینکه فقط جسم است که موجب گناه می شود، همانطور که پاول می گوید (روم، 17،18 : 7)، کاملاً پوچ است. مشخص است که شیطان می تواند بدون داشتن جسم گناه کند به همین خاطر همیشه برای مقاصد خود وارد بدن دیگران می شود. اگر حرف پاول درست بود، دیگر دلیلی برای گناه کردن وجود نداشت اما پس از مرگ از بین می رود. نگرانی مهم پیامبران زندگی جاوانه اخروی بود نه زندگی دنیوی.
همه افکار واکنش های محرک و پاسخ دارند چون شناخت به حالت دیگری ممکن نیست و هرچه که دریافت می شود در خاطره حفظ می شود که شناخت است.
شناخت خود به خود انجام می شود چون در ذهن واقعیت های مشابه به هم جذب می شوند و واقعیت های غیرمشابه همدیگر را دفع می کنند. درنتیجه، هرچه که دریافت می شود به سمت چیزهای مشابه آن در خاطره جذب می شود. اما ذهن کامل نیست چون نیروهایی می توانند ارتباط برخی خاطرات را مسدود کنند.
شناخت یک واکنش محرک و پاسخ است چون ادراک این تحریک را به وجود می آورد و یادآوری پاسخ را به وجود می آورد. همه واکنش های محرک و پاسخ که در روانشناسی بیان می شود جزء مکانیزم شناخت هستند.
روانشناسی مبتنی بر واکنش های محرک و پاسخ است که از نیروهای شرطی و ناخودآگاه ریشه می گیرد. برای درک نیروهای ناخودآگاه ذهن که موجب بروز گناه می شود، ابتدا باید این موضوع مطالعه شود.
این موضوع حدوداً در سال 1890 آغاز شد که پاولو (Pavlov)اولین اکتشافات را در شرطی سازی روانی انجام داد. تحقیقات و مطالعات او این موضوع را تشریح می کند. به همین منظور بطور اختصار توضیح میدهیم که چه کرد.
پاولو روانشناس بود. او به سگی غذا می داد و واکنش های روانی او از جمله ترشح بزاق را که افزایش می یافت اندازه گیری می کرد. بعد هر بار که آن سگ را غذا می داد زنگی را به صدا درمی آورد؛ و اینکار را بارها تکرار می کرد. درآخر دیگر کاری جز به صدا درآوردن زنگ انجام نمی داد اما سگ بازهم همان واکنش های روانی موقع خوردن غذا مثل افزایش ترشح بزاق را انجام می داد. سگ های دیگر با شنیدن صدای زنگ بزاق دهانشان افزایش نمی یابد.
این نشان می دهد که خاطرات واکنش هایی در پاسخ به محرک ایجاد می کند. واکنش ها شامل فیزیولوژی هستند و محرک می تواند شامل هرچه که در ذهن و خاطرات باشد شود. انواع مختلفی از چنین مطالعاتی تمرکز اصلی روانشناسی در صد سال گذشته بوده است.
با آگاهی مدرن، نتایج زیادی می تواند درمورد ذهن به دست آورد. مثلاً یادآوری باید براساس محرک و پاسخ عمل کند درغیراینصورت وجود نخواهد داشت. اگر فردی یک اتومبیل آبی را ببیند همه خاطراتی که در آن اتومبیل آبی وجود داشته در همان لحظه به ذهن می آید به غیر از آن خاطراتی که در آن لحظه مسدود شده اند. درواقع، هر حرکتی در ذهن با واکنش های محرک و پاسخ شروع می شود. اما وقتی نتیجه پیچیده باشد، مثل منطق، می تواند نقطه شروعی فراتر از واکنش های محرک و پاسخ داشته باشد.
این علم اطلاعات زیادی درمورد گناه و فساد در اختیارمان می گذارد. فرد می تواند در همه فسادها یک واکنش محرک و پاسخ ببیند که موجب نیروهای ناخودآگاه نتیجه را کنترل کنند.
یکی از ساده ترین نمونه ها حسادت است. حسادت یکی از بارزترین نمودهای نیروهای ناخودآگاه است که موجب فساد می شود. فرد حسود بهتری یک دشمن را می بیند و احساس ترس و تهدید می کند. او نیروهای ناخودآگاه خود را درک نمی کند به همین خاطر به خودش می گوید که آن فرد به طریقی با او بدرفتاری کرده است. او باید این قضیه را تمام کند که درواقع بسیار غیرمنطقی است. اما او با نیروهای ناخودآگاه خود هدایت می شود که خود قادر به درک آنها نیست.
همین درست برای همه نیروهای ناخودآگاه که موجب گناه و فساد می شود صدق می کند که همه مبتنی بر سلطه گری هستند. افراد فاسد به سمتی هدایت می شوند که بر دیگران سلطه کنند اما آن واکنش را درک نمی کنند چون در ناخودآگاه آنها قرار دارد.
