آیا باید به «آزمون های روانی» اعتماد کرد؟
|
یکی از اهدافِ عمده هر علم، اندازه گیریِ پدیده هایی است که آن علم، آنها را بررسی می کند. به عبارت دیگر، دانشمندان می کوشند پدیده ها را با اعداد و ارقام نشان دهند تا بتوانند به راحتی آنها را طبقه بندی کنند. همچنین بیان قواعد و قوانین علمی، بسیاری از اوقات، دانشمندان را ناگزیر می سازد جنبه کمّیِ پدیده ها را مورد توجّه و محاسبه قرار دهند. در علمِ روانشناسی، شیوه هایی وجود دارند که روانشناسان به کمکِ این شیوه ها تلاش می کنند ویژگی هایِ روانیِ انسان را در قالب هایِ کمّی و قابلِ محاسبه بریزند. مجموعه این شیوه ها در اصطلاح، روانْ سنجی نامیده می شوند. روانْ سنجی، در معنای وسیع کلمه، یعنی استفاده از روشِ آزمایشی در بررسی پدیده های روانی؛ امّا در معنایِ محدود کلمه - که ما با آن سرو کار داریم -، یعنی استفاده از آزمون های روانی (Mental Tests) برای اندازه گیری توانایی هایِ ذهنی و قضاوت درباره ویژگی هایِ شخصیّتی. شاید این پرسش به ذهن شما خطور کند که روانشناسان، چگونه پدیده های روانی را می سنجند؟ مگر می توان «حالات روحی» اشخاص را در ترازو کشید یا زیر میکروسکوپ دید؟!... حقیقتْ آن است که روانشناسان، چیزی جز «رفتار» آدمی را نمی سنجند. آنچه در آزمون هایِ روانی بررسی می شود، رفتار آدمی است که نشانگرِ حالات و پدیده هایِ نهفته در ذهن و روان اوست. در هر آزمون روانی، تلاش بر این است که تفاوت های رفتاریِ موجود میانِ افراد مختلف و یا تفاوت های رفتار فردِ خاصّی در مواقع مختلف، اندازه گیری شود. از طریقِ این اندازه گیری و مقایسه نتایج آن با نمونه های معیار است که روانشناسان درباره ویژگی های روانیِ ما - که در پسِ رفتارِ ما نهفته است -، اظهار نظر می کنند. در عصر حاضر، کاربرد آزمون ها، به منظور تقویتِ خودشناسی و رشد فردی، رواج فزاینده ای یافته است. بسیاری علاقه مندند از طریق آزمون هادرباره توانایی ها و چگونگیِ وضعیّت روحی و روانی خویش، کسب اطّلاع کنند؛ امّا باید به یاد داشت که این آزمون ها، حتّی در سنجیده ترین و علمی ترین موارد هم، تنها بخشی از اطّلاعات موردِ نیاز برای شناخت یک شخص را در اختیار می گذارند، و حتّی زبده ترین روانشناسان نیز باید در کنار ابزارها، اطّلاعات و عوامل دیگر، نتایجِ آزمون را در تشخیص و قضاوت خود، دخالت دهند. بدیهی است از آزمون ها انتظار معجزه نمی توان داشت! افزون بر آنچه گفته شد، ارزیابی و تفسیر صحیحِ نتایجِ یک آزمون، مستلزم برخورداری از آگاهی های گوناگونی است. کسی که می خواهد از نتیجه یک آزمونْ استفاده کند، باید چگونگیِ ساخته شدنِ آن آزمون را بداند و مطّلع باشد که این آزمونِ بخصوص، کدامین مقاصد را پیگیری می کند و چه محدودیّت هایی دارد. پیداست که افراد عادی و حتّی روانشناسانی که در امر روانْ سنجی تخصّص و تبّحر ندارند، از این آگاهی ها بی بهره اند و لذا تنها متخصّصان هستند که می توانند از آزمون ها تفاسیرِ قابل اعتمادی ارائه دهند. تازه، همه اینها در گروِ آن است که: اوّلاً آزمون روانیِ مورد نظر، از ساختارِ صحیح و صلاحیت علمی برخوردار باشد، ثانیاً به نحو صحیحی مورد استفاده قرار گیرد. آزمون های