برای سلطه به دیگران یا ارتکاب به یک گناه، نیاز به قدرت است چون قربانیان سعی در محافظت از خود خواهند کرد. ازاینرو، قدرت بسیار مطلوب است و موجب تقویت هرچه بیشتر نیروهای ناخودآگاه می شود.
تقویت مثبت نیز کمک خوبی برای واکنش های محرک و پاسخ است. در تجربیات پاولو، غذا همان نیروی کمکی مثبت بود. وقتی واکنشی پیچیده تر ایجاد می شود، این کمک بخش متمایزی از شرطی سازی می شود. معلمین حیوانات از غذا بعنوان یک نیروی کمکی مثبت برای آموزش حیوانات به انجام کارهای مختلف استفاده می کنند.
موقعیت های قدرت روی افراد مختلف تاثیر یکسانی ندارد. به علم و شخصیت اخلاقی فرد بستگی دارد. استفاده از قدرت برای کنترل واقعیات عینی صحیح است اما استفاده از قدرت برای کنترل اشخاص همیشه موجب فساد می شود. هیچ راه اخلاقی برای کنترل ذهنی افراد وجود ندارد. این در پارتباطات افراد اخلاق گرا کاملاً مشخص است. آنها از رسانه عینی برای ارتباطات خود استفاده می کنند تا ذهنی کسی را کنترل نکرده باشند.
گناه روشی از کنترل ذهنی دیگران است که همیشه عملی پست است. به همین دلیل، سلطه گری نیز همیشه عملی پست بوده است. ازآنجا که گناه تاثیری ذهنی روی دیگران ایجاد می کند، یک نیروی کمکی مثبت برای گناه های بیشتر به وجود می آورد.
|
یکی از اهدافِ عمده هر علم، اندازه گیریِ پدیده هایی است که آن علم، آنها را بررسی می کند. به عبارت دیگر، دانشمندان می کوشند پدیده ها را با اعداد و ارقام نشان دهند تا بتوانند به راحتی آنها را طبقه بندی کنند. همچنین بیان قواعد و قوانین علمی، بسیاری از اوقات، دانشمندان را ناگزیر می سازد جنبه کمّیِ پدیده ها را مورد توجّه و محاسبه قرار دهند. در علمِ روانشناسی، شیوه هایی وجود دارند که روانشناسان به کمکِ این شیوه ها تلاش می کنند ویژگی هایِ روانیِ انسان را در قالب هایِ کمّی و قابلِ محاسبه بریزند. مجموعه این شیوه ها در اصطلاح، روانْ سنجی نامیده می شوند. روانْ سنجی، در معنای وسیع کلمه، یعنی استفاده از روشِ آزمایشی در بررسی پدیده های روانی؛ امّا در معنایِ محدود کلمه - که ما با آن سرو کار داریم -، یعنی استفاده از آزمون های روانی (Mental Tests) برای اندازه گیری توانایی هایِ ذهنی و قضاوت درباره ویژگی هایِ شخصیّتی. شاید این پرسش به ذهن شما خطور کند که روانشناسان، چگونه پدیده های روانی را می سنجند؟ مگر می توان «حالات روحی» اشخاص را در ترازو کشید یا زیر میکروسکوپ دید؟!... حقیقتْ آن است که روانشناسان، چیزی جز «رفتار» آدمی را نمی سنجند. آنچه در آزمون هایِ روانی بررسی می شود، رفتار آدمی است که نشانگرِ حالات و پدیده هایِ نهفته در ذهن و روان اوست. در هر آزمون روانی، تلاش بر این است که تفاوت های رفتاریِ موجود میانِ افراد مختلف و یا تفاوت های رفتار فردِ خاصّی در مواقع مختلف، اندازه گیری شود. از طریقِ این اندازه گیری و مقایسه نتایج آن با نمونه های معیار است که روانشناسان درباره ویژگی های روانیِ ما - که در پسِ رفتارِ ما نهفته است -، اظهار نظر می کنند. در عصر حاضر، کاربرد آزمون ها، به منظور تقویتِ خودشناسی و رشد فردی، رواج فزاینده ای یافته است. بسیاری علاقه مندند از طریق آزمون هادرباره توانایی ها و چگونگیِ وضعیّت روحی و روانی خویش، کسب اطّلاع کنند؛ امّا باید به یاد داشت که این آزمون ها، حتّی در سنجیده ترین و علمی ترین موارد هم، تنها بخشی از اطّلاعات موردِ نیاز برای شناخت یک شخص را در اختیار می گذارند، و حتّی زبده ترین روانشناسان نیز باید در کنار ابزارها، اطّلاعات و عوامل دیگر، نتایجِ آزمون را در تشخیص و قضاوت خود، دخالت دهند. بدیهی است از آزمون ها انتظار معجزه نمی توان داشت! افزون بر آنچه گفته شد، ارزیابی و تفسیر صحیحِ نتایجِ یک آزمون، مستلزم برخورداری از آگاهی های گوناگونی است. کسی که می خواهد از نتیجه یک آزمونْ استفاده کند، باید چگونگیِ ساخته شدنِ آن آزمون را بداند و مطّلع باشد که این آزمونِ بخصوص، کدامین مقاصد را پیگیری می کند و چه محدودیّت هایی دارد. پیداست که افراد عادی و حتّی روانشناسانی که در امر روانْ سنجی تخصّص و تبّحر ندارند، از این آگاهی ها بی بهره اند و لذا تنها متخصّصان هستند که می توانند از آزمون ها تفاسیرِ قابل اعتمادی ارائه دهند. تازه، همه اینها در گروِ آن است که: اوّلاً آزمون روانیِ مورد نظر، از ساختارِ صحیح و صلاحیت علمی برخوردار باشد، ثانیاً به نحو صحیحی مورد استفاده قرار گیرد. آزمون های روانی، مانند هر وسیله علمی و ابزار اندازه گیری، ظرافت ویژه ای دارند. از دیگر سو، جذّابیت آزمون ها و امکانِ بهره مندی های اقتصادی از تولید و نشر آنها گاه، افراد سودجو و فرصت طلب یا کم اطّلاع و غیر متخصّص را به تولید و نشر آزمون هایی در سطح عمومی واداشته است که نتایج و داده های آنها حتّی برای متخصّصان هم قابل اعتماد نیست. آزمون های روانی، در نظر برخی افراد سطحی نگر، وسیله تفریح و وقتْ گذرانی اند؛ امّا گروهی از مردم - بویژه جوانان - بر نتایج آزمون ها تکیه می کنند و این نتایج را معیار و ملاک قضاوت ها و تصمیمْ گیری های مهمّ خود قرار می دهند. باید در نظر داشت که این واقعیّت، در زمانی که بسیاری از مجلّات و کتاب ها آزمون ها را همگانی کرده اند، مخاطره آمیز است. گاه، شاهد انتشار آزمون هایی در ابعاد وسیع و فراگیر هستیم که به علّت فقدان ساختار علمی، تنها کاریکاتوری از یک آزمون روانی را ترسیم می کنند! گاه نیز آزمون های علمی و قابل اعتماد و حتّی مشهور، بدون توجّهِ کافی به حوزه کارآیی و نحوه استفاده از آنها، در اختیار عمومْ قرار می گیرند. ناگفته پیداست که بیشتر خوانندگان آزمون ها نیز از مهارت و تخصّص کافی در تفسیر و تحلیل نتایجِ آزمون، برخوردار نیستند. وقوع هر یک از این حالات، ممکن است موجب تصمیمْ گیری های نادرست شود، یا لطمه هایِ جبرانْ ناپذیری به شخصیّتِ افراد وارد سازد. پس باید بدانیم اوّلاً هر آزمونی قابل اعتماد نیست؛ ثانیاً قابل اعتمادْترین آزمون ها هم، باید توسّط متخصّصانْ تفسیر شوند. یک متخصّص، گاه، در کنارِ آزمونِ روانی، با شخصِ موردِ نظر مصاحبه می کند و تنها از طریق تحلیلِ گفتارِ شخص، به تصمیمْ گیری نهایی درباره نتیجه آزمون می پردازد. همچنین مشاهدات این متخصّص و اطّلاعاتی که در باب زندگانی فرد به دست می آورد، وی را در نتیجه گیری از آزمون، یاری می دهند؛ زیرا محیط اجتماعی و فرهنگی، آداب و رسوم، فضای خانواده، و حتّی اتّفاقات ساده و فعّالیت های روزمرّه (مثلاً یک ورزش خسته کننده)، هم می توانند در پاسخگوییِ شخص به آزمون، تأثیرگذار باشند و بدون توجّه به این عوامل، تعیین نتیجه واقعیِ آزمون، شدنی نیست. آنچه عمومِ مردم از آزمون ها به دست می آورند، تنها نتیجه ظاهری و گاه مَجازیِ آزمون هاست. سفارش روانشناسان به عموم مردم و خصوصاً جوانان، این نیست که به مطالعه و استفاده از آزمون های روانی نپردازند؛ بلکه توصیه این است که با نتایجی که از آزمون هایِ انتشار یافته در کتاب ها و نشریّات به دست می آورند، درباره خود و شخصیّت خود، به طور یقینی و قطعی، قضاوت نکنند، و بدونِ مشورت با متخصّصان صاحب نظر در زمینه آزمون ها، نتیجه یک آزمون را مبنای تصویر و تصوّر و عمل و تأمّل، قرار ندهند. در نوشتارِ حاضر از این مآخذ نیز بهره گرفته شده است: 1. روان آزمایی، ا.آناستازی، ترجمه محمّد نقیِ براهنی، انتشارات دانشگاه تهران، 1361. 2. آزمون هایِ روانی (مبانیِ نظری و عملی)، دکتر حمزه گنجی، چاپ هفتم، انتشارات آستان قدس رضوی، 1377. 3. مقدّمه ای بر روانشناسی، گروه نویسندگان، ترجمه مهدی محیی الدین بناب، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1378، ج 2 / 1. |