روانی، مانند هر وسیله علمی و ابزار اندازه گیری، ظرافت ویژه ای دارند. از دیگر سو، جذّابیت آزمون ها و امکانِ بهره مندی های اقتصادی از تولید و نشر آنها گاه، افراد سودجو و فرصت طلب یا کم اطّلاع و غیر متخصّص را به تولید و نشر آزمون هایی در سطح عمومی واداشته است که نتایج و داده های آنها حتّی برای متخصّصان هم قابل اعتماد نیست. آزمون های روانی، در نظر برخی افراد سطحی نگر، وسیله تفریح و وقتْ گذرانی اند؛ امّا گروهی از مردم - بویژه جوانان - بر نتایج آزمون ها تکیه می کنند و این نتایج را معیار و ملاک قضاوت ها و تصمیمْ گیری های مهمّ خود قرار می دهند. باید در نظر داشت که این واقعیّت، در زمانی که بسیاری از مجلّات و کتاب ها آزمون ها را همگانی کرده اند، مخاطره آمیز است. گاه، شاهد انتشار آزمون هایی در ابعاد وسیع و فراگیر هستیم که به علّت فقدان ساختار علمی، تنها کاریکاتوری از یک آزمون روانی را ترسیم می کنند! گاه نیز آزمون های علمی و قابل اعتماد و حتّی مشهور، بدون توجّهِ کافی به حوزه کارآیی و نحوه استفاده از آنها، در اختیار عمومْ قرار می گیرند. ناگفته پیداست که بیشتر خوانندگان آزمون ها نیز از مهارت و تخصّص کافی در تفسیر و تحلیل نتایجِ آزمون، برخوردار نیستند. وقوع هر یک از این حالات، ممکن است موجب تصمیمْ گیری های نادرست شود، یا لطمه هایِ جبرانْ ناپذیری به شخصیّتِ افراد وارد سازد. پس باید بدانیم اوّلاً هر آزمونی قابل اعتماد نیست؛ ثانیاً قابل اعتمادْترین آزمون ها هم، باید توسّط متخصّصانْ تفسیر شوند. یک متخصّص، گاه، در کنارِ آزمونِ روانی، با شخصِ موردِ نظر مصاحبه می کند و تنها از طریق تحلیلِ گفتارِ شخص، به تصمیمْ گیری نهایی درباره نتیجه آزمون می پردازد. همچنین مشاهدات این متخصّص و اطّلاعاتی که در باب زندگانی فرد به دست می آورد، وی را در نتیجه گیری از آزمون، یاری می دهند؛ زیرا محیط اجتماعی و فرهنگی، آداب و رسوم، فضای خانواده، و حتّی اتّفاقات ساده و فعّالیت های روزمرّه (مثلاً یک ورزش خسته کننده)، هم می توانند در پاسخگوییِ شخص به آزمون، تأثیرگذار باشند و بدون توجّه به این عوامل، تعیین نتیجه واقعیِ آزمون، شدنی نیست. آنچه عمومِ مردم از آزمون ها به دست می آورند، تنها نتیجه ظاهری و گاه مَجازیِ آزمون هاست. سفارش روانشناسان به عموم مردم و خصوصاً جوانان، این نیست که به مطالعه و استفاده از آزمون های روانی نپردازند؛ بلکه توصیه این است که با نتایجی که از آزمون هایِ انتشار یافته در کتاب ها و نشریّات به دست می آورند، درباره خود و شخصیّت خود، به طور یقینی و قطعی، قضاوت نکنند، و بدونِ مشورت با متخصّصان صاحب نظر در زمینه آزمون ها، نتیجه یک آزمون را مبنای تصویر و تصوّر و عمل و تأمّل، قرار ندهند. در نوشتارِ حاضر از این مآخذ نیز بهره گرفته شده است: 1. روان آزمایی، ا.آناستازی، ترجمه محمّد نقیِ براهنی، انتشارات دانشگاه تهران، 1361. 2. آزمون هایِ روانی (مبانیِ نظری و عملی)، دکتر حمزه گنجی، چاپ هفتم، انتشارات آستان قدس رضوی، 1377. 3. مقدّمه ای بر روانشناسی، گروه نویسندگان، ترجمه مهدی محیی الدین بناب، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1378، ج 2 / 1. |